والیبال را سیاسی نکنید؛
روایت تکان دهنده ندای ارومیـه از سیاسی بازی در آخرین دیدار نیم فصل لیگ برتر والیبال
حواشی داغتر از متن در بازی شهرداری ارومیه و وزارت دفاع می تواند تا مدت ها نقل محافل رسانه ای و حتی سیاسی باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از ندای ارومیــــه، یک، دو، سه! در یک پلک زدن یک تصمیم اشتباه یا کار نادرست می تواند تمامی تلاش های یک مجموعه را بر باد دهد. تصمیمات احساسی که در یک محفل چندنفره به تعداد انگشتان دست گرفته می شود مطمئنا می تواند تبعات سنگینی برای یک مجموعه بزرگی همچون شهرداری ارومیه داشته باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ارومیــــه,همه چیز برای برپایی جشن قهرمانی تیم شهرداری ارومیه در نیم فصل آماده است. ازVIPپر از مسئولین و افراد غیرمسئول بگیرید تا مستندسازان برزیلی که سه نفره آمده اند تا از شهر عشاق والیبال گزارش مبسوطی برای شبکه تی گلوبال برزیل تهیه کنند.
,بازیکنان وارد زمین می شوند و خودشان را گرم می کنند. تماشاگران یکصدا بازیکنان محبوبشان را تشویق می کنند: سعیــــــد معروف؛ عبدالرضــــــا علیزاده!
,در بین این تشویق های فردی، هرازچندگاهی شعارهای تماشاگران رنگ و بوی قومی و ملیتی و احساسی می گیرد. "گلین قداخ آغلیاق، اورمو گولون دولدوراق" از مهم ترین و شاخص ترین شعارهایی است که هواداران سر می دهند.
,بهرحال بازی شروع می شود و شش هزار هوادار عاشق تیم را تشویق می کنند. از اواخر ست اول VIPشلوغ می شود. یک هیات بلندپایه از شهرستان سلماس! اعم از فرماندار و اعضای شورای شهر و اعضای هیات فوتبال این شهرستان در صندلی های ابتدایی VIPمستقر می شوند. به یکباره نادر قاضی پور وارد سالن می شود و همه یکصدا صدا می زنند" نادر قاضی پور"
,ست اول با پیروزی شهرداری ارومیه به اتمام می رسد و در ست دوم مرد آبادگر وارد سالن می شود. شاید فاصله یک متری حضرت پور و قاضی پور با وجود یک نفر حائل میانشان به خوبی بیانگر رابطه شکرآب این دو نفر باشد. ست دوم نیز با برتری شهرداری در جریان است و مستندسازان برزیلی هاج و واج و مات و مبهوت به جو ویرانگر شش هزار نفری چشم دوخته اند و یک خانم و دو مرد برزیلی از آن طرف دنیا آمده اند تا از این جهنم زمینی فیلم بگیرند.
,اواخر ست دوم است که به یکباره از VIPتماس های مشکوکی با عوامل باشگاه شهرداری گرفته می شود تا لیدرها با تهییج هواداران شخص موردنظر آقایان "ی، ح و ط" را تشویق کنند. سرلیدر این بازی می گوید الان وقت این تشویق نیست اما با پایان ست حتما تشویق می کنیم!
,وقتی ست دوم نیز با برتری شهرداری ارومیه به پایان می رسد و ست سوم با برتری نسبی شهرداری شروع، قاضی پور شال و کلاه کرده و سالن را ترک می کند و VIPنشینان می بینند فرد موردنظرشان تشویق نمی شود. دوباره با یکی از بی سیم به دستان باشگاه ارتباط برقرار می شود و اینبار عالی ترین مسئول اجرایی باشگاه پشت خط است! گوشی به دست سرلیدر می رسد و او با اخم گوشی را به زمین پرتاب می کند و می گوید: چه کار کنم؟ تشویق نمی کنند.
,ست سوم نیز به پایان می رسد و شهرداری با 18 امتیاز و 18 ست برده و یک ست باخته قهرمان نیم فصل می شود. هواداران پرشور شهرداری سر ازپا نمی شناسند و مستندسازان برزیلی در یک گوشه با کاپیتان معروف به زبان انگلیسی مصاحبه می کنند. همه یکصدا و ایستاده معروف را تشویق می کنند و حضرت پور در میان انبوه تماشاگران پرشور سالن را ترک می کند. همچنان سعید معروف تشویق می شود اما خبری از تشویق فرد مورد نظر 3 VIPنشین نیست.
,حال این سوال را باید از گوشی بدست های VIPنشین پرسید که چه اجباری بود که حتما باید آن مرد تشویق می شد؟ چرا باید عوامل باشگاه شهرداری با یکی از لیدرها دست به یقه شده و فحش های رکیک گوش های تیز خبرنگاران را بنوازد؟ براستی چه رابطه ای بین پل، ارومیه و والیبال هست؟
,شاید سفر بعدی مستندسازان به ارومیه برای تهیه فیلم درباره این شعارها باشد" عشقیم اورمیه، عشقیم اورمیه، بوجان اولسون سنه فدا اورمیه ...."
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه