چالش های داخلی آمریکا و پرونده هسته ای ایران

چالش های داخلی آمریکا و پرونده هسته ای ایران
از زمان حمله امریکا به عراق در سال 2004، هژمونی امریکا رو به افول نهاده است و استراتژیست هایی مانند برژنیسکی با وجود اینکه اعتقاد دارند امریکا همچنان قدرت برتر در نظام بین الملل است، اما بر این امر نیز اعتراف می کنند که این هژمون رو به تحلیل و فرسایش رفته است و امریکا برای وادار کردن دیگر کشورها به پیروی از سیاستها و اهداف خود از زور و رضایت بهره جسته است .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک نیوز، سیاست را می توان به دو حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی تقسیم نمود و عده ای بر این باورند که سیاست خارجی کشورها ادامه سیاست داخلی آنها به شمار می رود. از این رو، کشورها با توجه به ملزومات و امکانات داخلی، برای پیگیری و به حداکثر رساندن منافع، روشی برای خود در سیاست خارجی برمی گزینند که این سیاست خارجی می تواند بر اساس الگویی از همکاری، منازعه، رقابت و جنگ باشد. بنابراین، کشورهای عاقل در پیگیری اهداف سیاست خارجی خود، نگاهی به درون و  نگاهی نیز به محیط پیرامونی خود در نظام بین الملل دارند که هر چه یک دولت (حکومت) از حمایت و مشروعیت بیشتری در نزد مردم داشته باشد و مردم نیز از فرهنگ مشارکتی بالایی برخوردار باشد در نایل شدن به اهداف سیاست خارجی نیز احتمال موفقیت بیشتری دارد. در اینجاست که مردم دولت را از خود می دانند و ابتکارات و اقدامات دولت در سیاست خارجی را در راستای منافع خود می پندارند. از دیگر سو، هرچه میان حکومت و مردم فاصله ایجاد شود در روابط میان این دو چالش های زیادی بوجود می آید، از مشروعیت حکومت کاسته شده و امکان دستیابی حکومت به اهداف نیز کمتر خواهد شد. لذا در این یادداشت قصد داریم تا به چالش های داخلی و خارجی موجود اشاره ای کنیم و اینکه رابطه این چالش ها با سیاست امریکا، به ویژه در مذاکرات هسته ای چیست؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز،,
در قسمت نخست به چالش هایی که حکومت امریکا با آنها دست به گریبان است اشاره می کنیم و سپس به رابطه آنها با سیاست امریکا در مذاکرات هسته ای. 
,
1- بحران اعتماد: انتخابات میان دوره ای کنگره در ماه نوامبر و مشارکت کمتر از 20 درصدی افراد واجد شرایط را می توان نماد و نشانه ای از عدم وجود اعتماد در میان مردم امریکا به حکومتشان دانست. این میزان مشارکت که پایین ترین میزان مشارکت انتخاباتی تاریخ ایالات متحده امریکا محسوب می شود را می توان به عدم رضایت امریکایی ها از دولت اوباما در حوزه های مختلفی از جمله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تفسیر کرد. عدم رضایتمندی و اعتماد مردم امریکا به اوباما و کابینه اش را می توان در سخن میچ مک کانل، سناتور جمهوریخواه و رهبر آتی مجلس سنای امریکا دید که پس از پیروزی بر رقیب دموکرات خود گفت: «مردم ایالات متحده امریکا دیگر اعتمادی به این دولت ندارند».
,
2- چالش امنیت و تبعیض: نزدیک به سه ماه از حادثه تیراندازی دارن ویلسون، افسر سفیدپوست پلیس شهر فرگوسن به سوی مایکل براون، نوجوان سیاهپوست غیر مسلح و قتل وی می گذرد. موضوعی که منجر به آغاز تظاهرات و اعتراضات سراسری در امریکا و حتی در برخی شهرهای جهان نسبت به رفتار خشن و تبعیض آمیز پلیس در قبال سیاهپوستان شد. اما آنچه که موجب خشم سیاهان و حتی مردم سفیدپوست امریکا شد، قتل یک فرد بی گناه سیاهپوست نبود، بلکه وجود تبعیض سازمان یافته در جامعه ای است که 50 سال پیش سیاهان و سفیدان را در ظاهر از حقوق برابر برخوردار گردانید. مدعای وجود تبعیض و خشونت در رفتار پلیس امریکا، وقوع چندین حادثه تیراندازی در بحبوحه اعتراضات به قتل پلیس فرگوسن، در لس آنجلس، نیویورک و کلیولند بود که پلیس به سوی یک نوجوان 12 ساله شلیک کرد و وی را به قتل رساند و یا می توان به قتل اریک گارنر اشاره کرد که توسط پلیس نیویورک خفه شد. ناامیدی از سیستم قضایی امریکا برای محاکمه عادلانه افسران سفید پوست متهم نیز موجب تشدید بی اعتمادی مردم به سیستم حاکمه گردیده است. چنانکه دادگاه شهر فرگوسن نیز در نهایت علی رغم شواهد موجود در گناهکار بودن افسر پلیس، رای به تبرئه وی داد. 
,
علاوه بر تیراندازی از سوی پلیس که خود به عامل ناامنی در امریکا تبدیل شده است، می توان به تیراندازی در مدارس و خیابان های امریکا اشاره داشت که چالشی به نام امنیت را برای دولت اوباما به وجود آورده است و حتی منجر به شکل گیری بحث هایی بر سر کنترل اسلحه در امریکا گردید. برمطالب منتشر شده در رسانه های امریکایی، از زمان وقوع تیراندازی در مدرسه سندی هوک در سال 2012، که در جریان آن 20 دانش آموز و یک معلم کشته شدند، تا کنون 95 مورد تیراندازی در مدارس امریکا به وقوع پیوسته است. این موارد موجب می شود تا مردم امریکا درگیر احساس ناامنی مضاعف ناشی از تبعیض و خشونت باشند.
,
3-ناکارآمدی اقتصادی: فارغ از مسایل سیاست داخلی و خارجی، یکی از موضوعاتی که به باور همه موجب شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای کنگره شد، نارضایتی اقتصادی مردم از اوباما بود. امریکایی ها از اینکه دولت اوباما بتواند انتظارات رفاهی آنها را برآورده کند ناامید شده اند. از دوره دوم ریاست جمهوری باراک اوباما همواره رضایتمندی اقتصادی از دولت وی در میان حوزه های مختلف در  پایین ترین حد ممکن بوده است. اگرچه گزارش هایی از رونق اقتصادی در امریکا منتشر شده، بیکاری کاهش و اقتصاد رونق داشته است، اما مردم نسبت به کارامدی دولت در موضوع فقر و بی خانمان ها دچار تردید هستند. نارضایتی اقتصادی در زندگی روزمره و دستمزدها در انتخابات کنگره در قالب نارضایتی سیاسی خود را نشان داد و رای دهندگان با انتخاب جمهوریخواهان از اوباما انتقام گرفتند. 
,
4- سیاست خارجی ناموفق: میزان همراهی و موافقت کشورهای جهان با سیاست های باراک اوباما از زمان به قدرت رسیدن وی در سال 2008، با روندی نزولی همراه بوده است. کمترین میزان اعتماد به سیاست های اوباما را می توان در کشورهای مسلمان  از قبیل اردن، ترکیه، مصر و پاکستان مشاهده کرد. این امر در کنار رخدادهایی که در مناطق مختلف جهان به وقوع پیوسته و ناتوانی امریکا به عنوان قدرت هژمون در حل آنها را نمایان کرده، ضربه ای بر پیکر اقتدار جهانی این کشور وارد ساخته است.
,
 از زمان حمله امریکا به عراق در سال 2004، هژمونی امریکا رو به افول نهاده است و استراتژیست هایی مانند برژنیسکی با وجود اینکه اعتقاد دارند امریکا همچنان قدرت برتر در نظام بین الملل است، اما بر این امر نیز اعتراف می کنند که این هژمون رو به تحلیل و فرسایش رفته است. ویژگی هژمون توانایی وادار کردن دیگران به پیروی از سیاست ها و الگوی رفتاری خود از طریق اجبار و اقناع است و امریکا برای وادار کردن دیگر کشورها به پیروی از سیاستها و اهداف خود از زور و رضایت بهره جسته است. 
,
ناتوانی امریکا در ایجاد اجماعی جهانی نشان داد که قدرت و اقتدار امریکا آن چنان نیست که بتواند به تنهایی در عرصه نظام بین الملل یارای مقابله با مسایل و مخالفان خود را داشته باشد. در این دوران، برخی کشورها و گروه ها به شیوه های علنی و عملی مخالفت خود را با الگوی رفتاری امریکا و قواعد آن کشور ابراز کردند و ضمن اینکه این مخالفت ها دلیلی  بر فرسایش و افول هژمونی امریکا محسوب می شود، به معنی شکست سیاست خارجی امریکا و دولت اوباما است.
,
همانطور که در ابتدا نیز گفته شد میان سیاست داخلی و خارجی رابطه تنگاتنگی وجود دارد و دولت ها برای موفقیت در سیاست خارجی خود نیازمند برخورداری از رضایت و مشروعیت داخلی هستند، اما گاهی شرایط داخلی بر وفق مراد دولت ها نیست و دولت نیازمند این است که با موفقیت در سیاست خارجی بر چالش های داخلی غلبه کند. همانگونه که شکست در انتخابات کنگره، اعتراضات سراسری در امریکا و نارضایتی اقتصادی بیانگر چالش های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای اوباماست و تنها موضوعی که همچنان امید به موفقیت در آن وجود دارد، پرونده برنامه هسته ای ایران است. 
,
خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق ، افغانستان و سیاست تغییر اوباما در عمل کامیاب نبود و  رسیدن به توافق بر سر برنامه هسته ای ایران، تنها برگ برنده اوباما در سیاست خارجی است . اوباما و حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی، نیاز به یک موفقیت به ویژه در حوزه سیاست خارجی دارند تا بتوانند با مانور دادن روی آن، از افتادن کاخ سفید به دست جمهوری خواهان جلوگیری کنند. در کنار این، شاید مهمترین دلیل این باشد که امریکا پی برده است که دیگر تحریم های هوشمند اوباما نیز نمی تواند ایران را در مسیر دستیابی به دانش هسته ای متوقف سازد و ضرورت دارد تا مسئله هسته ای ایران از طریق مذاکره حل و فصل شود.
,
 توافق با ایران، تقابل همزمان امریکا  با ایران و روسیه که هر دو از کشورهای غنی به لحاظ انرژی هستند را از بین می برد و غرب مطمئن می شود که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست و خطری از جانب ایران منافع غرب را تهدید نمی کند. رسیدن به یک توافق بر سر پرونده هسته ای که بی اغراق یکی از موضوعات پیچیده سیاسی قرن است، بزرگترین پیروزی برای امریکایی ها محسوب خواهد شد و می تواند چالش ها و نارضایتی های داخلی امریکا را تا حدودی بپوشاند و شکاف میان دولت و مردم را تا حدودی پر کند و شانس پیروزی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری را افزایش دهد. 
,
حمید رشیدی، کارشناس ارشد مطالعات امریکا
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه