مرزی میان هنر انقلابی و هنر انقلابی غیرانقلابی
این را باید گفت که این تفکر حاکم بر تمامی بچه حزب اللهی ها نیست. بسیارند افراد انقلابی که منتظر بخشنامه فلان اداره و نهاد نمی نشینند بلکه خود به یاد شهید چمران این بار در عرصه فرهنگ و هنر دست به جنگ های نامنظم و چریکی می زنند...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز پسرک بچه حزب اللهی در اینترنت دنبال عکس های دختران ساپورت پوش در خیابان تهران و شهرستان های دیگر بود تا به نیت قربه الی الله برای طرح های گرافیکی آماده کند و زیرش بنویسد شهدا شرمنده ایم!
, شبکه اطلاع رسانی دانا,
این به معنای تام روایتی از هنر انقلابی غیر انقلابی است و کم نیستند تعداد این هنرمندان بچه حزب اللهی که نمازشان ترک نمی شود و هر هفته دعای ندبه و زیارت عاشورا دارند و اما دیگر چیزی به نام رمق انقلابی بودن ندارند و به قول وحید جلیلی این بچه ها در مقابل عکس متوسلیان می ایستند و می بینند که تیپ و قیافه شان شبیه اوست اما همین بچه ها نمی دانند که متوسلیان کسی بوده است که در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی در مبارزه با دشمن بوده است و ندای مقاومت و ایستادگی را در سر داشته است.
,
جنگ نرم
,
نمی دانم چرا وقتی می خواستم از هنر انقلابی غیر انقلابی حرف بزنم، یاد صحبت های میلاد دخانچی افتادم. میلاد دخانچی یک روایت جالب از یک جوان انقلابی در کانادا دارد بنام علی. ش…
,
او می گوید ابتدا علی. ش یک جوان تحول خواه با تفکراتی آشنا به امام خمینی بوده است و دارای استعداد عجیبی در نطق های انقلابی و شورانگیز برای بچه ها و دانشجویان بوده است و در یکی از این سخنرانی هایش این عبارت را دارد که «روزی می آید که ما مسلمان ها پرچم کانادا رو پایین می آریم و پرچم ”لا اله الا الله” رو به جای اون بالا می بریم»؛ اما زمانی قصه جالب می شود که میلاد دخانچی بعد از چند سال به دیدن علی. ش می رود، چیزی را که می بیند دیگر از تفکرات انقلابی و تحول خواهانه خبری نیست و آن استعداد نطق و سخنرانی خود را نه برای کارهای انقلابی بلکه برای یک شرکت سرمایه داری در خدمت گرفته است. حالا علی. ش دارای خانه ای بزرگ با یک ماشین شیک و مدل بالا است و اتفاقا نمازش را هم می خواند و تصویر بزرگی از کعبه را در خانه خود دارد. این قصه برای من آینه تمای نمای بسیاری از بچه حزب اللهی های اطراف من است. نه این که داستان زندگی شان شبیه علی. ش باشد نه، بلکه نوع تفکری که دارند، تفکر ی که می گوید تو نمازت را بخوان و هر هفته زیارت عاشورای خود را برگزار کن و برای مظلومیت حسین در صحرای کربلا اشک بریز اما دیگر از تفکرات انقلابی و مجاهدانه خبری نباشد و خواستی کار هنری کنی فوق فوق کارهایت این باشد که این حرف را بزنی که «به احترام خون شهدا خواهرم حجابت و برادرم نگاهت را حفظ کن» و یا فیلم سینمایی بسازی که در آن یک پیرمرد نابینا از یک روستای دور افتاده به مشهد می رود و از آقا امام رضا[ع] شفا می گیرد و یا اینکه هر ساله با هزینه گزافی یادواره های شهدا را برگزار کنیم و در ابتدای این یادواره ها و با بنر بزرگی این نوشته را بنویسم که «زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست» و جالبتر این که تمامی دستگاه ها و نهادها در جمهوری اسلامی نیز که با پول نفت ارتزاق می شوند، از همین نوع نگاه حمایت می کنند و حالا تو در این زمینه اندیشه کن.
,
اما اینجا باید این را گفت که این تفکر حاکم بر تمامی بچه حزب اللهی ها نیست. چرا که بسیارند افراد انقلابی که منتظر بخشنامه فلان اداره و نهاد نمی نشینند بلکه خود به یاد شهید چمران این بار در عرصه فرهنگ و هنر دست به جنگ های نامنظم و چریکی می زنند و شما این را از جشنواره مردمی فیلم عمار گرفته تا کارهای مرکز مستند سفیر و از نصر تی وی تا جشنواره موسیقی ضد آمریکایی طبس می بینید و دیگر هنر را نه در گالری ها و فرهنگسراها بلکه آن را به قول مرحوم آقاسی در بطن مردم جستجو کرد و جستجوگر این باشیم که:
,
تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدی- علیهما لسلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایهداری مدرن و کمونیسم خونآشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بیدرد، و در یک کلمه “اسلام آمریکایی” باشد….
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه