ما قمی‌ها چه خوشبختیم!

ما قمی‌ها چه خوشبختیم!
چه دردهای نگفتنی را به این بانو گفتند یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنةضریح نقره‌ات به من لبخند میزند .هر بار که مرا می‌بیند به من لبخند میزند چه دیر بیایم چه زود .....ضریح نقره‌ای‌ات کلون بهشت است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری ثامن، کویر براى حضورت نورانى مى‌شود و پنجره‌ها به شوق رویت، نیمه‌شبی را به‌سوی خورشید باز نمى‌شوند. کوچه‌پس‌کوچه‌های قم به یمن حضورت نورانى مى‌شوند و سروهای آزاد به احترامت قیام مى‌کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری ثامن,

کجای دنیا ساحل یک رودخانه نگینی دارد به‌اندازه همه معصومیت و صداقت، شهری که ازنظر جغرافیایی می‌گویند کویراست، اما آب زمزمی در آن جاری است که در این کجای دنیا نمونه‌اش را نمی‌توان پیدا کرد، جایی که ملائک بال‌های خود را متبرک می‌کنند جایی که همه قرارهای عاشقی‌مان آنجاست "حرم کریمه اهل‌بیت(س)"، چقدر ما قمی‌ها خوشبختیم که از تقویم سال‌های شمسی و قمری 23ربیع هدیه خدا شد برای ما، تا وقتی دختر موسی بن جعفر(ع) نام قم را شنید خوشحال شد و خواست میهمان این شهر باشد.

,

هنگامی‌که خبر آمدن ایشان به خاندان سعد اشعری رسید تصمیم گرفتند به پیشواز آن حضرت بروند ولی یکی از آنان به نام موسی بن خزرج بر دیگران پیشی گرفت و شبانه به استقبال وی شتافت. پس از شرفیابی مهار ناقه آن حضرت را گرفت و به سوی قم حرکت داد و این آغاز خوشبختی مردم قم بود.

,

چه دردهای نگفتنی را به این بانو گفتند یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنةضریح نقره‌ات به من لبخند میزند .هر بار که مرا می‌بیند به من لبخند میزند چه دیر بیایم چه زود .....ضریح نقره‌ای‌ات کلون بهشت است.

, چه دردهای نگفتنی را به این بانو گفتند یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنةضریح نقره‌ات به من لبخند میزند .هر بار که مرا می‌بیند به من لبخند میزند چه دیر بیایم چه زود .....ضریح نقره‌ای‌ات کلون بهشت است.,

با ورود حضرت معصومه (س) به قم این شهر وضع جدیدی پیدا کرد باآنکه مقدس بود بسیار مقدس‌تر شد قم حرم امامان (ع) و آشیانه و پناه گاه و پایگاه امامان (ع) و شیعیان آن‌هاست، چه قدوم پربرکتی داشت این دردانه آل طاها ورود حضرت معصومه (س) به قم بسیاری از سادات علوی و امامزادگان به قم آمدند هیچ شهری در ایران مانند قم امامزاده ندارد.

,

بانو! آمدی تا غربتِ غریبِ این برادر، با قدم‏های انتظار و شوق شما، رنگ دیگری بگیرد.آمدی تا هجرت بهار گونه و رسولْ مانندت، ذره‌ذره این خاک را توتیای اهل نظر کند.ما قمی‌ها چنان از حضورت تو ای بانوی آب و آینه خوشبختیم که  هرساله مسیر وردت را به قم پیاده می‌آیم و به یادت زمین و زمان را گلباران می‌کنیم می‌دانیم که می‌بینی و می‌دانی و شاید می‌گویی کاش شما مردم قم در شام هم بودید...

, بانو! آمدی تا غربتِ غریبِ این برادر، با قدم‏های انتظار و شوق شما، رنگ دیگری بگیرد.آمدی تا هجرت بهار گونه و رسولْ مانندت، ذره‌ذره این خاک را توتیای اهل نظر کند.ما قمی‌ها چنان از حضورت تو ای بانوی آب و آینه خوشبختیم که  هرساله مسیر وردت را به قم پیاده می‌آیم و به یادت زمین و زمان را گلباران می‌کنیم می‌دانیم که می‌بینی و می‌دانی و شاید می‌گویی کاش شما مردم قم در شام هم بودید...,

آئینه توحید به قم می آید             یا خواهر خورشید به قم می آید

نذر نفحات فاطمی اش صلوات       با آمدنش عید به قم می آید



هم زمزمه‌ی سبز بهاران با تو        هم روح بلند چشمه ساران با تو

از راه رسیدی و کویری تشنه         جنت شده، ای حضرت باران با تو



تا خاک مرا سرشت، یا معصومه      روی دل من نوشت: یا معصومه

یک پنجره پرواز مرا خواهد برد          از صحن تو تا بهشت، یا معصومه

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه