دانا گزارش می دهد؛
پایان یک محاسبه اشتباه؛ چگونه ایران، آمریکا را به پذیرش واقعیتهای جدید وادار کرد؟
آنچه قرار است روز جمعه در ژنو امضا شود، صرفاً یک تفاهمنامه سیاسی میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه نتیجه مجموعه تحولاتی است که از میدان آغاز شد و به میز مذاکره رسید.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در حالی که تنها چند روز تا امضای رسمی تفاهمنامه اولیه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در ژنو باقی مانده است، مجموعه تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی هفتههای اخیر نشان میدهد معادلات منطقه غرب آسیا وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه مستقیم مقاومت ایران، ناکامی راهبرد فشار حداکثری آمریکا و شکست محاسبات رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر ارزیابی میکنند.
اگرچه تاکنون متن رسمی و کامل یادداشت تفاهم منتشر نشده، اما آنچه از اظهارات مقامات ایرانی، گزارش رسانههای بینالمللی و تحولات میدانی قابل استنباط است، حکایت از آن دارد که واشنگتن پس از هفتهها درگیری و تحمل هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی، ناچار شده است بخشی از خواستههای اصلی جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد.
این در حالی است که در آغاز جنگ، برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی از تغییر موازنه قدرت به سود خود سخن میگفتند، اما اکنون همان رسانهها از عقبنشینی واشنگتن از اهداف اولیه و پذیرش مذاکرات در شرایط جدید سخن میگویند.
هرمز؛ برگ برندهای که معادلات جهانی را تغییر داد
بدون تردید مهمترین دستاورد راهبردی جمهوری اسلامی ایران در جنگ اخیر، تثبیت جایگاه تنگه هرمز به عنوان مؤثرترین اهرم فشار علیه آمریکا و متحدانش بود.
در طول جنگ، ایران نشان داد برخلاف بسیاری از برآوردهای غربی، توانایی اعمال کنترل عملیاتی بر یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان را در اختیار دارد. همین مسئله کافی بود تا بازارهای جهانی انرژی با شوک مواجه شوند و نگرانیها درباره آینده اقتصاد جهانی به سرعت افزایش یابد.
ارزیابیهای منتشرشده در برخی رسانههای آمریکایی از جمله سیانان نیز حاکی از آن است که نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده به این جمعبندی رسیدهاند که ایران اکنون از ظرفیت مؤثری برای محدودسازی یا کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز برخوردار است؛ ظرفیتی که میتواند در آینده نیز به عنوان یک ابزار بازدارنده قدرتمند مورد استفاده قرار گیرد.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به همین مسئله تأکید کرده است که تسلط ایران بر تنگه هرمز یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ اخیر بوده و همین موضوع آمریکا را با فشارهای گسترده داخلی و خارجی مواجه کرده است.
شکست محاصره دریایی؛ نخستین عقبنشینی عملی آمریکا
یکی از مهمترین محورهای تفاهم پیشرو، پایان محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا است؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از کارشناسان نخستین نشانه عقبنشینی عملی واشنگتن در برابر واقعیتهای میدانی محسوب میشود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، همزمان با اعلام چارچوب توافق، تعدادی از کشتیهای ایرانی موفق شدند از محدوده محاصره عبور کنند و فعالیتهای تجاری خود را از سر بگیرند.
نورالدین الدغیر، مدیر دفتر الجزیره در تهران نیز گزارش داده است که رفتوآمد دریایی به سمت بنادر ایران آزاد شده و برخی کشتیها بدون مانع وارد یا خارج شدهاند.
این تحول در شرایطی رخ میدهد که در هفتههای گذشته آمریکا تلاش داشت با اعمال محدودیتهای دریایی، فشار اقتصادی جدیدی علیه ایران ایجاد کند؛ سیاستی که اکنون به نظر میرسد نه تنها موفق نبوده بلکه خود به یکی از عوامل اصلی حرکت واشنگتن به سمت توافق تبدیل شده است.
تعلیق تحریمهای نفتی؛ شکستن یکی از مهمترین ابزارهای فشار
از دیگر محورهای مهم تفاهم مورد بحث، تعلیق تحریمهای نفتی و محدودیتهای مرتبط با صادرات نفت ایران است.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به مفاد تفاهم اعلام کرده است که بر اساس چارچوب موجود، محدودیتهای مربوط به صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ایران تا زمان دستیابی به توافق نهایی به حالت تعلیق درمیآید.
این موضوع میتواند آثار قابل توجهی بر درآمدهای ارزی کشور، ظرفیت صادراتی صنعت نفت و شرایط اقتصادی ایران داشته باشد.
همزمان برخی منابع خارجی نیز از احتمال آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران خبر دادهاند؛ هرچند مقامات آمریکایی همچنان تلاش میکنند ابعاد این موضوع را کماهمیت جلوه دهند.
واقعیت آن است که بازگشت نفت ایران به بازار جهانی، در شرایطی که اقتصاد جهان همچنان با چالشهای انرژی روبهروست، به یکی از ضرورتهای راهبردی برای آمریکا و متحدانش تبدیل شده است.
چرا ترامپ به توافق تن داد؟
پاسخ این سؤال را شاید بتوان در گزارشهای رسانههای آمریکایی جستوجو کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی کمسابقه، توافق اخیر را نه یک پیروزی کامل برای واشنگتن بلکه نشانه عقبنشینی از اهداف اولیه آمریکا توصیف کرده است.
این روزنامه تأکید میکند که دولت ترامپ در شرایطی وارد مسیر توافق شده که با افزایش فشارهای داخلی، نگرانی از رشد قیمت سوخت و تبعات اقتصادی ادامه بحران روبهرو بوده است.
بسیاری از تحلیلگران آمریکایی معتقدند تداوم اختلال در تنگه هرمز میتوانست آثار مخربی بر اقتصاد آمریکا و فضای سیاسی این کشور در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره بر جای بگذارد.
به بیان دیگر، آنچه امروز در قالب تفاهم ژنو در حال شکلگیری است، بیش از هر چیز نتیجه تغییر موازنه قدرت در میدان و افزایش هزینههای ادامه بحران برای واشنگتن است.
تناقضهای آشکار در روایت آمریکایی
با وجود اعلام توافق اولیه، اختلاف روایتها میان تهران و واشنگتن همچنان ادامه دارد.
در موضوع تنگه هرمز، مقامات آمریکایی از «آزادسازی کامل و دائمی» این آبراه سخن میگویند، در حالی که منابع نزدیک به ایران تأکید دارند مدیریت آینده تنگه همچنان در چارچوب منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تعریف خواهد شد.
در پرونده هستهای نیز اختلافات مشهود است. برخی منابع ایرانی از امکان مدیریت داخلی ذخایر اورانیوم غنیشده سخن میگویند اما ترامپ اعلام کرده است که این موضوع به مراحل بعدی مذاکرات موکول خواهد شد.
همین تناقضها باعث شده بسیاری از ناظران معتقد باشند دولت آمریکا در تلاش است برای مصرف داخلی، تصویری متفاوت از آنچه در عمل رخ داده ارائه کند.
صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ آغاز فصل جدید همکاریهای اقتصادی؟
در میان گمانهزنیهای منتشرشده درباره تفاهم اخیر، موضوع تشکیل صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، قرار است پس از دستیابی به توافق نهایی، صندوقی با مشارکت شرکتهایی از آمریکا، کشورهای حوزه خلیج فارس، آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی تشکیل شود.
هدف از این صندوق، سرمایهگذاری در حوزههای انرژی، حملونقل، لجستیک، صنایع تولیدی و زیرساختی ایران عنوان شده است.
اگرچه هنوز جزئیات این طرح به صورت رسمی منتشر نشده، اما تحقق آن میتواند یکی از بزرگترین پروژههای اقتصادی مرتبط با ایران در دهههای اخیر باشد.
۶۰ روز سرنوشتساز پیش روی تهران و واشنگتن
با وجود تمامی دستاوردهای حاصلشده، هنوز مسیر مذاکرات به پایان نرسیده است.
بر اساس تفاهم موجود، دو طرف ۶۰ روز فرصت خواهند داشت تا درباره موضوعات باقیمانده از جمله مسائل هستهای، سازوکار رفع تحریمها و ترتیبات امنیتی منطقه به جمعبندی نهایی برسند.
البته امکان تمدید این دوره نیز وجود دارد؛ موضوعی که از سوی برخی نمایندگان مجلس به عنوان یکی از نقاط ابهام تفاهم مطرح شده است.
با این حال آنچه تاکنون روشن شده، این است که جمهوری اسلامی ایران پس از عبور از یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود، توانسته است با اتکا به قدرت بازدارندگی، انسجام ملی، ظرفیتهای دفاعی و مدیریت هوشمندانه بحران، طرف مقابل را به پذیرش واقعیتهای جدید منطقه وادار کند.
اکنون نگاهها به ژنو دوخته شده است؛ جایی که قرار است روز جمعه نخستین سند رسمی این تفاهم به امضا برسد. اما فارغ از سرنوشت مذاکرات آینده، آنچه در حافظه راهبردی منطقه ثبت شده، این واقعیت است که ایران توانست در برابر فشارهای بیسابقه ایستادگی کند و معادلاتی را که دشمنان برای آن طراحی کرده بودند، به نفع خود تغییر دهد.
ارسال دیدگاه