به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یکی از مسائلی که در «قیامت» اتفاق می افتد، مسئله داوری خداوند و حکومت و قضاوت او در میان انسان ها و پایان دادن به تمام اختلافاتی که در این دنیا داشتند: اختلاف در مسائل عقیدتی، در برنامه های عملی و در تمام امور دیگر. «قرآن» در این باره در سوره «حجّ»، آیه ۶۹ می فرماید: (خداوند میان شما روز قیامت در آنچه اختلاف داشتید داوری می کند)؛ «اَللهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ».
مسلّم است انواع حجابها که در این دنیا فکر و قلب انسانها را احاطه کرده (حجابِ حُبّ ذات و خودخواهی، حجابِ منافع شخصی و گروهی، حجابِ تعصّب و لجاجت، حجابِ گناهان و اصولا حجابِ عالَم مادّه که در دنیا بسیار پر رنگ است) اجازه نمی دهد که اختلافات اقوام و گروه ها و ملتها برطرف گردد؛ ولی در آنجا که همه این حجابها دیده می شود و حاکمیت و داوری مخصوص خداوند است تمام این اختلافات پایان می گیرد!
در سوره «تین» آیات ۷ و ۸ همین معنا در لباس دیگری ظاهر شده است. پیامبر(صلی الله علیه وآله) روی سخن را به انسان ناسپاسی کرده که خداوند او را در «احسن تقویم» آفریده، سپس بر اثر سوء اعمالش به «اسفل السافلین» کشیده شده و معاد و رستاخیز را به باد استهزاء و سُخریه گرفته است، می فرماید: (چه چیز سبب می شود که بعد این همه دلائل و نشانه ها، روز جزا را انکار کنی؟)؛ «فَمَا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ».(۱)، (آیا خداوند بهترین داوران نیست؟)؛ «اَلَیْسَ اللهُ بِاَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ».
آری او بهترین داوران است، چراکه از یکسو علم او به همه چیز احاطه دارد و هیچ چیز از او پنهان نیست و نخستین شرطِ داوریِ صحیح، آگاهی است و از سوی دیگر او نیازی به هیچ کس و هیچ چیز ندارد تا به خاطر آن بر خلاف حقّ داوری کند، این انسان محتاج است که تحت تأثیر منافع شخصی و گروهی و گاه عواطف و احساسات بی دلیل، حکمی بر خلاف حقّ می دهد، بنابراین او احکم الحاکمین و بهترین داوران است.
قابل توجه اینکه در بسیاری از تفاسیر، این روایت از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که وقتی این آیات را به پایان می رساند می فرمود: «بَلَی وَ اَنَا عَلَی ذلِکَ مِنَ الشَّاهِدِینَ»؛ (آری من گواهی می دهم که روز جزا حقّ است و خداوند احکم الحاکمین است). این حدیث، دلیل بر تفسیری است که در بالا ذکر شد (دقت کنید).(۲)
پی نوشت:
(۱). غالب مفسّران گفته اند روی سخن در این آیه به انسان هایی است که در آیات پیش اشاره به صفات آنها شده؛ ولی بعضی احتمال داده اند مخاطب، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است (مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ شمسی، چاپ: سوم، ج ۱۰، ص ۷۷۷؛ مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ قمری، چاپ: سوم، ج ۳۲، ص ۲۱۳؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، محمد بن احمد، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ شمسی، چاپ: اول، ج ۲۰، ص ۱۱۶) در صورت اوّل «یکذّبک» به معنای «یجعلک کاذبا» تفسیر شده و در صورتی که مخاطب، پیغمبر اکرم(ص) باشد «یکذّبُ» به همان معنای ظاهر آن است یعنی «ما ینسبک الی الکذب» و در هر صورت منظور این است که بعد از این همه آیات و دلائل روشن برای رستاخیز نه جای کذب است و نه جای تکذیب مدعی رستاخیز.
(۲). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: نهم، ج ۶، ص ۱۱۵.
ارسال دیدگاه