دومین شب شعر «در عزای خورشید» برگزار شد + متن اشعار
همزمان با ایام آخر ماه صفر و شهادت حضرت رضا(ع) دومین شب شعر «در عزای خورشید» با حضور شعرای آیینی کشور در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از مشهد پیام، همزمان با ایام آخر ماه صفر و شهادت حضرت رضا(ع) دومین شب شعر «در عزای خورشید» با حضور شعرای آیینی کشور شب گذشته در سالن آمفی تئاتر پردیس دانشگاه فردوسی برگزار شد. در این مراسم شعرای آیینی از جمله محمد جواد غفورزاده شفق، سعیدبیابانکی، غلامرضا شکوهی، هادی جانفدا، محمود حبیبی کسبی، محمد جواد شاهمرادی وجمعی دیگر از شعرای آیینی به شعر خوانی پرداختند که برخی از این اشعار را در ادامه خواهید خواند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, مشهد پیام,,
,
محمد جواد شاه مرادی (آسمان)، دبیر تحریریه مجله شعر در ابتدا قصیده ای در مدح حضرت رسول(ص) خواند:
,چشمان قدسی تو بهشت مؤکدند
, ,
,
, در هست و نیست واسطه ای بی نهایتاند
,در شرق و غرب عشق به مستی زبان زدند
,خورشید نیستند که خورشید و ماه نیز،
,گرد ستاره بازی این زوج مفردند
,تنها همان دو تا، که نفسها و فصلها،
,با جزر و مد اشک تو در رفت و آمدند
,شبها به یادخنده تو، پر ستارهاند
,گلها به عادت صلواتت، مقیدند
,حتی ستارگان هم در اقتدا به تو،
,با عاشقان مصائد و با فارقان بدند …
,,
شاه مرادی در ادامه شعری مدح امام رضا(ع) خواند:
,خورشید چو شیری است برآشفته برو رو
,باز آمده از بیشهی هفتاد و دو آهو
,عطری است پر آوازه تر از صبح قیامت
,
پرده درو، در پرده تر از ظهر هیاهو
, از رنگ افق دادگی حادثه پیداست
,به هر طرف ابری است گره افکنده به ابرو
,چون خیمگیان شعله به جان، پای به زنجیر
,باد است خرامانده به این سو و به آن سو
,این عشق پراکنده از این ساقهی نرگس
,یا خاطره ای مانده از آن چشم غزل گون
,امروز مگر لاله نکشتند در این دشت
,از چیست شکوفایی این گل شب بو
,خشکش زد و خورشید، ببینید و مپرسید
,از سرخی چشمان من و چشم تر او
,,
سنایی پور (دانشجو):
,ز شور و شوق میبالد، زمین بر آسمان اینجا
,از آن روزی که شد شمس ولایت، میهمان اینجا
,به یک رنگ است رنگ آسمان، رو هر کجا خواهی
,ولی رنگ دگر دارد زمین و آسمان اینجا
,ز یمن مقدمش این خاک بر افلاک مینازد
,صفای دیگری دارد زمین اینجا زمان اینجا
,بهشت گر باورت گردیده، کوثر را یقین داری
,نشان دارد از آن در نازو تکری، بیگمان اینجا
,مقیم این زمین یک روز اگر هارون و مأمون بود
,کنون دیگر نشانی نیست از آن دودمان اینجا
,سرانجامی ست هر مظلومی و فرجامی ست ظالم را
,توانی هر دو را دیدن همین اینجا همان اینجا
,همه درد آشنایان را، تمام بی پناهان را
,بود دارشفا اینجا، بود دار امان اینجا
,ز بس میبیند از مهر ولایت مهربانی را
,به پای خویشتن میآید آهوی روان اینجا
,قرار دل اگر خواهی مرو زین در، مرو زین در
,فرار دل اگر خواهی بمان اینجا، بمان اینجا
,,
پیمان عابد زاده (دانشجو دانشگاه فردوسی) نیز در سبکی بدیع شعری خواند:
,فقط چشماتو باز کن پهلوون
,تو میتونی این جنگو راهی کنی
,تو میتونی صدبار دیگه یه عمر
,دل آدمارو …. هوایی کنی
,,
فقط چشماتو باز کن پهلوون
,یه لشگر کنارت تو آرامشه
,بلند شو که خون رو پیراهنت
,داره بچه های منو می کشه
,,
چه قدر عاشقونه کنار منی
,همون عاشقه پاکه بی ادعا
,تو اون لحظه ای که خدایی شدی
,یکی داد می زد عمو! وایسا
,,
دل خیمه ها خون شد از رفتنت
,بمون پیش من تا که تنها نشم
,بلند شو! نشونم بده پیشمی
,که بعد از تو تنهای صحرا نشم
,,
به اون مشک بی آب و خاکی قسم
,بلند شو نگهدار احساس من
,بذار پشت دشمن بلرزه یه بار
,بلند شو علمدار! عباس من
,,
,
غلامرضا شکوهی:
,,
به یک نگاه تو تطهیر میشود دل من
,
به یک چشمه نمک گیر میشود دل من
,
, مرا بس است طواف ضریح تو هرگاه
,شکسته بستهی تقدیر میشود دل من
,قسم به صبح جمال تو پشت پنجرهات
,دخیل ناله شب گیر می شود دل من
,سرشک حاجت هر کس میچکد بر خاک
,کنار پنجره تذویر میشود دل من
,به چشم آیینههای حرم که مینگرم
,هزار مرتبه تکثیر میشود دل من
,به شوق آن که به پا بوس زائرت برسد
,به جای اشک لبریز میشود دل من
,خدا نکند از تو روی بگردانم
,اسیر قاضی تقدیر میشود دل من
,چگونه قصد زیارت کنم برای وداع
,مگر ز دیدن تو سیر میشود دل من
,خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند
,مرا جدایی از آستانت خدا نکند
,,
,
حبیبی (شاعر):
,
در خمّ میرا کمی وا کنید
مرا مست فرزند زهرا کنید
تنم را ز غم ارباً اربا کنید
غم بی غمی را مداوا کنید
به فرمان سقا به فرمان پیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
, ,
,
,
,
,
الا می پـرســتان بـزم وَلا
هرآنکس که شد در غمش مبتلا
پیـاپی دهندش ســبوی بلا
که کرب و بلا بود در کربلا
سنان بود و نیزه، کمان بود و تیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
,
اگر مانده رخت عذا بر تنم
اگر رفته آوازه شیونم
اگر غرق خون است پیراهنم
اگر خاک ماتم به سر میزنم
رسیده ست ماتم به عرش و سریر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
,
اگر رقص گیسو بگوید بمان
اشارات ابرو بگوید بمان
ازینسو و آنسو بگوید بمان
بمانم اگر او بگوید بمان
بمیرم اگر او بگوید بمیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
,
الا خسرو دل، الا شاه دین
,
الا مهر پیکر! الا مه جبین
الا جنت غم، بهشت حزین
یل هاشمی، پورِ امالبنین
اباالفضل دست مرا هم بگیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
منم همدم زلف آشفتهات
منم محرم زلف آشفتهات
بیافشان همه زلف آشفتهات
به چنگ غم زلف آشفتهات
اسیرم اسیرم اسیرم اسیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
,
الا زینب، ای رهبر آفتاب
کجا میبرندت؟ به بزم شراب!؟
شده کاخ شام از خروشت خراب
تو همچون حسینی ولی در حجاب
که تو دُخت شیری و او پور شیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
,
اگر اوج ماهی، بگو یا حسین
اگر قعر چاهی، بگو یا حسین
اگر پر گناهی، بگو یا حسین
اگر بیپناهی، بگو یا حسین
خلائق غلامش صغیر و کبیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه