خاطرات مهران پور هم رزم شهید یوسف دقت / یکی از ستون های کار فرهنگی و تبلیغاتی انقلاب در استان شهید دقت بود

خاطرات مهران پور هم رزم شهید یوسف دقت / یکی از ستون های کار فرهنگی و تبلیغاتی انقلاب در استان شهید دقت بود
،سردار شهید یوسف دقت یکی از فعالان عرصه رسانه در استان هرمزگان بودند همراه با همرزمان خود نقش بسزایی در پیروزی انقلاب اسلامی در استان هرمزگان داشتند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی خانه فرهنگ و هنر استان هرمزگان مهران پور دوست و همرزم شهید دقت در این خاطراتی از این بزرگوار بیان کردند که خواندن آن خالی از لطف نیست.مهران پور: ”  شهید دقت در سن ۱۹ سالگی جوانی بسیار دلسوز و کاری بودند و یکی از مخلص ترین نیروهایی بودند که واقعا در همه عرصه ها خالصانه سنگ تمام گذاشتند. من و شهید دقت به همراه شهید ذاکری قبل از انقلاب کار پخش اعلامیه های امام را در سطح استان انجام می دادیم. حوالی سال ۵۶ تا ۵۷ کار پخش اعلامیه ها را بر عهده گرفتیم. شهید ذاکری در شرکت پچوک اعلامیه ها را تکثیر می کرد و سپس برای شهرها سهمیه بندی می کردیم . من به اتفاق شهید دقت با موتور سیکلت اعلامیه ها را در گونی ویا لونگ کهنه می پیچیدیم تا استتار شود و پخش می کردیم. سهمیه جزیره هرمز و میناب را در محله نخل ناخدا تحویل مرحوم جم می دادیم و ایشان می فرستادند.”

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ و هنر استان هرمزگان , مهران پور: ”  شهید دقت در سن ۱۹ سالگی جوانی بسیار دلسوز و کاری بودند و یکی از مخلص ترین نیروهایی بودند که واقعا در همه عرصه ها خالصانه سنگ تمام گذاشتند. من و شهید دقت به همراه شهید ذاکری قبل از انقلاب کار پخش اعلامیه های امام را در سطح استان انجام می دادیم. حوالی سال ۵۶ تا ۵۷ کار پخش اعلامیه ها را بر عهده گرفتیم. شهید ذاکری در شرکت پچوک اعلامیه ها را تکثیر می کرد و سپس برای شهرها سهمیه بندی می کردیم . من به اتفاق شهید دقت با موتور سیکلت اعلامیه ها را در گونی ویا لونگ کهنه می پیچیدیم تا استتار شود و پخش می کردیم. سهمیه جزیره هرمز و میناب را در محله نخل ناخدا تحویل مرحوم جم می دادیم و ایشان می فرستادند.”,

” من در بندرعباس تنها زندگی می کردم و یک روز بهمراه شهید دقت در محله سه زیارتان بودیم و اعلامیه تا می زدیم که عمه ی من آمد . یک اتاق سه در چهار داشتم که پر از اعلامیه بود . عمه ام مچ ما را گرفت و گفت ، تحویل ساواک می دهم شما را ، شما می خواهید بی چاره مان کنید ، اینها ما را خانه خراب می کنند. شهید دقت گفت: تو می دانی شاه چه کارهایی را دارد انجام می دهد ، شاه عفت را از سر زنان د دختران برده است، اگر ما را تحویل بدهی تو هم در بی حجاب کردن مردم شریک هستی. عمه من با شنیدن این جملات تحت تاثیر قرار گرفت وگفت، من از دیدن روی آنها بی زارم و تقیه هستم وهمه چیز به خیر گذشت.

,

در آن روز من واقعا ترسیده بودم و با گفتن این جملات شهید دقت بسیار آرام شدم.”

,

مهران پور در ادامه خاطراتش از خدمات گسترده این شهید هم گفت:

,

“ستون نماز وحدت ( دانش آموزی ) پنجشنبه ها که پس از پیروزی انقلاب تا سال ۵۹ ، شهید ذاکری، شهید دقت و خودم، بودیم.

,

افراد دیگگری هم در برگزاری آن به ما کمک می کردند اما شهید دقت مانند یک مرد بزرگ تصمیم می گرفتند.

,

شهید دقت قاری بسیار خوب قرآن بودند ، همچنین در روزهای جمعه قاری دعای ندبه بودند. ایشان عضو شورای فرماندهی سپاه و عضو شورای تشکیل دهنده حزب جمهوری اسلامی در بندرعباس بودند.”

,

این شهید بزرگوار در ساعت ۵/۸ صبح روز ۲۲ مرداد سال ۶۰ در کوچه محله دوراهی ایسینی در حال رفتن به خانه ی دایی شان ترور شدند.

, این شهید بزرگوار در ساعت ۵/۸ صبح روز ۲۲ مرداد سال ۶۰ در کوچه محله دوراهی ایسینی در حال رفتن به خانه ی دایی شان ترور شدند.,

 

,

انتهای پیام /ش

, انتهای پیام /ش]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه