استراتژی واحد آمریکا در قبال کوبا و ونزوئلا
مسئول تحقیقات خانه آمریکای لاتین گفت: این کوبا نیست که برای برقراری روابط با آمریکا از مواضع اصولی خود عقبنشینی کرده، بلکه این آمریکاست که سیاست تهاجمی محاصره اقتصادیاش علیه کوبا به شکست انجامیده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، عبدالحمید شهرابی مسئول تحقیقات خانه آمریکای لاتین در گفتوگو با فارس، به دلایل سفر نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا به ایران و همچنین اهداف مادورو از سفرهایش پرداخت و به گوشه ای از دخالت های ایالات متحده آمریکا در آمریکای لاتین اشاره کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ,
مشروح این گفتوگو را در زیر میخوانید.
,
«نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا، در سفر به تهران با رهبر معظم انقلاب ملاقات داشت و مقام رهبری طی اظهاراتی مهم در این ملاقات بر ادامه حمایت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت ملت ونزوئلا و ضرورت گسترش همکاریهای ایران و ونزوئلا تأکید داشتند. اهمیت این سفر به ایران و تأثیر آن بر روابط دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهرابی: سفر مادورو به ایران هدف تعریف شدهای را دنبال میکرد و پیام مهمی داشت. با توجه به تحریمهای جدید ایالات متحده علیه ونزوئلا و کاهش شدید قیمت نفت که منبع اصلی درآمد ونزوئلا را تشکیل میدهد، دولت این کشور نیاز دارد پیوندهای سیاسی ـ اقتصادی خود را با دیگر کشورهای جهان تقویت کند و در این راستا است که تعمیق روابط با قدرتهای جهانی و منطقهای همچون روسیه، چین و ایران برای ونزوئلا اهمیت استراتژیک پیدا میکند. این امر متقابلا در مورد ایران هم صادق است. واقعیت این است که دو راه بیشتر برای مواجه شدن با تهاجمات آمریکا وجود ندارد، یا ایستادگی و مقاومت است که استقلال، عزت و سربلندی برای ایران و در نهایت تحمیل شکست به دشمن را به همراه دارد و دیگری عقبنشینی و سازش با دشمن است که به جز ذلت ناشی از وابستگی و تبعیت از نظام سلطه، ثمرهای ندارد.
مواضع و سوابق حکومت بولیواری چه در زمان هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید این کشور و چه در دوران ریاست جمهوری مادورو نشان میدهد که ونزوئلا راه مقاومت را در پیش گرفته است. در این مسیر، ونزوئلا به درستی به انقلاب اسلامی به عنوان یک متحد قدرتمند و قابل اعتماد نگاه میکند و این نگاه مبتنی بر مواضع صریح رهبری انقلاب اسلامی است که ایشان در ملاقات دیروز با آقای مادورو مجددا بر آن تأکید داشتند. بنابراین، اینکه ونزوئلا برای مقابله با فشارهای آمریکا بخواهد روابط خود را با ایران، به عنوان کانون مقاومت تقویت کند، امری کاملا منطقی است. حال این که این سفر تا چه حد در عمل باعث تعمیق روابط دو کشور خواهد داشت به این بستگی پیدا میکند که دولت در این زمینه چه گامهایی برمیدارد و دستورالعمل تعیین شده توسط رهبری را برای گسترش سطح روابط تا چه میزان به اجرا میگذارد.
شهرابی: سفر مادورو به ایران هدف تعریف شدهای را دنبال میکرد و پیام مهمی داشت. با توجه به تحریمهای جدید ایالات متحده علیه ونزوئلا و کاهش شدید قیمت نفت که منبع اصلی درآمد ونزوئلا را تشکیل میدهد، دولت این کشور نیاز دارد پیوندهای سیاسی ـ اقتصادی خود را با دیگر کشورهای جهان تقویت کند و در این راستا است که تعمیق روابط با قدرتهای جهانی و منطقهای همچون روسیه، چین و ایران برای ونزوئلا اهمیت استراتژیک پیدا میکند. این امر متقابلا در مورد ایران هم صادق است. واقعیت این است که دو راه بیشتر برای مواجه شدن با تهاجمات آمریکا وجود ندارد، یا ایستادگی و مقاومت است که استقلال، عزت و سربلندی برای ایران و در نهایت تحمیل شکست به دشمن را به همراه دارد و دیگری عقبنشینی و سازش با دشمن است که به جز ذلت ناشی از وابستگی و تبعیت از نظام سلطه، ثمرهای ندارد.
مواضع و سوابق حکومت بولیواری چه در زمان هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید این کشور و چه در دوران ریاست جمهوری مادورو نشان میدهد که ونزوئلا راه مقاومت را در پیش گرفته است. در این مسیر، ونزوئلا به درستی به انقلاب اسلامی به عنوان یک متحد قدرتمند و قابل اعتماد نگاه میکند و این نگاه مبتنی بر مواضع صریح رهبری انقلاب اسلامی است که ایشان در ملاقات دیروز با آقای مادورو مجددا بر آن تأکید داشتند. بنابراین، اینکه ونزوئلا برای مقابله با فشارهای آمریکا بخواهد روابط خود را با ایران، به عنوان کانون مقاومت تقویت کند، امری کاملا منطقی است. حال این که این سفر تا چه حد در عمل باعث تعمیق روابط دو کشور خواهد داشت به این بستگی پیدا میکند که دولت در این زمینه چه گامهایی برمیدارد و دستورالعمل تعیین شده توسط رهبری را برای گسترش سطح روابط تا چه میزان به اجرا میگذارد., «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا، در سفر به تهران با رهبر معظم انقلاب ملاقات داشت و مقام رهبری طی اظهاراتی مهم در این ملاقات بر ادامه حمایت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت ملت ونزوئلا و ضرورت گسترش همکاریهای ایران و ونزوئلا تأکید داشتند. اهمیت این سفر به ایران و تأثیر آن بر روابط دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟,
, شهرابی:,
,
,
اغلب گزارشات رسانههای خبری هدف از سفر رئیس جمهور ونزوئلا به چین، ایران و برخی دیگر از کشورهای تولید کننده نفت را مقابله با کاهش شدید قیمت نفت و تحریمهای جدید اقتصادی آمریکا علیه این کشور میدانند. چه ظرفیتهایی در این زمینه وجود دارد و سفر مادورو برای بهرهبرادری از این ظرفیتها چه دستاوردی داشته است؟
شهرابی: مادورو قبل از سفر به ایران برای شرکت در اولین اجلاس چین با «جامعه دولتهای آمریکای لاتین و کارائیب» ـ سلاک ـ به چین رفت. یعنی به کشوری رفت که به عنوان اقتصاد برتر جهان قد علم کرده است. برخی از مسئولان حکومتی در چین و همچنین مقامات کشورهای آمریکای لاتین از این اجلاس به عنوان رویدادی تاریخی نام بردهاند. علاوه بر مادورو، رؤسای جمهور اکوادور و کاستاریکا هم همراه با وزرای امور خارجه 30 کشور دیگر از 33 کشور تشکیل دهنده سلاک در این اجلاس حضور داشتند. طبق اخبار رسیده، رئیسجمهور چین در این اجلاس اظهار داشته که چین مایل است با یک چشمانداز راهبردی و درازمدت سطح همکاریهای خود را با دولتهای آمریکای لاتین و کارائیب گسترش دهد.
چین طی سالهای اخیر 250 میلیارد دلار در این منطقه سرمایهگذاری کرده است و در جلسه مشترک با اتحادیه سلاک اعلام کرد که قصد دارد حجم این سرمایهگذاری را طی دهه آینده به 500 میلیارد دلار افزایش دهد. پیشبینی میشود که تا سال 2030 چین به بزرگترین شریک تجاری منطقهای که تا همین چند دهه پیش حیات خلوت آمریکا محسوب میشد، تبدیل شود. در مقابل این حجم بالای سرمایهگذاری، چین علاوه بر نفت، مواد معدنی و غذایی از این منطقه وارد میکند.
در حال حاضر، ونزوئلا روزانه 524 هزار بشکه نفت خام به چین صادر میکند که قریب نیمی از درآمد آن برای بازپرداخت وامهای صندوق توسعه چین ـ ونزوئلا هزینه میشود. پیشبینی شده که صادرات نفت ونزوئلا به چین تا سال 2016 به 1 میلیون بشکه در روز افزایش یابد.
مادورو در جریان سفر اخیر خود همچنین اعلام کرد که 20 میلیارد سرمایهگذاری جدید چین در ونزوئلا صرف توسعه اجتماعی و اجرای پروژههای صنعتی شامل ساخت 1500 مدرسه جدید و گسترش بهرهبرداری از خط کمربندی حوزه نفتی اورینوکو خواهد شد و سرمایهگذاریهای چین عمدتا به حمایت از بخشهای تولیدی اختصاص خواهد یافت.
سلاک و چین اعلام کردهاند که در سال جاری میلادی اجلاس دیگری برای توسعه همکاریهای فناوری، این بار در اکوادور برگزار خواهند کرد. از این نظر نوع همکاریهای اقتصادی چین با کشورهای منطقه آمریکای لاتین در قیاس با ماهیت روابط تاریخی این کشورها با ایالات متحده تفاوت ماهوی دارد. خورخه آریزا معاون رئیسجمهور ونزوئلا در این رابطه میگوید: «چین با این که یک ظرفیت عظیم است، امپریالیست نیست و برای استانداردهای زندگی شرافتمندانه همه ما احترام قائل است.»
به این ترتیب، اتحادیهها و قطبهای نوین سیاسی ـ اقتصادی منطقهای امکانات بیسابقه و منحصر به فردی را برای ونزوئلا و دیگر کشورهایی که با جنگ اقتصادی آمریکا مواجه هستند و از جمله ایران، به وجود آورده است و علاوه بر این، پیوستن روسیه به کشورهای تحت تحریم آمریکا متحد جدید و قدرتمندی را در کنار این کشورها قرار داده است. این در حالی است که چین و روسیه خود در اتحادیه وسیعتری که علاوه بر این دو کشور هند، برزیل و آفریقای جنوبی را هم در بر میگیرد، عضویت دارند.
وقتی که جمعیت 3 میلیاردی این اتحادیه و جمعیت 600 میلیونی کشورهای عضو سلاک و مجموع توانمندیهای اقتصادی و وسعت سرزمینهای متعلق به این کشورها که بیش از نیمی از مساحت جهان است را در کنار یکدیگر قرار دهیم، ابعاد عظیم امکانات نوین ناشی از قدرتهای نوظهور و رو به رشد برای مقابله با تهدیدات جنگی و فشارهای اقتصادی نظام سلطه به سرکردگی ایالات متحده بیشتر خود را نمایان میکند.
شهرابی: مادورو قبل از سفر به ایران برای شرکت در اولین اجلاس چین با «جامعه دولتهای آمریکای لاتین و کارائیب» ـ سلاک ـ به چین رفت. یعنی به کشوری رفت که به عنوان اقتصاد برتر جهان قد علم کرده است. برخی از مسئولان حکومتی در چین و همچنین مقامات کشورهای آمریکای لاتین از این اجلاس به عنوان رویدادی تاریخی نام بردهاند. علاوه بر مادورو، رؤسای جمهور اکوادور و کاستاریکا هم همراه با وزرای امور خارجه 30 کشور دیگر از 33 کشور تشکیل دهنده سلاک در این اجلاس حضور داشتند. طبق اخبار رسیده، رئیسجمهور چین در این اجلاس اظهار داشته که چین مایل است با یک چشمانداز راهبردی و درازمدت سطح همکاریهای خود را با دولتهای آمریکای لاتین و کارائیب گسترش دهد.
چین طی سالهای اخیر 250 میلیارد دلار در این منطقه سرمایهگذاری کرده است و در جلسه مشترک با اتحادیه سلاک اعلام کرد که قصد دارد حجم این سرمایهگذاری را طی دهه آینده به 500 میلیارد دلار افزایش دهد. پیشبینی میشود که تا سال 2030 چین به بزرگترین شریک تجاری منطقهای که تا همین چند دهه پیش حیات خلوت آمریکا محسوب میشد، تبدیل شود. در مقابل این حجم بالای سرمایهگذاری، چین علاوه بر نفت، مواد معدنی و غذایی از این منطقه وارد میکند.
در حال حاضر، ونزوئلا روزانه 524 هزار بشکه نفت خام به چین صادر میکند که قریب نیمی از درآمد آن برای بازپرداخت وامهای صندوق توسعه چین ـ ونزوئلا هزینه میشود. پیشبینی شده که صادرات نفت ونزوئلا به چین تا سال 2016 به 1 میلیون بشکه در روز افزایش یابد.
مادورو در جریان سفر اخیر خود همچنین اعلام کرد که 20 میلیارد سرمایهگذاری جدید چین در ونزوئلا صرف توسعه اجتماعی و اجرای پروژههای صنعتی شامل ساخت 1500 مدرسه جدید و گسترش بهرهبرداری از خط کمربندی حوزه نفتی اورینوکو خواهد شد و سرمایهگذاریهای چین عمدتا به حمایت از بخشهای تولیدی اختصاص خواهد یافت.
سلاک و چین اعلام کردهاند که در سال جاری میلادی اجلاس دیگری برای توسعه همکاریهای فناوری، این بار در اکوادور برگزار خواهند کرد. از این نظر نوع همکاریهای اقتصادی چین با کشورهای منطقه آمریکای لاتین در قیاس با ماهیت روابط تاریخی این کشورها با ایالات متحده تفاوت ماهوی دارد. خورخه آریزا معاون رئیسجمهور ونزوئلا در این رابطه میگوید: «چین با این که یک ظرفیت عظیم است، امپریالیست نیست و برای استانداردهای زندگی شرافتمندانه همه ما احترام قائل است.»
به این ترتیب، اتحادیهها و قطبهای نوین سیاسی ـ اقتصادی منطقهای امکانات بیسابقه و منحصر به فردی را برای ونزوئلا و دیگر کشورهایی که با جنگ اقتصادی آمریکا مواجه هستند و از جمله ایران، به وجود آورده است و علاوه بر این، پیوستن روسیه به کشورهای تحت تحریم آمریکا متحد جدید و قدرتمندی را در کنار این کشورها قرار داده است. این در حالی است که چین و روسیه خود در اتحادیه وسیعتری که علاوه بر این دو کشور هند، برزیل و آفریقای جنوبی را هم در بر میگیرد، عضویت دارند.
وقتی که جمعیت 3 میلیاردی این اتحادیه و جمعیت 600 میلیونی کشورهای عضو سلاک و مجموع توانمندیهای اقتصادی و وسعت سرزمینهای متعلق به این کشورها که بیش از نیمی از مساحت جهان است را در کنار یکدیگر قرار دهیم، ابعاد عظیم امکانات نوین ناشی از قدرتهای نوظهور و رو به رشد برای مقابله با تهدیدات جنگی و فشارهای اقتصادی نظام سلطه به سرکردگی ایالات متحده بیشتر خود را نمایان میکند., اغلب گزارشات رسانههای خبری هدف از سفر رئیس جمهور ونزوئلا به چین، ایران و برخی دیگر از کشورهای تولید کننده نفت را مقابله با کاهش شدید قیمت نفت و تحریمهای جدید اقتصادی آمریکا علیه این کشور میدانند. چه ظرفیتهایی در این زمینه وجود دارد و سفر مادورو برای بهرهبرادری از این ظرفیتها چه دستاوردی داشته است؟
شهرابی:,
,
, پیشبینی میشود که, تا سال 2030 چین به بزرگترین شریک تجاری منطقهای که تا همین چند دهه پیش حیات خلوت آمریکا محسوب میشد، تبدیل شود,
,
,
,
,
,
,
به تحریمهای جدید اقتصادی آمریکا علیه ونزوئلا اشاره داشتید. بهانه این تحریمها چه بوده و هدف واقعی آنها چیست؟
شهرابی: بهانه تحریمها این اتهام بود که حکومت ونزوئلا حقوق نیروهای مخالف خود را با خشونت نقض میکند. در واقع، ایالات متحده این اتهام را در ادامه تلاش خود به منظور اعمال فشار بر حکومت ونزوئلا و ایجاد شرایط برای تغییر این حکومت مطرح میکند و این همان سیاستی است که از ابتدای پیروزی انقلاب بولیواری و به قدرت رسیدن چاوز در سال 1998 در دستور کار هیأت حاکمه آمریکا بوده است. بعد از شکست کودتای مورد حمایت آمریکا در ونزوئلا در سال 2002 نیروهای اپوزیسیون ضد حکومت در این کشور در انتخابات متعدد بخت خود را آزمودند و متحمل شکستهای پی در پی شدند.
بعد از فوت چاوز در ماه مارس سال 2013 و پیروزی یک ماه بعد مادورو به عنوان جانشین وی در انتخابات ریاست جمهوری که با اختلاف اندک آرا نسبت به رأی نامزد اپوزیسیون صورت گرفت؛ اشتهای نیروهای ضد حکومت برای کسب قدرت تحریک شد و این نیروها برای پیروزی در انتخابات شهرداریها که در ماه دسامبر همان سال انجام شد، دورخیز کردند. ولی با شکست فاحش اپوزیسیون و پیروزی نامزدهای طرفدار چاوز در بیش از 70 درصد از مراکز انتخابات؛ بخشی از نیروهای ضد حکومت دست به خشونت و اغتشاشات خیابانی زدند و با به وجود آوردن وقایعی مشابه آنچه که در انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 رخ داد و به درستی نام فتنه بر خود گرفت، هدف سرنگونی دولت مادورو را با توسل به زور دنبال کردند.
در جریان این اغتشاشات که چهار ماه به طول انجامید و بعد از آن با مقاومت مردم ونزوئلا و حمایتشان از دولت مادورو فروکش کرد، تعدادی از شهروندان ونزوئلا که اکثرا از رهگذران و مردم عادی و یا از حامیان دولت بودند توسط اغتشاشگران به قتل رسیدند. نیروهای اپوزیسیون که از طبقات ثروتمند و اقشار مرفه ونزوئلا بودند در این وقایع همچنین برخی از اموال عمومی، دانشگاه و بیمارستانها را به آتش کشیدند و با اینحال، دولت ایالات متحده که خود مشوق این اغتشاشات بود، دولت مادورو را که قربانی این جنایات بود، به عنوان مقصر معرفی و به همین بهانه هم تحریمهای اخیر علیه ونزوئلا را وضع کرد.
شهرابی: بهانه تحریمها این اتهام بود که حکومت ونزوئلا حقوق نیروهای مخالف خود را با خشونت نقض میکند. در واقع، ایالات متحده این اتهام را در ادامه تلاش خود به منظور اعمال فشار بر حکومت ونزوئلا و ایجاد شرایط برای تغییر این حکومت مطرح میکند و این همان سیاستی است که از ابتدای پیروزی انقلاب بولیواری و به قدرت رسیدن چاوز در سال 1998 در دستور کار هیأت حاکمه آمریکا بوده است. بعد از شکست کودتای مورد حمایت آمریکا در ونزوئلا در سال 2002 نیروهای اپوزیسیون ضد حکومت در این کشور در انتخابات متعدد بخت خود را آزمودند و متحمل شکستهای پی در پی شدند.
بعد از فوت چاوز در ماه مارس سال 2013 و پیروزی یک ماه بعد مادورو به عنوان جانشین وی در انتخابات ریاست جمهوری که با اختلاف اندک آرا نسبت به رأی نامزد اپوزیسیون صورت گرفت؛ اشتهای نیروهای ضد حکومت برای کسب قدرت تحریک شد و این نیروها برای پیروزی در انتخابات شهرداریها که در ماه دسامبر همان سال انجام شد، دورخیز کردند. ولی با شکست فاحش اپوزیسیون و پیروزی نامزدهای طرفدار چاوز در بیش از 70 درصد از مراکز انتخابات؛ بخشی از نیروهای ضد حکومت دست به خشونت و اغتشاشات خیابانی زدند و با به وجود آوردن وقایعی مشابه آنچه که در انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 رخ داد و به درستی نام فتنه بر خود گرفت، هدف سرنگونی دولت مادورو را با توسل به زور دنبال کردند.
در جریان این اغتشاشات که چهار ماه به طول انجامید و بعد از آن با مقاومت مردم ونزوئلا و حمایتشان از دولت مادورو فروکش کرد، تعدادی از شهروندان ونزوئلا که اکثرا از رهگذران و مردم عادی و یا از حامیان دولت بودند توسط اغتشاشگران به قتل رسیدند. نیروهای اپوزیسیون که از طبقات ثروتمند و اقشار مرفه ونزوئلا بودند در این وقایع همچنین برخی از اموال عمومی، دانشگاه و بیمارستانها را به آتش کشیدند و با اینحال، دولت ایالات متحده که خود مشوق این اغتشاشات بود، دولت مادورو را که قربانی این جنایات بود، به عنوان مقصر معرفی و به همین بهانه هم تحریمهای اخیر علیه ونزوئلا را وضع کرد., به تحریمهای جدید اقتصادی آمریکا علیه ونزوئلا اشاره داشتید. بهانه این تحریمها چه بوده و هدف واقعی آنها چیست؟
شهرابی:,
,
,
,
*آمریکا خود رسوای جهان شده
,
طنز ماجرا در این است که حکومت آمریکا در شرایطی کشورهایی مثل ایران و ونزوئلا را متهم به نقض حقوق بشر میکند که با داشتن بیشترین تعداد زندانی و با افشای وحشیانهترین شکنجهها و قتل تعداد فزایندهای از جوانان سیاهپوست به دست پلیس نژادپرست این کشور، رسوای جهان شده است. و طنز دیگر این که بنا بر تعریف آمریکا، علاوه بر ونزوئلا کشورهای دیگری چون اکوادور، بولیوی و نیکاراگوآ که حکومتهای مبتنی بر آراء مردم در آنها به قدرت رسیدهاند به اتهام نادیده گرفتن حقوق دموکراتیک محکوم میشوند، ولی کشورهایی مثل کلمبیا و مکزیک که هزاران نفر در آنجا سرکوب شده و صدها نفر ناپدید میشوند، در فهرست آمریکایی ناقضان حقوق بشر جای ندارند.
حقوق بشر آمریکایی چشم خود را به سادگی بر روی قتل عام فلسطینیها توسط رژیم صهیونیستی و کشتار مردم بیگناه بحرین به دست حکومت استبدادی آن کشور میبندد و تعدی به حقوق بشر را تنها در کشورهایی میبیند که مشی مقاومت را در مقابله با نظام سلطه در پیش میگیرند.
حقوق بشر آمریکایی چشم خود را به سادگی بر روی قتل عام فلسطینیها توسط رژیم صهیونیستی و کشتار مردم بیگناه بحرین به دست حکومت استبدادی آن کشور میبندد و تعدی به حقوق بشر را تنها در کشورهایی میبیند که مشی مقاومت را در مقابله با نظام سلطه در پیش میگیرند., طنز ماجرا در این است که حکومت آمریکا در شرایطی کشورهایی مثل ایران و ونزوئلا را متهم به نقض حقوق بشر میکند که با داشتن بیشترین تعداد زندانی و با افشای وحشیانهترین شکنجهها و قتل تعداد فزایندهای از جوانان سیاهپوست به دست پلیس نژادپرست این کشور، رسوای جهان شده است.,
,
,
تا چه میزان این تحریمها میتواند هدف آمریکا از تحمیل اراده خود به ونزوئلا را برآورده کند؟
شهرابی: چند نکته در این رابطه قابل ذکر است. یکی اینکه اقتصاد ونزوئلا به علت وابستگی شدید به درآمد حاصل از فروش نفت آن هم با دلار، یعنی ارز متعلق به ایالات متحده به عنوان دشمن شناخته شده این کشور، به شدت ضربه پذیر است. در حال حاضر درآمد حاصل از فروش نفت 95 درصد تولید ناخالص ملی ونزوئلا را تشکیل میدهد و این وابستگی شدید در شرایط تحمیلی کاهش شدید قیمت نفت هشدار دهنده است. این وابستگی که به میزان متفاوت در مورد ایران هم صادق است، بزرگترین نقطه ضعف برای مقابله مؤثر با تحریم اقتصادی است و چاره آن هم در نهایت قطع این وابستگی مهلک همراه با بسیج امکانات و ظرفیتهای اقتصاد بومی است و این همان اقتصاد مقاومتی است که رهبر معظم انقلاب به دفعات بر ضرورت آن تأکید داشتهاند.
به راستی باید به این سؤال پاسخ صریح و جدی داد که چرا باید ارزش پول یک کشور مستقل در پایتخت یک کشور دیگر، آن هم یک کشور متخاصم تعیین شود و مثلا چرا باید ارزش پول ملی ما را بانکهای نیویورک تعیین کنند.
نقطه ضعف دیگر، عملکرد طبقه سرمایهداری کلان و وابسته است. منافع این طبقه به منافع سرمایهداری جهانی و نظام نو-لیبرال گره خورده و به همین علت عملکرد اقتصادی آن مخرب و در راستای اهداف دشمن است. بدون مهار این طبقه که فساد در ذات آن است و برای بقا و حفظ منافع خود در صحنه اقتصاد دست به سفتهبازی و احتکار و سودجویی به هر قیمت میزند و در حوزه سیاست نیز خائنانه و همچون ایادی دشمن عمل میکند، مبارزه با تحریم اقتصادی و توسعه اقتصاد بومی عملا عقیم میماند.
در این حال و با وجود برخی ضعفهای ساختاری، ونزوئلا برای مقابله با تحریم از اهرمهای مطمئنی بهرهمند است. توسعه برنامههای اجتماعی، فقرزدایی، تأمین آموزش، بهداشت و درمان رایگان برای اقشار مستضعف و اتکا به سازماندهی طبقات محروم از جمله اقداماتی است که بنیه دفاعی انقلاب بولیواری را تقویت کرده و این عوامل در کنار همکاری و مشارکت با دیگر کشورهای منطقه آمریکای لاتین در قالب اتحادیههای قوی منطقهای همچون سلاک، مرکوسور و اوناسور و همچنین اتحادیههای فرامنطقهای چون بریکس، قدرت مانور این کشور در خنثی کردن تهاجمات سیاسی ـ اقتصادی آمریکا را افزایش داده است.
شهرابی: چند نکته در این رابطه قابل ذکر است. یکی اینکه اقتصاد ونزوئلا به علت وابستگی شدید به درآمد حاصل از فروش نفت آن هم با دلار، یعنی ارز متعلق به ایالات متحده به عنوان دشمن شناخته شده این کشور، به شدت ضربه پذیر است. در حال حاضر درآمد حاصل از فروش نفت 95 درصد تولید ناخالص ملی ونزوئلا را تشکیل میدهد و این وابستگی شدید در شرایط تحمیلی کاهش شدید قیمت نفت هشدار دهنده است. این وابستگی که به میزان متفاوت در مورد ایران هم صادق است، بزرگترین نقطه ضعف برای مقابله مؤثر با تحریم اقتصادی است و چاره آن هم در نهایت قطع این وابستگی مهلک همراه با بسیج امکانات و ظرفیتهای اقتصاد بومی است و این همان اقتصاد مقاومتی است که رهبر معظم انقلاب به دفعات بر ضرورت آن تأکید داشتهاند.
به راستی باید به این سؤال پاسخ صریح و جدی داد که چرا باید ارزش پول یک کشور مستقل در پایتخت یک کشور دیگر، آن هم یک کشور متخاصم تعیین شود و مثلا چرا باید ارزش پول ملی ما را بانکهای نیویورک تعیین کنند.
نقطه ضعف دیگر، عملکرد طبقه سرمایهداری کلان و وابسته است. منافع این طبقه به منافع سرمایهداری جهانی و نظام نو-لیبرال گره خورده و به همین علت عملکرد اقتصادی آن مخرب و در راستای اهداف دشمن است. بدون مهار این طبقه که فساد در ذات آن است و برای بقا و حفظ منافع خود در صحنه اقتصاد دست به سفتهبازی و احتکار و سودجویی به هر قیمت میزند و در حوزه سیاست نیز خائنانه و همچون ایادی دشمن عمل میکند، مبارزه با تحریم اقتصادی و توسعه اقتصاد بومی عملا عقیم میماند.
در این حال و با وجود برخی ضعفهای ساختاری، ونزوئلا برای مقابله با تحریم از اهرمهای مطمئنی بهرهمند است. توسعه برنامههای اجتماعی، فقرزدایی، تأمین آموزش، بهداشت و درمان رایگان برای اقشار مستضعف و اتکا به سازماندهی طبقات محروم از جمله اقداماتی است که بنیه دفاعی انقلاب بولیواری را تقویت کرده و این عوامل در کنار همکاری و مشارکت با دیگر کشورهای منطقه آمریکای لاتین در قالب اتحادیههای قوی منطقهای همچون سلاک، مرکوسور و اوناسور و همچنین اتحادیههای فرامنطقهای چون بریکس، قدرت مانور این کشور در خنثی کردن تهاجمات سیاسی ـ اقتصادی آمریکا را افزایش داده است. , تا چه میزان این تحریمها میتواند هدف آمریکا از تحمیل اراده خود به ونزوئلا را برآورده کند؟
شهرابی:,
, در حال حاضر درآمد حاصل از فروش نفت 95 درصد تولید ناخالص ملی ونزوئلا را تشکیل میدهد,
,
,
,
,
اینکه آمریکا همزمان با اعلام تصمیم خود مبنی بر لغو محاصره اقتصادی کوبا تحریمهای جدید علیه ونزوئلا وضع میکند، حاکی از چیست و با توجه به اینکه کوبا متحد جدی ونزوئلا محسوب میشود این دوگانگی در مواضع آمریکا چه توجیهی دارد؟
شهرابی: جالب توجه است که تحریمهای جدید علیه ونزوئلا روز 18 دسامبر وضع شد و این درست یک روز بعد از این بود که آمریکا اعلام کرد تصمیم دارد روابط خود با کوبا را به حالت عادی در آورد. این دو سیاست اگر چه در ظاهر متناقض به نظر میرسند، ولی در واقع دو روی یک سکهاند. بدین معنی که سیاست راهبردی آمریکا کماکان و در هر دو مورد، یافتن راه نفوذ برای برقراری سلطه از دست رفته خود میباشد. آمریکا در کوبا و ونزوئلا، یک استراتژی واحد را با دو تاکتیک متفاوت دنبال میکند. در شرایطی که محاصره اقتصادی کوبا به نتایج مورد نظر تحقق نبخشیده و به اذعان اوباما و وزیر امور خارجهاش ـ جان کری ـ به جای انزوای کوبا منجر به انزوای خود ایالات متحده شده است، آمریکا به دنبال این است که کوبا را تا حد ممکن به عقب براند و اصلاحات اقتصادی با جهتگیری اقتصاد بازار را در این کشور جاری سازد.
آمریکا همچنین درصدد است با عادیسازی روابط، نفوذ خود در بین مخالفان حکومت کوبا را افزایش دهد و با سازماندهی آنان در کنار تقویت و حمایت از بخش خصوصی در حال شکلگیری در کوبا، زمینه دگرگونی اساسی و تغییر رژیم در این کشور را فراهم کند. در مورد ونزوئلا نیز از آنجا که سیاست سازماندهی کودتا و ایجاد بیثباتی از طریق حمایت از اپوزیسیون داخلی به تنهایی نتوانست مقاصد سلطهجویی آمریکا را تأمین کند، توسل به تحریم اقتصادی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
با توجه به همبستگی عمیق جهانی با کوبا که طی سالهای گذشته در رأیگیریهای متعدد مجمع عمومی سازمان ملل در محکوم کردن محاصره اقتصادی این کشور تجلی یافته و با توجه به اینکه در صفبندی به وجود آمده، همه به غیر از آمریکا و اسرائیل در کنار کوبا قرار گرفتهاند، آمریکا با عادیسازی روابط با کوبا بیش از هر چیز به دنبال این است که خود را از انزوا در آمریکای لاتین خارج کند و روابط تضعیف شده اقتصادی خود با کشورهای این منطقه را بازسازی کند.
به هر حال، به رغم تبلیغات القایی، واقعیت نشان میدهد که این کوبا نیست که برای برقراری روابط با آمریکا از مواضع اصولی خود عقبنشینی کرده، بلکه این آمریکاست که سیاست تهاجمی محاصره اقتصادیاش علیه کوبا به شکست انجامیده و در موقعیت عقبنشینی، راهکارهای دیگری را برای منفعل کردن انقلاب کوبا و تغییر رژیم در این کشور تدارک میبیند.
تجربه کوبا نشان میدهد که میتوان شکست را به امپراطوری آمریکا تحمیل کرد و به همین علت است که متحدان کوبا در منطقه آمریکای لاتین پیروزی کوبا را پیروزی خود میدانند. در عصری که مظلومان جهان برای احقاق حقوق خود خیز برداشتهاند، ایفای نقش پیشتاز در نهضتهای مقاومت راه به جلو را هموار میکند و احترام و اعتبار پیشتاز را نزد مردم آزادیخواه و استقلالطلب جهان افزایش میدهد. در این مورد، تعدادی از تحلیلگرانی که دل نگران منافع نظام سلطه هستند، هشدار دادهاند که مقاومت مادورو در مقابل تحریمهای اقتصادی آمریکا و سفر اخیر وی به چین و ایران هم اکنون باعث افزایش محبوبیت وی شده است.
شهرابی: جالب توجه است که تحریمهای جدید علیه ونزوئلا روز 18 دسامبر وضع شد و این درست یک روز بعد از این بود که آمریکا اعلام کرد تصمیم دارد روابط خود با کوبا را به حالت عادی در آورد. این دو سیاست اگر چه در ظاهر متناقض به نظر میرسند، ولی در واقع دو روی یک سکهاند. بدین معنی که سیاست راهبردی آمریکا کماکان و در هر دو مورد، یافتن راه نفوذ برای برقراری سلطه از دست رفته خود میباشد. آمریکا در کوبا و ونزوئلا، یک استراتژی واحد را با دو تاکتیک متفاوت دنبال میکند. در شرایطی که محاصره اقتصادی کوبا به نتایج مورد نظر تحقق نبخشیده و به اذعان اوباما و وزیر امور خارجهاش ـ جان کری ـ به جای انزوای کوبا منجر به انزوای خود ایالات متحده شده است، آمریکا به دنبال این است که کوبا را تا حد ممکن به عقب براند و اصلاحات اقتصادی با جهتگیری اقتصاد بازار را در این کشور جاری سازد.
آمریکا همچنین درصدد است با عادیسازی روابط، نفوذ خود در بین مخالفان حکومت کوبا را افزایش دهد و با سازماندهی آنان در کنار تقویت و حمایت از بخش خصوصی در حال شکلگیری در کوبا، زمینه دگرگونی اساسی و تغییر رژیم در این کشور را فراهم کند. در مورد ونزوئلا نیز از آنجا که سیاست سازماندهی کودتا و ایجاد بیثباتی از طریق حمایت از اپوزیسیون داخلی به تنهایی نتوانست مقاصد سلطهجویی آمریکا را تأمین کند، توسل به تحریم اقتصادی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
با توجه به همبستگی عمیق جهانی با کوبا که طی سالهای گذشته در رأیگیریهای متعدد مجمع عمومی سازمان ملل در محکوم کردن محاصره اقتصادی این کشور تجلی یافته و با توجه به اینکه در صفبندی به وجود آمده، همه به غیر از آمریکا و اسرائیل در کنار کوبا قرار گرفتهاند، آمریکا با عادیسازی روابط با کوبا بیش از هر چیز به دنبال این است که خود را از انزوا در آمریکای لاتین خارج کند و روابط تضعیف شده اقتصادی خود با کشورهای این منطقه را بازسازی کند.
به هر حال، به رغم تبلیغات القایی، واقعیت نشان میدهد که این کوبا نیست که برای برقراری روابط با آمریکا از مواضع اصولی خود عقبنشینی کرده، بلکه این آمریکاست که سیاست تهاجمی محاصره اقتصادیاش علیه کوبا به شکست انجامیده و در موقعیت عقبنشینی، راهکارهای دیگری را برای منفعل کردن انقلاب کوبا و تغییر رژیم در این کشور تدارک میبیند.
تجربه کوبا نشان میدهد که میتوان شکست را به امپراطوری آمریکا تحمیل کرد و به همین علت است که متحدان کوبا در منطقه آمریکای لاتین پیروزی کوبا را پیروزی خود میدانند. در عصری که مظلومان جهان برای احقاق حقوق خود خیز برداشتهاند، ایفای نقش پیشتاز در نهضتهای مقاومت راه به جلو را هموار میکند و احترام و اعتبار پیشتاز را نزد مردم آزادیخواه و استقلالطلب جهان افزایش میدهد. در این مورد، تعدادی از تحلیلگرانی که دل نگران منافع نظام سلطه هستند، هشدار دادهاند که مقاومت مادورو در مقابل تحریمهای اقتصادی آمریکا و سفر اخیر وی به چین و ایران هم اکنون باعث افزایش محبوبیت وی شده است. , اینکه آمریکا همزمان با اعلام تصمیم خود مبنی بر لغو محاصره اقتصادی کوبا تحریمهای جدید علیه ونزوئلا وضع میکند، حاکی از چیست و با توجه به اینکه کوبا متحد جدی ونزوئلا محسوب میشود این دوگانگی در مواضع آمریکا چه توجیهی دارد؟
شهرابی:,
, آمریکا در کوبا و ونزوئلا، یک استراتژی واحد را با دو تاکتیک متفاوت دنبال میکند.,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ف
, انتهای پیام/ف,]
ارسال دیدگاه