بخشش ١٤ثانیه بعد از اعدام + نقد کاوه بهلولی
ما بخشش بعد از اعدام، تصمیمی است که اگرچه سخت گرفته شده اما دیر گرفته شدنش توالی خطرناکی را از جریحه دار شدن احساسات جامعه تا آسیب های جسمی و روحی متهمی که یک بار مرگ را به چشم دیده و ناباورانه از آن گریخته رقم می زند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صدای سراب , اخیرا خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه پسری جوان که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده بود، ١٤ثانیه بعد از آویختهشدن از طنابدار در حالیکه میان زمین و آسمان معلق بود، با بخشش والدین مقتول بار دیگر به زندگی بازگشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صدای سراب,
شاید نتوان گفت که گذشت از قصاص یک قاتل و عفو قاتل,با مورد قبلی در یک عداد باشند لیکن شنیدن حیات دوباره یک انسان,به دلیل فطرت انسانی ,ناخوداگاه لبخند را بر چهره هر انسانی نمایان می سازد حتی اگر فرد مجرم و محکوم به اعدام,ناشناس باشد.این روزها به مدد رسانه فراگیر ,مرتبا می شنویم که در فلان شهرستان ,خانواده ای از قصاص قاتلی گذشتند و او را عفو کردند که در نوع خود,از اقسام اخبار خوب می باشد و همچنین ,نشان دهنده وجود کرامات انسانی در آن جامعه می باشد که به تعبیر جامعه شناسان,جامعه دارای سرمایه اجتماعی است که میتوان ادعا کرد ,مهمترین سرمایه مورد نیاز یک جامعه ,برای زیستن است.
در خلال این اخبار خوب که گاهی به گوش میرسد خبرهایی ضمنی و حاشیه ای نیز وجود دارد که نیازمند نگاهی کارشناسانه و دقیق است مثلا شنیده می شود که"خانواده ای ,قاتل فرزند خود را پس از 14 ثانیه که بر دار اویزان بود عفو کردند" یا اینکه,"قاتلی طعم مرگ را برای 1 دقیقه چشید و سپس به دنیا بازگشت " و یا اینکه مادر مقتول,تاب دیدن دست و پا زدن های قاتل را بر دار مجازات نداشت!" و از این دست اخبارها!
,
این بخشش خطرناک است. وجدان اجتماعی که برای قضاوت به قهرمان های مطلق احتیاج دارد، با این بخشش دیرهنگام در دوگانگی مبهمی گرفتار می شود که نمی داند وضعیت را چطور تفسیر کند. نمی داند سناریویی را که هم انتقام دارد، هم بخشش، هم مرگ، هم زندگی، هم منفعت مالی و هم شهرت و محبوبیت چه بنامد.
,چنین بخششی شاید برای جماعتی که در چند قدمی چوبه دار موبایل به دست جان دادن متهم را ثبت می کنند روایت هیجان انگیزی با پایان مبهم و دراماتیک در پی داشته باشد، اما برای عموم مردم قضاوت سردرگمی را به بار خواهد آورد که ارزش های اخلاقی را از تعریف های اصیل خود دور می کند و جا می اندازد که قرار گرفتن در جایگاه ولی دم به معنای فرصتی است که می توان همه جوره در آن برنده بود. می شود انتقام گرفت، متهمی را ادب کرد، بخشید و تحسین اجتماعی را جلب کرد، و در نهایت از معامله ای (عموما مادی) در ازای این گذشت بهره برد.
,در پرونده های جنایی ایران قصاص قاتل پای چوبه دار اتفاق تازه ای نیست؛ آنقدر که وکیل مدافعان متهمان به تجربه دریافته اند که نه قطعی شدن حکم به معنی امید آخر است و نه مشخص شدن تاریخ اجرای حکم. در خاطرات حرفه ای آنها گاهی برگ آخر ولی دم تا لحظه قصاص رو نشده باقی می ماند. درست مثل 7 بخششی که از ابتدای امسال شامل حال مجرمانی از شهرهای نور و نیشابور و بندرعباس و بیجار و داراب و ساری و تبریز شد. با این حال بخشش بعد از اجرای حکم اتفاق تازه ای است که دوبار تکرار شدنش، احتمال سومین و چهارمین و دهمین تکرار آن را قوی تر می کند. احتمال باب شدن بخشش در وقت اضافه و شانس تماشای همزمان لبخند جامعه و آرامش انتقام.
,حکم الهی قصاص، حق شرعی و قانونی هر مسلمانی است که عزیزش را به ناحق از دست داده؛ رنج کشیده، داغ دیده و کمرش را به سختی راست کرده است. اما بخشش بعد از اعدام، تصمیمی است که اگرچه سخت گرفته شده اما دیر گرفته شدنش توالی خطرناکی را از جریحه دار شدن احساسات جامعه تا آسیب های جسمی و روحی متهمی که یک بار مرگ را به چشم دیده و ناباورانه از آن گریخته رقم می زند.
,اگر چه نفس بخشش یک قاتل ,کاری بزرگ و در خور تحسین است که از عهده کمتر کسی بر می آید اما نحوه بخشش و عفو نیز میتواند بر میزان ارزش یک کار بزرگ بیفزاید.لذا اگر قرار است فردی بخشیده شود و اگر این بخشش بر اساس, فطرت پاک انسانی و منطقی استوار است پس چرا در دقیقه نود این تصمیم گرفته می شود؟هیجانی کردن ماجرا,چه دردی را دوا می کند؟
,نگارنده معتقد است که این نوع بخشیدن ,اگر چه واجد ارزش و احترام است لیکن در نفس خود,تبعات منفی ی را می تواند در برداشته باشد که گه گاه, از اعدام تبعاتش بیشتر باشد .الیته در این نوشتار ,منظور کسانی نیستند که قصد بخشش نداشته اند و صرفا,منظره قصاص, آنها را احساسی کرده و قاتل را عفو کرده اند بلکه منظور با کسانی است که از قبل ,تصمیم به رضایت گرفته اند و صرفا جهت تنبیه مجرم و گاها خانواده مجرم,به این گونه رضایت خود را اعلام میکنند!(چون بارها شنیده می شود که در جواب خبرنگاران گفته می شود که ما از دیشب تصمیم به رضایت گرفتیم ولی جهت تنبیه و..)
,1.چون در نظام قضایی ما,محکومین به اعدام,با طناب دار به مجازات میرسند لذا ممکن است محکومی را که قصد بخشیدن آن پس از چند ثانیه دست و پا زدن , وجود دارد در ثانیه ای اول,مهره های گردنش بشکند و منجر به قطعی نخاع گردد(عمدتا اعدامی ها قطع نخاع می شوند) که عملا راهی برای بازگشت وجود نخواهد داشت و پشیمانی اولیای دم را که قصد بخشش داشته اند به دنبال خواهد داشت.
,2.این نوع بخشیدن ,نشان می دهد که هنوز,حس انتقام در خانواده اولیای دم فروکش نکرده است و طبیعتا,پس از صحنه تراژیک اعلام رضایت,و فروکش کردن احساسات مردم بی طرف,گفتمان صلح جاری نخواهد شد چون ته مانده ای از انتقام در این نوع بخشش,وجود داشته است,
,3.عفو های این قسمی,مجرم(قاتل)را در ذهن جوانان , به دلیل زجر چند ثانیه ای که متحمل می شوند تبدیل به قهرمان می کند! و عملا,هدف و نتیجه ای که مراد بخشش است را محقق نخواهد کرد(تنبیه مجرم با گذشت و تقبیح عمل قتل).
,4.اثرات روانی سنگینی که در ثانیه های پایانی اجرای حکم ,در ناخوداگاه مجرم شکل می گیرد پس از اعلام رضایت نیز در وجود او باقی می ماند و یا اینکه فرد بخشیده شده را هر شب با کابوس مواجه کند رویدادهای مضبوط در ناخوداگاه فرد, می تواند در اینده خطر ساز باشد .
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه