مدرس و پژوهشگر موسیقی در یادداشتی به دانا نوشت؛
موسیقی و تابآوری اجتماعی
بحران فقط ساختمانها، اقتصاد و زیرساختهای یک کشور را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ روحیه مردم، خانوادهها و روابط اجتماعی نیز در روزهای سخت آسیب میبیند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جنگ، فشار اقتصادی، حوادث طبیعی و نگرانی درباره آینده میتوانند احساس امنیت و امید را کاهش دهند. در چنین شرایطی، جامعه علاوه بر امکانات مادی، به سرمایههای فرهنگی و معنوی نیز نیاز دارد. یکی از این سرمایهها هنر و بهویژه موسیقی است.
موسیقی قرار نیست جایگزین مدیریت بحران، حمایت اقتصادی یا خدمات اجتماعی شود؛ اما میتواند به انسان کمک کند در شرایط دشوار، آرامش، امید، هویت و ارتباط خود با دیگران را حفظ کند.
تجربه جنگهای تحمیلی اخیر
جامعه ایران در سالهای اخیر بار دیگر تجربه مستقیم جنگ و تهدید نظامی را از سر گذرانده است. جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، و سپس درگیری گستردهتر ایران با آمریکا و اسرائیل در سال ۱۴۰۵، نشان داد که آثار جنگ تنها در میدان نظامی باقی نمیماند و زندگی روزمره، خانواده، اقتصاد و فضای فرهنگی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، هنر میتواند یکی از راههای حفظ روحیه و پیوند اجتماعی باشد.
در دوران دفاع مقدس نیز سرودها، نوحهها، ترانهها و دیگر آثار هنری، بخشی از خاطره جمعی مردم ایران را شکل دادند. هنر در آن سالها توانست مفاهیمی مانند ایثار، شهادت، خانواده، وطن، ایمان و امید را به زبان احساس به جامعه منتقل کند. این تجربه امروز نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد.
موسیقی؛ زبان احساس و امید
در روزهای بحران، بسیاری از مردم احساساتی دارند که به آسانی نمیتوانند آنها را با کلمات بیان کنند. یک آواز، یک سرود، یک قطعه موسیقی ایرانی یا یک نوحه میتواند بخشی از این احساسات را بیان کند. گاهی یک موسیقی حماسی میتواند روحیه جمعی ایجاد کند و گاهی یک موسیقی آرام و اندوهگین به انسان کمک میکند با ترس، دلتنگی و فقدان خود کنار بیاید. بنابراین، موسیقی تابآور الزاماً موسیقی شاد نیست. موسیقی میتواند به انسان کمک کند رنج خود را بهتر تحمل کند و در عین حال امید خود را از دست ندهد.
هنر؛ پیونددهنده جامعه
یکی از آسیبهای بحران، افزایش احساس تنهایی و فاصله میان انسانهاست. فعالیتهای هنری جمعی میتوانند این فاصله را کمتر کنند. گروههای سرود، برنامههای موسیقی محلهای، فعالیتهای فرهنگی مساجد و فرهنگسراها، برنامههای خانوادگی و اجرای موسیقی اقوام میتوانند مردم را در یک تجربه مشترک کنار یکدیگر قرار دهند.
این تجربه مشترک، بهخصوص برای کودکان و نوجوانان، اهمیت زیادی دارد. هنر میتواند به آنان یاد بدهد که در شرایط دشوار، همکاری، همدلی و امید همچنان ممکن است.
نقش فرهنگ در جامعه اسلامی
در جامعهای با هویت اسلامی و ایرانی، هنر میتواند در خدمت ارزشهایی قرار گیرد که برای زندگی فردی و اجتماعی اهمیت دارند؛ ارزشهایی مانند کرامت انسان، خانواده، معنویت، ایثار، امید، همدلی، وطندوستی و مسئولیت اجتماعی.
فرهنگ ایرانی نیز از گذشته پیوند عمیقی میان موسیقی، شعر، آیین، سوگواری، شادی و معنویت داشته است. از موسیقی دستگاهی و شعر فارسی گرفته تا موسیقی نواحی، لالاییها، نوحهها و سرودها، موسیقی بخشی از حافظه عاطفی مردم ایران بوده است. حفظ و تقویت این سرمایه فرهنگی میتواند در شرایط بحران اهمیت بیشتری پیدا کند.
نقش نهادهای فرهنگی کشور
برای آنکه هنر بتواند در زمان بحران نقش مؤثرتری داشته باشد، باید زیرساخت فرهنگی آن از سالها قبل شکل گرفته باشد.
در این زمینه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میتواند نقش مهمی در سیاستگذاری، حمایت از هنرمندان، توسعه فعالیتهای موسیقایی، توجه به موسیقی ایرانی و نواحی و فراهم کردن زمینه حضور بیشتر خانوادهها و جوانان در فعالیتهای فرهنگی داشته باشد.
همچنین حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی میتواند در تولید و حمایت از آثار هنری با موضوعاتی مانند ایمان، امید، خانواده، ایثار، هویت ایرانی ـ اسلامی و مسائل اجتماعی نقشآفرینی کند.
در کنار این دو مجموعه، آموزش و پرورش، کانونهای فرهنگی و هنری مساجد، شهرداریها، فرهنگسراها و گروههای مردمی نیز میتوانند در ایجاد این شبکه فرهنگی مشارکت داشته باشند.
از امروز برای فردای بحران آماده شویم
تابآوری فرهنگی را نمیتوان در روز وقوع بحران ایجاد کرد. اگر کودکان و نوجوانان از سالهای قبل با موسیقی، شعر، هنر و میراث فرهنگی کشور آشنا شده باشند، اگر گروههای سرود و موسیقی محلهای فعال باشند و اگر فرهنگسراها و مراکز فرهنگی محل ارتباط مردم باشند، جامعه در روزهای دشوار سرمایهای آماده در اختیار خواهد داشت.
به همین دلیل، حمایت از آموزش موسیقی، موسیقی اقوام، گروههای مشارکتی، فعالیتهای فرهنگی خانوادهمحور و حمایت از هنرمندان، تنها یک هزینه فرهنگی نیست؛ بلکه نوعی سرمایهگذاری برای سلامت و انسجام اجتماعی است.
هنر در کنار مردم
در جنگ، مردم بیش از همیشه به احساس تعلق، همدلی و امید نیاز دارند.هنر میتواند در کنار خانواده، مسجد، مدرسه، فرهنگسرا و دیگر نهادهای اجتماعی، بخشی از این نیاز را پاسخ دهد.
نمونههای پس از درگیریهای اخیر نیز نشان دادهاند که بازگشت فعالیتهای هنری و موسیقایی میتواند بخشی از مسیر بازگشت جامعه به زندگی عادی باشد؛ در تهران نیز پس از دوره جنگ، فعالیتهای موسیقایی بهتدریج از سر گرفته شد و برخی برنامهها با هدف ایجاد روحیه و حس همبستگی برگزار شدند.
نتیجهگیری
جنگ، فقط یک بحران نظامی نیست؛ یک آزمون بزرگ برای روح و انسجام جامعه نیز هست. همانگونه که کشور برای دفاع از مرزها به نیروهای نظامی، تجهیزات و زیرساخت نیاز دارد، برای حفظ روحیه و انسجام مردم نیز به فرهنگ، هنر، خانواده و سرمایه اجتماعی نیازمند است.
موسیقی در این میان میتواند نقشی ارزشمند داشته باشد؛ میتواند خاطره جمعی را حفظ کند، امید بیافریند، نسلها را به یکدیگر نزدیک کند و به مردم یادآوری کند که در روزهای سخت تنها نیستند. تجربه جنگهای تحمیلی اخیر بار دیگر اهمیت این موضوع را به ما یادآوری کرد.
بنابراین، بهتر است از امروز به فکر ساختن یک زیستبوم فرهنگی و هنری توانمند باشیم؛ زیست بومی که در آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، آموزش و پرورش، مساجد، فرهنگسراها، هنرمندان، خانوادهها و گروههای مردمی در کنار یکدیگر، برای تقویت امید و انسجام جامعه تلاش کنند.
هنر شاید نتواند جنگ را متوقف کند، اما میتواند کمک کند جامعهای که از جنگ عبور میکند، امید، هویت و پیوندهای انسانی خود را حفظ کند.
محسن سپهرپور ـ مدرس و پژوهشگر موسیقی . مرداد ۱۴۰۵
ارسال دیدگاه