حکایت وعده هایی که نان نشد؛

ارایه آمار دردی دوا نمی کند/ ثروتمندان روز به روز فربه تر و مستضعفان فقیرتر

ارایه آمار دردی دوا نمی کند/ ثروتمندان روز به روز فربه تر و مستضعفان فقیرتر
یارانه ثروتمندان قطع نمی شود، اما نان گران می شود! این دو گزاره در تضاد عملی با عدالت و تدبیر است و گاه این فرضیه را تقویت می کند که قرار است جریان بگونه ای پیش رود که مردم میان معیشت و انرژی هسته ای یک کدام را انتخاب کنند! و در این میان ثروتمندان روز به روز فربه تر ومستضعفان فقیر تر. هر آنچه مستضعف بدست آورد، مرفه به آنی از آن خود کند و شکاف طبقاتی عمیق و عمیق تر شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از ائل پرس، تورم روز به روز کاهش می یابد، این ادعایی که دولت و بالاخص رئیس جمهور بر اساس آمارها بارها آن را مطرح نموده اند، اما باید دید که این کاهش  آماری است بر اساس واقعیت است یا نه و اگر واقعی باشد این واقعیت چه نمودی در زندگی روزمره مردم دارد؟!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل پرس,

بحث تورم و گرانی برای بارها محل بحث سیاسیون بوده است و محل نقد تخریب آنان علیه یکدیگر بوده است. در مناظرات ۸۸ نیز این موضوع محل بحث بسیاری بوده که در انتها منجر به تشکیک در صحت تمامی آمارها شد و در نهایت چیزی عاید مردمان کوچه و بازار نشد. نکته ای که قابل تامل است این است که آیا صرفا ارایه آمارهای گوناگون و صرفا با جنبه مثبت می توان برخی واقعیت هایی را که مردم با گوشت و پوست احساس می کنند، کتمان نمود و باز هم از مردم انتظار داشت به دولتمردان خود اعتماد کنند؟!

,

مثال معروف "گوجه سر کوچه ما فلان قیمت است"، شاید برای همگان آشنا باشد که پس از ارایه این گزاره از سوی آن مقام دولتی موجی از انتقاد و البته تخریب از سوی دوستان مخالف دولت روانه وی شد. در واقع شاید این گزاره صحیح باشد، اما همه گیری آن محل بحث است و همین نکته باعث می شود که گزاره مورد ادعای رئیس جمهور سابق به یک ضرب المثل و یا لطیفه تبدیل شود و محلی شود برای تخریب و یا انتقاد نسبت به وی. قطعا نباید در مورد مسائلی همه گیر و قبال لمس برای تمامی مردم همچون گرانی وتورم، ساده انگارانه برخورد کرد و صرفا با ارایه آمارهایی تلاش کرد تا از بار فشارافکار عمومی نسبت بازخواست وعده ها کاست.

,

بهبود معیشت مردم را می توان اصلی ترین شعار روحانی در رقابت های انتخاباتی دانست و متهم کردن پیشینیان به عدم تدبیر در این مسئله و ارتباط دادن مستقیم آن با مسئله مذاکرات و بخصوص رابطه با کدخدا روشی است که دولتی ها از قبل از انتخابات تا کنون، در پیش گرفته اند. در اصل نیز اقبال برخی از اقشاربخصوص اقشار کم درآمد به شعارهای روحانی بدلیل شعارهای معیشتی همچون برنامه صدروزه و یکساله او بود، اما اکنون پس از گذشت یک سال و اندی از عمر دولت، مردمان آنگونه که انتظار بهبود معیشت خویش را داشتند، تغییری احساس نمی کنند و جمعی نیزمعتقدند تغییر در جهت منفی بوده است.

,

مقصود سیاه نمایی نیست، اما باید دانست که زمانی که وعده ای داده می شود و مردم نسبت به مسئله ای حساس و شرطی می شوند، در ادامه انتظار دارند به صورت عملی تغییر را لمس کنند، نه اینکه صرفا با ارایه آمار از سوی تریبونهای رسمی سعی شود نگاه آنان را نسبت به عملکرد اقتصادی دولت مثبت تر کرد، این درحالیست که مردم جور دیگری فضا را لمس می کنند و این فضا با ادعاها گاه تفاوت بسیاردارد.

,

کسی منکر عمل مثبت دولت در کنترل تورم نیست، اما دوستان باید نگاهی به وعده های خود داشته باشند و مرور کنند هر آنچه وعده داده اند، شاید مشکل در عمل نیست، مشکل در وعده های نسنجیده ای است که با ارایه آنها مردم انتظار معجزه اقتصادی را داشتند و اکنون خبری از آن نیست و تنها حاصل وعده ی نسنجیده می شود بی اعتمادی! زمانی که فردی خود را منجی اقتصاد معرفی می کند و ادعا می کند صرفا با تغییر روش های غلط دولت قبل و به نتیجه رساندن مذاکرات با روش جدید تمامی مشکلات را پایان خواهد بخشید و رای مردم را به سوی خود روانه می کند، چه باید گفت بر این ادعا که حال در هاله ای از ابهام به سر می برد.

,

مردم هیچ باکی از تحمل فشار تحریم ها ندارند و آنکه تا بدین روز مقاومت کرده و می کند، نه بدلیل وعده هاست که بدلیل اعتقاد خود به عزت واستقلال کشور است، اما نباید مردمی انقلابی را با وعده ها بی اعتماد کرد. مردم آنچه انتظار دارند تدبیر و عدالت است، نه بستن با کدخدا و باز ستاندن حق خود با صدمنت و باز هم بعد چند صباحی نزدیک خلف وعده کدخدا و روزی از نو روزی از نو.

,

یارانه ثروتمندان قطع نمی شود، اما نان گران می شود! این دو گزاره در تضاد عملی با عدالت و تدبیر است و گاه این فرضیه را تقویت می کند که قرار است جریان بگونه ای پیش رود که مردم میان معیشت و انرژی هسته ای یک کدام را انتخاب کنند! و در این میان ثروتمندان روز به روز فربه تر ومستضعفان فقیر تر. هر آنچه مستضعف بدست آورد، مرفه به آنی از آن خود کند و شکاف طبقاتی عمیق و عمیق تر شود.کم نیست منابع و استعدادهای داخلی که می توان با بکار بستن تدبیر اقتصاد را در برابر هرچه توطئه مقاوم کرد، اما بایدباور داشت. تا زمانی که باور آن باشد که باید با کدخدا بود والا باید از گرسنگی جان سپرد، راه به جایی نمی توان برد. 

,

روزی مشکل تحریم فروش نفت بود، اکنون اگر عزیزان لطف کنند و حقوق ایران را به رسمیت بشناسند و توافق امضا شود و تحریم نفتی لغو شود، که تاکنون در هاله ای از ابهام است، از طرفی دیگر نفت را ارزان می کنند تا فشاری دیگر بر پیکره اقتصاد بیمار نفتی ملتی انقلابی بیاورند که اقتصاد آن هیچ نسبتی با انقلاب آنها ندارد و با هر اخم غرب به سویی وا می رود و... 

,

آخر سخن اینکه نه  ارایه مدام آمار دردی دوا می کند و نه لطف غربی هایی که از سر منت ثروت ملت را به آن باز می گردانند، چاره کار تدبیر در امور داخلی و تکیه بر تولید درون زا ست، این امر نیز مدیرانی می خواهد که نسبت به آن باور داشته باشند، نه اینکه در خفا و آشکارا لبخند تکنوکراتی بزنند و روزگار بگذرانند.

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه