مشتاقی و مهجوری
حوزه و دانشگاه؛ وحدت یا اتحاد؟!
اواخر آذرماه که می شود بسیاری از جراید و سایت ها دست به کار شده و در رثای "وحدت حوزه و دانشگاه" پرونده و مصاحبه کار می کنند. انکار نمی کنیم که ما هم برای پوشش این رویداد، در ابتدا به ذهنمان رسید که تنها به سراغ اساتید حوزه و دانشگاه برویم و نظر آن ها را هم در این باره بدانیم. اما با کمی دقت، بهتر دیدیم سراغی هم از طرف مغفول حوزه و دانشگاه، یعنی دانشجویان و طلاب بگیریم و نقطه نظرات آن ها را هم در این باره جویا شویم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از تبریزبیدار،مشهور است که در تمدن اسلامی تا چند دهه پیش نهادی به نام دانشگاه برای تحلیل و تفسیر مظاهر تمدنی و تکنولوژیکی وجود نداشته و ندارد. پس از شکست ایران از روس ها در زمان عباس میرزا، وی با فرستادن تعدادی از جوانان ایرانی برای یادگیری علوم مدرن، اولین جرقه های برآمدن نهاد هایی جدا از حوزه های یادگیری علوم دینی را می زند. تاسیس دارالفنون به دست امیرکبیر یک تصمیم منسجم برای برساختن همین دانشگاه است. شاید نتوان امیر کبیر و سایر شخصیت ها را در تاسیس دارالفنون و آوردن نهاد های تحصیلاتی غربی سرزنش کرد اما خواسته یا ناخواسته انتقال این علوم غربی به خصوص پس از عصر مشروطه بدین سو باعث سر برآوردن شکافی شده که هنوز باعث جدال های لفظی و قلمی مخالفان و موافقان در سایه دو گانه «سنت-مدرنیته» است. مدرنیزاسیون استبدادی رضاخانی و مدرنیزاسیون دستوری و سریع محمدرضا شاه تمنای مضاعفی به نهادهای علوم انسانی غربی داد که شکاف های معرفتی حوزه دینی و دانشگاه غربی ، بصورت حادی خود را در بطن انقلاب 57 نشان داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریزبیدار,چالش میان انقلاب اسلامی و تمدن غربی از سال 57 با تشکیل حکومت دینی به دست جبهه خدا گرا آغاز گردید. انقلاب اسلامی ایران در واقع فرا روایتی بود از گفتمان های موجود در جهان که در ابتدای خیزش خود با لیبرالیسم سیاسی وارد نبرد شد و به سرعت با نظریه "ولایت فقیه و حکومت اسلامی" آن را شکست داد. اما در افتادن انقلاب با غرب وجه دیگری در ساحت فرهنگی داشت؛ فرهنگی که به قول انقلابیون مقوم سیاست و اقتصاد سرمایه داران و جهان خواران بود. روحانیون دینی که پرچمدار انقلاب جدید بودند بی شک خاستگاه دو ایدئولوژی رقیب انقلاب اسلامی را در محل تولید علم و پرورش دانش پژوهان آن یعنی "دانشگاه" می دیدند. هنوز پایه های انقلاب و حکومت جدید مستحکم نشده بود که انقلاب فرهنگی از دانشگاه تبریز با تلاش برای تصفیه اساتید لیبرال و وابسته به رژیم گذشته دانشگاه ها آغاز می شود.انقلاب فرهنگی چند سال طول کشید اما باعث بروز صورت دیگری از همان علوم البته در ظاهر به اصطلاح اسلامی شد. اکنون نیز چند سالی است پس از "جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم" و یا "آنارشیسم علمی و علوم ترجمه ای" رهبر معظم انقلاب با طرح موضوع "علوم انسانی اسلامی" از حوزویان و دانشگاهیان برای تهیه نقشه علمی کشور و تولید علم بومی با مختصات ایرانی-اسلامی گام بردارند .
,برای این کار با چند تن از دانشجویان و طلاب به گفتگو نشستیم تا نقطه نظرات آن ها را درباره "وحدت حوزه و دانشگاه" به عنوان کسانی که از نزدیک با علوم دانشگاهی و حوزوی سر و کار دارند. نظرات مختلف آنان پیرامون این وحدت به حدی در دو قطب تقسیم بندی می شد که لزوم برگزاری کرسی های آزاد اندیشی حداقل برای نگارنده گزارش جدی تلقی شد!
,,
وحدت باید بر سر مبدع علم یعنی خداوند باشد
, وحدت باید بر سر مبدع علم یعنی خداوند باشد,بخشی دانشجوی رشته فلسفه اسلامی به ما می گوید: ویژگی های مشترک میان انسان ها مانند تعقل و اندیشه، درک و انتقال علم در میان همه انسان ها مشترک است. تا حوزه و دانشگاه با تکیه بر این حوزه به نقطه نظر مشترکی پیرامون مبداء و مبدع علم یعنی خداوند نرسد نمی تواند به وحدت برسد.
,وی می افزاید: دست استعمار در تفکیک علم دینی و علم تجربی کاملا مشاهده می شود.کسانی که از تباین عقلانیت و دیانت صحبت می کنند و در شیپور جدایی این دو می وزند به این نقطه التفات ندارند که در علوم اسلامی وارد شده است وحی حجت بیرونی و وحی حجت درونی است و علم و دین که خود را در دانشگاه و حوزه نشان می دهند می توانند با تعریف نسبت خود با مسئله توحید به وحدت برسند.روشنفکران باید غرور نفسانی خود درباره علم را از بین ببرند
,وی با اشاره به روند کند و جزیره ای کار کردن افراد در وحدت حوزه و دانشگاه می گوید: واقعا ناامید کننده است و جا دارد اندیشمندان حوزوی و دانشگاه در مبانی علم به وحدت برسند همانطور که علمای دینی ما در طول تاریخ شیمیدان، فیلسوف، طبیب و در عین حال عالم دینی بودند.
,,
کو گوش شنوا؟
, کو گوش شنوا؟,کباری طلبه حوزه علمیه قم هم به ما می گوید: در بحث حوزه و دانشگاه بحث جا و مکانی نیست، بلکه بر سر ماهیت علم است. از احادیث استفاده می شود که علم، علم است و اسلامی و غیر اسلامی ندارد و علم حقیقی همان نور است. اگر علوم مطرح شده در این دو نهاد در راستای نور الهی باشد اتحاد معنی پیدا می کند و اگر نباشد موجب افتراق و ظلمت می شود.
,یقینا حوزه و دانشگاه باید به هم نزدیک و نزدیک تر شوند، ما هم در حوزه و دانشگاه علمایی داشتیم که در این مسیر حرکت می کردند: ابوریحان بیرونی، ثقة الاسلام، شهید چمران، شهریاری، احمدی روشن از این دست افرادند.
,صف آرایی حوزه و دانشگاه در برابر هم فتنه استکبار و استعمار گران است.زمانی که نخبه های یک ملت در برابر هم بایستنددیگر عمران و آبادی علمی و تکنیکی بی معنی خواهد بود.رهبر معظم انقلاب در چند سال اخیر بحث کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه و کرسی های نظریه پردازی را در حوزه مطرح کرده اند اما کو گوش شنوا؟
,,
در جا می زنیم چون تفاوت در مبانی داریم
, در جا می زنیم چون تفاوت در مبانی داریم,اصغر دیگر دانشجوی دانشگاه تبریز است که نگاهی انتقادی به بحث وحدت حوزه و دانشگاه دارد، وی می گوید اصولا کارکرد حوزه و دانشگاه با هم متفاوت است. حوزه نهادی سنتی و دانشگاه نهادی مدرن است که تفاوت های ذاتی در مبداء خود دارند. عالمان حوزه برای تبیین علوم دینی جهان را تفسیر می کند درحالی که عالمان دانشگاه به فکر تسلط بر جهان هستند.دانشگاه ها در رشته های مهندسی منجر به تولید تکنولوژی و ابزار می شود آیا علوم دینی هم اینطور نیست. درجا زدن ما در بحث وحدت نشانگر همین تفاوت در مبانی است. ما عملا وحدتی میان حوزه و دانشگاه جز حضور روحانیون برای تدریس دروس معارف در دانشگاه ها شاهد نبوده ایم.
,,
این وحدت یکی از ملزومات حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی است
, این وحدت یکی از ملزومات حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی است,مهتدی فر دانشجوی مهندسی شیمی معتقد است: اگر شما از یک فرد عادی در خیابان درباره کارکرد حوزه و دانشگاه پرسش کنی این پاسخ را می شنوی که حوزه نهاد آموزشی دین و دانشگاه نهاد اموزشی علم است. دانشگاه در ایران برای تربیت نیرو برای نظام بوروکراتیک شکل گرفت.اگر نگاه عمیقی به حوزه و دانشگاه داشته باشیم می بینیم که بحث وحدت حوزه و دانشگاه مترادف با بحث رابطه علم و دین است. تقابل علم و دین دعوایی است که در طول چند قرن در دوران رنسانس رخ داد و ما این دعوا را در اسلام شاهد نیستیم.
,اما در اسلام علم و دین هرگز به دید تعارض و تقابل به همدیگر نگاه نمی کنند. در حوزه های علمیه به همان اندازه که فلسفه و فقه تدرییس می شد؛ نجوم و ریاضیات و طب هم تدریس می شد. یعنی دانشمند دیندار تربیت می کردند. وحدت حوزه و دانشگاه یکی از ملزومات حرکت به سمت تمدن اسلامی است اما به این معنا نیست که خدایی نکرده دانشگاه ما غیر اسلامی است یا حوزه غیر علمی. مهم حاکمیت روح ارزش های الهی در هر دو نهاد است.
,,
دانشگاه محل ترجمه و حوزه محل روخوانی متون شده است
, دانشگاه محل ترجمه و حوزه محل روخوانی متون شده است,میثم دانشجوی دانشگاه تبریز نیز به ما می گوید: باید میان علم قرآنی و علم ساینتیس غربی تفاوت قائل شویم. این دو تفاوت های ذاتی در ماهیت خود دارند. شما به دروس دانشگاهی و حوزه نگاه بکنید علم حوزوی با یقینیات و علم آکادمیک با شکاکیت آغاز می شود. این دو در مبنا با یکدیگر تفاوت دارند آیا کسی که مسلمان است می تواند با علم غربی معرف وحی را اثبات کند؟ یقینا که نه.
,ما در طول 35 سال پس از انقلاب نه تنها شاهد ارتباط طلاب و دانشجویان نبوده ایم بلکه دانشمندان آن ها نیز از ایجاد ارتباط بهینه ناتوان بودند. متاسفانه دانشگاه محل ترجمه و حوزه محل روخوانی متون شده است.باید فکری به حال این رکود علمی بکنیم.
,,
لازم به توضیح است مصاحبه شوندگان به نام های"اصغر" و "میثم" خواستار عدم ذکر نام خانوادگی خود شدند.
,,
نگارنده: امیر عبداللهی
, نگارنده: امیر عبداللهی]
ارسال دیدگاه