زندگی نامه شهیده دانش آموز عالیه ذبیحی؛

برای رهایی از بند شیطان به حبل الله ریسمان خدا چنگ بزنید و قرآن و عترت را رها نکنید

برای رهایی از بند شیطان به حبل الله ریسمان خدا چنگ بزنید و قرآن و عترت را رها نکنید
در فرازی از وصیت نامه این شهیده بزرگوار آمده است:حالا که فهمیده ایم دنیا محل گذر است و باید نشست و گذر عمر را تماشا کرد، پس برای رهایی از بند شیطان به حبل الله ریسمان خدا چنگ بزنید و قرآن و عترت را رها نکنید، تا رستگار باشید و وعده­ی جاوید خداوند را در لب حوض کوثر نظاره کنید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از روشنا، فرقی نمی کند زن باشی یا مرد، جوان باشی یا پیر، مهم نیت قلبی و اراده ای است که در وجودت گذاشته شده و در دوران دفاع مقدس چه بسیار نوجوانان و جوانان بودند که از نظر فکری و معنوی از دیگران پیشی گرفته و مقاومت در برابر دشمن و شهادت در راه خدا را بر ماندن در خانه ترجیح دادند.

چه بسیار زنان و دخترانی که عاشقانه در همان دوران سخت، در پشت جبهه تا پاسی از شب بیدار بودند و با بسته بندی مواد غذایی و جمع آوری کمک های مردمی همپای رزمندگان به پاسداری از کیان نظام اسلامی پرداختند.

بدون شک از زحمات و تلاش های افرادی که آن روز قدم های مستحکم و استواری برای پیروزی این کشور در برابر دشمنان متجاوز کشیدند نمی توان براحتی چشم پوشی کرد و گذشت.

همه کسانی که با توکل بر خداوند به فرمان امام لبیک گفتند و تجهیزات نظامی دشمن هیچ خللی در اراده و ایمان شان وارد نکرد، مشتاقان شهادتی که میل به شهادت در سرشت و نهادشان شکفته بود و این آرزو را بارها و بارها در سر می پروراندند.

بدون شک شهیده 'عالیه ذبیحی' یکی از همان دانش آموزان شهیدی است که به گفته یکی از همکلاسی هایش عشق و علاقه عجیبی به شهادت داشت.

'مریم بابایی' در خصوص این شهیده بزرگوار گفت: در سال های جنگ و آوارگی مردم ایلام که ماندن در مناطق مرزی را بر مهاجرت ترجیح دادند، ما دانش آموزان در زیر چادر و کانتینرهایی که کلاس درس بود به تحصیل علم و دانش ادامه می دادیم.

وی اظهار کرد: در اون روزها شهیده عالیه ذبیحی همواره از شهادت سخن می گفت و دوست داشت که شهید شود و مثل پرنده ای در آسمان پرواز کند، در آن سال ها بخوبی به یاد دارم این شهیده حتی وصیت نامه خودش را هم نوشته و مرتب از شهادت خود خبر می داد.

بابایی افزود: یک روز من به شوخی بهش گفتم تو کدام عملیات جبهه به شهادت می رسی که ایشان خندید و گفت: شهادت جا و مکان ندارد هر کجا که خداوند بخواهد من به فیض شهادت می رسم.

وی اضافه کرد: وقتی که در بمباران هوایی دشمن عده زیادی از همشریان ایلامی به شهادت رسیدند، مادرم خبر شهادت دوستم را به من داد، خیلی نارحت شدم هنوز هم به یاد آن روزهای دوستی مان به سر مزارش می روم و با او سخن می گویم.

شهیده عالیه ذبیحی اول بهمن سال 51 در بخش میش خاص از توابع ایلام در خانواده ای روستایی متولد شد و در 19 اسفند سال 63 بر اثر بمباران هوایی روستای 'ماربره' توسط هواپیماهای ارتش بعث عراق به فیض شهادت نایل آمد.

در فرازی از وصیت نامه­ این شهیده بزرگوار آمده است:

مادر و پدر عزیزم! من امروز که پایه­ ی پنجم ابتدایی را می­خوانم، یاد گرفتم که تنها او می ماند. پس کم زندگی کنید و با انسانیت زنده باشید.

حالا که فهمیده ایم دنیا محل گذر است و باید نشست و گذر عمر را تماشا کرد، پس برای رهایی از بند شیطان به حبل الله ریسمان خدا چنگ بزنید و قرآن و عترت را رها نکنید، تا رستگار باشید و وعده­ی جاوید خداوند را در لب حوض کوثر نظاره کنید.

چون از خداییم و به سوی خدا می رویم، در انتخاب نام فرزندانتان وقت لازم را به عمل آورید و در تعلیم و تربیت صحیح آنها همانطور که خواست پروردگار است، کوشا باشید و از اسم ائمه معصومین انتخاب نمایید تا شافی دنیا و آخرت شما گردند.

مزار این شهیده بزرگوار در گلزار شهدای صالح آباد از توابع استان ایلام در جوار شهدای هشت سال دفاع مقدس است.

روستای ماربره از توابع شهرستان مرزی مهران واقع در بخش صالح آباد است که سال 63 مورد بمباران هوایی جنگنده های دشمن قرار گرفت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه