دلنوشته یک دانشجو از وقایع فتنه 88 در دانشگاهی در قزوین؛

نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم

نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم
فراموش نمی‌کنیم آن آقایی که در اولین روز امتحانات که بعد از برگزاری انتخابات بود و مصادف با برخی اعتراضات در پایتخت در تجمع چند نفره دانشجویانی که سقف خواسته شان تعویق امتحانات بود حاضر شد و به آن‌ها گفت"بروید حقتان را بگیرید".
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاخص نیوز؛ هر سال ۹ دی که می شود یاد وقایع تلخ ۸۸ زنده می شود. یاد آن همه پستی عده ای که نان نظام را خورده بودند و زیر سایه اش قد کشیده بودند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از شاخص نیوز؛,

برخی شب ها مرور وقایع آن سال همچون کابوس خواب را از چشمانم دور می کند و کینه نسبت به افرادی را در وجودم ریشه دار تر می کند.

قطعا ما وقایع آن سال را فراموش نمی کنیم.

فراموش نمی کنیم آن آقایی که در دوران طولانی مدیریتش در تجمعات اعتراضی دانشجویان دیده نشده بود در اولین روز امتحانات که بعد از برگزاری انتخابات بود و مصادف با برخی اعتراضات در پایتخت در تجمع چند نفره دانشجویانی که سقف خواسته شان تعویق امتحانات بود حاضر شد و به آنها گفت“بروید حقتان را بگیرید”.

فراموش نمی کنیم عدم برخورد نیروهای تحت امر همین مدیر را در کل دوران تجمعات غیرقانونی دانشگاه با مسببین اش.

فراموش نمی کنیم مخالفت همین آقا با برگزاری نشست های مختلف با محوریت شفاف سازی ابعاد انتخابات ۸۸ که توسط تشکل ها پیشنهاد می شد را.

فراموش نمی کنیم تعطیلی امتحانات را در شرایطی که خیابان های تهران نیاز به جمعیت داشت و فوت شدن دو تن از دانشجویان همین دانشگاه در تجمعات را.

فراموش نمی کنیم عدم برخورد جدی با متخلفین فتنه را(بعد از یک ترم متخلف محرز در کنارم نشسته بود سرکلاس).

فراموش نمی کنیم پخش تصاویر اعتراضات دانشگاه از بی بی سی و صدای آمریکا را.

فراموش نمی کنیم سنگ اندازی همین آقا را در بزرگداشت حماسه ۹دی در سال های بعد( اکثر سال ها در مراسم ها به بهانه ای حضور نداشتند!!!)

فراموش نمی کنیم….

اما قصه به همینجا ختم نمی شود و ما قطعا جرم عده ای از خودی ها را که با خوش خیالی باعث شدند این فرد پس از این همه خطای محرز هنوز بر صندلی مدیریتش تکیه بزند را نمی بخشیم.

پای این نوشته را هم امضا میکنم با نام تا بدانند ما در این مسیر کوتاه نمی آییم.

یوسفی نژاد

انتهای پیام/ش

,

برخی شب ها مرور وقایع آن سال همچون کابوس خواب را از چشمانم دور می کند و کینه نسبت به افرادی را در وجودم ریشه دار تر می کند.

,

قطعا ما وقایع آن سال را فراموش نمی کنیم.

,

فراموش نمی کنیم آن آقایی که در دوران طولانی مدیریتش در تجمعات اعتراضی دانشجویان دیده نشده بود در اولین روز امتحانات که بعد از برگزاری انتخابات بود و مصادف با برخی اعتراضات در پایتخت در تجمع چند نفره دانشجویانی که سقف خواسته شان تعویق امتحانات بود حاضر شد و به آنها گفت“بروید حقتان را بگیرید”.

,

فراموش نمی کنیم عدم برخورد نیروهای تحت امر همین مدیر را در کل دوران تجمعات غیرقانونی دانشگاه با مسببین اش.

,

فراموش نمی کنیم مخالفت همین آقا با برگزاری نشست های مختلف با محوریت شفاف سازی ابعاد انتخابات ۸۸ که توسط تشکل ها پیشنهاد می شد را.

,

فراموش نمی کنیم تعطیلی امتحانات را در شرایطی که خیابان های تهران نیاز به جمعیت داشت و فوت شدن دو تن از دانشجویان همین دانشگاه در تجمعات را.

,

فراموش نمی کنیم عدم برخورد جدی با متخلفین فتنه را(بعد از یک ترم متخلف محرز در کنارم نشسته بود سرکلاس).

,

فراموش نمی کنیم پخش تصاویر اعتراضات دانشگاه از بی بی سی و صدای آمریکا را.

,

فراموش نمی کنیم سنگ اندازی همین آقا را در بزرگداشت حماسه ۹دی در سال های بعد( اکثر سال ها در مراسم ها به بهانه ای حضور نداشتند!!!)

,

فراموش نمی کنیم….

,

اما قصه به همینجا ختم نمی شود و ما قطعا جرم عده ای از خودی ها را که با خوش خیالی باعث شدند این فرد پس از این همه خطای محرز هنوز بر صندلی مدیریتش تکیه بزند را نمی بخشیم.

,

پای این نوشته را هم امضا میکنم با نام تا بدانند ما در این مسیر کوتاه نمی آییم.

,

یوسفی نژاد

,

انتهای پیام/ش

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه