logo
دوشنبه 06 مهر 1405 | دوشنبه 28 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. شهید موسوی می‌تواند الگویی برای نسل‌های آینده نیروهای مسلح باشد
  2. گسست میان ادعا و واقعیت
  3. «بدنام»؛ کارناوال دهن‌کجی به قانون در شبکه نمایش خانگی
  4. هنر، کارآمدترین ابزار برای جهانی‌سازی فرهنگ ایثار/ هنرمندان باید صدای مظلومیت ایران در عرصه بین‌الملل باشند
  5. اهرم‌های غیرنظامی برای خنثی سازی‌توطئه توقف‌ پروازهای ایرانی/ تیر واشنگتن باز هم به سنگ خواهد خورد!
  6. آلودگی روی دور تکرار؛ تهران دوباره در محاصره آلاینده‌ها
  7. توقف پروازهای ایرانی هیچ دستاوردی برای واشنگتن نخواهد داشت/ اهرم های بسیاری داریم که به موقع به کار خواهیم گرفت
  8. نامه ایران به سازمان ملل درباره اظهارات خصمانه دبیرکل ناتو
  9. با وجود شیطنت دشمن، تنگه هرمز در اختیار ایران است
  10. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  11. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  12. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  13. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  14. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  15. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  16. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  17. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  18. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  19. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  20. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران

ترجمه جمله پایانی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا

ترجمه جمله پایانی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا
مصطفی کواکبیان چندی پیش در برنامه دیروز، امروز، فردا که با حضور عباس سلیمی نمین برگزار شد، جمله ای را در انتهای صحبت های خویش بیان کرد که ترجمه آن را می توان به نوعی، "آرزومندی رفع حصر بدون محاکمه سران فتنه دانست"
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مرآت نیوز ، دکتر مصطفی کواکبیان چندی پیش در برنامه دیروز، امروز، فردا که با حضور عباس سلیمی نمین برگزار شد، جمله ای را در انتهای صحبت های خویش بیان کرد که ترجمه آن را می توان به نوعی، "آرزومندی رفع حصر بدون محاکمه سران فتنه دانست". وی در این برنامه اعلام داشت: امیدوار است رهبری با توجه به در پیش بودن هفته وحدت، تدبیری در خصوص رفع حصر سران فتنه بیندیشند. نگاه به ادبیات گفتمان اصلاح طلبی در خصوص حصر سران فتنه از سال 88 تا کنون، حائز نکات جالبی است که تلقی نویسنده این یادداشت مبنی بر تلاش سازمان یافته ایدئولوگ های جریان اصلاحات در گفتار درمانی نهادهای حاکمیتی و تاثیرگذاری بر روند احتمالی محاکمه سران فتنه به سمت نوعی عادی سازی پرونده این افراد را اثبات می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , , مرآت نیوز ، دکتر مصطفی کواکبیان چندی پیش در برنامه دیروز، امروز، فردا که با حضور عباس سلیمی نمین برگزار شد، جمله ای را در انتهای صحبت های خویش بیان کرد که ترجمه آن را می توان به نوعی، , مرآت نیوز , ", آرزومندی رفع حصر بدون محاکمه سران فتنه دانست, ", . وی در این برنامه اعلام داشت: امیدوار است رهبری با توجه به در پیش بودن هفته وحدت، تدبیری در خصوص رفع حصر سران فتنه بیندیشند. نگاه به ادبیات گفتمان اصلاح طلبی در خصوص حصر سران فتنه از سال 88 تا کنون، حائز نکات جالبی است که تلقی نویسنده این یادداشت مبنی بر تلاش سازمان یافته , ایدئولوگ های جریان اصلاحات در گفتار درمانی نهادهای حاکمیتی و تاثیرگذاری بر روند احتمالی محاکمه سران فتنه به سمت نوعی عادی سازی پرونده این افراد را اثبات می کند. , ایدئولوگ های جریان اصلاحات در گفتار درمانی نهادهای حاکمیتی و تاثیرگذاری بر روند احتمالی محاکمه سران فتنه به سمت نوعی عادی سازی پرونده این افراد را اثبات می کند. ,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

انتهای پیام/ش

,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

انتهای پیام/ش

,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

انتهای پیام/ش

,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

انتهای پیام/ش

,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

انتهای پیام/ش

,

البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند.

, البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند. , البته وقوع چند پدیده سیاسی نظیر روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، جان گرفتن و احیای مجدد تشکل های اصلاح طلب منزوی، فراخ شدن زمین بازی برای فعالیت احزاب اصلاح طلب و ... خود به خود منجر به تولید ادبیاتی حمایت گرایانه از سران فتنه شد. این ادبیات با ظرافت خاصی در این پنج سال در قالب، مناظرات، گفتگوها، بیانیه ها، موضع گیری ها، مقالات و یادداشت های مطبوعاتی می خواست توجه افکار عمومی را از ظلمی که به کلیت نظام شد، به سمت نوعی مطالبه گری رفع حصر سران فتنه هدایت کند. ,

بعد از فتنه 88 و ضعف عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد.

, بعد از فتنه 88 و ضعف , بعد از فتنه 88 و ضعف , عملکردی دولت دهم در بخش اقتصادی، این ادبیات به سمت هدایت افکار عمومی در مقصر بودن دو رقیب اصلی انتخابات دهم در وقوع فتنه 88 ، سوق داده شد. در دو سال بعد از فتنه، کفه ترازو در وقوع فتنه 88 بیشتر به سمت موسوی و کروبی سنگینی می کرد اما تقریبا همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، سران و رسانه های اصلاح طلب اقدام به تولید ادبیاتی کردند که در آن نقش دو طرف در ایجاد فتنه 88 هم سان تلقی شد. ,

دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.

, دقیقا بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم در سال 92 شاهد تغییری اساسی در این ادبیات بودیم تئوریسن های اصلاح طلب و رسانه های آنان ضمن سیاه نمایی وضعیت کشور در دوران دولت نهم و دهم، ناخودآگاه در افکار عمومی این حس را ایجاد کردند که وقتی موسوی در مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است., مناظره با احمدی نژاد از کلیدواژه دروغ گویی رقیبش استفاده می کرد، حق با او بود. موسوی حق داشت که بگوید احمدی نژاد دروغگوست و کاری اساسی در اقتصاد نکرده که هیچ بلکه نظام را به سمت پرتگاه سقوط سوق داده است.,

به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.

, به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت., به هر حال از این تاریخ به بعد مقصر اصلی وقوع فتنه 88 احمدی نژاد تلقی شد. این ادبیات در کنار سیاه نمایی وضعیت کشور در دولت نهم و دهم، از سال 92 به بعد، پروژه مظلوم نمایی سران فتنه را استارت زد و در رسانه های غیر رسمی، محافل خصوصی و بعضا شبکه های اجتماعی به جای افکار عمومی، مطالبه رفع حصر را تقاضایی مردمی اعلام داشت.,

به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده اند.

, به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده , به این ترتیب اصلاح طلبان در هر جا که تریبون رسمی می یافتند از روزنامه های متبوعشان گرفته تا صدا و سیما، با ادبیاتی محافظه کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده , کارانه رفع حصر سران فتنه و کدخدامنشی در این موضوع را به نفع نظام و انقلاب تحلیل و تفسیر می کردند و آرزومند نوعی گشایش در پرونده ایشان با دخالت مقام معظم رهبری بودند. چنین اقداماتی درست در مقابل تصمیم کلی نظام در محاکمه سران فتنه قابل تحلیل است. شورای عالی امنیت ملی راسا و بنا بر مصالحی می خواسته و خواسته حکم حصر سران فتنه را تا زمانی تمدید کند که شرایط برای محاکمه ایشان فراهم شود، اما تولید چنین ادبیاتی دقیقا قضاوت صحیح و درست افکار عمومی را در پرونده ایشان دچار اختلال کرده و در محاکمه سران فتنه تاخیر ایجاد می کند. در واقع نوعی خریدن زمان، و عادی سازی بیشتر پرونده سران فتنه تاکتیکی است که فعلا برخی از اصلاح طلبان و سران احزاب متبوعشان پیشه کرده ,

جمله پایانی دکتر مصطفی کواکبیان در برنامه دیروز، امروز، فردا در قالب همین تاکتیک قابل تحلیل و بررسی است. واکنش جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران استان سمنان نشان می دهد، کواکبیان و اصلاح طلبان به طور کلی در پرونده رفع حصر نتوانسته اند افکار عمومی را با خود همراه کنند هر چند شاید بتوانند در برخی موارد قضاوت افکار عمومی را با اختلال مواجه کنند.

,

انتهای پیام/ش

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه