موسسه خادم الحسنین به 700 میلیون تومان برای احداث ساختمان نیازمند است/ مردم خیر کمک کنند

موسسه خادم الحسنین به 700 میلیون تومان برای احداث ساختمان نیازمند است/ مردم خیر کمک کنند
مردم و خیرین و افرادی که مسئول هستند بیایند موسسه را ببینند و شرایط اینجا را بسنجند و در حد وسع خودشان کمک کنند تا ساختمان موسسه که نیاز مبرمی است احداث شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از مرآت، موسسه خیریه خادم الحسنین مهدیشهر به عنوان تنها مرکز نگهداری از بیماران مزمن روانی بانوان در استان سمنان است که در سال 80 توسط مرحوم محمد طیبی شروع به کار می کند. بعد از فوت وی در سال 86 طبق وصیتش فرزندش عهده دار مسئولیت موسسه می شود و از آن سال تاکنون حسن طیبی به عنوان مدیر موسسه راه پدر را ادامه داده و تلاشهای وافری را در جهت خدمت رسانی به بیماران مزمن روانی انجام داده است و اکنون مهمترین دغدغه اش احداث ساختمانی مناسب برای این موسسه است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,

بر همین اساس خبرنگار مرآت با حسن طیبی مدیر موسسه خیریه خادم الحسنین گفتگویی ترتیب داده که بخش اول و دوم گفتگو در روزهای گذشته به سمع و نظر مخاطبان رسید.

,

در بخش های گذشته از چگونگی شکل گیری و اهداف موسسه، مسائل و مشکلات پیش رو، چگونگی پذیرش و نگهداری از بیماران روانی یا همان مددجویان، توجه و رسیدگی مسئولین به موسسه و خاطرات تلخ و شیرین مددجویان سخن به میان آمد اکنون ادامه این گفتگو و بخش پایانی آن را در اینجا دنبال کنید.

,

مرآت: از زندگی کردن با این مددجویان و از خاطرات تلخ و شیرینش بگویید

, مرآت: از زندگی کردن با این مددجویان و از خاطرات تلخ و شیرینش بگویید, مرآت: از زندگی کردن با این مددجویان و از خاطرات تلخ و شیرینش بگویید,

آدم اینجا صحنه ها و اتفاقاتی می بیند که ممکن است توی روح و روانش تاثیر بگذارد. مادری که بعد یک سال می آید دخترش را ببیند و این دخترش که عقب مانده ذهنی است و هیچ چیز نمی داند و نمی فهمد وقتی مادرش را می بیند بغلش می کند اما مادر هیچ حسی نسبت به فرزندش ندارد که این برایم صحنه تکان دهنده ای بود که مگر می شود و وقتی هم گفتیم که به خاطر شرایطی که دختر شما دارد دیگر زنده نمی ماند و عمرش نهایتا یک ماه دیگر است و ببریدش خانه اما این مادر در جواب می گوید اگر دخترم را به خانه ببرم و تلویزیون مرا بشکند شما پولش را می دهید آدم دیگر چه می تواند بگوید.

, وقتی هم گفتیم که به خاطر شرایطی که دختر شما دارد دیگر زنده نمی ماند و عمرش نهایتا یک ماه دیگر است و ببریدش خانه اما این مادر در جواب می گوید اگر دخترم را به خانه ببرم و تلویزیون مرا بشکند شما پولش را می دهید آدم دیگر چه می تواند بگوید.,

مددجویی اینجا داشتیم که رفته بود سراغ نان خشک ها و نان خشک می خورد و وقتی پرسیدیم که چرا این کار را می کند جواب داد که من یک گوسفند هستم و وقتی علتش را پرسیدیم گفت پدرم صبح مرا در طویله می گذاشته و تا شب آنجا بودم و با گوسفندان زندگی می کردم و وقتی این را شنیدم اشک در چشمانم جمع شده بود و جالب اینکه خود مددجو داشت گریه می کرد که پدرش این کار را با وی کرده است وقتی من این را شنیدم یک شب تا صبح نخوابیدم

, مددجویی اینجا داشتیم که رفته بود سراغ نان خشک ها و نان خشک می خورد و وقتی پرسیدیم که چرا این کار را می کند جواب داد که من یک گوسفند هستم و وقتی علتش را پرسیدیم گفت پدرم صبح مرا در طویله می گذاشته و تا شب آنجا بودم و با گوسفندان زندگی می کردم و وقتی این را شنیدم اشک در چشمانم جمع شده بود و جالب اینکه خود مددجو داشت گریه می کرد که پدرش این کار را با وی کرده است وقتی من این را شنیدم یک شب تا صبح نخوابیدم,

اینها به خاطر فقر فرهنگی است که پدرش داشته و فکر می کرده که دارد کار خوبی می کند چون دخترش را نبینند و نفهمند که بیمار روانی است. جالب این است که با تمام این احوال و ظلم هایی که پدرش به وی کرده می گوید باز هم پدرش را دوست دارد و وقتی پدرش اینجا آمد دست پدرش را بوسید. آدم وقتی این صحنه ها را می بیند نمی داند که چه بگوید.

,

خیلی از این مددجویان شاید ضریب هوشی آنها از من و شما بهتر باشد و بعضی مواقع اینها کارهای عجیب و شاید شیرینی انجام می دهند اما وقتی بیمار توی فاز می رود غیر قابل تصور می شود چون اصلا نمی دانیم که الآن چکار می کند چون شرایط برایش ناگوار می شود هر چند که فقط 10 دقیقه باشد و ممکن است که توهین کند و رکیک ترین الفاظ را هم به پرسنل به کار ببرد اما جالب این است که بعدا همین بیمار معذرت خواهی می کند و می گوید که من در حال خودم نبودم که این کارها را کردم.

,

یک مددجویی که مریض می شود و می بریمش بیمارستان این دغدغه را دارم که زود خوب شود و نگرانم که یک وقتی نمیرد و وقتی هم حالش خوب می شود و به مرکز برمی گردد من واقعا خوشحال می شوم که یک کار مهمی این موسسه انجام داده و یک مددجویی را از مرگ نجات داده است.  وقتی مددجویی هم ترخیص می شود یک احساس آرامش به من دست می دهد که یک کار مفیدی برای جامعه انجام داده ام خیلی از مددجویان ما که ترخیص می شوند زنگ می زنند و حال ما را می پرسند و جویای احوال هم هستیم و این حس متقابل هست.

,

, ,

مرآت: رفتار مردم و خانواده ها با اینگونه افراد چگونه است؟

, مرآت: رفتار مردم و خانواده ها با اینگونه افراد چگونه است؟, مرآت: رفتار مردم و خانواده ها با اینگونه افراد چگونه است؟,

مددجویی اینجا داریم که 45 سالش هست ولی خانواده اش هنوز به کسی اعلام نکردند که این بیمار روانی است و آنقدر خانواده اش محدودش کرده اند، خوب شخص بیمار روان مگر چه مسئله ای دارد مثل اینکه کسی ناراحتی معده یا ناراحتی قلبی دارد و هر روز باید قرص بخورد بیماری روانی هم به همین صورت است که فرد بیمار است و هر روز باید قرص بخورد ولی این هنوز برای مردم جا نیفتاده است و در جامعه و یا تلویزیون هیچگاه از اینها به عنوان بیمار نام برده نمی شود.

, خوب شخص بیمار روان مگر چه مسئله ای دارد مثل اینکه کسی ناراحتی معده یا ناراحتی قلبی دارد و هر روز باید قرص بخورد بیماری روانی هم به همین صورت است که فرد بیمار است و هر روز باید قرص بخورد ولی این هنوز برای مردم جا نیفتاده است و در جامعه و یا تلویزیون هیچگاه از اینها به عنوان بیمار نام برده نمی شود.,

یک بار من در حیاط بودم که یک دفعه دیدم یک کیسه از بالای در به داخل پرت شد وقتی در کیسه را باز کردم دیدم مقداری میوه است و همان موقع در را باز کردم دیدم که یک خانمی بود که می خواست به موسسه کمک کند اما از ترس اینکه اگر درب اینجا را بزند و در باز شود همه به وی حمله ور می شوند بدین طریق میوه ها را به داخل پرت کرده بود این اتفاقات و تفکرات هست جالب اینکه برای یک مسئول شهر هم این اتفاق می افتد چون یک بار که مسئولی آمده بود اینجا داخل نمی آمد و می گفت من می ترسم .

, جالب اینکه برای یک مسئول شهر هم این اتفاق می افتد چون یک بار که مسئولی آمده بود اینجا داخل نمی آمد و می گفت من می ترسم .,

من نباید کسی را دعوت بکنم که اینجا بیاید بلکه خود مسئول باید بیاید اینجا را ببیند تا الان شده فرهنگ سازی شود که بیماری روان اصلا چه هست ، این یکی از معضلات جامعه ما است. الان به این حالت است ولی 20 سال دیگر این بیماری به گونه ای می شود که کسی نمی تواند کنترلش کند. مثلا با این شرایط اقتصادی که طرف خرج زندگی اش را ندارد که بدهد باعث افسردگی، پرخاشگری، طلاق و .. می شود و آنقدر فشار می آید که طرف دیگر تبدیل به بیمار روان می شود اینها همه پیشینه زندگی نا آرام است.

, من نباید کسی را دعوت بکنم که اینجا بیاید بلکه خود مسئول باید بیاید اینجا را ببیند تا الان شده فرهنگ سازی شود که بیماری روان اصلا چه هست ، این یکی از معضلات جامعه ما است. ,

مرآت: از اینکه در چنین مرکزی فعالیت می کنید راضی هستید؟

, مرآت: از اینکه در چنین مرکزی فعالیت می کنید راضی هستید؟, مرآت: از اینکه در چنین مرکزی فعالیت می کنید راضی هستید؟,

من اوایل که اینجا آمده بودم حس خوبی نداشتم و خیلی راحت می گویم فکر می کردم اینها دیوانه اند ولی وقتی که اینجا آمدم در یک هفته اول آنچنان تحت تاثیر قرار گرفتم که الآن کسی به این مددجویان بگوید دیوانه با شدیدترین نحو با آنها برخورد می کنم که دیگر هیچ موقع این لفظ را به کار نبرد.

,

من خودم به شخصه یک وظیفه ای دارم و خیلی هم خوشحالم چرا که می توانم بگویم خداوند این سعادت را نصیب من کرده که بخواهم به اینها خدمت کنم و واقعا از خدا ممنونم که دارم اینجا به اینها خدمت می کنم هر چند کوچیک و ناچیز باشد ولی خوب خدا را سپاسگزارم که این لطف را به من داشته و این سعادت را به من داده که من بتوانم بیایم به اینها خدمت بکنم و واقعا هم کارم را دوست دارم و تا آنجایی هم که باشد این کار را ادامه می دهم اگر لیاقتش را داشته باشم.

,

این سعادتی بوده که مرا اینجا کشانده من از سن 22 سالگی اینجا آمدم و جوانی ام را برای خدمت در اینجا گذاشتم من کار خودم را داشتم که حقوق خوبی هم داشت و می توانستم دنبال کار و زندگی خودم بروم اما وقتی اینجا می آیم یک حسی به من دست می دهد که بودن و نبودن اینها برایم مهم است . نمی خواهم بگویم جزوی از خانواده می شوند ولی یک چیزی در همین حد باید تعریف کرد.

,

خیلی ها به من می گویند آقای طیبی دیوانه خانه داری؟ این ممکن است برای من هضم شده باشد و نباید ناراحت شوم ولی بیشتر این طرز تفکر مردم ناراحت کننده است. 

,

البته من صمیمانه و خالصانه از پرسنلم تشکر می کنم و دست تک تک آنها را می بوسم چرا که واقعا دارند اینجا زحمت می کشند. من ممکن است از 8 تا 2 بعد از ظهر اینجا باشم و بعد بروم ولی این پرسنل و پرستار هستند که 24 ساعت با مددجویان باید باشند و از همه آنها ممنون و سپاسگزارم. من خودم از پرسنل اینجا تشکر می کنم ولی تمایل دارم که یک تشکر ویژه از پرسنل اینجا شود چون کسانی اند که دارند چراغ خاموش  حرکت می کنند شاید خیلی ها من را جلوی کار ببینند ولی پرسنل من دارند عاشقانه کار می کنند.

,

هیچ فرقی بین من و پرسنلم نیست و من هم خودم را همکار آنان می بینم و هیچ موقع بحث مدیریتی اینجا نبوده گاهی مواقع اتفاق افتاده که پرسنل آمده حقوقش را به من می دهد و می گوید الان لازم ندارم و اگر شما لازم دارید بردارید و بعدا به من بدهید.

,

اگر کسی یک هفته ده روز بیاید اینجا کار کند دیگر به آسانی نمی تواند از اینجا برود اگر نیتش نیت کار و کمک باشد نه نیت مالی باشد. مواقعی اتفاق افتاده که آمدند گفتند ما نذر اینجا کردیم و نذر ما قبول شده است. این اتفاقات اینجا می افتد و باید فرد بیاید در این شرایط و ببیند و بداند چه اتفاقاتی دارد اینجا می افتد. پرسنلی که ممکن است به آنها و نزدیک ترین کسانشان توهین شود و ممکن است برخورد فیزیکی اتفاق بیافتد و مددجو پرسنل را بزند پرسنلی که باید مددجو را پوشک کند و کثیف که می کند لباسش را عوض کند و حمام ببردش و تمیزش کند و پرستاری اش را بکند و این برای کلیه پرسنلی که دارند اینجا کار می کنند  هست و این شرایط سختی هست و هر کسی نمی تواند این شرایط را قبول کند . خیلی از افراد بودند که آمدند و چند روزی بودند و رفتند و گفتند که نمی توانیم اینجا بمانیم گاهی از مواقع هم طرف دوست داشته اینجا کار کند ولی اینها را که می دیده روحیه اش به هم می ریخته.

,

برخی مواقع هم هست که در روحیه آدم خیلی تاثیر می گذارد و این را نمی توان انکار کرد من خودم الآن خیلی فرق کردم  با 10 سال پیش خودم چرا که همین ها در زندگی شخصی آدم تاثیر می گذارد چون در یک جاهایی می تواند به آرامش برسد و در یک جاهایی هم از نظر عصبی ممکن است به مشکل بربخورد صحنه هایی اینجا دیده می شود که شاید یک شخص در سال یک بار این صحنه را ببیند ولی پرسنل ما ممکن است در ماه 10 بار این صحنه ها را ببینند.

,

مرآت: هزینه ایی که برای مرکز می کنید از کجا تامین می شود؟

, مرآت: هزینه ایی که برای مرکز می کنید از کجا تامین می شود؟ , مرآت: هزینه ایی که برای مرکز می کنید از کجا تامین می شود؟ ,

بودجه ای که مرکز دارد بودجه محدودی است. به هر مددجو از طرف بهزیستی یارانه تعلق می گیرد که سر جمع آن را حساب کنیم چیزی حدود 12و نیم میلیون تومان در ماه می شود. از این مقدار 8 الی 8و نیم میلیون تومان حقوق پرسنل می شود و 2 میلیون تومان هم هزینه داروهای مددجویان هست. بقیه چیزی که می ماند حدود 2 الی 2 و نیم میلیون تومان باید صرف هزینه های تغذیه، پوشاک، ارجاعات به بیمارستان، آزمایشات، تعمیرات و خسارت هایی که ممکن است به مرکز وارد شود، هزینه های آب و برق و گاز و تلفن و ... شود.

,

مرآت: هزینه کرد شما در ماه چقدر است؟

, مرآت: هزینه کرد شما در ماه چقدر است؟ , مرآت: هزینه کرد شما در ماه چقدر است؟ ,

هزینه کرد ما در ماه اگر خوشبینانه بگویم چیزی حدود 17-18 میلیون تومان می شود یعنی 5-6 میلیون بیشتر از بودجه ای که از بهزیستی می گیرم و البته این متغیر است و گاهی تا 25 میلیون هم این هزینه کرد می رسد.

, هزینه کرد ما در ماه اگر خوشبینانه بگویم چیزی حدود 17-18 میلیون تومان می شود یعنی 5-6 میلیون بیشتر از بودجه ای که از بهزیستی می گیرم و البته این متغیر است و گاهی تا 25 میلیون هم این هزینه کرد می رسد.,

مرآت: ما به تفاوت این هزینه ها چگونه تامین می شود؟

, مرآت: ما به تفاوت این هزینه ها چگونه تامین می شود؟ , مرآت: ما به تفاوت این هزینه ها چگونه تامین می شود؟ ,

 یک سری بابت شهریه هایی است که خانواده مددجو به ما می پردازند. ما موظف هستیم که از خانواده مددجو شهریه بگیریم ولی از بین 42 مددجو از 20 نفرشان داریم شهریه می گیرم یعنی 22 نفرشان یا ندارند که شهریه دهند و یا نمی دهند و من هم نمی توانم پیگیری کنم و به دنبالشان باشم که شهریه بدهند خوب نمی دهند و نمی شود هم کاریشان کرد.

,

 اینجا یک مشکلی هست اینکه می گویند سازمان بهزیستی شما را حمایت می کند و خود سازمان بهزیستی هم می گوید که ما موظفیم که شهریه بگیریم . ما بین 300 تا 350 هزار تومان می توانیم شهریه بگیریم که من از این 20 نفر به صورت متفاوت از  100 تا 250 هزار تومان دارم شهریه می گیرم که با این شهریه ای هم گرفته می شود 3 -4 میلیون می شود که بازهم جوابگوی هزینه کرد ما نیست.

,

, ,

 

,

مرآت: جایگاه خیرین اینجا کجاست آیا کمک دارند؟

, مرآت: جایگاه خیرین اینجا کجاست آیا کمک دارند؟ , مرآت: جایگاه خیرین اینجا کجاست آیا کمک دارند؟ ,

بحث خوبی کردید. من از مردم مهدیشهر ممنونم چون کمک های غیر نقدی خوبی دارند مثل مواد غذایی ، مواد شوینده، میوه و شیرینی که خیلی دست ما را می گیرد اما کمک های نقدی کم اتفاق می افتد که شاید به علت عدم تبلیغات این موسسه بوده است و در خیلی از مواقع موسسه برای تبلیغات کم کاری کرده. اتفاقی که الآن افتاده این است که سال 92 با آقای طاهر زیارتی یکی از خیرین نام آشنای مهدیشهری آشنا شدم که از آن موقع تا به حال از نظر معنوی خیلی به ما کمک کردند. وی در مجمع خیرین سلامت مهدیشهر و مجمع خیرین مسکن ساز هستند و از این بابت همکاری خوبی از این دو مجمع قرار است به ما برسد که این اتفاق دارد می افتد و هم اینکه با آشنایی آقای زیارتی یک بعد تبلیغاتی هم برای ما ایجاد شده است چرا که وی در خیلی از جاها دارد این موسسه را معرفی می کند و چون چهره شناخته شده ای در شهر است به اعتبار وی شاید کمک های بهتری شود که از آن موقع به بعد یک مقدار کمک های غیر نقدی ما بیشتر شده است.

, من از مردم مهدیشهر ممنونم چون کمک های غیر نقدی خوبی دارند مثل مواد غذایی ، مواد شوینده، میوه و شیرینی که خیلی دست ما را می گیرد اما کمک های نقدی کم اتفاق می افتد که شاید به علت عدم تبلیغات این موسسه بوده است,

یکی بحثی که در کمک نقدی هست این است که در خیلی از مواقع  برای کمک نقدی به موسسه ها آن اعتماد وجود ندارد از این نظر که خیلی از مواقع می آیند و می گویند که شما تحت نظر سازمان بهزیستی هستید و بهزیستی دارد کمکتان می کند مگر می شود که شما پولی نداشته باشید و همچین کاری انجام دهید.

,

مرآت: اگر از طرف خود بهزیستی برای کمک به موسسه تبلیغات شود چه؟ موثر نیست؟

, مرآت: اگر از طرف خود بهزیستی برای کمک به موسسه تبلیغات شود چه؟ موثر نیست؟ , مرآت: اگر از طرف خود بهزیستی برای کمک به موسسه تبلیغات شود چه؟ موثر نیست؟ ,

بله این اتفاق باید بیفتد و مردم مثل کمکی که به کمیته امداد می کنند اینجا هم باید کمک داشته باشند یک چیزی که هست این است که سازمان بهزیستی نیاز بیشتری به کمک های خیرین دارد چرا که بهزیستی بحث بسیار گسترده ای دارد و با افراد آسیب دیده جامعه با معلول، بیمار روان، زنان و کودکان خیابانی، کارتن خواب ها و.. طرف است البته این هم هست که بعد تبلیغاتی که سازمان بهزیستی دارد انجام می دهد یک مقداری ضعیف است. از طرفی مردم به کمیته امداد بیشتر راغب ترند که کمک کنند فرض مثال اگر زمینی که برای ساختمان موسسه باید ساخته شود مربوط به کمیته امداد می شد تا به الآن ساخته شده بود و چون سازمان بهزیستی است و موسسه خیریه هم هست مردم می گویند که بهزیستی کمکش می کند و یا در برخی مواقع گفته می شود طرف دارد سیاه نمایی می کند.

,

من برای اینجا از زندگی ام زدم چون که من موظف و مسئولم که به اینها برسم.  من اینجا با خیلی ها طرفم و 65 نفر را باید سروسامان دهم. پرسنل حقوق می خواهند و شرایط حقوقی شان باید مهیا باشد این خودش که سر هر ماه حقوق پرداخت شود فشار ایجاد می کند. من سال 92 وام گرفتم که حقوق پرسنل را بدهم چرا که پولی نداشتم و ملزم به این هستم که بیشتر از دو ماه حقوق پرسنل عقب نیفتد. من می توانم با پرسنلم صحبت کنم که یک ماه دو ماه حقوقش را سر موعد نگیرد اما به مددجو نمی توانم بگویم یک روز غذا نخورید و باید به اینها خدمات دهم و وظیفه شرعی و انسانی من است که به اینها کمک کنم که چنین مواردی فشار ایجاد می کند. برخی مواقع هزینه های دیگری پیش می آید همین هزینه های ساختمانی که باید ساخته شود از سال گذشته تا به الآن چیزی حدود 60 میلیون تومان هزینه کردم و این 60 میلیون از همین بودجه ای که موسسه داشته به آنجا تزریق شده و این می شود که یک جای کار لنگ می ماند.

,

به هر حال شرایط فیزیکی اینجا شرایط مناسبی نیست و ما هم این را قبول داریم و خیلی از کارها را می خواهیم انجام دهیم ولی به خاطر شرایط مرکز نمی شود انجامش داد. 

,

مرآت: چه شرایطی؟

, مرآت: چه شرایطی؟ , مرآت: چه شرایطی؟ ,

ببینید ما یک زمینی را سال 88 از مسکن و شهرسازی تحویل گرفتیم به قیمت 40 میلیون تومان و از سال 88 تا به الآن ما درگیر ثبت زمین بودیم ما مجوزات احداث ساختمان جدید را اواخر سال 92 توانستیم بگیریم و سال 93 شروع به کار کردیم والآن در مرحله فندانسیون هستیم یعنی یکی از مشکلاتی که ما الآن داریم هزینه میلگردی است که باید داشته باشیم تا کار را انجام دهیم.  باز هم می گویم با همکاری قنبری فرماندار مهدیشهر و پهلوان مدیر کل بهزیستی اتفاقات خوبی افتاده ولی هنوز نیاز به کمک و حمایت بیشتر مسئولین داریم تا بتوانیم این پروژه را به سرانجام برسانیم و اقدامات بیشتر و شایسته تری برای مددجویان انجام دهیم .

,

ما برای این موسسه احداث یک ساختمان 4 طبقه را مد نظر داشتیم که اگر آن ساخته می شد شاید جزو 10 ساختمان برتر در کشور بود که به بیماران روانی اختصاص داشت . که این ساختمان تمام امکانات لازم را دارا بود و هزینه ای بالغ بر 2 میلیارد تومان در برآورد سال 88 باید صرف احداث آن می شد از آن موقع من خیلی پیگیری کردم و از جاهای مختلف برای دریافت وام جهت احداث این ساختمان پیگیری کردم اما نتیجه نگرفتم و همچنین امکان وام گرفتن هم نبود چون توانایی بازپرداخت را در خودم نمی دیدم و امکان تامین بودجه آن فراهم نشد بنابراین به این نتیجه رسیدیم که ساختمان را از حالت  4 طبقه درآورده و به یک طبقه تجمیع کنیم که الآن یک چیزی حدود 500 تا 600 میلیون تومان هزینه می برد حالا تجهیزاتی که نیاز دارد به کنار بماند که خودش خیلی هزینه بر است و اگر دست کم حساب کنیم 100 میلیون تومان هزینه می برد. یعنی ما به مبلغ 700 میلیون تومانی برای احداث و تجهیز ساختمان موسسه نیازمندیم.

, یعنی ما به مبلغ 700 میلیون تومانی برای احداث و تجهیز ساختمان موسسه نیازمندیم.,

در نقشه ساختمانی که پیش بینی شده سالن ورزشی که نیاز مبرم ما است، سالن کاردرمانی، سالن اوقات فراغت، ایزوله مرکز، اتاق های پرستاری و ... در نظر گرفته شده است. الان 42 مددجوی ما در 3 سالن مستقرند اما در نقشه ساختمان که 100 متر زمین و 850 متر زیر بنا دارد  10 سالن برای گنجایش 80 نفر پیش بینی شده که مددجویان مستقر شوند و با ضوابط و شرایطی که وجود دارد و آن استاندار هایی که سازمان بهزیستی دارد و ما باید در نظر بگیریم فضاها یی هم که باید برای مددجویانمان در نظر بگیریم همه اینها در نقشه ساختمان جدید پیش بینی شده ولی اینجا فضا به گونه ای است که بسیاری از کارهایمان را نمی توانیم انجام دهیم و همین باعث می شود که در اقدام بسیاری از کارها اخلال ایجاد شود و دستمان بسته شود.

,

ساختمان فعلی که در آن مستقر هستیم دو قسمت جداگانه بوده که خودمان با هزینه خودمان تعییرات و تعمیراتی انجام دهیم و محدودیت فضا باعث شده که کارهایمان محدود شود و نتوانیم کارمان را درست انجام دهیم.

,

, ,

مهمترین و بزرگترین دغدغه من احداث ساختمان موسسه است

, مهمترین و بزرگترین دغدغه من احداث ساختمان موسسه است , مهمترین و بزرگترین دغدغه من احداث ساختمان موسسه است ,

این موسسه افتحارش برای این شهر و این استان است و ساختمانی که ساخته می شود برای من نیست و هیچ گونه دخل و تصرفی در آن ندارم  کما اینکه من همین الآن هم سازمان بهزیستی بگوید دیگر اینجا نباش و برو هیچ چیزی را حق ندارم بردارم چون اینجا یک موسسه خیریه است و اموال آن در اختیار من نیست ساختمانی هم که ساخته می شود برای من نیست چون برخی ها می گویند این ساختمان آخرش برای شما می شود. در جلسه ای که مدیر کل بهزیستی و مسئولین شهرستان حضور داشتند هم گفتم که من تمام هدفم این است که ساختمان موسسه ساخته شود که کار من دیگر تمام است و نهایتا این است که به فرد دیگری واگذار می کنم و فقط مهم برای من احداث این ساختمان است. 

,

مرآت: صحبت خاصی اگر با مردم و مسئولین دارید بفرمایید؟

, مرآت: صحبت خاصی اگر با مردم و مسئولین دارید بفرمایید؟, مرآت: صحبت خاصی اگر با مردم و مسئولین دارید بفرمایید؟,

من روی سخنم با خیرین و مردم نیکوکار است که حداقل می دانم در این شهرستان و همچنین استان این افراد زیاد هستند که اگر می توانند در حد وسع خودشان یک کمکی کنند تا این ساختمان ساخته شود. البته با تمام مشکلات مالی که بوده تا به الآن دست و پنجه نرم کردیم و به اینجا رسیدیم و از این به بعد هم خدا کمکمان می کند ولی مردم و خیرین و افرادی که مسئول هستند بیایند اینجا را ببینند و شرایط اینجا را بسنجند. در موسسه برای همه باز است و شرایط بازدید برای همه و مردم عادی هم فراهم است و صبح ها از ساعت 30/10 تا 12 و بعدازظهر ها هم از ساعت 4 تا 6 است.

, من روی سخنم با خیرین و مردم نیکوکار است که حداقل می دانم در این شهرستان و همچنین استان این افراد زیاد هستند که اگر می توانند در حد وسع خودشان یک کمکی کنند تا این ساختمان ساخته شود. البته با تمام مشکلات مالی که بوده تا به الآن دست و پنجه نرم کردیم و به اینجا رسیدیم و از این به بعد هم خدا کمکمان می کند ولی مردم و خیرین و افرادی که مسئول هستند بیایند اینجا را ببینند و شرایط اینجا را بسنجند. در موسسه برای همه باز است و شرایط بازدید برای همه و مردم عادی هم فراهم است و صبح ها از ساعت 30/10 تا 12 و بعدازظهر ها هم از ساعت 4 تا 6 است.,

من این ساختمانی که در آن مستقر هستیم را 50 میلیون رهن کردم و ماهی 1 میلیون و 100 هزار تومان تا آخر سال 92 اجاره می دادم اما متاسفانه و یا خوشبختانه این ساختمانی که از شخص اجاره کردیم تسهیلاتی را از بانک گرفته بوده و پرداخت نکرده و ساختمان الآن در مصادره بانک است و این فشار روی من است که باید اینجا را تخلیه کنم از طرف دیگر مبلغ 50 میلیون تومانی که به صاحب ساختمان بابت رهن دادیم را نمی توانیم پس بگیریم چرا که این فرد را پیدا نمی کنیم و الان همینطور پا در هوا ماندیم با بانک هم صحبت کردیم که یک وقت و مهلتی را به ما دادند اما اگر حکمی گرفته شود و قاضی دستور دهد اینجا باید تخلیه شود. در تهران ممکن است 20 مرکز بیمار روان وجود داشته باشد اما اینجا یک مرکزی در کل استان سمنان هست که دارد بیماران روان را پوشش می دهد انتظار این است که به آن کمک شود ما امیدی به کمک های دولتی نداریم اما مردم خیر می توانند یک کمکی بکنند که این مددجویان ما شرایط بهتری برایشان ایجاد شود. 

, من این ساختمانی که در آن مستقر هستیم را 50 میلیون رهن کردم و ماهی 1 میلیون و 100 هزار تومان تا آخر سال 92 اجاره می دادم اما متاسفانه و یا خوشبختانه این ساختمانی که از شخص اجاره کردیم تسهیلاتی را از بانک گرفته بوده و پرداخت نکرده و ساختمان الآن در مصادره بانک است و این فشار روی من است که باید اینجا را تخلیه کنم از طرف دیگر مبلغ 50 میلیون تومانی که به صاحب ساختمان بابت رهن دادیم را نمی توانیم پس بگیریم چرا که این فرد را پیدا نمی کنیم و الان همینطور پا در هوا ماندیم با بانک هم صحبت کردیم که یک وقت و مهلتی را به ما دادند اما اگر حکمی گرفته شود و قاضی دستور دهد اینجا باید تخلیه شود. در تهران ممکن است 20 مرکز بیمار روان وجود داشته باشد اما اینجا یک مرکزی در کل استان سمنان هست که دارد بیماران روان را پوشش می دهد انتظار این است که به آن کمک شود ما امیدی به کمک های دولتی نداریم اما مردم خیر می توانند یک کمکی بکنند که این مددجویان ما شرایط بهتری برایشان ایجاد شود.  ,

انتهای پیام/ش

, انتهای پیام/ش]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه