نقش های متقابل پلیس و رسانه در ایجاد امنیت اجتماعی
پلیس باید رسانه را به عنوان همکار و در کنار خود ببیند و اصلا احساس نکند که در کارش خللی ایجاد شده و رسانه ها هم طوری عمل کنند که دست و پا گیر مامورین نشوند ، تا آنها کار خود را به دقت انجام دهند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما ؛ "امروزه در کشورهای مختلف امنیت و آرامش روانی جامعه مهمترین مولفه به شمار می رود که می تواند متضمن آرامش روانی ، رفاه و سرمایه گذاری باشد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما ,بطور کلی امنیت پایه و اساس هر جامعه و یا در مقیاس محدودتر گروه و خانواده هاست که اگر نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود .
,با نگاهی کلی به سطح جهان متوجه می شویم که در اقصی نقاط جهان ناامنی به شیوه های مختلف وجود دارد و زندگی انسانها را تهدید می کند .
,انواع ناامنی در جامعه
, انواع ناامنی در جامعه ,ناامنی هایی که امنیت جامعه را بر هم زده منشا مختلفی دارد که می توان به نامنی سخت و ناامنی نرم تقسیم کرد:
,در ناامنی سخت ، امنیت یک فرد ، گروه و جامعه توسط گروههای دیگری با اهداف مختلف مانند کشورگشایی ، عقده گشایی ، تصرف آب و خاک و دسترسی به منابع نفتی و مالی صورت می گیرد که نمونه اش جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ما بود که امنیت جامعه را سلب کرده بود.
,در ناامنی نرم بطور غیر مستقیم امنیت فرد ، گروه و یک جامعه به مرور زمان مورد تهدید قرار می گیرد و روح و روان جامعه را آسیب پذیر و شکننده می کند به عنوان مثال حضور ماهواره در خانه ها باعث شد تا عفت و حیا و مرزهای ایدئولوژیک از بین برود و یک نوع تفکر غربی در برخی خانواده ها ایجاد شود که ثمره آن فروپاشی کانون گرم خانواده ها ، طلاق ، تجمل پرستی و ایجاد هزینه های اضافی و کمرشکن در خانواده بوده است.
,بطور کلی وظیفه ایجاد امنیت در کشور ما بر عهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران می باشد . نیرویی که تا سال 70 تحت عنوان شهربانی کار می کرده و بعد از طی تحولاتی به نیروی انتظامی تغییر کرده و با روند تکاملات ساختاری در کشور این نیرو هم خود را متناسب با شرایط روز تطبیق داده و جلو آمده است .
,در واقع با ورود دشمنان ما به عرصه تهدیدات نرم شگردهای نیروی انتظامی هم تغییر کرده و امروزه شاهدیم که در بخش های مهم این نیرو بخش های تخصصی چون پلیس فتا ، پلیس مبارزه با جرایم اقتصادی ، پلیس مبارزه با موارد مخدر و ... بوجود آمده و همزمان با شدت یافتن ناامنی ها در این حوزه پلیس هم توانسته به عنوان عامل بازدارنده بر توانمندیهای خود بیفزاید.
,اما اینها کافی نیست . همه سازمانها و نهادها بخصوص آنهایی که درگیر تبعات ناامنی هستند و به نوعی از ناامنی دچار اسیب می شوند و آنهایی که به فکر نظام و اصلاح ساختار حکومت هستند باید در این مورد به پلیس کمک کنند .
,

, نقش رسانه ها در همکاری با پلیس
,یکی از این گروهها رسانه ها هستند که به سبب تاثیر گذاری و گستردگی و همچنین ارتباط مستقیم با افراد مختلف در سطح روز می توانند به پلیس کمک کنند . شاید در جامعه وجود داشتن احساس امنیت از خود امنیت بهتر و مفید تر باشد و زمانی که این احساس امنیت نباشد ناخواسته امنیت هم از بین می رود .
,فی المثل در جریان اسید پاشی های اخیر ممکن است چند مورد از این حرکت زشت به دلایل شخصی و انتقام جویانه وجود داشته باشد اما با شیطنت گروههای مختلف و انعکاس وسیع آن از طریق شبکه های اجتماعی باعث از بین رفتن احساس امنیت در جامعه شد و باعث شد تا خیلی ها شیشه های ماشین خود را پایین نکشند و بدبختانه اینکه افرادی عامل اینکار معرفی شدند که در دفاع از دختران و زنان در کوچه و خیابان شاهرگشان زده شد .
,به همین خاطر رسانه ها وظیفه دارند تا با اطلاع رسانی دقیق و بموقع این احساس امنیت را در جامعه نگه دارند و اگر هم دشمنان در برخی موارد این احساس را به هر طریقی از بین بردند روشنگری کنند چرا که دنیای امروز عرصه رقابت و تعامل است و در این بین هر کسی رسانه بهتر و قوی تری داشته باشد صدایش بهتر به گوش جهانیان می رسد .
,رسانه ها منشا ناامنی نباشند
,از طرفی خود رسانه ها نباید منشا احساس ناامنی در جامعه باشند و در انتخاب تیتر ، روتیتر و مطالب داخلی خود جوری حساسیت به خرج دهند که گروههای مختلف جامعه را با سوژه ای درگیر نکند و سبب همه گیر شدن آن نشود مثلا بازتاب دادن خبر قتلی فجیع ممکن است به شکلی باشد که تا ماهها برخی احساس کنند که نکند این اتفاق برای آنها بیفتد و همواره شب و روز این توهم را در خود زنده می کنند و این موضوع باعث می شود که در نشست های محفلی دوستانه و یا خانوادگی از این دغدغه خود سخن بگوید و نهایتا ناآگاهانه باعث انتشار ناامنی شود.
,امروزه برخی نشریات زرد و سایتهای خبری برای اینکه مخاطب خود را داشته باشند اخبار زرد را سریعا انتقال می دهند تا جایگاه خود را حفظ کنند ، معمولا وقتی خبری به سرعت منتشر می شود زوایای آن بررسی نشده و ممکن است نیاز به کارشناسی داشته باشد و مقصر اصلی آن نیز معلوم نشده باشد .
,مثلا در همین سال اخیر خبری به سرعت منشتر شد که یک همسایه ای به علت داشتن رابطه نامناسب با همسایه دیگر خود آش نذری به منزل آنها برد و بچه های همسایه نیز با خوردن آش مسموم شدند و یکی از آنها فوت کرد . این خبر به سرعت منتشر شد و موجی از نگرانی در جامعه ایجاد کرد و خیلی از سایتها و نشریات نیز از همسایه به عنوان قاتل اصلی نام بردند.
,این پرونده در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت و بعد از یک ماه مشخص شد که همسایه بیچاره در این کار دخیل نبوده و همسر این دو تا بچه می خواسته شوهر خود را مسموم کند که متاسفانه بچه ها قربانی این توطئه شوم شدند .
,

, نقش های متقابل رسانه و پلیس در ایجاد امنیت اجتماعی:
,برای اینکه هم رسانه و هم پلیس بتوانند در برقراری نظم عمومی مشارکت داشته باشند پیشنهاداتی در این زمینه دارم:
,1) رئیس پلیس هر استانی به همراه معاونتهای خود ماهانه ، دو ماه و نهایتا فصلی با خبرنگاران و اصحاب رسانه نشست خبری داشته باشند و اطلاعات و داشته هایی که می توانند جامعه را از اخبار ناامن نجات دهد بیان کند .
,2) پلیس می تواند در بین خبرنگاران سرپل هایی داشته باشد تا در حوادث ناگهانی اختیار و کنترل رسانه ها را در دست داشته باشد که این خیلی مهم است .
,3) رسانه ها به محض شنیدن خبر حوادث که معمولا عاملان و انگیزه آنها هنوز مشخص نیست با مسئول مربوطه آن در پلیس ارتباط برقرار کرده و از حداقل اطلاعات مربوط در حد مجاز برخوردار شود .
,4) رسانه ها بعد از درج خبر می توانند با ارائه تحلیل مناسب از آن موضوع به تبیین ابعاد حادثه پرداخته و با ارائه راهکار و پیشنهاد از انتشار ناامنی جلوگیری کرده و راه مناسب برای مخاطب را نشان دهد تا او بداند در این بحرانها چکار کند .
,5) کار پلیس جوری است که در شناسایی و کشف یک جرم دخیل است و با تحویل عامل یک حادثه به مراجع قضایی کارش تمام می شود اما رسانه می تواند با درج خبر ، ارائه تحلیل و پیگیری سرنوشت عاملان یک حادثه افکار عمومی را امیدوار نگه دارد و مردم بدانند که مجرمین اگر چه خود عامل ناامنی هستند اما در برابر قانون ، خود ناامن هستند و دچار عقوبت می شوند و این امر می تواند آلامی بر غم های داغدیدگان و افکار عمومی رنجور جامعه شود.
,6) پلیس باید رسانه را به عنوان همکار و در کنار خود ببیند و اصلا احساس نکند که در کارش خللی ایجاد شده و رسانه ها هم طوری عمل کنند که دست و پا گیر مامورین نشوند ، تا آنها کار خود را به دقت انجام دهند .
,7) روندی که درسیستم فعلی کشور وجود دارد به این صورت است که ابتدا باید مجرم دستگیر ، بازجویی ، تفهیم اتهام ، دادگاهی شود و پس از آنکه جرم وی ثابت شد آنوقت رسانه می تواند نسبت به انشتار اخبار مبادرت کند . این فرایند ممکن است ماهها بلکه سالها طول بکشد و در چنین فرایندی افکار عمومی منتظر نمی مانند لذا این شایعات هستند که در قلب مردم نفوذ می کنند و گاها باعث تزلزل روحی و روانی افراد می شوند ، در چنین فضایی گاهی اوقات ممکن است یک حادثه به سرعت تبدیل به یک بحران اجتماعی شود لذا در چنین فضایی حکم می کند که مرجع پلیس با انتشار ابعاد خبر از انتشار شایعات جلوگیری کند .
,8) نیروی انتظامی به لحاظ اینکه یکی از قوای سه گانه نظامی کشور ماست و بایستی مظهر اقتدار و یک کمی خشونت ساختاری باشد به هر صورت یک آلترناتیو به شمار می رود لذا رسانه ها وظیفه دارند در کنار تبیین وظیفه ذاتی پلیس که مبارزه با مجرمینی هست که گاها ابزار خشنی در دست دارند به مردم اطلاع رسانی کنند و این ظاهر خشن را و ذاتی پلیس را در جهت مطالبات مردم جلوه دهد ".
,عبدالجواد عموزاد خلیلی
,انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه