زندگی نامه شهید علیرضا قدرتی/از این که دل های شما را می آزارم مرا ببخشید

زندگی نامه شهید علیرضا قدرتی/از این که دل های شما را می آزارم مرا ببخشید
شهید «علیرضا قدرتی» در سال 1349 درروستای بلغان علیا از توابع شهرستان شیروان دیده به جهان گشود و در سال 1365 به درجه رفیع شهادت نایل شد.
[

نام: علیرضا

,

نام خانوادگی: قدرتی

,

تاریخ تولد: 1/1/1349

,

محل تولد: شیروان

,

وضعیت تأهل: مجرد

شغل :دانش آموز

,
,
,

میزان تحصیلات: سیکل

,

یگان خدمتی: بسیج

تاریخ شهادت: 21/10 / 1365

محل شهادت: شلمچه

محل دفن: شیروان، بهشت حمزه رضا (ع)

مسؤولیت در جبهه: بی سیم چی

 نام عملیات : کربلای 5

کیفیت شهادت: بر اثر اصابت ترکش

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی شیروان، ویژگی های برجسته شهید بدین گونه است: علیرضا پرورش یافته در دامن یک خانواده  عشایر که جوانمردی و عزّت خود و میهن را در گرو آزادی و اسارت و تن به خواری دادن را دون شخصیّت انسانی خود می دانست . او از مکتب حسینی شیوه ی زندگی آموخته بود ودر راستای اهداف آن گام برمی داشت  در حفظ حرمت حریم خانواده با تمام وجود
 می کوشید و آسایش خانواده را در امنیت میهن می دانست وبا این هدف گام در راه دفاع از تمامیت ارضی میهن اسلامی گذاشت ودراین را ه خون خودرا نثارکرد او در طول زندگی همیشه در خط مشی دین و راستای تعلیمات آموخته از مکتبش حرکت کرد و دیگران را هم تا می توانست امر به معروف و نهی از منکر می کرد .

خاطره  : دوست و همرزمش تعریف می کند : « عملیات کربلای چهار بود فرمانده ای داشتیم که موهایش را با شماره صفر ماشین کوتاه کرده بود  چراغ قوه اش را جا  گذاشته بود ماشین مانده بود نمی توانستم حرکت کنیم گفت:  امشب را در  دژ خرمشهرمی مانیم . تا صبح  چاره ای می اندیشیم  رفتیم و خوابیدیم پتو کم داشتیم هر دو و سه نفر زیر یک پتو خوابیدیم  صبح که بیدار شدیم هیچکس پتو نداشت و همه ی پتو ها کنار بود ما شب فکر کردیم که همه ی آنها  که آنجا هستند رزمنده اند که خوابیده اند اما بعد متوجه شدیم متوجه شدیم که در هر اتاق دو سه رزمنده و بقیه پیکر شهدابود.

سفارش و وصیت شهید :  در وصیت نامه خود چنین آورده  که مراببخشید دراین لحظات که این نامه را می نویسم قلبم از شادی همچون عاشقان معشوق دیده می طپد  آری چون تاچندی دیگر به میعاد گاه یار می روم باشد تا به یار خود بگویم که به « هل من ناصرینصرینی » نایب جانشیان رسولت لبیک گفتم می روم شاید  با معشوق خود وصلت کنم . ای خواهر زارم می دانم که خود شیر زن هستی و شاید نیاز به نصیحتی نباشد فرزندانت را زینب گونه تربیت کن می دانم که این کا رمی کنی.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی شیروان,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/ ‍‍‍‍ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه