از ولادت تا شهادت:

حضرت امام حسن(ع) از دیدگاه محدثین و عالمان اهل سنت

حضرت امام حسن(ع) از دیدگاه محدثین و عالمان اهل سنت
تلاش های موفقیت آمیز حضرت امام حسن(ع) برای به‌کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری نماید تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی جامه‌ عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند. حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز 28 ماه صفر سال 50 هجری به لقاء الله شتافت و در بقیع به خاک سپرده شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاهو خبر؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

محدثین و علماى اهل سنت در کتابهاى خود با عبارات مختلفى به ولادت تا شهادت آن بزرگوار اشاره نموده اند؛ از جمله:

,

ولادت امام حسن:

,

محبّ الدین طبری به سندش از اسماء دختر عمیس نقل کرده که گفت: «فاطمه(‏علیها السلام) فرزندش حسن را به دنیا آورد. پیامبر(صلی الله علیه وآله)بر او وارد شد و فرمود: ای اسماء! فرزندم را نزد من آر. من او را در پارچه‏ ای زرد پیچیده و به حضرت دادم. حضرت آن پارچه را از او جدا کرد و فرمود: آیا به شما سفارش نکردم که مولودی را در پارچه زرد نپیچید؟! اسماء می‏ گوید: فرزند را در پارچه ‏ای سفید پیچیدم. حضرت او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن‏گاه به علی‏ (علیه السلام) فرمود: او را چه نام گذاردی؟ حضرت عرض کرد: من هرگز بر نام گذاری از شما سبقت نمی‏گیرم. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: من نیز از پروردگارم در این امر سبقت نمی ‏گیرم.

,

جبرئیل در این هنگام نازل شد و فرمود: ای محمّد! پروردگارت تو را سلام می ‏رساند و می‏ گوید: علی نزد تو به منزله هارون نزد موسی است، ولیکن پیامبری بعد از تو نیست. فرزندت را به اسم فرزند هارون نامگذاری کن. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: ای جبرئیل! اسم فرزند هارون چه بوده است؟ جبرئیل عرض کرد: شبّر. حضرت فرمود: زبان من عربی است؟ جبرئیل عرض کرد: نام او را حسن بگذار. لذا حضرت او را حسن نامید».

,

حضرت امام حسن از دیدگاه رسول خدا(ص):

,

1 - ترمذی به سندش از ابن عباس نقل کرده: «کان رسول اللَّه‏ (صلی الله علیه وآله) حامل الحسن بن علیّ علی عانقه فقال رجل: نعم المرکب رکبت یا غلام، فقال النبی: ونعم الراکب هو»؛ «روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حسن بن علی را بر دوش خود سوار کرده بود. شخصی عرض کرد: ای غلام! خوب مرکبی را سوار شده ‏ای. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: او نیز خوب راکبی است.»

,

2 - ابن کثیر به سندش از جابر بن عبداللَّه نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من سرّه ان ینظر الی سیّد شباب اهل الجنّة فلینظر الی الحسن بن علی»؛  «هر کس دوست دارد تا به آقای جوانان اهل بهشت نظر کند، باید به حسن بن علی نظر نماید.»

,

3 - متقی هندی به سندش از عایشه نقل کرده که گفت: «پیامبر (صلی الله علیه وآله) همیشه حسن‏ (علیه السلام) را می‏ گرفت و او را به خود می‏ چسبانید، آن‏گاه می‏ فرمود: «اللّهم انّ هذا ابنی و أنا أحبّه و احبّ من یحبّه»؛  «بار خدایا! همانا این فرزند من است و او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست دار و نیز هر کس که او را دوست می ‏دارد دوست بدار.»

,

4 - مسلم در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درباره حسن‏ (علیه السلام) فرمود: «اللّهم انّی احبّه فاحبّه و أحبب من یحبّه»؛ «بار خدایا! همانا من او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست بدار، و هر کس که او را دوست دارد، دوست بدار.»

,

6 - از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در حدیثی روایت شده که فرمود: «لو کان العقل رجلاً لکان الحسن»؛   «اگر قرار بود عقل در شخصی مجسّم گردد آن شخص حسن بن علی بود.»

,

7 - براء بن عازب از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که درباه امام حسن‏ (علیه السلام) فرمود: «هذا منّی و أنا منه و هو یحرم علیه ما یحرم علیّ»؛ «این از من و من از اویم و آنچه بر من حرام است بر او نیز حرام می‏باشد.»

,

حضرت امام حسن از دیدگاه صحابه و تابعین:

,

1 - انس بن مالک می‏ گوید: «حسن بن علی شبیه ترین مردم از حیث صورت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود».

,

3 - ابوهریره می‏گوید: «... کسی نزد من محبوب‏تر از حسن بن علی نبود بعد از آن‏که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در حقّ او فرمود: «اللّهم انّی احبّه فاحبّه و احبّ من یحبّه»؛ «خدایا! من او را دوست دارم پس تو نیز او را و هرکس که او را دوست دارد دوست بدار.»

,

4 - مساور مولا بنی سعد بن بکر می‏ گوید: «رأیت اباهریرة قائماً علی المسجد یوم مات الحسن‏ (علیه السلام) یبکی وینادی بأعلی صوته: یا ایّها الناس! مات الیوم حِبّ رسول اللَّه»؛ «ابوهریره را هنگام وفات حسن‏ (علیه السلام) بر در مسجد مشاهده کردم که می‏ گریست و با صدای بلند می ‏گفت: ای مردم! امروز محبوب رسول خدا از دنیا رحلت نمود».

,

6 - ابن عباس می‏ گوید: «ما ندمت علی شی‏ء فاتنی من شبابی الّا انّی لم احجّ ماشیاً. ولقد حجّ الحسن بن علی (علیه السلام) خمساً وعشرین حجة ماشیاً، وانّ النجائب لتقاد معه، ولقد قاسم اللَّه ماله ثلاث مرّات حتی انّه یعطی الخفّ ویمسک النعل»؛  «من بر هیچ چیز که در جوانی از من فوت شده پشیمان نشدم جز آن‏که در آن ایّام پیاده حج به جای نیاوردم. حسن بن علی 25 بار پیاده حج به جای آورد در حالی که اسبان نجیب او را همراهی می‏ کردند. اموالش را با خداوند سه مرتبه تقسیم کرد تا این‏که کفش را می‏ داد و نعل برای خود نگاه می‏ داشت».

,

7 - جویریه می‏ گوید: «لمّا مات الحسن‏ (علیه السلام) بکی مروان فی جنازته فقال الحسین‏ (علیه السلام) : أتبکیه وقد تجرعه ما تجرعه؟ فقال: إنّی کنت افعل ذلک إلی أحلم من هذا. واشار بیده إلی الجبل»؛  «هنگامی که حسن‏ (علیه السلام) از دنیا رحلت نمود مروان بر جنازه او گریست. حسین‏ (علیه السلام) به او فرمود: آیا بر او می‏ گریی در حالی که چه غصه‏ هایی را به او خوراندی؟ او گفت: من این کارها را با کسی می‏ کردم که از این بردبارتر بود. در آن هنگام با دستش به کوه اشاره کرد.»

,

8 - حاکم به سندش از سعید بن ابی سعید مقبری نقل می‏ کند: «ما با ابوهریره بودیم، حسن بن علی بن ابی طالب بر ما وارد شد و سلام کرد. ما جواب سلام او را دادیم ولی ابوهریره از آمدن حضرت اطلاع پیدا نکرد. ما گفتیم: ای ابوهریره! این حسن بن علی است که بر ما سلام نمود. ابوهریره خدمت او رسیده و عرض کرد: و علیک السلام یا سیدی. آن‏گاه گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که می‏ فرمود: او سیّد و آقا است.

,

9 - و نیز به سندش درباره ابوهریره نقل کرده که راوی گفت: ابوهریره را ملاقات کردم در حالی که به حسن‏ (علیه السلام) می‏ گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شکم تو را بوسید، آن موضعی را که حضرت بوسید بالا بزن تا من نیز ببوسم. او می‏ گوید: حسن‏ (علیه السلام) آن موضع را بالا زد و ابوهریره آن موضع را بوسید.

,

حاکم بعد از نقل این حدیث می‏ گوید: «این حدیث صحیح و دارای شرط شیخین است». و ذهبی نیز آن را قبول کرده است.

,

هیثمی نیز رجال این حدیث را صحیح دانسته، به جز عمیر بن اسحاق که او ثقه است.

,

احمد بن حنبل نیز آن را با سند صحیح نقل کرده است.

,

حضرت امام حسن‏ از دیدگاه علمای اهل سنت:

,

1 - ابن حجر هیتمی می‏نویسد: «کان الحسن (رضی الله عنه) سیّداً کریماً حلیماً زاهداً ذا سکینة ووقار وحشمة، جواداً ممدوحاً»؛ «حسن (رضی الله عنه) آقایی کریم، بردبار، زاهد، دارای سکینه و وقار و حشمت، اهل جود و مورد مدح و ستایش بود».

,

2 - ذهبی می‏ نویسد: «الحسن بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، الامام السید، ریحانة رسول اللَّه (‏صلی الله علیه وآله وسلم) وسبطه، وسیّد شباب اهل الجنّة، ابو محمّد القرشی الهاشمی المدنی الشهید. وقد کان هذا الامام سیّداً، وسیماً، جمیلاً، عاقلاً، رزیناً، جواداً، ممدحاً، خیّراً، دیّناً، ورعاً، محتشماً، کبیرالشأن»؛ «حسن بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، امام سیّد، دسته گل رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و سبط او، و بزرگ جوانان بهشت، ابومحمّد، قرشی، هاشمی، مدنی، شهید. این امام، بزرگواری بود تنومند، اهل خیر، بسیار دیندار، باورع، دارای حشمت و جاه، و شأنی بزرگ».

,

3 - ابن عبدالبرّ می‏ گوید: «وکان ورعاً فاضلاً»؛ «او مردی باورع و فاضل بود».

,

4 - ابن صبّاغ مالکی می‏ نویسد: «إنّه کان یجلس فی مسجد رسول اللَّه (‏صلی الله علیه وآله وسلم) ویجتمع الناس حوله فیتکلّم بما یشفی غلیل السّائلین ویقطع حجج المجادلین»؛  «او در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می ‏نشست و مردم به دور او جمع می‏ شدند، چنان سخن می ‏گفت که عطش سؤال کننده را سیراب کرده، و حجت‏ های مجادله ‏کنندگان راقطع می‏ نمود».

,

5 - شبلنجی می ‏گوید: «حسن در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‏ نشست و مردم به دور او گرد می ‏آمدند. مردی آمد و شخصی را مشاهده کرد که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) حدیث می‏ گوید و مردم به دور او جمعند. شخصی به سوی او آمد و گفت: مرا خبر بده از شاهد و مشهود... او فرمود: شاهد، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و مشهود، روز قیامت است. آیا گفتار خداوند - عزّوجلّ - را شنیده ‏ای که می‏فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً»؛ «ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‏ دهنده و انذارکننده.» و خداوند متعال فرمود: «ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ وَذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ»؛ «همان روزی است که مردم در آن جمع می‏ شوند، و روزی که همه آن را مشاهده می‏ کنند.»

,

از مردم سؤال کرد که این مرد کیست؟ به او گفتند: او حسن بن علی بن ابی طالب است».

,

6 - دکتر محمّد عبده یمانی می ‏نویسد: «... حسن و برادرش در دامان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تربیت شده و بزرگ شدند. لذا آن دو بر اخلاق خیر و اخلاق نبوت پایه گذاری شده تا آن‏که بر آن بالا آمدند. در وجود او اوصاف جدّش و نشانه‏ های حیات معنوی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و اخلاق عظیم و علم واسع او است. او با حشمت و جاه و وقار بزرگ شد. مردم او را دوست داشتند. زبانش عفیف بود. هرگز فحشی از او شنیده نشد. فصیح، بلیغ، و زبانی روان داشت. بلاغت و فصاحت را از جدّش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و از پدر و مادرش به ارث برده بود...».

,

کرم حضرت امام حسن‏:

,

1 - ابن صبّاغ مالکی در این باره می‏ نویسد: «الکرم والجود عزیزة مغروسة فیه»؛ «کرم و جود غریزه‏ای بود که در آن حضرت کاشته شده بود».

,

2 - ابن عساکر به سندش از عامر نقل کرده که گفت: «انّ الحسن بن علی قاسم اللَّه تعالی ماله مرّتین حتی تصدّق بفرد نعله»؛ «حسن بن علی با خدا اموالش را دو بار تقسیم نمود، حتّی این‏که به یک عدد از نعلینش صدقه داد».

,

بلاغت حضرت امام حسن:

,

محبّ‏ الدین طبری به سندش نقل کرده که معاویه به آن حضرت عرض کرد: بلند شو و برای مردم خطبه بخوان. ابوسعید می‏ گوید: امام در بین خطبه‏ اش فرمود: «ایّها الناس! من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی فأنا الحسن بن علی بن ابی طالب، أنابن رسول اللَّه، أنابن البشر، أنا بن النذیر، أنابن السراج المنیر، أنابن مزنة السماء، أنابن من بُعِث رحمة للعالمین، أنابن من بُعِث الی الجنّ و الانس. أنا بن من قاتلت معه الملائکة، أنابن من جعلت له الارض مسجداً و طهوراً. أنابن من اذهب اللَّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهیراً...»؛  «ای مردم! هر کس مرا شناخت که شناخته و هر کس که مرا نشناخت، من حسن بن علی بن ابی طالب هستم. من فرزند رسول خدایم. من فرزند بشارت دهنده‏ ام. من فرزند بیم دهنده ‏ام. من فرزند چراغ نورافشانم. من فرزند زینت آسمانم. من فرزند کسی هستم که به عنوان رحمت عالمیان مبعوث شد. من پسر کسی هستم که به سوی جن و انس مبعوث گشت. من فرزند کسی هستم که زمین برای او محلّ سجده و طهارت قرار داده شد. من فرزند کسی هستم که خداوند از آنان پلیدی را دور کرده و کاملاً پاکشان نمود...».

,

حلم حضرت امام حسن:

,

ابن خلکان از ابن عایشه نقل کرده که مردی از اهل شام می‏ گوید: من وارد بر مدینه شدم - که بر ساکن آن برترین سلام و درود باد - مردی را دیدم که بر استر خود سوار است، و همانند او در زیبایی صورت و لباس و چهارپا ندیدم. قلبم به او متمایل شد. سؤال کردم که او کیست؟ گفتند: این شخص حسن بن علی بن ابی طالب است. دلم تبدیل به بغض و حسد نسبت به علی‏ (علیه السلام) شد که چگونه فرزندی مثل این آقا دارد. نزد او رفتم و به او گفتم: آیا تو فرزند علی بن ابی طالب هستی؟ حضرت فرمود: آری، من فرزند اویم. گفتم: به جهت فلان کاری که تو و پدرت کرده‏ اید شما دو نفر را سبّ می‏کنم. سخنانم که تمام شد، حضرت فرمود: گمان می‏کنم که تو غریبی؟ گفتم: آری. حضرت فرمود: نزد ما بیا، اگر به منزلی احتیاج داری تو را در آن ‏جا ساکن می‏ کنیم، یا به مالی نیازمندی به تو عطا می ‏نماییم، یا حاجتی داری تو را کمک خواهیم کرد. او می‏ گوید: من از نزد او رفتم در حالی که کسی محبوب‏تر از او نزد من نبود. و هر گاه طریقه مقابله او را با خودم یاد می‏ کنم و آنچه که من با او انجام دادم، او را سپاس گفته و خودم را سرزنش می‏ نمایم.

,

خلافت حضرت امام حسن‏:

,

1 - ابن ابی الحدید نقل می‏ کند: «هنگامی که علی‏ (علیه السلام) از دنیا رحلت نمود، عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد و خطاب به آنان فرمود: همانا امیرالمؤمنین‏ (علیه السلام) از دنیا رفته و جانشینی از خود به جای گذارده است. اگر دعوت او را اجابت می‏ کنید نزد شما آید و اگر کراهت دارید، هیچ کس بر دیگری اجباری ندارد. مردم گریستند و گفتند: بلکه نزد ما بیاید. حسن‏ (علیه السلام) وارد شد و برای آن‏ها خطبه‏ ای ایراد کرده و فرمود: «ایّها الناس! اتّقوا اللَّه فانّا امراءکم و انّا اهل البیت الذین قال اللَّه فینا: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» فبایعه الناس...»؛ «ای مردم! از خدا بترسید، همانا ما امیران شماییم. و ما اهل بیتی هستیم که خداوند در حقّ ما فرمود: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً». پس مردم با حضرت بیعت کردند...».

,

2 - ابن عباس بعد از شهادت امیرالمؤمنین (‏علیه السلام) خطاب به مردم فرمود: «هذا ابن بنت نبیّکم ووصّی امامکم فبایعوه»؛ «این، فرزند دختر پیامبر شما، و وصیّ امام شما است، پس با او بیعت کنید».

,

6 - ابوالفرج و دیگران نقل کرده ‏اند: هنگامی که خبر شهادت امیرالمؤمنین‏ (علیه السلام) و بیعت مردم با امام حسن‏ (علیه السلام) به ابوالأسود رسید، بلند شد و در ضمن خطبه ‏ای فرمود: «وقد اوصی بالإمامة بعده إلی ابن رسول اللَّه...»؛  «... به طور حتم او برای بعد از خود بر فرزند رسول خدا و فرزندش وصیت نمود...».

,

7 - مسعودی نقل می‏کند که همانا امیرالمؤمنین‏ (علیه السلام) فرمود: «وانّی اوصی الی الحسن و الحسین فاسمعوا لهما و اطیعوا امرهما»؛  «و همانا من به حسن و حسین وصیت می‏ کنم، پس گوش به سخنان این دو داده و از آن دو اطاعت نمایید.»

,

شهادت حضرت امام حسن‏:

,

1- ابن عساکر می ‏نویسد: به سندش از یعقوب و او از امّ‏ موسی نقل کرده که گفت: جعده دختر اشعث بن قیس به حسن‏ (علیه السلام) سم داد... .

,

2- ابن کثیر می‏ گوید: «هنگامی که مرگ او فرا رسید طبیبی که به نزد او رفت و آمد می‏ کرد، گفت: سمّ اندرونش را پاره پاره کرده است».

,

3- او همچنین می‏ گوید: «کان معاویة قد تلطّف لبعض خدمه ان یسقیه سمّاً»؛ «معاویه با حیله‏ هایی که انجام داد، برخی از خادمانش را تحریک کرد تا به حسن (‏علیه السلام) سم دادند».

,

4- ابن عساکر به سندش از محمّد بن سلام جمحی نقل کرده که گفت: «کانت جعدة بنت الأشعث بن قیس تحت الحسن بن علیّ، فدسّ إلیها یزید: أن سمّی حسناً انّی مزوّجک ففعلت، فلمّا مات الحسن بعثت إلیه جعدة تسأل یزید الوفاء بما وعدها، فقال: أنا واللَّه لم نرضک للحسن فنرضک لأنفسنا؟»؛  «جعده دختر اشعث بن قیس همسر حسن بن علی بود. یزید او را تحریک کرده، گفت: اگر حسن‏ (علیه السلام) را سم دهی من تو را به ازدواج خودم در خواهم آورد. او چنین کرد. و بعد از وفات حسن‏ (علیه السلام) جعده کسی رابه نزد یزید فرستاد که به وعده ‏اش وفا کند. یزید گفت: به خدا سوگند! من راضی نبودم که همسر حسن باشی چگونه راضی شوم که همسر ما باشی؟!»

,

5- او همچنین به سندش از ابی حازم نقل کرده که گفت: هنگامی که زمان رحلت حسن ‏(علیه السلام) رسید، به برادرش حسین‏ (علیه السلام) فرمود: «ادفنونی عند ابی یعنی النبیّ‏ (صلی الله علیه وآله وسلم) الّا أن تخافوا الدماء، فان خفتم الدماء فلا تهریقوا فیّ دماً، ادفنونی عند مقابر المسلمین»؛  «مرا در کنار قبر پدرم؛ یعنی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) دفن کنید مگر آن‏که از خونریزی بترسید، در این صورت مواظب باشید که به خاطر من خونی بر زمین ریخته نشود، و لذا مرا کنار مقابر مسلمانان دفن کنید.»

,

6- او همچنین به سندش از جابر بن عبداللَّه نقل کرده که گفت: ما هنگامی که حسن بن علی از دنیا رحلت نمود، شاهد بودیم، نزدیک بود که فتنه ‏ای بین حسین بن علی و مروان بن حکم واقع شود. حسن (‏علیه السلام) به برادرش وصیت کرده بود تا در کنار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دفن شود، و اگر در این امر خوف جنگ بود باید در بقیع دفن گردد. مروان از این کار جلوگیری کرد. و هدف او از این کار این بود که رضایت معاویه را نسبت به خود جلب کند؛ زیرا از طرف معاویه عزل شده بود. مروان تا زنده بود دشمن بنی هاشم به حساب می‏آمد.

,

7- ابن ابی الحدید از جویریه فرزند اسماء نقل می‏ کند: چون حسن‏ (علیه السلام) از دنیا رحلت نمود و جنازه او را برای دفن حرکت دادند، مروان آمد و به زیر تابوت حضرت رفته و آن را تشییع نمود. حسین‏ (علیه السلام) به او فرمود: آیا امروز تابوت او را حمل می‏ کنی در حالی که دیروز خون به جگر او می‏ کردی؟ مروان گفت: من این کارها را با کسی می‏ کردم که حلمش هم وزن کوه‏ها بود».

,

منابع:

,

 

,

1- ذخائر العقبی، ص120

,

2-د سنن ترمذی، ج 5، ص327؛

,

3-مستدرک حاکم، ج3، ص170

,

4- البدایه و النهابه ج 8،ص 35

,

5- کنزالعمال، ج13، ص 652

,

6- صحیح مسلم، ج7، ص 129

,

7-صحیح ترمذی، ج5، ص661

,

8- فرائذ السمطین،ج 2، ص 68

,

9- مسند احمد، ج2،ص169

,

10- سنن بیهقی، ج4، ص331

,

11-البدایة و النهایة، ج8، ص37

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه