یادداشت/
به تمدن رسیده هاى امروز، سر سفره هاى علوم و فنون ما بزرگ شده اند
هنوز هم در راهروهای دانشگاه، صدای فریاد حق طلبانه دانشجویان شنیده میشود، مرگ را به ذلت ترجیح دادند و امروز، فریادی که برآوردند، به موجی عظیم تبدیل شده است که همچنان زنده و جاری به پیش میرود،به تمدن رسیده هاى امروز، سر سفره هاى علوم و فنون ما بزرگ شده اند، ما را نمى رسد که کوچک بمانیم.[
به گزارش" شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از " کلوت" کرمان، چیزی نمانده بود تا سپیده، اما روباه پیر که بیکار نمی نشست؛ مدام کابوسهای بی تعبیر می ساخت، تراکم خشونت و سیاهی، نتوانست خود را کنترل کند. سلاحهای بی رحم، دانشکده فنی را نشانه میرفت، اما باید می دیدید که دانشجوها، آن همه خشم را به مسخره گرفته بودند و ایران سربلند را آرزو میکردند، کیسه های دلار، چشمهای مزدورها را کور کرده بود، اما رنگ سرخ خون دانشجو، کار خودش را کرد و آنها را به خود آورد.
گوشهای خود فروخته ها، پر از پنبه شده بود؛ اما صدای شلیک گلوله بر قلب میخکهای جوان، شنوایشان کرد و ۱۶ آذر، روز تولد حماسه شد؛ حماسه آگاهی ذهنهای جویای دانش و قصیده عزت و ظلم ستیزی و بیداری دانشگاه.
,
خوب گوش کن! هنوز هم در راهروهای دانشگاه، صدای فریاد حق طلبانه دانشجویان شنیده میشود. مرگ را به ذلت ترجیح دادند و امروز، فریادی که برآوردند، به موجی عظیم تبدیل شده است که همچنان زنده و جاری به پیش میرود.
,بعد از کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، رژیم وابسته پهلوى که توانسته بود با کمک اربابان امریکایى بر اریکه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایه هاى حکومت خود را تثبیت کند، اما غافل از اینکه مقاومت مردم بطور کامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد.
,
نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا در سال ۱۳۳۲، راهى ایران گردید. در حقیقت او مى آمد تا نتیجه سرمایه گذارى بیست و یک میلیون دلارى را که سازمان جاسوسى امریکا سیاه در راه کودتا و سرنگونى دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند. ملت در حال افسردگى و از نفاق و تفرقه اى که استبداد توانسته بود در میان او ایجاد کند، ناراحت بود.
,
رهبرى نهضت مقاومت، قصد رساندن صداى اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را که مى خواست با مشروع جلوه دادن رژیم کودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام بدست آورد، خنثى کند. اجراى این برنامه به عهده کمیته هماهنگى دانشگاه تهران واگذار شده بود.
,
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، از روز ۱۴ آذر ۱۳۳۲، آغاز گردید. دانشجویان دانشکده هاى حقوق و علوم سیاسى، علوم دندان پزشکى، فنى، پزشکى، داروسازى در دانشکده هاى خود تظاهرات پرشورى علیه رژیم کودتا برپا کردند. رژیم پهلوى که به خوبى از خشم ملت و خصوصا دانشجویان نسبت به خود و اربابان امریکا از پیش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.
روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران انتظامى، در زد و خورد با دانشجویان، شمارى را مجروح و گروهى را دستگیر و زندانى کردند. صبح روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲، گارد تا دندان مسلح رژیم پهلوى براى اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کند.
,
,
در یکى از کلاسهاى درس دانشکده فنى، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژیم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره مى گیرند و همین بهانه کافى بود تا وارد کلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را براى بهره بردارى و گرفتن زهر چشم دانشجویان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجویان بى پناه سه تن از آنان را به شهادت مى رسانند.
حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲، بعنوان یک روز (مقاومت تاریخى) در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههاى سراسر ایران مراسم و تظاهراتى به یاد شهیدان آن روز برپا مى کردند.
,
,
به تمدن رسیده هاى امروز، سر سفره هاى علوم و فنون ما بزرگ شده اند. ما را نمى رسد که کوچک بمانیم. ما بزرگتر از آنیم که تصور مى شود و تا بیرون آمدن از زیر چتر استعمار دیرینه رنجها برده ایم و زخمها خورده ا یم. بر مغزهایمان نوشته بودند که نمى دانیم و نمى توانیم و باورمان شده بود. پاورقى نویس تاریخ علم نبوده ایم که دیگران یادمان بدهند متن خوانى را... دو قرن سکوت را پشت سر گذاشته ایم؛ دو قرن استعمار را پشت سر گذاشته ایم... قرنهاى دیگر را نیز پشت سر خواهیم گذاشت.
,
انگشت به هر پنجره ای بزنی، توان گشودنش را خواهی داشت. خورشید برای نور شدن تو را کمک میکند؛ اگر صفحات خاک گرفته ذهنت را ورق بزنی و روشن بیندیشی. پشت صندلیهای جوانی نشسته ای و می آموزی آنچه را برای فردایی رها ،نیاز خواهی داشت.
سرزمینت با هر نفسهای مشتاق تو جوانه خواهد داد؛ وقتی بهارانه، سبز نفس میکشی.
,
دیروز، امروز، فردا، همه روزها به نام توست، وقتی در صفحه به صفحه تاریخ، بر قله های سربلندی ایستاده ای «دانشجو»؛ این نام سرشارت میکند از بهار.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه