شیار۱۴۳حرف دل مادران شهداست

شیار۱۴۳حرف دل مادران شهداست
پس از اولین اکران شیار۱۴۳ در آبیک قزوین مادران شهید همه یکصدا گفتند: این فیلم حرف دل همه ماست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نگاه آبیک پس از هفته ها انتظار فیلم ارزشی شیار ۱۴۳ در روز پنجشنبه در آبیک اکران شد و این فیلم با حضور مسولین و خانواده های معزز شهدا، به نمایش در آمد و تا به امروز ادامه دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگاه ,

در پایان اولین اکران شیار ۱۴۳ خانواده های شهدا اشک در چشمانشان جمع شده بود و همه به احترام این فیلم و خانواده شدا ایستادند. میتوان اشک جمع شده در چشم تمامی مادران را دید که با دیدن این فیلم چطور به زمان گذشته برگشتند و با دیدن این فیلم یاد جوانانشان دوباره در قلب هایشان زنده شد.

,

یکی از مادران شهدای شهرستان آبیک پس از اتمام فیلم در مصاحبه ایی به خبرنگار نگاه آبیک گفت: من خیلی از این فیلم خوشم آمد یاد یگانه فرزندم را در من دوباره زنده کرد، یاد لحظه هایی که منتظر رسیدن خبری از فرزندم بودم، زمانی که چشمانم پر از اشک خودم را همیشه آروم و بون این که پدرش بفهمه پاک می کردم.

, نگاه آبیک,

مادرشهید سپهری در ادامه با اشاره به امنیت و اقتدار امروزه جمهوری اسلامی ایران گفت: این امنیتی که امروز ماداریم و با آرامش کنار هم نشسته ایم و این فیلم ارزشی را نگاه می کنیم همه و همه بخاطر تلاش ها و زحمت هایی است که فرزند من، یونس این فیلم و سایر شهدا و رزمندگانی است که برای دفاع از مرزهای این کشور جان خود را در کف دست گرفتند و به جبهه ها رفتند و اگر آن ها نبودند الان ایران نیز مانند عراق و سوریه جایگاه جولان کشورهای بیگانه و تروریست هایی مانند داعش بود. ما همگی باید برای حفظ این آرامش، امنیت و اقتدار وطنمان ایران تلاش کنیم تا خون فرزندم و سایر فرزندان این مرز و بوم پایمال نشود. آن ها برای حفظ اسلام رفتند.

,

یکی از افراد حضور یافته در این اکران در گفتگو با خبرنگار نگاه آبیک با اشاره به نقطه اوج فیلم اظهار داشت: شهید سکانس های پایانی را می توان اوج فیلم دانست. آنجا که مادر پس از سال ها انتظار، فرزندش را در آغوش می کشد و برای وی لالایی می خواند. فرزندی که همچون کودکی اش در پارچه ای سفید پیچیده شده و در خواب است و مادر با نوازش کردن آن، دقیقا روزهای بچگی یونس را به خاطر می آورد. کمتر مخاطبی را در این اکران ها می توان یافت که با دیدن این صحنه اشک از چشمانش سرازیر نشود و خلق این صحنه و توانایی منتقل کردن احساس مادر به مخاطبان به نظر من شاهکار این فیلم و نشانه موفقیت آن است. پایان فیلم نیز با خنده های مادر و بریدن دار قالی به پایان می رسد. خنده ای که نشان از پایان انتظاری چندین ساله و رسیدن مادر به یقین است.

, نگاه آبیک,

این خانم فرهنگی آبیکی در پایان گفت: در کل، علاوه بر ضعف هایی که می توان در فیلم از لحاظ تکنیکی و بعضا محتوایی یافت، می توان فیلم را در زمره فیلم هایی قرار داد که بر اساس یک دغدغه خاص ساخته شده است. دغدغه حدود ۸۰۰۰ مادری که هنوز از فرزندان خود هیچ خبری ندارند و هنوز شاید در تردید به سر می برند. یونس هایی که هر سال و هر ماه برخی از آنان در قالب چند تکه استخوان و یک پلاک به آغوش مادران خود بر می گردند، تا نوید رهایی از تردید و رسیدن به یقین را در گوش مادران خود زمزمه کنند.

,

یکی از رزمنده های آبیکی پس از اتمام اکران در مصاحبه ایی با خبرنگار نگاه آبیک گفت: من به عنوان فردی که توفیق شرکت در دفاع هشت ساله را داشتم عرض می کنم تا حالا هیچ فیلمی از این زاویه به جنگ نگاه نکرده بود، پرداختن به قشری که بار اصلی جنگ به دوش آن ها بود کار بسیار جالبی است. به خانم نرگس آبیار تبریک می گویم به خاطر ساخت این فیلم و همینطور به خانم مریلازارعی به خاطربازی فوق العاده ایشان درنقش الفت و به عنوان یک برادر کوچکتر عرض می کنم قدر این عنایتی که خدای متعال به شما نموده است را داشته باشید. برایتان آرزوی سلامتی و سربلندی می کنم. امیدوارم بیشتر شاهد این گونه فیلم های ارزشی در سینما و تلوزیون ایران باشیم.این فیلم ضد جنگ نبود و واقعیت جنگ بود. این فیلم بهمون خیلی چیزها رو یادآوری می کند. چه رنج ها کشیده شد چه اشک ها ریخته شد چه خون ها ریخته شد تا امنیت به کشورمون برگردد.

,

یکی از مادران آبیکی پس از اتمام اکران به خبرنگار نگاه آبیک گفت: یک روایت جدید از جنگ بود، نه بازمانده های جنگ و نه دوران بعد از اون روایت انتظار برای خیلی ها جنگ تمام شد و لی برای این مادر ۱۵ سال بعد از جنگ هم همچنان زندگی پر مشقت بود.” هرکسی به جایی رسید و مادر اندر خم یک کوچه بود از دانشگاه و ادامه تحصیل و ازدواج و نوه به دیدن و بغل کردن یک تکه استخوان از پسرش راضی شد و خانم ابیار این رو به زیبایی به تصویر کشید طوری که ما هم آخر فیلم منتظر دیدن حتی یک پلاک از یونس بودیم و وقتی چند تیکه استخوان رو مادر در آغوش کشید ما هم آروم شدیم.

,

وی در پایان تصریح کرد: من مادر شهید در اطرافم دیدم آن ها چیزی به زبان نمی آورند ولی دقیقا همین حس و رفتارها درشون وجود داره و همیشه می خواستم از درونشون و از دلشون آگاه بشم که فکر می کنم با توجه خاص شهدا این فیلم این موضوع رو برای مردم روشن کرد. و بازی بسیار زیبای خانم زارعی که اثبات کرد ایشون در این سال ها عمرشون رو در سینما به هدر ندادند و واقعا خاک های صحنه رو خوردند اثر داشته و حجت براشون تمامه .امیدوارم این فیلم تازه شروع راه تازه ای از جنگ باشه. ناگفته های همسران شهید که در بدترین و سخت ترین لحظات عمرشون حتی کسی نبود که باهاشون درد و دل کنه . حقارت هایی رو که فرزندان شهید از لحظه ی شهادت پدراشون کشیدن و به جای اعتماد به نفس مدام به خاطر مداد و پاک کن و یخچال و سهمیه تحقیر شدن و وقتی گوشه گیر شدن دیدن همه دنیا ازشون انتظار دارن که همه چیز تمام باشند و این آیا شدنی است؟

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه