بلوار کاشانی؛ بلواری با محله هایی با قدمت چندین ساله در همدان
در گذشتههای دور شهر همدان به محلههای مختلفی تقسیم میشد که نامهای این محلات برای امروزیها بسیار جذاب است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع، این محلات با برخورداری از وسعت زیاد، دارای عناصری مانند حمام و مسجد در مراکز خود بودند تا مردم به راحتی بتوانند از نیازهای روزانه خود برای تطهیر روح و جسم خود استفاده کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع،,در همدان کوچهها و خیابانها و محلات را یا با نام یکی از ساکنان قدیمی آن محل یا اصحاب حرفه و پیشهای و یا طایفه و قومی که از سایر نقاط کشور بدان محل کوچ کرده، نامگذاری کردهاند، کوچهها و محلات نیز به مناسبت افرادی که در آن محل به کار خاصی مشغول بودهاند نامگذاری شدهاند.
,پارهای از کوچهها و برزنها نیز به علت اداره یا مؤسسه یا نهادی که در آن واقع شده است نامیده میشوند، گاهی نیز کوچه یا محلی را به مناسبت یک واقعه تاریخی یا یک رویداد مقطعی نام نهادهاند.
,محلات در گذشته بیشتر با عنوان چمن شناخته میشده است، در برخی از محلات مسیر تقاطعها به یک مرکز که یک چشمه آب بود، منتهی میشد.، در برخی محلات هم به علت گستردگی محله، زیرمحله داریم و به واسطه زیرمحلهها، مساجد کوچکتری نیز در آن مکانها ایجاد شده است.
,,
محله چمن چوپان ها
, محله چمن چوپان ها,از محله چمن چوپان ها که می گذریم به گنبدکبود می رسیم ، کوچه ای نسبتا خلوت، در وسط این کوچه مغازه ای قدیمی به چشم می خورد، لحاف دوزی غلامحسین امیدیان
,وارد مغازه می شویم و پای صحبت هایش...
,او می گوید: این کوچه همیشه گنبدکبود بوده است ، از وقتی من بودم به همین نام بوده است.
,آقای امیدیان سری تکان می دهد و می گوید: در گذشته این محل پر بود از چشمه و قنات، اصلا امورات شهر همدان با همین قنات ها می گذشت اما حالا با این همه خیابان کشی دیگر چیزی از آنها باقی نمانده .
,او در بین صحبت هایش یادی از مرحوم حاج سیدجلال حسینی ، پیش نماز محل می کند : ایشان مرد بزرگ و مردمداری بود ، 50 سال امامت مسجدامام حسن مجتبی را بر عهده داشت.
,او با اشاره ی دست کوچه ی بالایی را نشان می دهد و می گوید: بعد از فوتش بود که همین کوچه به نام جلالی نامگذاری شد.
,با صحبت های آقای امیدیان سری هم به کوچه ی جلالی زدیم، کوچه ای از بنگاه معاملات ملکی و خواروبار و نانوایی همه جلالی بودند.
,این محله که در غرب بلوار آیت اله کاشانی واقع شده وضعیت کاملا منسجمی با محله حاج احمد دارد و به وسیله ی ساخت و سازهای بی رویه دارای کالبدی تخریب شده است، تنها اثر ارزشمند آن نیز مسجدی است به همین نام.
,مسجد چمن چوپانها مربوط به دوره قاجار است و در همدان، حاشیه شرقی بلوار آیت الله کاشانی واقع شده و این اثر بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
,بعد از گذر از کوچه باغچه به محله چمن چوپان ها می رسیم.
,سعید جباری 52 ساله است و در این محل مغازه ی خواروبار فروشی دارد او می گوید: قدیم تر ها اینجا این همه ساختمان نبود، اینطور که می گویند نزدیک این مسجد (با دست مسجد چمن چوپان ها را نشان می دهد)چمن بزرگی بود و چوپان ها همه گوسفندان خود را برای چرا اینجا می آوردند.
,او اضافه می کند: مسجد این محل که قبلا با نام مسجد چمن چوپان ها شناخته می شده و هم اکنون به مسجد چهارباب الحوائج تغییر نام داده است از قدیمی ترین و معروف ترین مسجدهای همدان است. آقای جباری که خود از هیئت امنای مسجد است می گوید: درگذشته مسجد اطراف چمن همیشه محل برگزاری مجالس ترحیم ، مراسم های مذهبی و نماز جماعت بوده است.
,محمدعبدنیکویی هم که مشغول بیرون آوردن سنگک از تنور است وجه تسمیه ی این محل را اینطور عنوان می کند: پدر ما تعریف می کرد که اینجا محلی برای معامله ی گوسفندان بوده است.
,او ادامه می دهد: این محوطه که چمن نام داشت در حکم مرکز تجمع مردم بود و اطراف آن را مسجد، حمام، چشمه و چند دکان نانوایی، بقالی و سبزی فروشی و قصابی در برگرفته بود.
,,
کوچه باغچه
, کوچه باغچه ,از کنار مسجد امامزاده عبداله وارد کوچه ای می شویم تا صحبت با مردم درباره محله ای که در آن ساکن هستند را شروع کنیم، پیرمردی مشغول گذر از کوچه است وقتی از او نام محل را می پرسیم با دست تابلویی را نشان می دهد که روی آن نوشته شده است : کوچه باغچه
,اسماعیل بهمنی می گوید: به این منطقه کوچهی باغچه می گویند، در این محوطه درختان تنومند و کهنسالی وجود داشت که مردم در زیر سایه آنها استراحت می کردند و از اوضاع و احوال هم با خبر می شدند، این باغچه مربوط به یک وکیل دادگستری به نام آقای تشکری بوده است، همچنین کمی بالاتر از این کوچه، چشمه ای به نام چشمه ی خانم دراز وجود داشته است که با 70- 80 پله به خود چشمه منتهی می شده است.
,این پیرمرد 82 ساله اضافه می کند: در جلوی این باغچه هم مسجدامامزاده عبداله است که قدیم ترها به نام مسجد حاج غلامعلی توسلی شناخته میشده است، ایشان پیش نماز مسجد بودند که الآن هم نمی دانم دخترش یا نوه اش در فیلم ها بازی می کند، همچنین در کنار این مسجد هم حمامی با نام حاج آقا توسلی وجود داشته است.
,او می گوید: این خیابان را اینطور نبینید بعد از این کوچه محله چمن چوپان ها قرار دارد، از آنجا که بگذرید به کوچه ی گنبد و جلالی می رسید، آنطرف هم محله حاج احمد، محله قاشق تراش ها، کوچه ی سیدها را داریم .
,بعد از اینکه آقای بهمنی مکان دقیق باغچه را در قدیم به ما نشان می دهد با او خداحافظی میکنیم و به سمت باغچه می رویم، باغچه ای که ما دیدیم تنها نام باغچه را یدک می کشید، زمینی خاکی بود که تبدیل به مکانی برای پارک ماشین ها شده بود و وجود یک تک درخت کنار دیوار تنها چیزی بود که میشد فهمید اینجا در قدیم باغچه ای بوده است و بروبیایی...
,,
محله کوروند (کوه روند)
, محله کوروند (کوه روند) ,بعضی این کوچه را منسوب به ایلی به نام کوره وند میدانند، و گروهی معتقدند که کوهنوردان از طریق این کوچه به فخرآباد و عباس آباد و الوند میرفتهاند.
,این محله در محدوده ی چهارراه آیت اله کاشانی به سمت خیابان شریعتی گسترده شده است، مرکزیت این محله به دلیل خیابان کشی های بعد از دهه 20 از بین رفته و جز مسجد و چندمغازه در حاشیه کوچه ، چیز دیگری باقی نمانده است ،در این محله اثر معماری یا قلعه و با فضای واجد ارزش تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی موجود نیست.
,,
محله قاشق تراش ها
, محله قاشق تراش ها,یکی از محلات کالبدی واقع در شرق بلوار آیت اله کاشانی و شمال خیابان شریعتی است،سلسله ساخت و سازهای حاشیه بلوار آیت اله کاشانی به نام آپارتمان های بانک رهنی، چهره ی واقعی برخی از محلات از جمله این محله را در پشت خود مدفون کرده است، تنها باقی مانده این محله مسجدی است به این نام که در لابه لای ساختمان ها خود نمایی می کند.
,هادی گروسین یکی از مورخان همدانی در گفتگویی با اشاره به اینکه هر یک از کوچهها، محلهها و خیابانها وجه تسمیهای دارد، گفت: محله قاشق تراشان همدان هم از جمله محله هایی است که هویت خود را حفظ کرده است.
,وی افزود: در گذشته های دور، خانه ها و دکان هایی در یکی از کوچه های همدان وجود داشته که در آن کوچه ساکنان به ساخت قاشق، چمچمه و ملاقه چوبی مشغول بودند و از این روی نام کوچه قاشق تراشان بر روی این محله نهاده شده است.
,گروسین در ادامه با اشاره به فرم این محله اظهار داشت: فرم این محله خطی است، این محله در مجاورت بلوار آیت اله کاشانی واقع شده است، کاربری عمده این محله مسکونی است، فضای سبز در مرکزیت این محله وجود ندارد، مراکز عمده موجود در جوار این مرکز شامل مسجد، نانوایی، بقالی و دو مغازه میوه فروشی است.
,در حال گذر از محله قاشق تراش ها هستیم که به یکی از اهالی محله می رسیم.
,محمدهادی خانیان که چندسالی است در این محله مغازه خواربار فروشی دارد، می گوید: قدیم، اینجا مغازه هایی بوده که قاشق چوبی درست می کرده اند، از همان هایی که الآن در رشت وجود دارد.
,صدای اذان شنیده می شود، او که انگار عجله دارد به نماز برسد ، همانطور که بلند می شود می گوید: حالا هم با وجود تغییر شغل ساکنان و کسبه، این محل همچنان با عنوان محله قاشق تراشان شناخته می شود.
,او همینطور که مشغول بستن مغازه است می گوید: هر وقت هرجا که بودید، هرکاری که داشتید اول به نمازتان برسید و به سمت مسجد می رود.
,,
بلوارجنگ زده ها
, بلوارجنگ زده ها ,غروب شده است و ما به منطقه ای رسیدیم که خیلی ها کل این بلوار را با نام ساکنین این منطقه می شناسند ، بلوارجنگ زده ها ، منطقه ای که بعد از شروع جنگ هموطنان جنوبی مان در آن ساکن شدند، آبادان... خرمشهر... اهواز...
,به سراغ معروفترین اغذیه فروشی این بلوار می رویم، فلافل عموحبیب، عمو حبیب که جوانتر از آن که فکر می کردم به نظر می آید می گوید: وقتی به همدان آمدم 24 ساله بودم، 30 سال پیش
,او که در خرمشهر ، خیاط بوده است از زمانی که در همدان ساکن شده است ، همین مغازه ی اغذیه فروشی را دایر می کند تا همین حالا...
,عموحبیب می گوید: سال 60 بود که این ساختمان ها را که نوساز هم بود به ما تحویل دادند، همه فکر می کنند که همه ی ساکنان این خیابان مهاجران هستند درحالیکه الآن فقط 72 خانواده در 3 ساختمان در این محل سکونت دارند.
,هاشم فکور یکی دیگر از جنوبی های ساکن این منطقه است که با لهجه ی غلیظ آبادانی در تشریح سالهایی که در همدان بوده می گوید: وقتی من به اینجا آمدم تازه اردواج کرده بودم ، یک عروس و داماد جوان که همه ی زندگیمان در جنگ از دست رفته بود...مردم همدان خیلی کمک حالمان بودند، اگر دو تا بخاری داشتند دو تا فرش داشتند یکیش را به ما می دادند،من در این مدت از این مردم جز خوبی چیزی ندیدم .
,,
کوچه سیدها
, کوچه سیدها ,ساعت نزدیک 6 عصر است اما هیچ رهگذری در کوچه ی سیدها دیده نمی شود تا اینکه در خانه ای باز می شود و خانمی بیرون می آید، این خانم میگوید: 3 سال است که به این محل آمده ام و درست نمی دانم چرا اینجا کوچه ی سیدهاست اما آنطور که می گویند تعداد سیدهایی که در این کوچه زندگی می کردند زیاد بوده است .
,او ادامه می دهد: اما همین چند وقت پیش از همسایه مان که از قدیمی های محل است شنیدم که کوچه سیدها به علت اقامت چند خانواده از سادات مانند ابوالمعالیها و علوی سیاهپوشها و ... به این نام معروف شده است.
,,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه