خدا یا کدخدا؛
به خیال دل نبندیم/ از انتخاب میان نان و هسته ای تا انتخاب میان نان و آرمان
حتی اگر روحانی بیخیال گفته هایش شود و تغییر روش دهد که اکنون در این مسیر حرکت می کند، قلم بدستان و رسانه هایی که هر آن شوق دوستی با آمریکا به هر قیمتی را در دل دارند، همچنان بر بیهوده بودن پایداری در برابر غرب، البته بصورت حرفه ای خواهد تاخت و در ادامه انتخاب را نه میان نان و هسته ای که میان آرمان و نان تعریف کنند و ملت را به سمت ذلت سوق دهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از ائل پرس، کشورداری و تدبیر در امور امری است که هر حکومتی و کارگزاران آن برای تحقق مطلوب آن تلاش می کنند و در اصل یکی از کارکردهای اساسی هر کارگزار، تدبیر و کارآمدی در امور است.هر دولتی که پس از انقلاب بروی کار آمده روش های مختلفی را در حوزه های متفاوت برای تدبیر امور به کاربسته و در اجرای این روش ها گاه کارآمد بوده و گاه ناکارآمد و روزگار گذشته و نوبت به دولت دیگری رسیده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل پرس,از زمانی که روحانی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سخن از چرخیدن چرخ معیشت همراه با سانتریفیوژ و طرف شدن با کدخدا سخن گفت، مشخص شد او روش دیگری برای کشورداری دارد و البته این روش آنچنان هم تازه و نو نبود که نخبگان سیاسی بدان واقف نباشند.
,این روش آمیزه ای بود از افکار هاشمی و اصلاح طلبان که روحانی با ادبیاتی نو و البته با کلماتی مهندسی شده و ناب بیان می کرد تا در فضای تورم چهل و چند درصدی آخر دولت احمدی نژاد، مخاطبان را که عموم ملت ایران بودند، به سمت مسیری دیگر سوق دهد. البته روحانی مدعی نبوده و نیست که می خواهد در برابرغرب کرنش کند تا حق مسلم ملت را با منت در اختیارش بگذارند، اما ته این تفکر همان بود که سالها برخی روشنفکرنما تکرارش می کردند و آن نظم جهانی و کدخدا و ذوب شدن در برابر ماموتی بود که ایران را زمانی که خاتمی پیشنهاد گفتگوی تمدن ها را داد، پشه ای به زیر... آن ماموت خطاب می کردند و این ایده را به سخره می گرفتند.
,روحانی در عمل مدعی بود که احمدی نژاد و اطرافیانش پرونده هسته ای را بگونه ای اداره کرده اند که به مرز بحران رسانده اند و البته این ولایتی بود که زحمت تاختن به روش مذاکره جلیلی را کشید تا روحانی به موارد دیگر خود بپردازد.
,این نوع ادبیات و اعتقاد خواه یا ناخواه، معیشت مردم و در اصل امید خود روحانی برای گشایش در امر حل مشکلات مردم و پیشرفت را به نتیجه گرفتن از مذاکرات گره زد. سخنانی هم که در ابتدا همچون خالی بودن خرانه بر زبان جاری شد، طرف غربی را مطمئن تر کرد که تنگی معیشت مردم و تحریم، اینان را مجبور به مذاکره با ادبیاتی دوستانه تر با آمریکا کرده است، پس می توان فشار بیشتری آورد و امتیازات بیشتری اخاذی کرد و تا مرز آرمانها هم پیش رفت، زیرا روحانی و طیف خود منجی پندار هر چه داشته در سبد بستن با غرب برای شکستن تحریم گذاشته و آنچنان به قبلی ها تاخته که دیگر نتوانند سر بالا بیاورند، اما اگر خود او و هم طیفی هایش بخواهند حرفی برای گفتن داشته باشند و عملکردی از خود نشان دهند به این توافق نیاز مبرم دارند و خواه یا ناخواه این یعنی دل بستن و چشم دوختن به غیری که تا کنون خیری برای ملت ایران نداشته اند و این بدیهه را همگان می دانند و تاریخ بدین شهادت می دهد.
,روحانی چند ماهی پس از ارسال پالسهای نیاز شدید به توافق اندکی در سخنان خود تغییر ایجاد کرد و البته این نیز در اثر دیدن رفتار گستاخانه غربی ها و اندکی تعقل بود که وقتی آن پیر فرزانه می فرماید: خوشبین نیستم! یعنی امید بیهوده به غیر نبندید و چشم به درون کشور بدوزید که نقطه صعود همانجاست.
,شاید روحانی و ظریف بخصوص بعد از تمدید توافق ژنو در سخن از گفته های ابتدایی خود کوتاه آمده اند و در موضع گیری خود از سر عزت سخن می رانند و اما این که دولت در عمل به سوی تحقق تولید داخلی و اقتصاد مقاومتی حرکت کنند، چشمی نمی بیند.
,از طرفی حتی اگر روحانی بیخیال گفته هایش شود و تغییر روش دهد که اکنون اندکی در این مسیر حرکت می کند، قلم بدستان و رسانه هایی که هر آنشوق دوستی با آمریکا به هر قیمتی را در دل دارند و به هر بهانه ای آن را بروز می دهند، همچنان بر بیهوده بودن پایداری در برابر غرب، البته بصورت حرفه ای خواهد تاخت وسعی خواهند کرد افکار عمومی و دولت را به سمت مسیر دلخواه خود کانالیزه کنند و در ادامه انتخاب را نه میان نان و هسته ایکه میان آرمان و نان تعریف کنند و ملت را به سمت ذلت سوق دهند. اینگونه است که اگر به خیال دلبسته شوی، مجبور خواهی بود گاه برای بدست آوردنش همه چیز را بدهی و آخر هیچ هم بدست نیاوری، اینست آخر، آخر خیال دلبستگان به غیر که تاریخ این سرزمین کهن کلمه به کلمه بدان شهادت می دهد.
,در هرجایی ملت مقاوم بوده، به سختی اما سرافرازانه و با عزت زیسته است و هرگاه شاهی و زمامداری از سر ذلت به پای استکبار افتاده، نه تنها عزتی بدست نیاورده، که داشته های ملتی را هم به تاراج حماقت خود داده، چه تفاوتی با شاهان ذلت مند که آنان هم دل در گرو غرب داشتند و عده ای هم اکنون این را در بوق کرنا می کنند و مقاومت را بیهوده القا می کنند تا صفوف متحد ملت متفرق شود و مردم را با دو دستگی به جان هم انداخته و به مقصود خود که همان غلط خوردن در دامان غرب است دست یابند.هر قدمی که عقب گذاشته شود، ده قدم است که پیشتر خواهند آمد و پا بر گلوی ملت خواهند گذاشت و نمی دانم چگونه می توان برای عده ای این بدیهه را فهماند!
,تمام این سطور به این معنی نیست که نباید به معیشت مردم پرداخت و اگر به این امر نپردازیم دقیقا از همان جا ضربه وارد می شود، که شد. وابسته کردن اقتصاد و معیشت مردم به نفت و ارز و صرف مصرف کننده بودن، بلایی ست که سالهاست دچار آنیم و افراد مختلف با سلیقه های مختلف سیاسی نتوانسته اند به سمت قطع این وابستگی حرکت کنند، البته در سخن همه موافقند و در عمل... حساب لبخندهای تکنوکرات هم جداست!
,در هر صورت خیال بستن به غیر و وابسته کردن معیشت مردم به بستن با کدخدا و توکل نکردن به خدا چاهی است که روز به روز عمق آن بیشتر می شود و مطمئنا آنکه ته این چاه خواهد ماند مبلغان و عاملان این روش خواهند بود،نه ملت ایران. فرصتی کوتاه در دست دولت است تا مسیر را به سمت قطع وابستگی به نفت و تقویت اقتصاد داخلی ببرد و در این میان مذاکره را نیز می تواند با رعایت اصول به پیش ببرد، اما خیال واهی به دست غرب نبندند.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه