سخنرانی تامل برانگیز کارگردان تبریزی در افتتاحیه جشنواره فیلم عمار:
عمار جشنواره خبر ساز نیست جشنواره جریان ساز است/ آنچه از سینمای ما باقی مانده است ابتذال است نه افتخار
عمار جشنواره خبر ساز نیست جشنواره جریان ساز است جریانی که قصد دارد با تمام توان وبا نسخه بصیرت برای احیای سینمای فراموش شده و گاه انکار شده انقلاب، گام در طریقی سخت بگذارد .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، قربانعلی طاهرفر کارگردان متعهد و انقلابی تبریزی در افتتاحیه جشنواره عمار سخنرانی قابل تاملی به شرح ذیل انجام داده است:
دوست ندارم سخنم را با تکلف و تعارف و تصرف در واژه ها آغاز کنم که این سخنان را بسیار گفته ایم و شنیده ه ایم، نه گوینده به گفته اش ایمان داشته و نه شنونده به شنیده ها دل بسته است و الحمدالله و المنه که اینجا جشنواره عمار است و محفل عماریون و عمار نماد تزلزل ناپذیری و موقع شناسی و صراحت و صداقت در گفتار است و اگر قرار است سخن از گفتمان انقلاب اسلامی به میان بیاید باید عمار بود و عمار گونه سلوک کرد که راز اقتدار و افتخار همینی است و بس، و اگر امروز بعد از سه و نیم دهه انقلاب شاهد انحراف معیارهای نابخشودنی در جریان سینمایی کشور هستیم چوب همین تکلیف و تعارف و تساهل و تسامح را می خوریم و این زخم تاول زده روزگاری باید سر بگشاید تا سینمای انقلاب هم بتواند سر فراز دارد و سرافراز بماند.
زیبا نیست که صحبت را با یاس و نامیدی شروع کنم که آیین و مسلک ما ریشه در نشاط و امید دارد اما هزاران افسوس که جریان سینمایی کشورمان که می بایست در سایه سار همین آیین امید بخش امروز ارمغان پویایی و تعالی و معنویت را به جهانیان عرضه می داشت در چرخشی نامبارک گام در مسیری نهاده که آرمانهای انقلاب ما آنرا ترسیم نکرده بودانقلابی که بزرگترین رویداد نه سیاسی که اجتماعی و فرهنگی قرن بود. که صد البته هست و خواهد بود. با بی عدالتی ها و بی تدبیری در بدنه سینمایی انقلاب ما را غنیمت خوار احد سینمای غرب کرد و آنچه امروز از این غنیمت شماری و غنیمت خواری برجای مانده است آوار سینمای انقلاب است نه بدنه سینمای انقلاب،
آنچه باقی مانده است شعار شعار سینمایی است نه شعور سینمایی
آنچه باقی مانده است ابتذال است نه افتخار
آنچه باقی مانده است احسنت و آفرین و مرحبا نیست که آوخ و افسوس و تاسف است آری باید تاسف خورد
تاسف برای سینمایی که وامدار انقلاب فرهنگی است اما بعد از سی شش سال صاحب یک اثر فاخر و جهانی با موضوع انقلاب اسلامی نیست...
تاسف برای سینمایی که از پتانسیل های عظیم مضامین انقلابی اش غفلت می ورزد و این غفلت را چندین دهه تداوم می بخشد تا در آنسوی مرزها و بزرگترین نظام امپریالیستی مخالف انقلاب، نه یک فیلم که فیلم هایی با همین مضامین فراموش شده ما تولید می کند و دروغ های تاریخی اش را در قاب سینما به جهان عرضه می دارد و معتبرترین جایزه جهانی سینمایی را به سازندگانش اعطا می کند تا مهر تاییدی باشد برهمت آنها و غفلت ما.
تاسف برای سینمایی که نخل های بی سر خوزستان را به سخره می گیرد و نخل طلایی کن را در آغوش می کشد..
تاسف برای سینمایی که برای گام نهادن بر فرش قرمز چشم فرو می بندد بر خوبیها و نیکیهای این سرزمین، نادیده می گیرد روح معنویت و اخلاص را که بر جای جای این خاک جاری گشته است...
تاسف برای سینمایی که انتخاب حجاب یک بازیگر اتفاقی محقر و نادیدنی و شاید هم پست و فرومایه است و رسانه ملی اش در آیین های اختتامیه جشنواره جرات پخش یک پلان مدیوم از بازیگران زنش را ندارد.
و تاسف برای سینمایی که اقتدارش را نه در آسمان فرهنگ بی بدیل سرزمینش که در آسمان خراش های بیگانه جستجو می کند.
اما در وانفسای این همه تاسف و افسوس نه بارقه که گاه چراغی روشن است، هستند آنهایی که صاحبان واقعی اندیشه ناب انقلابند و درد دین دارند و هنر دینی، هنری که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (ص) هنری که اندیشه های متعالی را ماندگار خواهد ساخت، و هنری که به تعبیه مقام معظم رهبری مجاهدت است و جهاد.
نباید تردید داشت که سینمای ما بسیار است و تنها نسخه شفا بخش این بیماری بصیرت است و اگر بخواهیم عمار را در یک کلمه خلاصه کنیم همین بصیرت است. و جشنواره عمار به نظر حقیر جشنواره بصیرت است جشنواره بخش فراموش شده بدنه سینمایی ایران، جشنواره آرمانی همان سیدشهیدان اهل قلم که می گفت سینماآینه جادوست آینه ای که حقیقت ها را آنگونه که هست نمایان سازد رشتی ها و ناثوابی ها را، بی عدالتی ها و نامهربانی ها را، کتمان ها و فراموشی ها را، آینه ای که هم نمایان گر درمندان و محرمان باشد هم انعکاس نااهلی و نا محرمی.
من سفارش نویس نیستم که در مدح عمار و به طمع صله اش قلم در دست گیرم تنها اگر حضرتش بپذیرد ریگی هستم در بیابان عین عماریون و آنچه از دل عمار بر می آید منش عمارگونه است منشی که به سادگی می توان در رفتار های جشنواره عمار پیدا کرد.
عمار جشنواره خبر ساز نیست جشنواره جریان ساز است جریانی که قصد دارد با تمام توان وبا نسخه بصیرت برای احیای سینمای فراموش شده و گاه انکار شده انقلاب، گام در طریقی سخت بگذارد.
عمار جشنواره میزبانی با تشریفات نیست جشنواره مبارزه با تحریفات است، تحریفاتی که اصل انقلاب را نشانه رفته اند تا عرصه سینما و رسانه را برای پیشگامان هنر متعهد تنگ تر و تنگ تر سازند و از میدانش بدر کنند.
عمار جشنواره افتتاح و اختتام و کارگاه و نقد و شب نشینی نیست جشنواره اکران است جشنواره دیده شدن برای همه اقشار نه برخی شبهه فیلم سازان و شبه روشنفکران که بدنبال تریبون پرواز هستند و پله کان ترقی.
عمار نه یک تلنگر، نه یک تذکر، بلکه لرزه ایست بر پیکر جریان جشنواره های بی دلیل بی خاصیت که صدای آب و هاونشان بر پیکره فرهنگی این سرزمین آلودگی صوتی ایجاد کرده است و در نهایت زیباترین وصف عمار که مدال بی بدیل افتخار اوست مردی بودنش هست عمارجشنواره مردیست نه دولتی نه صنفی و نه سیاسی و شاید امروز برخی گمان کنند صدای عمار در پیچ خم رسانه های ملی و مثلا مستقل آنقدر خاموش شود که بجایی نرسد اما نیک می دانند که ندای عمار به دورترین روستاهای این مرزو بوم نیز رسیده است.
و این اتفاق تاریخی در قاموس فرهنگی این سرزمین پایدار و جاودان خواهد ماند چرا که بنیانش بر عشق نهاده شده است و:
هرگزنمیرد هرآنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است برجریده عالم دوام ما
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه