«جای دندان پلنگ» از منظر روانشناسی نقد شد
نشست نقد و بررسی نمایش «جای دندان پلنگ» از منظر دراماتیک و روانکاوی برگزار شد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نشست نقد و بررسی نمایش «جای دندان پلنگ» به نویسندگی و کارگردانی امیر امیری، عصر روز دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد. در این نشست که با حضور محمد نجاری معاون توسعه فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، فریبا حاتمی روانکاو و عضو هیئت علمی انستیتو روانکاوی تهران، امیر امیری نویسنده و کارگردان نمایش و به دبیری پوریا فرجی بازیگر تئاتر و روانشناس برگزار شد، حاضران از منظر ادبیات نمایشی و روانکاوی به بررسی این اثر پرداختند.
در ابتدای نشست، امیر امیری درباره روند شکلگیری نمایش «جای دندان پلنگ» گفت: تقریباً هر اثری که نوشتهام، به شکلی به عشق بازمیگردد. در این نمایش تلاش کردم از عشق انسانی و زمینی حرف بزنم و آن را از عشق عرفانی تفکیک کنم. حتی در موسیقی نمایش هم سعی کردیم این مرز حفظ شود تا مخاطب بداند درباره کدام مفهوم از عشق صحبت میکنیم.
وی با اشاره به واکنش مخاطبان در شبهای نخست اجرا افزود: در شبهای اول و سوم اجرا، ۲ نفر از هنرمندان پس از پایان نمایش به سراغم آمدند و هر ۲، بیآنکه از یکدیگر خبر داشته باشند، ابیاتی درباره تکرار قصه عشق برایم خواندند. این اتفاق برایم جالب بود، چون دوباره این سؤال در ذهنم شکل گرفت که آیا قصه عشق از ابتدا تا امروز، همان قصه نرسیدن است؟ و اگر چنین است، آیا این الگو به نفع جامعه بشری است یا خود بخشی از رنج انسان را شکل میدهد؟
امیری همچنین درباره روند نگارش نمایشنامه گفت: همیشه معتقد بودهام نویسنده نباید از ابتدا به این فکر کند که چه پیامی میخواهد منتقل کند، اما در نوشتن «جای دندان پلنگ» خودم برخلاف این باور عمل کردم. خواستم درباره عشق در جهان امروز حرف بزنم و عشق کهن را یادآوری کنم؛ هرچند امروز همه تصور میکنند باید عشق را تجربه کنند و همین نگاه، مفهوم عشق را تغییر داده است.
در ادامه، فریبا حاتمی با نگاهی روانکاوانه به اثر بیان کرد: در این نمایش، عشق فقط میان ۲ نفر نیست؛ میان چند نسل جریان دارد. انگار زخمی در یک نسل شکل گرفته و در نسلهای بعدی تکرار میشود. در روانکاوی این وضعیت را تکرار تروما مینامیم؛ یعنی تجربههایی که هیچگاه به زبان نیامدهاند، در نسلهای بعد دوباره خودشان را نشان میدهند.
وی افزود: به نظر من، شخصیتهای این نمایش بیش از آنکه آینده را انتخاب کنند، گذشته را انتخاب میکنند. آنچه در نمایش نفرین نام گرفته، همان تکرار ناخودآگاه است. فروید هم معتقد بود بسیاری از روابط عاشقانه، بازسازی تجربههای اولیه انسان در خانواده هستند.
محمد نجاری نیز با اشاره به ویژگیهای اثر اظهار کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای این نمایش، صداقت آن است. من برخلاف نظریه مرگ مؤلف معتقدم نویسنده در این اثر حضور دارد و درد او در جان نمایش نشسته است. مخاطب میتواند این غم عشق و فراق را در سراسر اثر احساس کند و این مسئله از همان کهنالگوهایی میآید که در فرهنگ ما ریشه دارند.
وی در ادامه با طرح دیدگاهی متفاوت درباره عشق عنوان کرد: به نظر من، مفهوم عشق هم مانند بسیاری از مفاهیم دیگر تغییر کرده است. امروز همه چیز در دسترستر شده؛ همانطور که فیلم ساختن یا فعالیت در فضای مجازی آسانتر شده، عشق هم تعریف تازهای پیدا کرده است. اما این سؤال همچنان باقی است که آیا هر آنچه امروز عشق نامیده میشود، همان عشقی است که پیشینیان از آن سخن میگفتند؟
حاتمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به یکی از روابط عاشقانه نمایش مطرح کرد: ملانی کلاین معتقد است عشق واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان بتواند خوبیها و ضعفهای معشوق را همزمان بپذیرد. عشق بالغ فقط شیفتگی نیست؛ توانایی حفظ رابطه با انسانی است که کامل نیست. به نظر من، یکی از پرسشهای مهم نمایش این است که آیا شخصیتها ناتوان از ایثار هستند یا اساساً ایثار میکنند.
در پایان نشست نیز نجاری با تأکید بر ماندگاری مفهوم عشق یادآور شد: من فکر میکنم تا زمانی که درباره عشق نوشته میشود، عشق هنوز زنده است. شاید امروز یافتن آن دشوارتر شده باشد، اما همچنان میتوان امیدوار بود که پس از همه زخمها، عشق دوباره جوانه بزند. «جای دندان پلنگ» برای من روایتی عاشقانه از سرزمینی زخمی است که هنوز امید را از دست نداده است.
ارسال دیدگاه