یادداشت/

علی‌آقا، قهرمان اسطوره‌ای لشکر انصارالحسین(ع) همدان

علی‌آقا، قهرمان اسطوره‌ای لشکر انصارالحسین(ع) همدان
جماعت بچه‌های اطلاعات عملیات مثل شاگرد پیشش زانو زده بودند. یک تازه‌وارد، آهسته در گوش بغل دستی‌اش گفت: «علی‌آقا که میگن اینه !» جواب رو نگرفته بود که علی، خطاب به جمع گفت:" اولین درس اطلاعات عملیات این است؛ کسی می‌تواند از سیم‌خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم‌خاردار نفسش گیر نکرده باشد"!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از نافع،  بیست و ششمین یادواره سردار شهید علی چیت‌سازیان و یکصد شهید واحد اطلاعات و عملیات لشکر 32 انصارالحسین(ع) همدان، بهانه‌ای شد تا یادی از شهید علی چیت‌سازیان، قهرمان اسطوره‌ای لشکر انصار داشته باشیم؛ بزرگ‌مردی که در 19 سالگی به فرماندهی واحد اطلاعات، عملیات این لشکر رسید.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, نافع، , بیست و ششمین یادواره سردار شهید علی چیت‌سازیان و یکصد شهید واحد اطلاعات و عملیات لشکر 32 انصارالحسین(ع) همدان، بهانه‌ای شد تا یادی از شهید علی چیت‌سازیان، قهرمان اسطوره‌ای لشکر انصار داشته باشیم؛ بزرگ‌مردی که در 19 سالگی به فرماندهی واحد اطلاعات، عملیات این لشکر رسید.,

علی چیت سازیان، قهرمان اسطوره‌ای واحد اطلاعات، عملیات لشکر انصار است که با وجود گذشت‌ سال‌ها از شهادتش، مردم همدان همچنان مهربانی‌ها و محبت‌های او را به عنوان الگوی مردانگی برای یکدیگر بازگو می‌کنند.
او سال 1341 در خانواده‌ای مذهبی در همدان دیده به جهان گشود. جرات، تیزهوشی و توانایی جسمی از خصوصیات بارز دوران کودکی او بود. علاقه زیادی به ورزش‌های رزمی داشت. پرتلاش و با روحیه بود. دوران ابتدایی و راهنمایی را در شرایط فقر خانواده گذراند و خود نیز برای امرار معاش خانواده‌اش کار می‌کرد.
ورودش به هنرستان، همزمان با پیروزی انقلاب بود. او مانند میلیون‌ها ایرانی در راه پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی، تلاش‌های زیادی به عمل آورد.
با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی از طریق هنرستان وارد بسیج شد و درپادگان آموزشی قدس همدان، آموزش‌های نظامی را گذراند. هوش و ذکاوت او درکسب فنون نظامی به قدری بود که در مدت کوتاهی به عنوان فرمانده نیروهای آموزشی انتخاب شد .پس از آن او فرمانده مرکز آموزش نظامی شد. نیروهایی که توسط شهید چیت‌سازان آموزش دیده‌اند؛ بالغ بر چندین هزار نفر هستند.
با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن بعثی به خاک مقدس جمهوری اسلامی او که شوق زیادی برای رفتن به مناطق جنگی داشت با تشکیل و قبول فرماندهی گردان انصارالحسین (ع) و برعهده گرفتن مسئولیت آموزش جنگ‌های کوهستانی در این گردان به منطقه عملیاتی رفت.
درعملیات مسلم بن عقیل(ع) با اینکه بیش از 17 سال سن نداشت 140 نفر از نیروهای بعثی را که به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند از داخل خاک عراق به پشت جبهه انتقال داد و شهامت و شجاعت خود را به اثبات رساند.
علی چیت‌سازیان باتشکیل لشکر انصارالحسین (ع) و به دستور حاج ابراهیم همت، فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌ا...(ص) به عنوان فرمانده اطلاعات و عملیات این یگان برگزیده شد و در بیشترعملیات‌هایی که از طرف رزمندگان اسلام برای مقابله با متجاوزان صورت می‌گرفت؛ شرکت کرد از جمله عملیات والفجر2، والفجر 5، والفجر 8 و....
او چند بار در این عملیات‌ها مجروح شد، اما هربار با عزمی راسخ‌تر به جبهه برمی‌گشت.
او همانند فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با وجود اینکه مسئولیت سنگین فرماندهی اطلاعات، عملیات لشکر انصار را برعهده داشت، اما هیچ‌گاه از نیروهای مخلص بسیجی دور نمی‌شد و در مواقع عملیات با اینکه او، ماموریت خود را که شناسایی مواضع دشمن بود؛ از قبل انجام داده بود، اما با برداشتن اسلحه و حضور در عملیات به یاری رزمندگان گردان‌های عملیاتی می‌شتافت.
علی چیت‌سازیان درعملیات کربلای 4و5 نیز به عنوان فرمانده محور عملیاتی لشکر انصارالحسین (ع) به مبارزه با دشمنان خدا پرداخته و رشادت‌هایی را از خود به یادگار گذاشت. هنوز جای‌جای خاک شلمچه حماسه‌ها و رشادت‌های او را در دل خود به یادگار دارد؛ حماسه‌هایی که تا همیشه تاریخ فراموش نخواهد شد.
تیزهوشی و قدرت تصمیم‌گیری فوق‌العاده او درعملیات‌ها موجب شده بود که فرمانده لشکرانصارالحسین(ع) بگوید: "با وجود علی، بسیاری ازمشکلات عملیاتی ما حل می‌شود."
در میدان رزم چون مولایش علی(ع)، دلیرانه می‌جنگید و شوق شهادت در وجودش موج می‌زد. سرانجام این سردارملی و سرباز فداکار اسلام 4 آذر 1366 در حین انجام یک ماموریت گشت و شناسایی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. 6 ماه پیش از او نیز برادر دیگرش به شهادت رسیده بود.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

یادی از پشتیبان جبهه‌های نبرد
محمدامیر چیت سازیان، فرمانده گروهان مهندسی رزمی ستاد پشتیبانی جنگ(جهادسازندگی سابق) همدان بود.
او 27 مرداد سال 1339 متولد شد دوران تحصیلات متوسطه او با اوج‌گیری مبارزات مردمی بر ضد حکومت پهلوی همزمان بود. محمدامیر نیز که از گذشته یکی از مبارزان فعال بود؛ در این دوران به سرعت و دامنه تلاشهایش افزود و از افرادی بود که در صف اول مبارزات حضور داشت و علاوه بر شرکت خودش، دیگران را نیز تشویق به حضور در میدان مبارزه می‌کرد. او در سازماندهی مبارزات مردمی در همدان، تاثیر زیادی داشت . عوامل و نیروهای امنیتی شاه در استان همدان با مشاهده تاثیرگذاری و فعالیت‌های محمدامیر چیت‌سازیان درصدد تعقیب و بازداشت او برآمده و مدت‌ها تلاش کردند تا او را دستگیر کنند، اما امیر با استفاده از ابتکاراتش از دست ماموران فرار می‌کرد. پس از مدتی به ‌دست عوامل ساواک دستگیر شد. آن‌ها با شکنجه‌های طاقت‌فرسا تلاش زیادی کردند تا از او اعتراف بگیرند و مانع از ادامه مبارزاتش شوند، اما محمدامیر در زیر این شکنجه‌ها از دادن کمترین اطلاعات امتناع کرد. او هیچ‌گاه در طول عمرش، دست از مبارزه با ستم برنداشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا وارد کمیته انقلاب اسلامی شد و سپس به نهاد تازه تأسیس جهاد سازندگی پیوست. او در جهاد سازندگی همدان، مسئولیت‌های زیادی را پذیرفت تا به مردم کمک کند. مدیریت داخلی، مسئول واحد صنعتی، مسئول واحد خدمات، مسئول تعاونی، مسئول تبلیغات و مسئول اعتبارات، سمت‌هایی بود که محمدامیر چیت‌سازیان با استفاده از آن‌ها، خدمات قابل توجهی را برای مردم انجام داد و کمک‌رسانی او به مردم در حملات هوایی دشمن به شهر همدان، زبانزد عام و خاص بود.
سرانجام او در آخرین مأموریت خود در 6 تیرماه 1366 در عملیات جبهه‌های غرب به شهادت رسید.
در پایان، شایسته است یادیی کنیم از مرحوم ناصر چیت‌سازیان، پدر دو شهید بزرگوار که چندی پیش، پس از تحمل سال‌ها رنج از دست دادن فرزندانش به دیدار حق شتافت.
از شهید علی چیت‌سازیان، مناجات زیبایی با پروردگار به یادگار مانده که بخشی از آن منتشر می‌شود:
"خدایا گناهانی را که از این بنده رو سیاه سر زده ببخش. حرف زدم ولی خودم عمل نکردم. دیگران را به راه راست هدایت کردم ولی خودم راه خلاف رفتم. بدی دوستم را خواستم و حسادت کردم؛ تهمت زدم؛ غیبت کردم؛ دروغ گفتم؛ کار برای خودم کردم و خدا را فراموش کردم و در کارهایم، خدا را در نظر نگرفتم. به یاد فقیران نبودم و در موقع غذاخوردن به یاد گرسنگان نبودم. در بستر گرم خوابیدم و فراموش کردم کسانی را که در بیابان‌ها می خوابند. چنانچه باید از ولایت اطاعت کنم؛ نکردم. دوستان شهیدم را فراموش کردم و راه آن‌ها را نرفتم. به سراغ جانبازان و مجروحان نرفتم و دلبسته دنیا بودم و جنگ را فراموش کردم؛ به ناموس دیگران تجاوز کردند و من به فکر زندگی خودم بودم؛ بلندبلند خندیدم و آخرت را فراموش کردم؛ از بیت‌المال محافظت نکردم.
خدایا یه خاطر همه این گناهانم، مرا ببخش....."

,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه