در گفتگو با دانا مطرح شد؛
دگرگونی فرهنگی در قاب رسانه/ از تغییر سلیقه تا تغییر هویت
علی رفیعی وردنجانی، منتقد سینما، با اشاره به تغییرات ظاهری در جامعه ایران، از نقش رسانهها در شکلدهی به این وضعیت سخن گفت و تأکید کرد که دگرگونی در سبک زندگی و ظاهر اجتماعی، نشانه تحولی عمیقتر در مرجعیت فرهنگی و هویت جامعه است.
علی رفیعی وردنجانی، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا، با اشاره به تحولات فرهنگی جامعه ایران اظهار کرد: مسئله اصلی برای من، تغییر در ظاهر جامعه ایران و نقش رسانههای معاند در شکلگیری این وضعیت است، تغییری که بهتدریج بر فرهنگ عمومی اثر گذاشته و بخشی از ارزشهای انقلاب را در معرض فرسایش قرار داده است.
وی با تأکید بر اینکه فرهنگ، مفهومی فراتر از تعاریف محدود و سطحی است، افزود: فرهنگ مجموعهای از عرفها، رفتارها و الگوهایی است که خانواده و جامعه آن را در زندگی روزمره بازتولید میکنند. آنچه امروز در ظاهر جامعه ایران دیده میشود، حاصل یک روند عمیق فرهنگی و رسانهای است و نمیتوان آن را صرفاً یک تغییر سطحی یا گذرا تلقی کرد.
رفیعی وردنجانی در ادامه، با اشاره به جملهای از اسکار وایلد، این گزاره را یکی از کلیدهای فهم وضعیت امروز دانست و گفت: وایلد میگوید: «تنها آدمهای سطحی از روی ظواهر قضاوت نمیکنند.» من این جمله را از زاویهای متفاوت میخوانم؛ چراکه ظاهر، برخلاف آنچه برخی میپندارند، امر بیاهمیتی نیست. اتفاقاً ظاهر جامعه میتواند نشانهای از تحولات عمیقتر فکری، فرهنگی و اجتماعی باشد.
وی با بیان اینکه تبادل فرهنگی امروز جای خود را به تقابل فرهنگی داده است، تصریح کرد: بخش مهمی از مناسبات فرهنگی امروز، بیش از آنکه از یک رشد درونی و طبیعی سرچشمه گرفته باشد، تحت تأثیر منشأهای رسانهای و الگوهای غربی شکل گرفته است. ما در مواجهه با بسیاری از جوامع، بیش از آنکه با واقعیت فرهنگی آنها روبهرو باشیم، با تصویری تبلیغاتی و ساختهشده مواجهیم.
این منتقد سینما درباره چرایی افزایش تقابلها با جمهوری اسلامی و تبدیل شدن برخی منتقدان به اپوزیسیون ناخواسته نیز اظهار داشت: رسانه امروز دیگر صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست؛ رسانه توانایی شکلدهی به ذهن، ذائقه، ترس، امید و حتی الگوی زیست انسان را دارد. زمانی که رسانه بتواند نوعی تفکر آشفته و بینابینی ایجاد کند، فرد ممکن است بیآنکه خود متوجه باشد، از موضع نقد به موضع تقابل و همصدایی با جریان معاند برسد.
وی با توصیف رسانه بهعنوان ابزاری مخربتر از بمب اتمی، ادامه داد: تفاوت رسانه با ابزارهای سخت در این است که جسم را مستقیماً هدف نمیگیرد، بلکه ذهن، حافظه، هویت و نظام ارزشی جامعه را نشانه میرود. تخریب فیزیکی آشکار است، اما تخریب فرهنگی، تدریجی، پنهان و عمیق رخ میدهد. به همین دلیل است که میگویم رسانه در بسیاری مواقع میتواند اثرگذارتر و خطرناکتر از ابزارهای سخت باشد.
رفیعی وردنجانی در تشریح مفهوم «سلطه ظاهر» نیز گفت: ما برای رهایی از سلطه انقلاب کردیم، اما امروز با نوعی سلطه فرهنگی روبهرو هستیم که ابزار اصلی آن رسانه و فضای مجازی است. این سلطه، خود را در «ظاهر» نشان میدهد؛ در سبک زندگی، پوشش، سلیقه، الگوهای رفتاری و حتی در نوع قضاوت انسانها. به تعبیر من، نام این وضعیت، سلطه ظاهر است.
وی افزود: ظاهر در بسیاری از مواقع حامل معناست. وقتی جامعهای بهطور گسترده تحت تأثیر الگوهای بیرونی قرار میگیرد، این فقط یک تغییر در پوشش یا سبک زندگی نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از جابهجایی مرجعیت فرهنگی و تضعیف اعتماد به ارزشهای بومی و دینی باشد.
این منتقد سینما با اشاره به شیوه بازنمایی غرب در رسانهها عنوان کرد: رسانه تلاش میکند غرب را سرزمین آزادی مطلق، انتخاب کامل و زیست آرمانی معرفی کند. در این تصویرسازی، نوع پوشش، روابط اجتماعی و ساختار فرهنگی غرب بهعنوان نماد آزادی و پیشرفت به مخاطب عرضه میشود؛ در حالی که این تنها ظاهر ماجراست و رسانه، بیش از آنکه واقعیت را بازتاب دهد، در حال ساختن جذابیتی روانی برای مرعوب کردن مخاطب است.
وی در ادامه با طرح نقدی نسبت به عملکرد رسانههای داخلی اظهار داشت: باید صادقانه از خود بپرسیم که رسانه ما برای فرهنگ جامعه خود چه کرده است؟ اگر مخاطب ایرانی در برابر تصویرسازی رسانهای غرب دچار انفعال یا شیفتگی میشود، بخشی از این مسئله به ضعف ما در بازنمایی عمیق، درست و اقناعکننده فرهنگ خودمان بازمیگردد.
رفیعی وردنجانی با اشاره به تجربه زیسته خود از جامعه گذشته ایران گفت: جامعهای که من در آن بزرگ شدم، جامعهای بود که انسان را به مسجد، موکب، نذر، روزه و نماز نزدیک میکرد. ساختار ارزشی آن بر پایه احترام به باورها استوار بود؛ نه احترامِ صرفاً ظاهری، بلکه احترامی عمیق که از پذیرش و درک باور دیگری ناشی میشد. امروز احساس میکنم آن جامعه دستخوش تغییرات جدی و نگرانکنندهای شده است.
وی با اشاره به شکاف نسلی در عرصه باورها خاطرنشان کرد: متأسفانه بخشی از نسل امروز، باورهای پیشینیان را کهنه و نامتناسب با زمانه میداند و در مقابل، افرادی با نگاه سنتیتر نیز گاه با برچسبهای تحقیرآمیز مواجه میشوند. اگر این شکاف مدیریت نشود، میتواند به یک گسست هویتی و فرهنگی عمیق تبدیل شود.
این منتقد سینما در عین حال تأکید کرد: من منکر حضور جوانان مؤمن، معتقد و وفادار نیستم. همچنان هستند کسانی که با تمام وجود پای باورهای خود ایستادهاند. اما سخن من متوجه جریانی است که تحت تأثیر ظاهرسازی رسانهای، از هویت فرهنگی خود فاصله گرفته و نسبت به برخی مسائل مهم اجتماعی و ملی، واکنشهایی غیرهمدلانه نشان میدهد.
وی در پایان هشدار داد: جمهوری اسلامی نباید صرفاً در ادارات و سازمانها تعریف شود. هویت فرهنگی آن در متن زندگی روزمره شکل میگیرد؛ در کافهها، پارکها، پیادهروها، دانشگاهها و همه عرصههای عمومی. اگر این ظاهر فرهنگی تضعیف شود، نباید تصور کنیم که ساختارهای رسمی بهتنهایی برای حفظ هویت جامعه کافی خواهند بود.
رفیعی وردنجانی در جمعبندی سخنان خود تصریح کرد: کسی که مرعوب ظاهر دیگران میشود، در تشخیص میان ظاهر و ظاهرسازی دچار خطا خواهد شد. چنین فردی بهجای داوری مستقل، در مسیر تقلید از سلطه رسانهای قرار میگیرد. مسئله امروز ما فقط تغییر سلیقه نیست؛ مسئله، تغییر مرجع فرهنگی و دگرگونی تدریجی هویت اجتماعی است.
ارسال دیدگاه