در نقد تازه به دوران رسیده ها

تجمل گرایی نمی تواند اقتصاد مقاومتی را تحمل کند

تجمل گرایی نمی تواند اقتصاد مقاومتی را تحمل کند
ایجاد صفحاتی با عنوان "بچه پولدار ها" نمایانگر وجود جریانی برای نشان دادن غربی شدن برای خارج از کشور و تفاخر فرهنگی و اقتصادی به مردم درون کشورمان بوده است، برای بررسی علل و نتایج بسط این چنین تفکراتی در جامعه مصاحبه ای با مرتضی بخشایش عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز ترتیب دادیم.لازم به ذکر است این موضوع فتح البابی برای گشودن سایر حلقه های این زنجیره است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از تبریز بیدار؛ ایجاد صفحاتی با عنوان "بچه پولدار ها" نمایانگر وجود جریانی برای نشان دادن غربی شدن برای خارج از کشور و تفاخر فرهنگی و اقتصادی به مردم درون کشورمان بوده است، برای بررسی علل و نتایج بسط این چنین تفکراتی در جامعه مصاحبه ای با مرتضی بخشایش عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز ترتیب دادیم.لازم به ذکر است این موضوع فتح البابی برای گشودن سایر حلقه های این زنجیره است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریز بیدار,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

 

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

 

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

 

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

 

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

 

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

انتهای پیام/گ

,

با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟

, با تشکر از وقتی که در اختیار تبریز بیدار قرار دادید، اخیرا مشاهده شده که صفحاتی با نام "بچه پولدارهای تهران-تبریز" در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و ... ساخته شده که در آن ثروت و دارایی خود را نشان سایر اعضا می دهند، از  نظر جامعه شناختی این پدیده را  چگونه تبیین می کنید؟,

بسم الله الرحمن الرحیم. به این قضیه می توان از نگاه ارزشی و هنجاری جامعه نسبت به این مسئله نگریست. ارزش هایی که یا مادی و یا معنوی هستند از نظر مردم شناختی بین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه عموما وجه مادی ارزش ها نقش پررنگی در بین مردم بازی می کند. مثلا در هندوستان تفاخر  زیورآلات میان زنان و دختران هندو به حدی است که گاهی تا گوش های خود نیز این زیورآلات را می آویزند اما آیا در کشورهای اروپایی این مسئله را شاهد هستیم؟ نه چون برایشان موضوعیتی ندارد.

,

مهم ترین بعد این مسئله "بچه پولدارها" در اتفاقی است که در این بین افتاده و ما گاها از آن غافل هستیم. آن اتفاق تغییر در ارزش ها و شاخصه های ارزیابی منزلت اجتماعی بین مردم ماست. شاید سال ها پیش مردم فردی مومن ولی فقیر را به عنوان امین و مورد رجوع می شناختند ولی اکنون معیار ارزیابی به پوشش و ظواهر مادی تقلیل یافته است. ایجاد صفحات "بچه های پولدار"  نشان دهنده گذار جامعه از ارزش های معنوی به ارزش های مادی است که البته نمایان شدن این نوع صفحات برای مردم ما تلنگر و امری خیر به حساب می آید که با بازنگری در اعمال خویش ببینیم چرا این حوادث روی داده است. چه بسا این گونه امور همچون آتش زیر خاکستر می ماند و بروز آن برای مسئولین هشداری است که از رصد فرهنگی و اجتماعی غافل نباشند.اگر هدف انقلاب این بوده که این نوع پول پرستی ها عیان شود قبل از انقلاب که بیش از این وجود داشت. پس برای چه انقلاب کرده ایم؟ هر گاه انقلابیون متوجه کجی مسیر نظام و انقلاب شده اند به سرعت به اصلاح آن همت گذاشته اند.اینجا هم باید نگاه فرصت محورانه به قضیه داشت.

,

 

,

 به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟

,  به آرمان های انقلاب اشاره کردید با نگاهی به دهه اول انقلاب یک اشتیاقی از سوی مردم برای ساخت جامعه بدون بی طبقه که فقیر و غنی در آن معنی نداشتند،اوایل دهه هفتاد با گسترش مصرف گرایی شاهد افول این آرمان ها بوده ایم و بسیاری معتقدند ریشه  اینگون عملکردها را باید در آن زمان جست.نظر شما چیست؟,

بله در آن زمان با توجه به رشد سریع تکنولوژی ارتباطات این امر تسریع شد. ما در ابتدای انقلاب تا چه حد به رسانه های جهانی و فضای مجازی دسترسی داشتیم؟ در زمان پدران ما مرسوم بود که برای تربیت فرزند و دور نگه داشتن او از آسیب های اجتماعی توصیه می کردند بچه تحت نظر والدین باشد اما اکنون چه؟ برعکس شاید اگر بچه بیرون از خانه بماند بیشتر به نفع اوست چون در خانه عموما اینترنت و وایبر و ... همه در دسترسند. این ها نشان دهنده این است که خانواده های ما ناتوان از جامعه پذیر کردن صحیح فرزندان هستند.

,

خانواده سلول های بنیادین خانواده هستند.اکنون بر خانواده های ما چه گذشته است؟ اخیرا وزیر فرهنگ اعلام کرده 70% خانواده های ما از ماهواره استفاده می کنند. مگر مردم ما تا چه اندازه مسلط به زبان های انگلیسی یا فرانسوی هستند؟ متاسفانه اغلب برنامه های پیگیری شده برنامه های سیاسی و غیراخلاقی ماهواره هستند. خانواده ها در معرض تهدیدند و ضرورت دارد که از خانواده ها شروع کنیم. مثلا اقدام نمادین پلیس راهنمایی و رانندگی در استفاده از کودکان به عنوان همیار پلیس برای نظارت بر رانندگی والدین بسیار قابل توجه و قابل بسط است.

,

 

,

تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟

, تاثیر سبک زندگی غربی  در این قضیه چیست؟ ,

متاسفانه ما نتوانسته ایم بین تکنولوژی و معنویت غرب تفاوت قائل شویم. اکنون بحث پست مدرنیسم مگر غیر از زیر سوال بردن تفسیر غالب بنیان های سازنده غرب همچون عقلانیت است؟ اکنون چه چیزی در جامعه نداریم که غربی نباشد؟ قطعا تاثیر سبک زندگی غربی بسیار زیاد است. ما اگر مدعی زندگی در یک جامعه اسلامی هستیم ضرورتا باید طبق قواعد یک جامعه اسلامی زندگی کنیم. ما حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی ایمانی سراغ داریم، ایشان علی رغم ثروتمند بودن زندگی زاهدانه و ساده زیستی داشتند یا مثلا مقام معظم رهبری؛ که مقامات کشورهای خارجی هنگام دیدار با ایشان انتظار  یک اتاق ساده و بی پیرایه را ندارند.

,

متاسفانه از این سو صدا و سیمای ما هم مبلغ این زیست و حیات غربی مصرف گرا شده است. اکنون چند درصد زندگی های نمایش داده شده در صدا و سیما زندگی حقیقی مردم است؟ رسانه ملی تریبون تجمل گرایی این "بچه های پولدار" شده است به گونه ای که خانواده فقیر همیشه دین مدار و پیرو مناسک دینی و در مقابل خانواده ثروتمند یک خانواده سکولار و بی تفاوت به دین است. در نتیجه به بیننده القا می شود فقیر هر روز فقیرتر و ثروتمند هر روز ثروتمند تر می شود و اگر غیر مذهبی نباشی فقیر و بدبخت می شوی.

,

 

,

به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟

, به این بچه های پولدارها  می توان لفظ " تازه به دوران رسیده" را خطاب کرد که یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟,

بله این مصداق کاملا نشان دهنده سوراخ بودن سد اقتصاد کشور است بدین معنی که میانبر هایی برای دور زدن راه های قانونی برای بدست آوردن یک هدف کلان وجود داشته باشد. من کسی را می شناسم که در جریان نوسانات نرخ ارز به ثروت کلانی دست یافت.جزر و مدهای اقتصادی شرایط را برای مردم جامعه سخت می کند و تبعات خود را در شکاف عمیق طبقاتی به صورت حاد نشان می دهد که یاس و دل زدگی در میان جامعه را به همراه دارد. البته نگاه دیگری نیز وجود دارد که این افراد تلاش می کنند با تفاخر ثروت خود ناامیدی را برای مردم به بار آورند که در این صورت در دایره مخالفت و عناد با ارزش های نظام و انقلاب جای می گیرد. این ها آسیب های جدی اجتماعی است که باعث عوارض شدیدی در آینده می شود.

,

 

,

در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!

, در زمانی که کشور ما در شرایط سخت تحریم و گرانی به سر می برد آیا این اقدامات و نمایش های تجمل گرایانه موجب افزایش طمع میان مردم نمی شود که خوردن و بردند و ما جا ماندیم؟!,

متاسفانه فضای فیزیکی و مجازی جامعه برای این دست افراد مهیاست که بتوانند اینگونه در آن فعالیت نمایند. رهبر معظم انقلاب در چندین سال اخیر با تبیین اهمیت اقتصاد، سیاست اقتصاد مقاومتی را برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور معرفی کرده اند. مطمئن باشید این تجمل گرایی ها نمی تواند اقتصاد مقاومتی و تعالیم اسلامی را تاب بیاورد و در نتیجه در مقابل آن ها می ایستد. ما علنا نه حتی در فضای مجازی بلکه در همین خیابان های شهر تبریز شاهد این مصرف گرایی و اشرافیت هستیم به گونه ای که تاسیس فروشگاه های لوکس حتی به مناطق پایین شهر نیز تسری پیدا کرده است. ایجاد حس ناامیدی باعث گسترش این حرص و طمع بین مردم و تبدیل آن ها به افرادی که سودای آن ماشین ها و زندگی های اشرافی را در سر دارند.

,

 

,

به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟

, به عنوان سوال پایانی اخیرا شنیدیم مجوز یک نشریه علمی پژوهشی در حوزه سبک زندگی را اخذ کرده اید، درباره این نشریه هم توضیح بدهید؟,

بله اخیرا مجوز این نشریه را دریافت کرده و فراخوان مقاله داده ایم. قصد ما از انتشار این نشریه در حوزه جامعه شناسی سبک زندگی این است که به صورت کاربردی مباحث علوم اجتماعی را مطرح نماییم. سبک زندگی ایرانی-اسلامی، سبک زندگی معنوی، سبک زندگی سلامت و... از جمله سرفصل های تشکیل دهنده این نشریه می باشد.

,

انتهای پیام/گ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه