گزارش دانا به مناسبت روز خبرنگار؛

خبرنگار؛ سرباز خط مقدم در کارزار روایت‌ها

خبرنگار؛ سرباز خط مقدم در کارزار روایت‌ها
خبرنگاری در روزگار غبارآلود اخبار جعلی و هیاهوی رسانه‌ای، دیگر نه یک حرفه که یک آزمون وجودی است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هفدهم مردادماه، در تقویم رسمی کشور به نام روز خبرنگار ثبت شده است؛ روزی برای پاسداشت انسان‌هایی که با واژه، آگاهی می‌سازند، با روایت، حقیقت را از زیر آوار تحریف بیرون می‌کشند و با تعهد، حافظ حافظه جمعی جامعه می‌شوند. اما این مناسبت، اگر فقط به چند پیام تبریک، چند مراسم نمادین و چند شعار تکراری محدود شود، در حق خبرنگاری و جایگاه سترگ آن جفا شده است. روز خبرنگار، بیش از هر چیز باید فرصتی برای تأمل دوباره در باب نقش، جایگاه، مسئولیت و نیز مشکلات و مطالبات این قشر اثرگذار باشد؛ قشری که در خط مقدم مواجهه با بحران‌های فکری، روانی، اجتماعی و سیاسی ایستاده است.

امروز اگر از خبرنگار سخن می‌گوییم، از یک شغل ساده و روزمره حرف نمی‌زنیم؛ از رسالتی سخن می‌گوییم که با حقیقت، مسئولیت و آگاهی پیوند خورده است. در جهانی که گردش اطلاعات با سرعتی خیره‌کننده در حال انجام است و شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های رسمی و غیررسمی و جریان‌های هدفمند خبری، هر لحظه بر ذهن و روان مردم اثر می‌گذارند، تشخیص مرز میان حقیقت و دروغ، تحلیل و تحریف، خبر و عملیات روانی، دشوارتر از هر زمان دیگر شده است. در چنین شرایطی، خبرنگار تنها یک ناقل خبر نیست؛ او مرزبان آگاهی عمومی، دیده‌بان حقیقت و فانوس روشن افکار عمومی است.

در روزگاری که اخبار جعلی، روایت‌های ناقص، فضاسازی‌های هدفمند و جنگ‌های ترکیبی رسانه‌ای، به بخش مهمی از زیست سیاسی و اجتماعی ملت‌ها تبدیل شده، نقش خبرنگار بیش از همیشه اهمیت یافته است. اگر در گذشته، نبردها بیشتر در میدان‌های جغرافیایی و نظامی رخ می‌داد، امروز بخش مهمی از تقابل‌ها در میدان روایت‌ها و ادراک‌ها شکل می‌گیرد. افکار عمومی، به میدان اصلی نبرد تبدیل شده و هر جریانی که بتواند روایت خود را غالب کند، دست بالا را در این میدان خواهد داشت. از همین رو، خبرنگار دیگر صرفاً گزارشگر وقایع نیست؛ بلکه یکی از بازیگران اصلی در شکل‌دهی به فهم عمومی، اعتماد اجتماعی و حتی امنیت روانی جامعه به شمار می‌رود.

ملت ایران، جنگ سخت را با همه تلخی‌ها و هزینه‌هایش تجربه کرده است؛ از هشت سال دفاع مقدس گرفته تا تهدیدها و تنش‌های مستمری که در سال‌های اخیر با اشکال مختلف بر کشور تحمیل شده است. اما در کنار این تجربه آشکار از نبرد نظامی، واقعیتی دیگر نیز وجود دارد که شاید کمتر به اندازه کافی درباره آن سخن گفته شده باشد، ایران بیش از چهار دهه است که درگیر جنگ نرم و نبرد مستمر رسانه‌ای است. جنگی که در آن، هدف، نه تصرف خاک، بلکه تصرف ذهن است؛ نه تخریب سنگرها، بلکه تضعیف امید، اعتماد، انسجام و قدرت تحلیل مردم.

در چنین آوردگاهی، خبرنگاران را باید سربازان آگاه و خط مقدم این نبرد دانست. سلاح آنان نه گلوله، بلکه اطلاع دقیق، تحلیل مسئولانه، روایت درست و زبان صادقانه است. میدان عملیات آنان، ذهن و دل مردم است و مأموریتشان، جلوگیری از غلبه شایعه بر حقیقت و تحریف بر واقعیت. آنان باید در لحظه‌هایی که موج خبرهای ضدونقیض، ابهام، ترس و التهاب بر جامعه سایه می‌اندازد، بتوانند با سرعت، دقت، انصاف و درایت، فضا را روشن کنند و به افکار عمومی قدرت تشخیص بدهند. این کار، کمتر از حضور در میدان‌های سخت نیست؛ چه بسا در جهان امروز، از جهاتی پیچیده‌تر و حساس‌تر نیز باشد.

با این همه، یک پرسش جدی و اساسی همچنان پابرجاست، آیا ما به همان اندازه که از خبرنگار انتظار روشنگری، مسئولیت‌پذیری، شجاعت و ایستادگی داریم، بستر لازم را برای ایفای این رسالت نیز فراهم کرده‌ایم؟ آیا ساختارهای حقوقی، حرفه‌ای، صنفی و حمایتی کشور، پشتیبان کافی برای خبرنگارانی هست که هر روز درگیر فشارهای گوناگون شغلی، روانی و اجتماعی‌اند؟ آیا می‌توان از خبرنگاری که امنیت شغلی ندارد، آموزش تخصصی کافی ندیده، از حمایت حقوقی لازم برخوردار نیست و در برخی موارد زیر فشارهای معیشتی و فرسودگی حرفه‌ای قرار دارد، انتظار داشت که در همه میدان‌ها با بیشترین کارآمدی و کمترین خطا عمل کند؟

حقیقت آن است که خبرنگار برای ایستادن بر مدار حقیقت، نیازمند پشتوانه است. همان‌گونه که او برای مردم می‌نویسد، از دردهای آنان می‌گوید، صدای مطالبات عمومی را منتقل می‌کند و کاستی‌ها و گره‌های جامعه را پیگیری می‌کند، خود نیز حق دارد که مطالباتش شنیده شود و برای حل مسائلش اراده‌ای واقعی وجود داشته باشد. دفاع از خبرنگار، صرفاً دفاع از یک صنف نیست؛ دفاع از حق جامعه برای دانستن، فهمیدن و آگاه ماندن است. هر اندازه که خبرنگار مستقل‌تر، امن‌تر، آموزش‌دیده‌تر و باانگیزه‌تر باشد، جامعه نیز از سلامت خبری، شفافیت بیشتر و اعتماد عمومی گسترده‌تری برخوردار خواهد شد.

در شرایط امروز منطقه و جهان، که بحران‌های امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی به‌شکلی درهم‌تنیده بر زندگی ملت‌ها اثر می‌گذارند، نقش رسانه و خبرنگار حیاتی‌تر از گذشته است. خبرنگار می‌تواند مانع آن شود که مردم به سربازان ناآگاه جنگ‌های رسانه‌ای تبدیل شوند. او می‌تواند میان انبوه شایعات، داده‌های ناقص و روایت‌های مسموم، خط تمایز واقعیت را ترسیم کند. او می‌تواند با تکیه بر تحلیل، دقت و مسئولیت، افکار عمومی را از اسارت هیجان‌های زودگذر نجات دهد و قدرت تشخیص را در جامعه تقویت کند. درست به همین دلیل است که دشمنان حقیقت، پیش از هر چیز، رسانه و خبرنگار را هدف قرار می‌دهند؛ زیرا می‌دانند اگر چراغ روایت خاموش شود، میدان برای تحریف و تسلط روانی آماده خواهد شد.

اما این نقش خطیر، بدون شکل‌گیری یک نظام حرفه‌ای منسجم و حمایت‌گر، به سرانجام مطلوب نمی‌رسد. خبرنگاران برای ایفای درست مأموریت خود، به مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها نیاز دارند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. آموزش‌های تخصصی به‌روز، دسترسی مسئولانه و قانونی به اطلاعات، امنیت شغلی، حمایت‌های صنفی، پشتوانه‌های حقوقی، امکانات حرفه‌ای، تجهیزات مناسب و حتی حمایت‌های روانی، همه اجزای ضروری زیست سالم رسانه‌ای‌اند. خبرنگاری که مدام درگیر نگرانی از آینده شغلی، فشارهای معیشتی یا فرسایش روحی ناشی از حجم بحران‌ها و آسیب‌های اجتماعی است، طبعاً با دشواری بیشتری می‌تواند رسالت خویش را به‌درستی انجام دهد.

نکته مهم دیگر آن است که خبرنگاری متعهد، تنها به معنای نقد و مطالبه‌گری نیست، هرچند این دو از ارکان مهم این حرفه‌اند. خبرنگار متعهد، هم کاستی‌ها را می‌بیند و بازتاب می‌دهد، هم دستاوردها را به جامعه معرفی می‌کند؛ هم از مطالبات مردم دفاع می‌کند، هم راه‌حل‌ها را جست‌وجو می‌کند؛ هم در برابر خطاها سکوت نمی‌کند، هم از امید اجتماعی پاسداری می‌کند. این تعادل ظریف، یکی از دشوارترین و در عین حال ارزشمندترین هنرهای خبرنگاری حرفه‌ای است. رسانه‌ای که فقط سیاهی ببیند، به یأس دامن می‌زند و رسانه‌ای که فقط از دستاوردها بگوید، از واقعیت جامعه فاصله می‌گیرد. خبرنگار مسئول، کسی است که میان این دو، نسبت درست برقرار کند و هم‌زمان هم آینه واقعیت باشد و هم عامل تعمیق فهم و تقویت امید.

از همین منظر، روز خبرنگار نباید به فرصتی کوتاه و مقطعی برای بیان جملات کلیشه‌ای تقلیل پیدا کند. این روز باید بهانه‌ای برای یک بازنگری جدی در سیاست‌ها، قوانین، برنامه‌ها و نگاه کلان به رسانه در کشور باشد. اگر قرار است خبرنگار نقش واقعی خود را در جنگ روایت‌ها ایفا کند، باید مدلی طراحی شود که در آن هم خبرنگار از امنیت و آرامش خاطر برخوردار باشد، هم مسئولان خود را در برابر رسانه و افکار عمومی پاسخگو بدانند و هم مردم نسبت به رسانه‌ها احساس اعتماد کنند. این سه ضلع، در کنار هم، می‌توانند «مثلث طلایی سلامت رسانه‌ای» را شکل دهند؛ مثلثی که بدون آن، نه رسانه اقتدار واقعی خواهد داشت، نه افکار عمومی آرامش و نه نظام اجتماعی استحکام لازم را.

اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که به‌آسانی به دست نمی‌آید و با یک‌سری خطاها، کم‌توجهی‌ها و ضعف‌های ساختاری به‌سرعت فرسوده می‌شود. برای بازسازی و تقویت این سرمایه، باید به رسانه و خبرنگار به چشم یک رکن اساسی در حکمرانی اجتماعی نگاه کرد، نه صرفاً ابزاری حاشیه‌ای یا پرهزینه. کشورهایی که به قدرت رسانه‌ای خود آگاه‌اند، به‌خوبی می‌دانند که سرمایه‌گذاری بر خبرنگاران، در واقع سرمایه‌گذاری بر امنیت فکری، انسجام اجتماعی و اقتدار ملی است. هر اندازه کیفیت رسانه بالاتر باشد، جامعه کمتر در معرض آسیب‌های ناشی از شایعه، بی‌اعتمادی و آشفتگی روانی قرار می‌گیرد.

امروز بهترین زمان برای آغاز تحولی نو در نظام رسانه‌ای کشور است؛ تحولی که در آن، خبرنگار نه فقط مصرف‌کننده یا بازنشرکننده اطلاعات، بلکه تولیدکننده محتوای عمیق، هوشمند، اثرگذار و راهگشا باشد. این تحول زمانی رخ می‌دهد که آموزش مستمر، ارتقای مهارت‌های تحلیلی، آشنایی با ابزارهای نوین رسانه‌ای، تقویت اخلاق حرفه‌ای و حمایت واقعی از خبرنگاران، از حالت شعار خارج شود و به سیاستی جدی و اجرایی بدل گردد. در جهان جدید، رسانه فقط با سرعت زنده نمی‌ماند؛ با دقت، عمق، اعتماد و توان تحلیل ماندگار می‌شود. این همان نقطه‌ای است که خبرنگار حرفه‌ای می‌تواند برای جامعه تفاوت ایجاد کند.

باید به این حقیقت رسید که خبرنگار، هزینه اضافی نیست؛ سرمایه راهبردی کشور است. همان‌گونه که برای حفاظت از مرزهای جغرافیایی، برنامه‌ریزی، پشتیبانی و تجهیز ضرورت دارد، برای حفاظت از مرزهای ذهنی و روانی جامعه نیز به خبرنگاران کارآمد، مستقل، آموزش‌دیده و مورد حمایت نیاز است. اگر آنان را جدی نگیریم، هزینه این غفلت را جامعه با گسترش ابهام، شایعه، بی‌اعتمادی و ازهم‌گسیختگی ادراکی خواهد پرداخت.

هفدهم مرداد، باید روز تجدید عهد با حقیقت باشد؛ روزی برای آنکه به یاد بیاوریم در پس هر خبر درست، هر گزارش مسئولانه و هر روایت منصفانه، انسانی ایستاده که با زمان، فشار، محدودیت و گاه با تنهایی می‌جنگد تا چراغ آگاهی خاموش نماند. پاسداشت خبرنگار، تنها با تقدیر لفظی معنا پیدا نمی‌کند؛ این پاسداشت زمانی واقعی است که در عرصه عمل، از شأن حرفه‌ای، امنیت شغلی، کرامت انسانی و نیازهای تخصصی او صیانت شود.

اگر چنین نگاهی در ساحت تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری رسانه‌ای کشور تقویت شود، آن‌گاه می‌توان امید داشت که خبرنگاران ما با قدرتی بیشتر، آرامشی افزون‌تر و اثربخشی عمیق‌تر، رسالت خود را در میدان پیچیده جنگ روایت‌ها انجام دهند. آن روز، جامعه نیز سود خواهد برد؛ زیرا جامعه‌ای که خبرنگار توانمند، صادق و مورد حمایت دارد، کمتر فریب می‌خورد، بهتر می‌اندیشد و استوارتر در برابر طوفان‌های رسانه‌ای می‌ایستد.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه