دست نیاز به رسول مهربانی برای نجات از جاهلیت مدرن
رسول خاتم آمد تا جهانی را از بت پرستی و جاهلیت به عرش رهنمود سازد و حال در این عصر پر از دود و تکنولوژی من جا مانده ام از جاهلیتی مدرن! پس ای رسول مهربانی دستمان بگیر و هدایتمان ساز که بسی محتاجیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از همشاگردیها؛ زمین و زمان پر است از شهاب سنگ هایی که ذکر می گویند در تنهایی و اندوهی که غربت روح آمنه ی بدون عبدالله را چنگ می زند. اما او نیز می داند که برکت فقط وقتی تو قدم می گذاری می آید و با خودش هزار بهار نیامده را در دل خاک تف دیده مکه می آورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, همشاگردیها, همشاگردیها,آمنه اصلا نمی داند چه بگوید. درد داغ سنگین فراق یاد عبدالله می آید و می برد او را تا مزار لاله گون پدر جوانی که تو را هیچ گاه ندیده است و روی در نقاب خاک کشیده است.
,اینها همه و همه احساسات غریبی است که فقط یک بار می تواند بیاید با اذا زلزلت الارضی به وسعت شکوفایی تو و قیامتی که بر پا بشود و با آمدنت در دل وجان مادرت آمنه پدید بیاید.
,
کاش می شد سطر به سطر اشک های آمنه ـ مادرت ـ را در قالب الفاظ و واژگان ریخت تا تو را ای ستوده شده ای… «محمد» … معنا کرد .
تو در هزار توی اشکهایی به دنیا آمده ای تا غم یتیمی را بر دوشت با نوازش یتیمان جهان بر گرده نحیفت بکشی …پدر مهربان امتت!!!
و تو که شگفت انگیز ترین باران ملکوت را در زمین پدید آورده بودی تا انسان و انسانیت بداند که عالم هنوز از بشارت بهشت زمینی ناامید نشده و ملکوت را می توان در چشمهای شکوفه باران تو خلاصه و تداعی کرد.
,
,
ای حبیب خدا …
,رسول الله مهربانی…
,که نامت اولین چیزی که به ذهن متبادر می کند مهر است ومحبت وعشق به انسان ها…
,سلام…
,السلام علیک یا نبی الله…
,و این گونه است که خدا برای جهان خلیفه الله را نازل می کند تا به سوال فرشتگان برای سجده به انسان پاسخ بدهد.
,هفدهم ربیع الاول یکی از چهار روز برتر عالم است در فضیلت و شکوه !
,تو متولد می شوی با درد جانکاه مادر و…
,آسمان مکه نور باران می شود….
,طاق ستم و ستمکاری کسری از هم پاشیده می شود و بشارتی که سالیان سال از ابتدای خلقت آدم تا پایان رسالت مسیح، جهان را در انتظار گذاشته بود فرود آمده تا خداوند نجات بشریت را به دستهای مردی بسپارد که در طول عمر شریفش به گواهی تاریخ منّتی بود برای زمین.
,تا جایی که خداوند در خطاب به تو می فرماید :
,« تو را ـ ای محمد ــ برای جهانیان مایه رحمت فرستادم …وما ارسلناک رحمه للعالمین» انبیا:۱۰۷
,آری به راستی تو معجزه گری هستی که با هر قدمت روح جاهلیت رادر هر عرصه و عصری ذوب می کنی و انسان بدوی جزیره تنهایی خاک را تا آنجا پیش می اندازی که تا افلاک ببری.
,هنوز یاد پدر رنج می دهد آغوش خالی اورا که مادر می رود تا تو رنج بی کسی را بفهمی ودردمند درد کودکان بی کس باشی .
,و چقدر تو رنج را احساس کرده ای ای برگزیده نگین خلقت…!
,و خدا حواسش به تو و دردهای رنگین کمانی توست که پدر بزرگ نیز تو را به عمو می سپارد تا تو و عصاره تو «علی» باشد!
,علی یعنی خلاصه تو و حسن و حسین و فاطمه و…!
,و اشک مجال نمی دهد برای سرودن از تو و از فرزندان تو…
, ,
,
, کاش سیره زیبای تو سر لوحه سبک زندگی ما باشد و تا نام تو هست ما به عنوان امت تو مثل تو باشیم…!
,راستی امروز عید آمدن توست تویی که خودت معنای شکوهمند عیدی !
,و من، من مسلمان امت آخرالزمان که به نام تو مفتخر و شناخته می شوم چقدر می توانم به تو نزدیک باشم؟؟
,سیره ات آنقدر زیباست که مرا می برد تا انتهای نور…تا آخر بندگی اما…
,آری تویی که هیچ گاه برای مسائل مادی و دنیوی عصبانی نمی شدی چقدر برای این روزهای جامعه من که دارد به سمت سرمایه داری و ثروت اندوزی مسابقه می دهد غریب و مهجور مانده ای مهربانم!
,می خواهم بسرایم از تو و خنده های ملیحت که تبسّم بود و نه این روزهایی که مرد و زن مسابقه می دهند برای خندیدن به هم و نه با هم…از ترک و کرد و عرب لطیفه بسازند تا ته مسخرگی…
,به بزرگ ترهای هر قوم احترام ویژه می گذاشتی تا کودکان دوره من بدانند بزرگتر بزرگ است و افسوس که ..
,با همه طوری برخورد می نمودی که هر کس گمان می کرد محبوبترین فرد نزد توست و ما چه می کنیم!؟
,از کسی مذمت نمی کردی و حال آنکه ما صبح و شب به دنبال خوردن گوشت مرده برادر دینی مان هستیم!
,با دست کفش خود را وصله می نمودی و امروز جامعه من فقط دارد به سمت قهقرای مصرف زدگی پیش می تازد.
,نعمتهای خداوند را اگر چه ظریف و ناچیز هم بود بزرگ می دانستی و من صبح و شب ناشکرانه از خدا طلبکارم انگار!
,مهربان من هر کس حاجتی از تو داشت یا انجام می دادی و یا با زبان خوش رد می کردی و من …چه بگویم از حاجتمندانی که با منت آزارشان می دهم و دریغ از یک روی خوش تا چه رسد به تکه نانی و کهنه پیراهنی و….
,پیران را محترم می دانستی و کودکان را مورد تفقّد و ترحّم قرار می دادی و ما چه می کنیم والدینمان را وقتی کهنسال می شوند فراموش می کنیم و کودکانم را در لابه لای هزینه های سرسام آور تجملاتمان از یاد می بریم!
,از خوف خداوند اشک فراوان داشتی و ما امروز تحت تاثیر رسانه های غربی با خنده فراوان دلهایمان را می میرانیم.
,
به ذکر الهی بسیار مشغول بودی و ما فقط وقتمان پای سایت های رنگ و لعاب دار و ماهواره و تلوزیون و وایبر و واتس آپ و تانگو و…سپری می شود و عمرمان تباه…!
با فقرا نشست و برخاست داشتی و ما با ثروتمند تر از خودمان تا…!
,
تو با مساکین غذا می خوردی و ما سر سفره امان اغنیا را ترجیح داده ایم.
,تو به فامیل صله رحم روا می داشتی و کجای این روزهای ما و برادر و خواهرهایمان شبیه توست.
,در خوراک و لباس با بردگان یکسان بودی و بزرگان سیاست دنیای پر از تئوری و دکترین ما چقدر شبیه تو هستند؟!
,
نه کسی را به خاطر فقرش تحقیر می کردی و نه کسی را به خاطر قدرتش تکریم می نمودی و ما در عوض مدام به فکر تکریم غنی و مجالست با قدرت مندانیم…!
خدایا دیگر تاب ندارم از این همه تفاوت.
,
به خودت قسم که تاب ندارم که ورق بزنم تفسیر المیزان را و خصوصیات دلنشین تو را از لسان علامه طباطبایی بخوانم و با مسلمانی خودم طاق بزنم تا ببینم تو کجای انسانیت و بندگی ایستاده ای و من که از امت توام در کدام قهقرا نرد دنی بودن دنیا را می بازم و بت های جاهلیت مدرن را بر گرده ام تکریم می کنم…
,خدایا به شرافت این روز به عزتمندی این شب به ستاره باران آسمان این وقت مرا به پیامبرم در هر حال و زمان نزدیک گردان…!
,آمین یا اله العالمین.
,به قلم: عبدالهی
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه