سلام بر هشتمین جانشین پیامبر!

سلام بر هشتمین جانشین پیامبر!
گویا چنین مقدّر بود که فرزندى از نسل پاک پیامبر اکرم (ص) و امامى از امامان شیعه، در سرزمینى دور از مدینه پیامبر به شهادت رسد، تا مرقد نورانى اش قلب میلیونها انسان خداجوى دلباخته را به ولایت فراخواند و بارگاهش پناهگاه دلهاى شکسته اى باشد که در این سوى خاک در پناه آن مزار با شکوه به آرامش رسند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از "کرمان1400" از کرمان ، امام علی ‌بن موسی‌الرضا (ع) هشتمین امام و پیشوای شیعیان جهان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر اکرم(ص) می‌باشند و کنیه آن حضرت ابولحسن و مشهورترین القاب ایشان حضرت«رضا» است .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان1400",

پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع)  هفتمین امام شیعیان می باشد و مادرشان بانویی پرهیزگاری به نام تکتم از اهالی مغرب بوده است که بعد از ولادت امام رضا (ع) او را طاهره نامیدند.

,

امام رضا (ع) در یازدهم ذی القعده سال صدو چهل و هشت هجری قمری در مدینه متولد شده اند و در سن ۳۵ سالگی هم عهده‌دار مسئولیت امامت ورهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند مقارن بود و سر انجام مامون عباسی ایشان را در سن ۵۵ سالگی به شهادت رساندند.

,

فضایل و مناقب امام رضا (ع)

,

فضایل و مناقب امام رضا (ع) بسیار است و در کتابهای حدیث و تاریخ ذکر شده است .
نخست ، علم آن حضرت است ، ابراهیم بن عباس می گوید: ندیدم از امام رضا ( ع ) پرسشی شود که او پاسخ آن را نداند و هیچ کس را نسبت به آنچه در عهد و روزگارش می گذشت داناتر از ایشان ندیدم . مأمون او را بارها با پرسش درباره چیزهایی می آزمود اما امام به وی پاسخ کامل می  داد و در پاسخش به آیاتی از قرآن مجید تمثل می جست .

,
,

مأمون در یکی از مجالس خود تعدادی از علمای ادیان و فقهای اسلام و متکلمان را جمع کرده بود  پس امام در بحث و مناظره بر همه آنان چیره شد به گونه ای که هیچ کس نبود جز آن که بر فضل امام رضا ( ع ) و کوتاهی خود اعتراف کردند .

,

در مناقب آمده است : ابو جعفر قیمی در عیون اخبار الرضا ذکر کرده است که : مأمون دانشمندان دیگر ادیان را همچون جاثلیق و رأس الجالوت و سران صابک ین را مانند عمران صابی و هریذ اکبر و پیروان زردشت و نطاس رومی و متکلمانی مانند سلیمان مروزی را جمع می کرد و آنگاه رضا ( ع ) را نیز احضار می کرد . آنان از امام پرسش می کردند و آن حضرت یکی پس از دیگری آنان را شکست می داد .
مأمون داناترین خلیفه بنی عباس بود اما با این وصف گاه از روی اضطرار تسلیم حضرت می شد تا آن که وی را ولی  عهد و همسر دختر خویش کند .

,
,

هجرت امام به خراسان و شهادت

,

امام  رضـا (عـلیـه السـلام ) در سـال دویـسـت هـجـرى ، به دعوت مامون نـاگـزیـر از مـدیـنـه بـه خـراسـان رفت و براى این که ناخرسندى خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در کنار حرم مطهر پیامبر اکرم(ص) حضور یافت و به گونه اى به زیارت پرداخت که همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.

,

امام رضا(ع) در این سفر تاریخى ، هر جا که توانست کوشید تا مردم را با اسلام، قرآن، تشیع، اخلاق اسلامى ، آرمانهاى دینى و احکام مذهبى آشنا سازد، از جمله مهمترین فرازهاى این سفر، توقف امام در نیشابور و سخن تاریخى ایشان در جمع گروه بسیارى از مردم و حدیث شناسان این شهر است.

,

به هرترتیب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حکومت مأمون شدو مأمون مجلسى آراست و در آن امام را در مراسمى رسمى ، به ولى عهدى خود منصوب کرد.

,

برخوردهاى حکیمانه امام با این مسأله، چه در طول سفر و چه در ایام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بیش از گذشته در میان مردم شناخته شود و در دل ایشان جاى گیرد. این امر موجب این شد که مأمون در فاصله اى نه چندان دراز، از ترفند شکست خورده خود احساس ناراحتى کند و در اندیشه محدود ساختن فعالیت هاى امام و حتى از میان بردن ایشان فرو رود.
یکى از نشانه هاى این امر، جلوگیرى وی از برپایى نماز عید فطر به امامت حضرت رضا (ع) است.

,
,

وقتی که امام از خانه خارج شد، در حالى که خود را خوشبو ساخته، عبایى بر دوش انداخته، عمامه اى بر سر نهاده، عصایى در دست گرفته و با پاى برهنه، با گامهایى استوار رهسپار شده بود تا نماز عید را بخواند. امام که تکبیر مى گفت، فریاد تکبیر مردم در سراسر شهر طنین انداخت، نظامیانى که سواره بودند از مرکب پیاده شدند، و همه به پیروى از امام، پاى خویش را برهنه ساختند.
فضل بن سهل، وزیر زیرک مأمون، با دیدن این صحنه، خود را به خلیفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت و یادآور شد که اگر این گردهمایى ادامه یابد، جایگاه خلیفه در دیدگاه مردم از ارجمندى مى افتد و همه دلها به امام مى گرود. پس مأمون نیز فرمان داد که امام را از نیمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد.
در بازگشت، امام با اندوه بسیار فرمود:بارخدایا! اگر وضعیت کنونى جز با مرگ من دگرگون نمى شود، هم اینک در آن شتاب فرما!

,
,
,

مأمون که روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع) را مى دید، در برابر هم مسلکان خود، یعنى خاندان عباسى هیچ بهانه اى نداشت. پس تصمیم گرفت راهى بغداد شود .

,

او نخست، وزیرش فضل بن سهل را مى کشد و بر جنازه او اشک مى ریزد و براى یافتن قاتلان او جایزه تعیین مى کند و آن گاه که آنان را دستگیر مى کنند، آنان شهادت مى دهند که مأمون خود به این کار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را مى کشد.
سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مى کند، اما مى کوشد که این برنامه را به گونه اى عملى سازد که دامان خود او از این امر پاک نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف مى کند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم مى سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل کرد، در این جا نیز بر پیکر پاک امام اشک مى ریزد و حضرت را در کنار قبر پدر خود هارون الرشید دفن مى کند.
امام رضا(ع) پیشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخى از یاران خود گوشزد کرده بود. از جمله یک بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود: اینک هنگام بازگشت من به سوى خدا فرا رسیده و زمان آن است که به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپیوندم. طومار زندگى ام به انجام رسیده است. این حاکم خودکامه (مأمون) تصمیم گرفته است که مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.
در میان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است که حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجرى قمرى به شهادت رسیده، در حالى که ۵۵ سال از عمر مبارک امام سپرى شده است.

,
,
,
,

انتهای پیام/گ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه