ازدواج زمینه ساز آرامشاست
انسان در خانه و در کنار خانواده به سکینه و آرامش می رسد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبریه ، انگیزه تشکیل خانواده حالتی به نام سکنی گزیدن و پناه یافتن پنهان است که باید سخت از آن مراقبت کرد. مثل اینکه از گیاه زنده مراقبت میکنیم تا حیات پنهانِ واقع در آن از دست نرود، وگرنه منزلت والای سکنی گزیدن در خانواده رخ نمینمایاند و منکشف نمیشود و اعضای خانه نخواهند توانست با آن ارتباط پیدا کنند و در نتیجه از سرشت اصلی تشکیل خانواده فاصله میگیرند و از حوزه آزادی در یک آرامش درونی، محروم میشوند و دیگر محافظت از سرشت انسانی خود که همان فطرت الهی است و همجواری با خدای عالَم، از دست ما خارج میگردد و دیگر از تعلّق و توجّه جان ما به قدسیان که خود عین سکینه و سکنی گزیدن در خود هستند، خبری نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از, صبریه ، انگیزه تشکیل خانواده حالتی به نام سکنی گزیدن و پناه یافتن پنهان است که باید سخت از آن مراقبت کرد. مثل اینکه از گیاه زنده مراقبت میکنیم تا حیات پنهانِ واقع در آن از دست نرود، وگرنه منزلت والای سکنی گزیدن در خانواده رخ نمینمایاند و منکشف نمیشود و اعضای خانه نخواهند توانست با آن ارتباط پیدا کنند و در نتیجه از سرشت اصلی تشکیل خانواده فاصله میگیرند و از حوزه آزادی در یک آرامش درونی، محروم میشوند و دیگر محافظت از سرشت انسانی خود که همان فطرت الهی است و همجواری با خدای عالَم، از دست ما خارج میگردد و دیگر از تعلّق و توجّه جان ما به قدسیان که خود عین سکینه و سکنی گزیدن در خود هستند، خبری نیست., صبریه ،, صبریه ,برای زیستن در کنار هم نباید ساکن مقبرههایی شویم که مردگان بنا کردهاند، مردگانی که سالها کنار هم زندگی کردند ولی هرگز معنی زیستن را نمیدانستند. خانههایی که با شکوههای دروغین هرگز محرم راز ساکنان نخواهند شد و با ظاهر فریبنده خود راه گذر بهسوی آسمان را میبندند و دعوت به زمینیشدن دارند، مقبرههایی هستند که مردگان بنا کردهاند.
, برای زیستن در کنار هم نباید ساکن مقبرههایی شویم که مردگان بنا کردهاند، مردگانی که سالها کنار هم زندگی کردند ولی هرگز معنی زیستن را نمیدانستند. خانههایی که با شکوههای دروغین هرگز محرم راز ساکنان نخواهند شد و با ظاهر فریبنده خود راه گذر بهسوی آسمان را میبندند و دعوت به زمینیشدن دارند، مقبرههایی هستند که مردگان بنا کردهاند.,آنهایی که در پیوند ازدواج به یگانگی رسیدند و وطن خود را در جمعی که دیگر هیچکدام فرد نیستند یافتند، دیگر بیوطن نیستند و در ناکجاآباد زندگی نمیکنند.
, آنهایی که در پیوند ازدواج به یگانگی رسیدند و وطن خود را در جمعی که دیگر هیچکدام فرد نیستند یافتند، دیگر بیوطن نیستند و در ناکجاآباد زندگی نمیکنند., هیچکدام فرد,وقتی خانه سُکنی میشود، که نامحرمی در آنجا نباشد. نه افکار نامحرم، و نه همنوعی نامحرم، و در این حال که خانه سُکنی شده است، جایگاه بودنِ حقیقی خواهد بود.
, وقتی خانه سُکنی میشود، که نامحرمی در آنجا نباشد. نه افکار نامحرم، و نه همنوعی نامحرم، و در این حال که خانه سُکنی شده است، جایگاه بودنِ حقیقی خواهد بود.,زیستن با دیگرانی که پاره تن خود آدم هستند، زیستن به خاطر چیزی نیست، صِرف خودْ بودن و با خود بودن است و در چنین شرایطی است که امکان سُکنیگزیدن برای انسان ممکن میگردد و انوار «مودّت و رحمتِ» الهی بر سکنی گزیدن انسان سرازیر میگردد که خداوند فرمود:
, زیستن با دیگرانی که پاره تن خود آدم هستند، زیستن به خاطر چیزی نیست، صِرف خودْ بودن و با خود بودن است و در چنین شرایطی است که امکان سُکنیگزیدن برای انسان ممکن میگردد و انوار «مودّت و رحمتِ» الهی بر سکنی گزیدن انسان سرازیر میگردد که خداوند فرمود:,« وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه…..» یعنی؛ از نشانههای حضور خدا در بین شما، اینکه از جان خودِ شما همسرانتان را خلق کرد تا در آرامش و سکنی قرار گیرید و بین شما مودّت و دوستی و رحمت و گشایش قرار داد.
, « وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه…..» یعنی؛ از نشانههای حضور خدا در بین شما، اینکه از جان خودِ شما همسرانتان را خلق کرد تا در آرامش و سکنی قرار گیرید و بین شما مودّت و دوستی و رحمت و گشایش قرار داد.,واقعشدن در سکنی و مسکنی اصیل، اندیشه ما را بهسوی ابعاد همواره فرو بسته، باز میگشاید و پیوند ازدواج مقدمه شروع سکنییافتن و سکنیگزیدن انسان است، تا هرکس آرامش خود را در دیگری بیابد و هرکس میطلبد تا منشأ آرامش دیگری باشد.اگر انسان هدف از زیستن را که عبارت است از «در قرب حق قرارگرفتن» بشناسد، جایگاه خانواده را در راستای چنین هدفی قدر مینهد.
, واقعشدن در سکنی و مسکنی اصیل، اندیشه ما را بهسوی ابعاد همواره فرو بسته، باز میگشاید و پیوند ازدواج مقدمه شروع سکنییافتن و سکنیگزیدن انسان است، تا هرکس آرامش خود را در دیگری بیابد و هرکس میطلبد تا منشأ آرامش دیگری باشد.اگر انسان هدف از زیستن را که عبارت است از «در قرب حق قرارگرفتن» بشناسد، جایگاه خانواده را در راستای چنین هدفی قدر مینهد.,بدانید که انسانها هیچگاه نمیتوانند منقطع از «زمینه وجودیِ آرامشبخش»، یعنی منقطع از سکنی، ادامه بودنِ منطقی بدهند و قابل دسترسترین عالَم برای یافتنِ «زمینه وجودیِ آرامشبخش»، پیوند ازدواج و سکنی گزیدنی است آنچنان.
, بدانید که انسانها هیچگاه نمیتوانند منقطع از «زمینه وجودیِ آرامشبخش»، یعنی منقطع از سکنی، ادامه بودنِ منطقی بدهند و قابل دسترسترین عالَم برای یافتنِ «زمینه وجودیِ آرامشبخش»، پیوند ازدواج و سکنی گزیدنی است آنچنان.,آنکس که نتوانسته است در خانه خود به سکینه و آرامش برسد، عملاً تفکر را شروع نکرده و با بیفکری تا انتهای زندگی میرود.انسان ابتدا در خانواده جای میگیرد و احساس قرارگرفتن در سُکنی را پیدا میکند و سپس انسانیت خود را میسازد.
, آنکس که نتوانسته است در خانه خود به سکینه و آرامش برسد، عملاً تفکر را شروع نکرده و با بیفکری تا انتهای زندگی میرود.انسان ابتدا در خانواده جای میگیرد و احساس قرارگرفتن در سُکنی را پیدا میکند و سپس انسانیت خود را میسازد., انسانیت ,انتهای پیام/گ
, انتهای پیام/گ]
ارسال دیدگاه