روایتشناسی حضرت زینب (س) در جنگ رسانهای کربلا/ جهاد تبیین در مکتب زینبی
پس از عاشورا، حضرت زینب(س) حقیقت را به گونهای روایت کرد که دستگاه تبلیغاتی و رسانهای اموی برای همیشه شکست خورد و نتوانست پیروز میدانِ افکار عمومی شود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نقش بیبدیل حضرت زینب کبری(س) در جنگ شناختی و رسانهای پس از عاشورا بسیار مهم است. در این یادداشت میخوانیم که چگونه عقیله بنیهاشم با سلاح کلام و بلاغت علوی، ماشین تبلیغاتی و امپراتوری دروغ یزید را در هم شکست و اجازه نداد حقیقت ذبح شده در کربلا، در لابهلای هیاهوی تزویر گم شود.
امپراتوری دروغ و تلاش برای سانسور حقیقت
کربلا تنها یک میدان نبرد نظامی و تقابل شمشیرها نبود، بلکه نقطه آغازینِ یک رویارویی سهمگین در عرصه «روایتها» بود. یزید و دستگاه عریض و طویل بنیامیه، سالها بود که با صرف هزینههای گزاف و استفاده از منبرها، افکار عمومی را به گروگان گرفته بودند. آنها میخواستند از حسین بن علی(ع)، تصویری از یک یاغی و خروجکننده بر خلیفه بسازند تا مردمِ ناآگاه شام و کوفه، این جنایت هولناک را بپذیرند و حتی آن را یک پیروزی الهی برای حکومت قلمداد کنند! این دقیقاً شبیه همان کاری است که رسانههای استکباری و شیطانی امروز، با وارونه نشان دادن جای ظالم و مظلوم انجام میدهند تا جنایات خود را تطهیر کنند.
ماشین تبلیغاتی اموی چنان در شامات ریشه دوانده بود که مردم آن دیار، اسلام را جز در آینه رفتار اشرافی معاویه و یزید نمیشناختند. وقتی خبر شهادت سیدالشهدا(ع) به شام رسید، دستگاه رسانهای یزید به سرعت دست به کار شد تا با برگزاری جشن و پایکوبی و آذینبندی شهرها، این فاجعه را یک «فتح المبین» جلوه دهد. آنها تلاش کردند تا با ایجاد یک بایکوت خبری و سانسور مطلق، صدای غربت و استغاثه امام حسین(ع) در همان بیابانهای تفتیده نینوا دفن شود و هیچکس نفهمد که در روز عاشورا، حقِ مطلق در برابر باطلِ مطلق ایستاده بود و مظلومانه سر بریده شد.
در این فضای غبارآلود که حقیقت زیر سم اسبان تحریف لگدمال میشد، نیاز به یک صدای رسا و بیدارگر بود؛ رسانهای متعهد که بتواند این حصار قطور دروغ را بشکند. امیرالمومنین علی(ع) سالها پیش درباره این گونه فتنههای فریبنده هشدار داده و فرموده بودند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادِینَ...»[۱] (اگر باطل از آمیختگی با حق جدا میشد، بر جویندگان حق پوشیده نمیماند). در همین نقطه حساس تاریخی بود که زینب کبری(س) به عنوان پرچمدار و علمدار «جهاد تبیین»، رسالت سنگین روایتگری را بر دوش گرفت تا نقابِ فریب را از چهره کریه بنیامیه برکشد و نور حقیقت را بر تاریکی بتاباند.
زینب(س)؛ رسانهای به وسعت تاریخ
حضرت زینب(س) با هوشیاری و بصیرت بینظیر خود به خوبی میدانست که اگر او راویِ میدان کربلا نباشد، دشمنان همانگونه که جسم مطهر برادرش را پارهپاره کردند، حقیقتِ قیام او را نیز تکهتکه و تحریف خواهند کرد. او در حالی که داغدارِ سنگینترین و جانکاهترین مصیبتهای عالم بود، حتی یک لحظه از رسالت روشنگری خود کوتاه نیامد. زینب(س) با لحنی که یادآور شکوه و هیبت خطبههای آتشین پدرش علی(ع) بود، در کوفه سکوت مرگبار و بزدلانه شهر را شکست. کلام او چنان نافذ، گیرا و پرصلابت بود که اشک از چشمان همان مردمی که تا ساعاتی پیش هلهله میکردند، جاری ساخت و وجدانهای خفته و مرده آنان را با تازیانه کلمات بیدار کرد.
اوج این نبرد رسانهای و جنگ روایتی، نه در کوچههای کوفه، که در کاخ سبز یزید در شام رقم خورد. جایی که یزید با غرور مستیبخش خود، بر لبان مبارک و تشنه سیدالشهدا(ع) چوب خیزران میزد و شعرهای کفرآمیز میخواند تا قدرت پوشالی و پیروزی توهمی خود را به رخ اسیران و درباریان بکشد. اما عقیله بنیهاشم، با وقاری الهی و شجاعتی بینظیر قد برافراشت و با خطبهای کوبنده و مستدل، کاخ آرزوهای یزید را بر سرش آوار کرد. او با صدایی رسا و تاریخی فرمود: «فَکِدْ کَیْدَکَ، وَ اسْعَ سَعْیَکَ، وَ نَاصِبْ جُهْدَکَ، فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا، وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا»[۲] (پس هر نیرنگی که داری به کار بند و هر تلاشی که میتوانی انجام ده... اما به خدا سوگند، تو هرگز نمیتوانی یاد ما را محو کنی و وحی ما را از بین ببری).
این کلمات درخشان، تنها یک سخنرانی احساسی از سرِ درد نبود، بلکه یک مهندسی دقیقِ رسانهای برای تسخیر افکار عمومی در قلب استحکامات دشمن بود. حضرت زینب(س) با این بیان شگرف، نه تنها یزید را در دادگاه تاریخ برای همیشه محکوم کرد، بلکه تضمین نمود که نام، یاد و پیام آزادیبخش حسین(ع) تا ابد زنده خواهد ماند. او به همه جهانیان نشان داد که سلاح کلمات، اگر از حنجرهای حقطلب و قلبی متصل به سرچشمه الهی بیرون بیاید، از هزاران شمشیر بران تر و کارسازتر است. زینب کبری(س) ثابت کرد که حتی در غل و زنجیر اسارت نیز میتوان آزادترین انسان روی زمین بود و افکار عمومی را از اسارتِ تاریک دروغ نجات داد.
زیباییشناسیِ مقاومت در مکتب زینبی
یکی از شگفتانگیزترین و هنرمندانهترین تکنیکهای رسانهای حضرت زینب(س) در این مسیر، تغییر زاویه دید مخاطب و بازتولید معنای «پیروزی» و «شکست» بود. در منطق حقیر و مادی ابن زیاد، پیروزی یعنی کشتن، غارت کردن و به غنیمت بردن. او با طعنه، تکبر و غرور از زینب(س) پرسید: «کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیکِ وَ أَهْلِ بَیْتِکِ؟» (کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟). عبیدالله منتظر بود تا عجز، لابه و شکستنِ روحی بازماندگان را ببیند و آن را به عنوان سند حقانیت خود در بوق و کرنا کند و جبهه حق را تحقیر نماید.
اما پاسخ کوتاه، حماسی و بینظیر زینب کبری(س)، تمام محاسبات و برنامهریزیهای اتاق فکر بنیامیه را به هم ریخت. ایشان با آرامشی که ریشه در توحید ناب و اتصال به پروردگار داشت، قاطعانه فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا...»[۳] (من جز زیبایی هیچ ندیدم! اینان گروهی بودند که خداوند شهادت را بر آنان مقدر کرده بود، پس به سوی آرامگاههای ابدی خود شتافتند). این جمله درخشان، یک تابلوی هنری بیبدیل از زیباشناسی مقاومت است. زینب(س) با این بیان، شهادت و فداکاری را نه یک نقطه پایانِ تلخ، بلکه آغاز یک شکوه ابدی و یک کمال بینهایت معرفی کرد.
امروز نیز در جبهه حق، ما به شدت نیازمند همین نگاه متعالی و زینبی هستیم. در دنیای پرآشوبی که امپراتوریهای رسانهای تلاش میکنند تا جبهه مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم جهانی را شکستخورده، خسته و ناامید نشان دهند، بازخوانیِ روایتِ «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» میتواند جانبخش و امیدآفرین باشد. رسالت امروز ما، امتداد همان خطبههای زینبی و ایستادگی در سنگر جهاد تبیین است؛ ما باید با قلمها، تصویرها و کلماتمان، زیباییِ ایستادگی در راه خدا را به درستی به تصویر بکشیم و اجازه ندهیم که جای جلاد و شهید، در ذهنِ نسلهای آینده عوض شود.
منابع و پاورقیها:
[۱] سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، نشر مشهور، ۱۳۷۹، خطبه ۵۰، ص ۷۴. (اشاره به خطبه امیرالمؤمنین(ع) درباره آمیخته شدن حق و باطل و آغاز فتنهها).
[۲] سید بن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، نشر جهان، ۱۳۴۸ش، ص ۱۸۴. (شرح خطبه تاریخی و کوبنده حضرت زینب کبری(س) در شام و دربار یزید).
[۳] همان، ص ۱۶۰. (شرح مجلس عبیدالله بن زیاد در کوفه و مناظره تاریخی عقیله بنیهاشم با وی).
ارسال دیدگاه