گزارش میدانی از صرافیهای خیابان فردوسی؛
مبادلات توافقی ثبات میآورد یا دارایی ملی را هدر میدهد؟/ از «ارز نداریم» تا «دلار توافقی» داریم
خیابان فردوسی و سبزه میدان که تا همین چند هفته پیش پر بود از برچسبهای ناامیدکننده «خرید و فروش ارز نداریم»، این روزها چهره عوض کرده. حالا پشت شیشههای صرافیها، اعلامیههای جدیدی خودنمایی میکند: «عرضه دلار توافقی».
مشاهدات میدانی خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راهدانا با سرکشی از بازار، داستان تحولی ناگهانی را روایت میکند؛ تحولی که برخی آن را رمق دوباره به بازار میدانند و برخی هشدار میدهند شاید چوب حراجی بر دارایی ملی باشد.
تا چند هفته پیش، اگر رد پایتخت به خیابان فردوسی یا سبزه میدان میرسید، تنها چیزی که نظرتان را جلب میکرد، برچسبهای تکراری روی شیشههای صرافیها بود: «خرید و فروش ارز نداریم». التهابات سیاسی و نوسانات قیمتی سکه و دلار، بیشتر صرافیها را به تعطیلی کشانده بود.
اما این روزها، فضای این حوالی دگرگون شده. اعلامیههای جدید با تیتر درشت «دلار توافقی» جای آن برچسبهای قدیمی را گرفتهاند و صرافیها دوباره پشت میز معاملات برگشتهاند. صفهای کوتاهی هم گاه و بیگاه جلوی برخی از آنها بسته میشود. مشتریان، کارت ملی دست گرفتهاند و چشم به تابلوهای نرخ ارز دوختهاند.
چرا صرافیها دوباره جان گرفتند؟
ماجرا به سیاست جدید بانک مرکزی برمیگردد. بر اساس مصوبه جدید، سه بانک تجارت، ملت و صادرات موظف شدهاند از ساعت ۱۱ صبح هر روز، دلار توافقی را بر اساس نرخی که در سامانه معاملاتی کشف میشود، به متقاضیان عرضه کنند. اما این پنجره که فقط تا ۱۳:۳۰ باز است، فرصت کوتاهی برای پاسخ به حجم بالای متقاضیان است. بانکها عملاً در ماراتن زمان، جا میمانند و صفهای نیمهتمام، مشتریان را ناامید راهی کوچه پسکوچههای بازار میکند.
اینجاست که صرافیها وارد معادله شدهاند. صرافان با رعایت همان چارچوب «دلار توافقی» و نرخهای کشفشده روزانه، به استقبال مشتریانی رفتهاند که از شلوغی بانک خسته شده بودند.
یک صراف که نخواست نامش فاش شود، در گفتگو با خبرنگار راهدانا گفت: «ما از بانک مرکزی مجوز داریم. دلار توافقی را با همان نرخی که در سامانه مشخص میشود، میفروشیم و میخریم. مردم هم استقبال میکنند چون مجبور نیستند ساعتها در صف بانک بمانند.»
دلار؛ کالای مصرفی نیست، سرمایهای شده
با این حال، داغ شدن تنور دلار توافقی در صرافیها، موافقان و مخالفان سرشناسی دارد.
علی نظافتیان، دبیر کمیسیون حقوقی کانون بانکها در واکنش به این تحول گفته است: «متاسفانه در کشور ما دلار از یک کالای مصرفی که صرفاً برای تأمین نیاز واقعی خریداری میشد، به یک کالای سرمایهای تبدیل شده است. یعنی خیلیها ارز میخرند نه برای سفر یا تجارت، بلکه برای اینکه بعداً گرانتر بفروشند.»
به گفته نظافتیان، تا وقتی این نگاه فرهنگی در جامعه اصلاح نشود و مردم باور پیدا نکنند که دلار یک ابزار سرمایهگذاری مطمئن نیست، نوسانات ارزی ادامه خواهد داشت. «بانک مرکزی با راهاندازی سامانه دلار توافقی دقیقاً به دنبال نابود کردن همین سوداگری است؛ میخواهد جذابیت کاذب بازار ارز را از بین ببرد و آن را به یک بازار معمولی و شفاف تبدیل کند.»
اما در سوی دیگر میدان، اقتصاددانانی مثل حسین راغفر و عبدالمجید شیخی نگراناند. شیخی میگوید: « با این سازوکار فعلی که دلار توافقی را در شبکه بانکی و صرافیها عرضه میکنند، موافق نیستم. این کار یعنی چوب حراج زدن به سرمایههای ملی. ما داریم منابع ارزی گرانبهای کشور را خرج رفع نیازهای غیرضروری و غیرمولد میکنیم، در حالی که بخشهای حیاتی اقتصاد واقعاً تشنه این ارز هستند.»
راغفر هشدار داد که این روش در بلندمدت نه تنها تورم را کنترل نمیکند، بلکه ممکن است باعث هدررفت داراییهای متعلق به کل مردم شود.
بازار سیاه در انتظار بنبست؟
یکی از نتایج جالب توجه این سیاست، عملاً به حاشیه رانده شدن دلالان خیابانی و بازار غیررسمی ارز است. اختلاف قیمتی که این روزها میان نرخ آزاد و دلار توافقی بانکها و صرافیها وجود دارد، آنقدر کم شده (بر اساس برخی شایعات بین ۳ تا ۶ هزار تومان) که عملاً دیگر جذابیتی برای رفتن سراغ قیمتهای گزاف بازار سیاه باقی نمانده است.
مشاهدات میدانی راهدانا نشان میدهد که بساط دلالان در خیابانهای اطراف جمع شده و کمتر کسی حاضر است ریسک معامله غیررسمی را به جان بخرد. با این حال، برخی از معاملهگران قدیمی باور دارند که این سکوت، موقتی است و اگر سیستم جدید نتواند جوابگوی حجم واقعی تقاضا باشد، دوباره بازار زیرزمینی جان میگیرد.
حرف آخر؛ شمشیر دو لبه در بازار ارز
سیاست «دلار توافقی» و ورود صرافیها به این عرصه، فعلاً نتیجه ملموسی داشته: رونق نسبی به صرافیهای خاموش بازگشته و فاصله قیمت بازار آزاد با سامانه رسمی کم شده است. مردم عادی هم از شر صفهای طولانی بانکی خلاص شدهاند.
اما پرسش اساسی همان است که راغفر مطرح میکند: آیا ما داریم با دست خود، مشعل منابع ارزی ملی را برای خاموش کردن یک آتش مقطعی، بیحساب و کتاب خرج میکنیم؟ یا اینکه این یک جراحی دقیق است که در بلندمدت به شفافیت و ثبات بازار منجر خواهد شد؟
این پرسش در روزهای آینده و با فروکش کردن هیجان اولیه بازار، پاسخ روشنتری خواهد یافت. راهدانا تحولات بازار ارز را همچنان زیر ذرهبین خواهد داشت.
ارسال دیدگاه