نقدی بر برنامه به وقت ایران؛
به وقت ایران، به کام آمریکا
علی رفیعی وردنجانی در یادداشتی انتقادی با نقد عملکرد وحید خضاب و سید سرباز رضوی، معتقد است این برنامه به جای ایفای نقش یک اندیشکده رسانهای، با مرعوب کردن مخاطب و تخریب میهمانان ناهمسو، عملاً قافیه رسانه را باخته و گفتمان ملی را به حاشیه رانده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علی رفیعی وردنجانی، پژوهشگر و منتقد سینما در یادداشتی اختصاصی در خصوص برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» عنوان کرد: به وقت ایران که شبها حدود ساعت 7:30 از شبکهی خبر پخش میشود یک برنامهی دیکتاتورمآب از رسانهی ملّی است. قبل از آنکه سیاستِ واضح در این برنامه را مورد بررسی قرار دهم باید به این نکته اشاره کنم که رسمِ میهماننوازی این نیست که کسی را دعوت کنیم و بعد به اعتقادات و تفکراتاش حمله کنیم. مشخصاً روی صحبتِ من با وحید خضاب و سید سرباز رضوی است که در برنامهی اخیر با اِعمالِ نظرِ مخالف نسبت به مهدی خانعلیزاده نقدِ رسانهای را تبدیل به دیکتاتوریِ رسانهای کردند. فکتِ اساسی این است که این دیکتاتوری در بسیاری از قسمتهای این برنامه شکل ایماژی نیز پیدا میکند تا جایی که بیننده فقط باید چهره سه تنِ ثابت را تماشا کند.
من از خانعلیزاده و تفکراتاش دفاع نمیکنم امّا هرچه به این برنامه نگاه میکنم با خود میپرسم چه اصراری است کسی که با تفکراتِ مغزافزارِ دیپلماسی مخالف است را بیاوریم و بعد خودمان که با آن موافقیم را مُحِق نشان دهیم. من فکر میکنم که باید دربارهی سیاستهای این برنامه تجدیدنظر کرد چرا که این برنامه شیوهی مناسب در برخورد با بیننده و میهمان را بلد نیست و گویی اگر نیما و وحید نباشند این برنامه دیگر پخش نخواهد شد. نقدْ هنگامی سازنده است که اجازهی عقدِ گُفتمان میانِ دو تفکرِ مخالف داده شود نه اینکه مدام بگوییم: خُب برویم سرِ موضوع این قسمت.
جنجال رسانه
تا قبل از «به وقت ایران» کسی نیما اکبرخانی و وحید خضاب را نمیشناخت، آنها در حوزهی خودشان شاید چهرهی شناخته شدهای بودند اما این برنامه مستقیماً فرصتِ شناختِ عمومی به این چهرهها داد، و من فکر میکنم قبل از آنکه کسی را در رسانهی ملی جلوی دوربین قرار دهیم باید رسانه، نقد رسانه و گُفتمانِ رسانهای را یاد بگیرد. من صراحتاً عرض میکنم به عنوان یک منتقد سینما چُنین نیازی را در خود میبینم که اگر قرار باشد فیلمی را در رسانهی مِلّی نقد کنم باید یادآوریهایی به من شود تا بدانم جلوی چه دوربینی حرف میزنم. این اصلاً خوب نیست که اکثراً سه به یک میهمان را با بُغض بکوبیم و در آخر هم با خنده تماماش کنیم.
در بسیاری از لحظات این برنامه درحالِ مرعوب کردنِ تماشاگر نسبت به بروزرسانیها و اطلاعاتِ سه تنِ اصلی است و این در مُنحنیِ رسانه به عنوانِ یک جنجال شناخته میشود چرا که ما داریم از قدرتِ آمریکا حرف میزنیم و از مذاکرهی همواره در حالِ شکست با او دفاع میکنیم. بروزرسانیهایی که ناخواسته به نفعِ آمریکا هستند و تحلیلهایی اصلاحطلبانه که بازهم ناخواسته در حالِ بازنمایاندن ضعفِ سیاستِ خارجه ما هستند. در حقیقت ما برای مُحِق شمردنِ عقیده و بیانِ خود حاضریم با برخی از سیاستهای آمریکا موافقت کنیم امّا اجازه نمیدهیم میهمانِ برنامه عقیدهی خودش را جامع و مانع بیان کند.
آیا حمایت از دستگاه دیپلماسیای که حتّی یک بار هم حاضر نشده در این برنامه حضوراً شرکت کند واجد شرایط است یا خیر؟ نباید به این گزارههای میهمانِ خود که مثلاً میگوید دستگاه دیپلماسی ما همچنان جهان را نفهمیده نقدی وارد شود چرا که او را برای ارائهی نظراتاش آوردهایم نه تخریبِ تفکراتاش. من با سیاستِ کُلّیِ این برنامه مخالفم و آن را اینطور دیدهام که افرادی که میهمانِ این برنامه میشوند، گُفتمانشان با عمومِ جامعه تمام میشود. همانگونه که به مخاطب حق میدهید کنترل را بردارد و کانال را تغییر دهد باید به میهمان هم اجازهی نشرِ تفکراتاش را بدهید.
اصلِ مسئله من با این برنامه در این ویژگی است که ما فقط اجازهی مُنعَقِد شدنِ بخشی از نظراتِ او را میدهیم و بعد هم او را محکوم میکنیم که تو خودشیفته هستی و فکر میکنی فقط خودت بلدی. بنظرِ من سید سرباز رضوی نمیتواند مُجریِ خوبی برای «به وقت ایران» باشد باید کسی مانندِ دکتر زادبر باشد که بر اموری هم که نمیداند با تسلط صحبت کند. ما ناخواسته قافیهی رسانه را باختهایم. رسانهای در حدِّ شبکهی خبر باید یک اندیشکده باشد نه جایی برای چُنین برنامههای دیکتاتورمآبی. حواسمان باشد رسانهی جمهوری اسلامی ایران افرادِ متظاهر کم ندیده که ابتدا با دستمال اشکهای خود را پاک میکنند و بعد از چندسال در شبکههای معاند ظاهرِ اصلیِ خود را نمایان میکنند. ماه عسل، کوله پُشتی و دیگر برنامهها را به یاد آورید.
ارسال دیدگاه