حجت الله عبدالملکی؛
پیروزی قاطع ملت و نظام در نبرد با شیطان
فارغ از اختلاف نظرها در خصوص ماهیت و کیفیت تفاهم صورت گرفته با دشمن و جدای از اینکه این تفاهم به توافق نهایی منجر خواهد شد یا خیر و نیز فارغ از اینکه این تفاهم (یا توافق احتمالی پس از آن) دیری میپاید یا خیر، تا اینجای کار پیروز میدان نبرد، ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.
حجت الله عبدالملکی-شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فارغ از اختلاف نظرها در خصوص ماهیت و کیفیت تفاهم صورت گرفته با دشمن و جدای از اینکه این تفاهم به توافق نهایی منجر خواهد شد یا خیر و نیز فارغ از اینکه این تفاهم (یا توافق احتمالی پس از آن) دیری میپاید یا خیر، تا اینجای کار پیروز میدان نبرد، ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند، زیرا:
۱. عدم تحقق اهداف دشمن: شیطان بزرگ و شیطان کوچک با دو هدف این جنگ را آغاز کردند (به ترتیب): ۱. براندازی نظام جمهوری اسلامی، ۲. تسلیم کردن نظام در ابعاد هستهای، موشکی و منطقهای. دشمن شیطانی به رغم هزینههای سنگینی که انجام داد، به هیچکدام از این دو هدف نرسید. به اذعان همگان از جمله مقامات عالی دشمن نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش تقویت شد و این نبرد منجر به تزریق انرژی تازهای به رگهای این شجره تنومند شد. همچنین متن تفاهم صورت گرفته، متضمن هیچ امتیازی در برنامه هستهای نیست، چه اینکه هیچ صحبتی از برنامه موشکی ایران در آن مطرح نشده و با تحمیل قاعده وحدت ساحات توسط جمهوری اسلامی ایران (شرط پایان نبرد در همه جبهه ها از جمله لبنان) نقش منطقهای ایران را در حمایت از جبهه مقاومت تثبیت کرده است.
۲. تسلیم شدن دشمن: از ثمرات این نبرد، زانو زدن دشمن دربرابر اراده ملت و نظام ج.ا. ایران بود. دشمن شیطانی- دست کم به صورت زبانی و در قالب امضای تفاهم نامه- پذیرفته به خصومت های ۴۷ ساله خود پایان داده، ضمن احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی و عدم تکرار تعدی به ایران، همه تحریمهای خود (اولیه و ثانویه)، همه قطعنامههای خصمانه شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام انرژی اتمی را لغو نماید.
اگرچه تحقق واقعی و نهایی این امر بسیار بعید به نظر میرسد، اما پذیرش این موضوع توسط دشمن حتی در سطح امضای یک تفاهم نامه، شکستی راهبردی برای او و یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران تلقی میگردد.
۳. خلق امکانات و فرصتهای جدید برای ج.ا. ایران: نبردی که امروز براساس بیانیه تفاهم مشترک به پایان می رسد (البته صرفا در مقام اعلام) فرصتهایی تاریخی برای مردم و نظام ج.ا. ایران ایجاد کرده که برخی از مهمترینهای آنها به شرح ذیل است: اول. معرفی ایران به عنوان چهارمین ابرقدرت جهان: ایران در رویارویی با قدرت اول نظامی و اقتصادی جهان و در نبرد با دو قدرت اتمی پرهیاهو سرخم نکرد و طرف مقابل را وادار به درخواست آتشبس کرد. این خود یک پیروزی بزرگ محسوب می شود که یکی از نتایج آن، اذعان بسیاری از دانشمندان علوم راهبردی و سیاسی جهان به ظهور ایران به عنوان یکی از چهار ابرقدرت جهان شد. به این ترتیب طبق وعده امام شهید، حرکت به سمت قله ای که نزدیک آن بودیم، سریعتر خواهد شد.
دوم. افزایش سرمایه اجتماعی نظام: جمهوری اسلامی ایران مردمی ترین نظام حاکمیتی جهان است. به همین سبب دشمن شیطانی طی ۴۷ سال گذشته به طور دائمی تلاش کرده پشتوانه مردمی نظام را با انواع نیرنگها ضعیف کند. در اثر این نبرد، پشتیبانی توده مردم ایران از این نظام به شدت افزایش پیدا کرد. حتی بسیاری از افرادی که سال گذشته بابت گرانیها گلهمند و بعضا معترض بودند، طی ۱۰۶ شب حضور در میدان حمایت قاطع خود را اعلام کردند. این بزرگترین رفراندوم تاریخ است. این حضور گسترده سبب شد محدود مخالفین نظام (که از سوی دشمنان تغذیه می شوند) حتی جرئت عرض اندام و اعلام نظر پیدا نکنند! بدین ترتیب دشمنی که تصور میکرد با حمله نظامی به معاندین برای برنامه براندازی کمک می کند، با آغاز این جنگ عملا آنها را از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور حذف کرد.
سوم. تثبیت حاکمیت ایران بر اساسی ترین شریان اقتصادی جهان: پیش از این نبرد، درباره اهمیت تنگه هرمز صحبت هایی می شد، اما میزان واقعی تاثیر اقتصادی این شریان از یکسو و قدرت واقعی ایران برای انسداد آن از سوی دیگر محل ابهام بود. در جریان نبرد اخیر، ابعاد گسترده اثرگذاری این تنگه بر اقتصاد جهانی روز به روز نمایانتر شد. طی تنها ۱۰۰ روز انسداد (یا کنترل) این تنگه، نفسهای اقتصاد جهانی به شماره افتاد. نه تنها امنیت انرژی جهان، بلکه امنیت غذایی، صنعت هوانوردی، حمل و نقل دریایی، صنایع شیمیایی و حتی صنعت هوش مصنوعی دچار چالش شد. از سوی دیگر قدرت جمهوری اسلامی ایران برای انسداد بلندمدت این تنگه عیان گردید. بدین ترتیب یک امکان بالقوه ایران برای بازدارندگی، به فعلیت رسید و همه دنیا اثر آن را با تمام وجود احساس کردند.
چهارم. تبدیل ایران به تعیینکننده نظم جدید در منطقه: رهبر شهید انقلاب در سالهای اخیر به مفهوم «نظم جدید» جهانی و نقش آسیا و به خصوص ایران در این نظم جدید اشاراتی داشتند. در جریان این نبرد، ایران به عنصر تعیینکننده نهایی نظم جدید در منطقه (در گام اول) تبدیل شد. علاوه بر یکپارچهسازی جبهه مقاومت (برای اولین بار) و ارتقاء جایگاه آن در معادلات منطقه، شکست رژیم تروریستی آمریکا در دفاع از کشورهای منطقه (در خلیج فارس و اردن) و حملات گسترده و کوبنده نیروهای مسلح ایران به این کشورها، بازی جدیدی را رقم زد که یکی از ثمرات آن، تلاش های روزهای اخیر برخی کشورها (از جمله امارات متحده عربی و قطر) برای تقویت روابط با ایران با پیشنهاد بستههای مالی چند ده میلیارد دلاری بوده است. این در حالیست که پیش از این نبرد، برخی از همین کشورها تصور می کردند می توانند اقتصاد و امنیت ایران را به گرو بگیرند!
پنجم. فرصت تبدیل ایران به یک قدرت اقتصادی جهانی: موارد فوق ضمن تثبیت حاکمیت، امنیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی، فرصت بیسابقهای برای تبدیل ایران به یک قدرت اقتصادی بزرگ در جهان فراهم میکند. ایرانی که بخاطر استعدادهای اقتصادی خدادادی و نیز پیشرفتهای چشمگیر دوره پس از انقلاب اسلامی در بخشهای صنعتی، علم و فناوری، کشاورزی، بازرگانی و... دارای ظرفیت تبدیل شدن به یک اقتصاد موفق و تاثیرگذار در جهان بود، با تبدیل شدن به یکی از چهار ابرقدرت راهبردی جهان و بهرهمندی از سرمایه اجتماعی عالی و ارتقاء یافته و تسلط بر منطقه زرخیز غرب آسیا، میتواند با جهش در سرمایهگذاری، ساماندهی همکاریهای اقتصادی جدید، رشد عرضه و صادرات، افق اقتصادی جدیدی را ترسیم نماید.
همه اینها در صورت التزام مسئولین اقتصادی کشور به الگوی «اقتصاد مقاومتی» میسر خواهد بود و این فرصت، مخلوق مجاهدت مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در این نبرد بزرگ است. اگرچه در این نبرد خسارات بزرگی نیز بر کشور ما وارد شد (که بالاترین آن شهادت یگانه دوران، ولی امر مسلمین جهان بود)، اما به برکت خون قائد امت و بصیرت و هوشیاری مردم و نبرد قهرمانانه نیروهای مسلح، وعده نصرت الهی محقق گردید و ایران پس از جنگ تحمیلی سوم، یک گام بزرگ به سوی کمال و مقصود نهایی خود، یعنی تاسیس «تمدن نوین اسلامی» و مقدمهسازی برای انقلاب منجی بشر برداشت.
ارسال دیدگاه