پدر شهید علیرضا جویلی به فرزند شهیدش پیوست
پدر شهید علیرضا جویلی دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رادکانا، حاج موسی جویلی پدر شهید علیرضا جویلی در سن 87 سالگی دار فانی را وداع گفت و امروز با حضور جمعی از خانواده های شهدا در گلزار شهدا اهواز به خاک سپرده شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رادکانا,سردار پاسدار شهید علیرضا جویلی 11 بهمن 1361 در منطقه رقابیه سوسنگرد به شهادت رسید.
,,
وصیتنامه شهید علیرضا جویلی:
, وصیتنامه شهید علیرضا جویلی:, وصیتنامه شهید علیرضا جویلی:,,
بسمالله الرحمن الرحیم
اکنون که وصیتنامه را مینویسم روز پنجشنبه است و شب جمعه. روزی که همه به دیدار شهیدان و رفتگان خود میروند. روزی که از دسترفتگان شادند، برای این که بستگان خودشان را در بالای قبر خود میبینند و بستگانشان بخواندن فاتحه آنها را شاد میکنند دیروز یکی از بچهها به من گفت که دیشب خواب دیدم که تو در این عملیات شهید میشوی و در حال شهادت مرتب میگوئی (شکر الله).
خدایا به ما توفیق آن را بده که در راه تو در صراط مستقیم جانمان را فدا کنیم، خدایا تو خودت میدانی که من در طول این عمر کوتاه چقدر گناه و معصیت کردم و چقدر از دستورات تو نافرمانی کردم و چقدر سخنان تو را نادیده گرفتم. اگر تو مرا نبخشی دیگر هیچگونه امیدی ندارم ای امید نا امیدان و ای بخشنده مهربان من جز تو هیچگونه امیدی ندارم و تنها امید من توئی و من فقط از تو یاری میجویم که مرا نجات دهی.
ای یاریدهنده بیکسان امید است که در این راه مرا یاری فرمائی و کمکم کنی که جان خود را در راه تو فدا کنم شاید کمکی به دین خود کرده باشم و به قول امان من که زندگیام هیچ کمکی به اسلام نکرده، شاید مرگم بتواند به اسلام کمکی نماید.
خدمت پدر و مادر گرامی و عزیزم، پدر و مادر از این که در زندگی نتوانستم خدمتی به شما بکنم و باری از روی دوش شما بردارم. خدا میداند که شرمندهام و آن طوری که باید در حق شما خدمت کرده باشم نکردهام پدر و مادرم امیدوارم که مرا ببخشید و از خدا برای من طلب آمرزش کنید. پدرم تو که صبرت از مادرم بیشتر است به او دلداری بده و او را نصیحت کن که خدای ناکرده در فراغ من چیزی نگوید که خدا از آن برنجد.
در ضمن به تمام آشنایانی که در خط امام نیستند بگوئید که من راضی نیستم که آنها سرمزار من بیایند و یا حتی در خانه ما اهانتی به امام و اسلام بکنند و به آنها بگوئید که اگر بر سر مزارم یا خانه ما این چنین کاری کردند من راضی نیستم و آن دنیا در پیش خدا از آنها شکایت میکنم. ضمناً من خودم راه خودم را انتخاب کردم و هیچکس هم مرا به زور یا به حرف نکشانیده است.
خدمت مادر دلسوزم، مادر من خودم نیز میدانم که تو را چقدر ناراحت کردم و هیچ کاری که در حد تو باشد برای تو انجام ندادهام. امیدوارم که این را از کوته نظری من بدانی و مرا ببخشی. مادرم از تو میخواهم که در راه انقلاب باشی و خدای ناکرده شهادت من باعث نشود که به حرف فامیلهائی که در خط انقلاب نیستند، گوش کنی و حرفی خلاف امام و اسلام و خدا بزنی که در این صورت من را خیلی ناراحت کردهای.
مادر دوست دارم که تو هم مانند مادران شهیدانی باشی که صبر را پیشه کردهاند و خدا را شکر میکنند که شهیدی در راه او دادهاند. مادرم مگر تو خودت نگفتی که خدا را به ما داد. پس بدان که خدا نیز چنین ارادهای کرده است که من دیگر پیش شما نباشم. مادرم امروز روز امتحان است و خدا همه را امتحان میکند و یقین بدان که تمام این چیزها امتحان است. مادرم سعی کن که در این امتحان بیرون بیائی و نزد خدا قبول بشوی، زیرا روز قیامت هیچ به درد تو نمیخورد. بجز کارهائی که برای خدا انجام دادهای. بار دیگر از تو و پدرم تقاضای عاجزانه دارم که مرا ببخشید.
و السلام علیکم و رحمتا… و برکاته.
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه