به مناسبت سالروز قیام ۱۷ شهریور؛
«جمعه سیاه» روزی که حافظه تاریخی یک ملت را دگرگون کرد
حادثه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ هرگونه امید به مصالحه میان مردم و سلطنت را از میان برد، میدان ژاله را به نماد شهادت بدل کرد و با بروز همبستگی مردمی و گفتمان ضدامپریالیستی، شکاف فرهنگی را ایران و رژیم پهلوی را عمیقاً و تشدید ساخت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حادثه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در میدان ژاله (شهدای فعلی) تهران، که به «جمعه سیاه» شهرت یافت، تنها یک رویارویی سیاسی و نظامی نبود؛ بلکه نقطه عطفی بنیادین در شکلدهی به حافظه جمعی، گفتمان فرهنگی و هویت ملی ایرانیان بدل شد و عمیقاً روند نهضت انقلابی را تسریع بخشید. این رویداد، با پیامدهای فرهنگی گسترده، شکافی عمیق میان مردم و حکومت پهلوی ایجاد کرد و امید به هرگونه سازش را از میان برد.
تحول در فرهنگ اعتراض و بحران مشروعیت اقتدار
نامگذاری این روز به «جمعه سیاه»، بلافاصله پس از واقعه، نمادی قدرتمند از خشونت عریان دولتی را در ذهنیت جامعه ایرانی حک کرد. میدان ژاله، از یک فضای شهری معمولی، به مکانی مقدس برای شهادت و نمادین مقاومت در برابر ظلم تبدیل شد. این واقعه، در کنار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، به مجموعهای از «ایامالله» انقلاب پیوست و جایگاهی ویژه در تقویم اعتقادی و مبارزاتی مردم یافت. این «حافظه زخمی»، نیروی محرکه قوی برای بسیج عمومی علیه رژیم شد.
قیام ۱۷ شهریور، هرگونه امید به مصالحه را از میان برد و «کینه عمومی» نسبت به حکومت شاهنشاهی را به سطحی بیسابقه رساند. برخلاف ۱۵ خرداد که شاید بخشی از اعتراضات سرکوبشده باقی ماند، کینه ناشی از ۱۷ شهریور «فوران کرد» و تا سقوط کامل سلطنت ادامه یافت. این رویداد، شکافی فرهنگی عمیق میان آرمانهای مردمی و مشروعیت رژیم پهلوی ایجاد کرد و هویت جمعی اپوزیسیون را بر پایه مقاومت و تجربه مشترک ظلم تقویت نمود.
در حالی که پیش از این، شیوههای اعتراض مردمی ممکن بود با نمادهای غیرخشونتآمیز مانند استقبال از نظامیان با گل و شیرینی همراه باشد، فاجعه ۱۷ شهریور نشان داد که رژیم تنها به زبان سرکوب سخن میگوید. این امر، زمینه را برای گسترش مقاومتهای جدیتر فراهم کرد. از سوی دیگر، تمرد سربازان از دستور فرماندهان و حتی خودزنی برخی از آنان، نشاندهنده بحران عمیق مشروعیت درونی اقتدار نظامی و دولتی بود؛ شکستی فرهنگی که نشان داد رژیم دیگر قادر به کنترل اراده جمعی و حتی سربازان خود نیست.
واکنشهای بینالمللی، به ویژه حمایت صریح دولت آمریکا از شاه پس از این قتل عام، نقش کلیدی در شکلدهی به گفتمان انقلابی ایفا کرد. سخنان امام خمینی (ره) که حمایت آمریکا از شاه را با سکوت در برابر جنایت مقایسه میکرد، به برجسته کردن رویکردی ضدامپریالیستی و تأکید بر منافع ملی مستقل کمک شایانی نمود. این امر، تحلیل سیاست خارجی و روابط بینالملل را در چارچوبی فرهنگی و ایدئولوژیک، مبنی بر تقابل منافع غرب و ارزشهای ملی-دینی، تثبیت کرد.
میدان ژاله، به عنوان صحنه این فاجعه، از منظر فرهنگی معنایی نو یافت و به نمادی از قربانی شدن مردم بدل شد. در این میان، دستگیری روحانیون برجسته مانند آیتالله دستغیب در شیراز، و نقش علمای تهران در سازماندهی اعتراضات، نشاندهنده عمق ریشههای فرهنگی و اجتماعی روحانیت در نهضت انقلابی بود. این نقش، مشروعیت و نفوذ فرهنگی روحانیت را در جامعه تثبیت میکرد.
اختلاف فاحش میان آمارهای رسمی کشتهشدگان که توسط حکومت اعلام میشد و آمارهای غیررسمی که توسط منابع خارجی، دیپلماتها و مردم ارائه میگردید از دهها تا هزاران نفر، خود صحنه نبردی فرهنگی بر سر روایت تاریخ بود. این گسست در آمار، نشاندهنده تلاش حکومت برای کنترل روایت و انکار واقعیت، در برابر اراده مردم و جامعه جهانی برای بازنمایی حقیقت بود.
در نهایت، حادثه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، فراتر از یک رویداد سیاسی، به یک فاجعه بدل شد که تار و پود حافظه جمعی ایرانیان را دگرگون کرد. این رویداد، با ایجاد شکافی عمیق در مشروعیت رژیم، تقویت هویت ملی-مذهبی، و شکلدهی به گفتمان ضدامپریالیستی، مسیری ناگزیر را به سوی فروپاشی سلطنت و پیروزی انقلاب اسلامی هموار ساخت.
ارسال دیدگاه