29صفرنزول عذاب بر این قوم/ جبرئیل بر سر این قوم فریاد کشید+تصاویر

29صفرنزول عذاب بر این قوم/ جبرئیل بر سر این قوم فریاد کشید+تصاویر
حضرت صالح در میان قوم ثمود زندگى مى‌کرد در حالى که این قوم در ناز و نعمت بسر مى‌بردند تا تدریجاً بت‌پرستى و فساد در میان ایشان شیوع پیدا کرد و خداوند صالح (ع) را براى هدایت ایشان که از خانواده اصیل و محترمى بود، فرستاد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از  پایگاه خبری ثامن،حضرت صالح (ع) در سن 16 سالگى به سوى قوم مبعوث شد و تا 120 سالگى در میان آن‌ها بود ولى آن مردم دعوتش را اجابت نکردند و هفتاد بتى را که داشتند، مى‌پرستیدند. صالح علیه‌السلام فرمود: یا شما از من چیزى بخواهید تا از خداى خود بخواهم و شما مرا تصدیق کنید یا من از معبودان شما چیزى بخواهم، اگر اجابت کردند از میان شما مى‌روم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری ثامن,

قرارى گذاشته شد و در روز موعود بت‌ها را بر دوش گرفته، آوردند و گفتند: صالح از بت درخواست کن. صالح (ع) یک یک بت‌هاى آن‌ها را چند مرتبه خواند، جواب ندادند. بالاخره صالح (ع)فرمود: شما از من درخواست کنید. گفتند: ما را به کنار این کوه ببر تا آنجا بگوئیم: صالح آورد پس از این که آنها را به کنار آن کوه برد، گفتند: از پروردگارت بخواه هم اکنون براى ما از این کوه شتر ماده‌اى که قرمزرنگ و پُرکرک باشد و از عمرش نیز 10 ماه بیشتر نگذشته باشد، بیرون آورد.

,

صالح (ع) خواست و کوه صداى مهیبى کرده و حرکت در آن پدیدار شد تا این که شتر ماده‌اى با همان اوصاف از کوه خارج شد. گفتند: از خدایت بخواه بچه این شتر را نیز بیرون بیاورد. صالح علیه‌السلام خواست و بچه نیز بیرون آمد. پنج نفر ایمان آوردند ولى بقیه گفتند: سحر و جادو بود تا این که به فکر کشتن شتر افتادند.

,

آن‌ها در سر راه شتر کمین کردند، وقتى که شتر مى‌رفت که آب بخورد، حمله نمودند و هر کدام حربه‌اى زدند و شتر را از پاى درآوردند و همگى جمع شدند و از گوشتش خوردند، حتى بچه را نیز کشتند و گوشتش را تقسیم نمودند و سپس نقشه کشتن صالح علیه‌السلام را کشیدند ولى خداوند متعال پیغمبرش را محافظت کرد.

,

خداوند به صالح فرمود: تا سه روز دیگر عذاب خود را نازل خواهد کرد و صالح (ع) به آن‌ها اطلاع داد. پس از سه روز جبرئیل نیمه شب آمد و بر سر آن‌ها فریادى کشید که گوش‌ها را پاره و دل‌ها را درید و جگرها را شکافت و از آسمان آتشى آمد که همگى یک سره سوختند و صالح (ع) پیروان خود را به حضرموت یا فلسطین برد.

,

 

,

کیفر نافرمانی خدا!

,

آنگاه که شتر صالح (ع) کشته شد، صالح به آنان گفت: من شما را از آزار و اذیت این حیوان برحذر داشتم ولی شما دامن خود را به این حرام آلوده کردید و در منجلاب این جنایت فرو رفتید، از امروز فقط سه روز در خانه های خود زنده هستید و می توانید از نعمت زندگی بهره مند باشید و پس از آن عذاب خدا می آید و بعد از عذاب، عقاب اخروی نیز شامل حالتان خواهد شد و در تحقق این وعده شک و تردید متصور نیست.

,

صالح (ع)سه روز به آنان مهلت داد تا فرصتی برای بازگشت به سوی خدا داشته باشند بلکه به دعوت صالح لبیک گویند، ولی به حدی تردید در روحشان و غفلت بر قلوبشان ریشه دو انده بود که هشدارهای صالح بر آنان تاثیری نداشت و آنان را به راه راست باز نگرداند، بلکه تهدید صالح را دروغ پنداشته، اعلام خطر او را به استهزاء گرفتند و به تمسخر و سرزنش وی افزودند و از او خواستند که در نزول عذاب آنان عجله کند و کیفر آسمانی را هر چه زودتر برای آنان بیاورد!

,

 

,

صالح (ع) در مقابل خیره سری مخالفین خود گفت: چرا قبل از اینکه کار نیکی انجام دهید در نزول عذاب خویش شتاب می کنید؟! ای کاش از خدا طلب آمرزش می کردید، شاید رحمت خدا شامل حالتان گردد و از عذاب نجات یابید.

,

 

,

گفتار صالح (ع)در این قوم اثر نکرد و آنان چنان در گرداب گمراهی غوطه ور و تسلیم خود سری های خود گشته بودند که به پیغمبر خدا گفتند: ما به تو و یارانت فال بد زده ایم و وجود شما را در اجتماع مضر می دانیم. سپس عده ای از قوم صالح گرد آمدند و سوگند یاد کردند که در دل شب تاریک، با شمشیر برهنه ناگهان به صالح و پیروانش حمله کنند و پس از این تصمیم، قرار گذاشتند که این نقشه محفوظ بماند و احدی از این راز با خبر نشود.

,

 

,

قوم صالح (ع) با این گمان نقشه قتل صالح و یارانش را طرح کردند و به فکر کشتن ایشان افتادند که اگر آنان را به قتل برسانند، از عذاب الهی محفوظ می مانند و از کیفری که بزودی آنان را فرا می گیرد، نجات می یابند ولی خدا به این خیره سران مهلت نداد و نقشه آنان را نقش بر آب کرد و مکر آنان را به خود شان باز گرداند و صالح از توطئه قوم خویش نجات یافت. کیفر خدا به منظور تصدیق تهدید صالح و حمایت از رسالت او فرود آمد و صاعقه آسمانی قوم صالح را فرا گرفت تا به کیفر ستمگری خود برسند و به این ترتیب مخالفین صالح پس از صاعقه در خانه های خود به صورت جسمی بی جان در آمدند.

,

 

,

آری آن کاخهای بلند و محکم و آن ثروت سرشار و آن باغهای خرم و گسترده و آن خانه هایی که برای حفظ جان خود در دل سنگهای کوه تراشیده بودند، هیچکدام نتوانست از مرگ آنان جلوگیری کند.

,

 

,

روز 29 صفر صالح (ع) شاهد نزول عذاب بر قوم خود بود و پس از لحظاتی مشاهده کرد که بدنهای مخالفین او همه سیاه و خشکیده و خانه هایشان خراب گشته است، لذا از کنار آنان عبور کرد و با خاطری غمگین و روحی افسرده و قلبی سرشار از حسرت به آن اجساد خطاب کرده و گفت:" ای قوم من! بدون تردید رسالت خدای خود را به شما ابلاغ کردم و به شما پند دادم ولی شما از روی غرور و نادانی، ناصحان و خیرخواهان را دوست نمی داشتید".

,

مزار صالح پیامبر در وادی السلام نجف اشرف پذیرای زائران زیادی است، ابتدا محل دفن و مزار حضرت هود و صالح پیغمبر علیهماالسلام معلوم و مشخص نبود، تا این که سید بحرالعلوم (ره) در وادى السلام نجف اشرف فرمود: این جا را حفر کنید، حفر کردند. لوحى ظاهر شد که بر روى آن نوشته شده بود: «هذا قَبْرُ هُودٍ وَ صالحٍ»بر طاق‌ گنبد سبز حضرت هود و صالح علیهماالسلام نوشته‌ شده: «اولین‌ سایبانی‌ که‌ بر فراز قبور مطهر هود و صالح‌ ساخته‌ شد، به‌ فرمان‌ سید بحرالعلوم‌ (ره)بود»؛ چنان‌که‌ نخستین‌ ضریح‌ چوبی‌ نیز توسط‌ ایشان‌ تهیه‌ و نصب‌ گردید. آن‌گاه‌ یکی‌ از افراد خیّر گنبد آن‌ را با کاشی‌ تزیین‌ کرد.

,

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

, پایگاه اطلاع رسانی ثامن,

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

, پایگاه اطلاع رسانی ثامن,

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

, پایگاه اطلاع رسانی ثامن,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه