نگاهی به حزب کارگزاران در نوزدهمین سال اعلام موجودیت

ماشین خشن تکنوکراسی

ماشین خشن تکنوکراسی
مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، تبریزبیدار نوشت: به قدرت رسیدن آیت الله هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری در سال 68، نوید زمستانی سخت  برای نیروهای چپ (اصلاح طلبان بعدی) بود. چه آن ها که با معرفی کابینه جدید در 28 مرداد 68، آن را با کودتای 28 مرداد و تصفیه جناح چپ از دولت معادل کردند و چه آنها که با کنار گذاشته شدن "موسوی ها" از قوه قضائیه از رهبر معظم انقلاب دلخور بودند.(1) با وجود حضور افرادی همچون سید محمد خاتمی در وزارت ارشاد، کنار رفتن نسبی جناح چپ از مدیریت کلان کشور، قدرت اجرایی را در دستان راست سنتی انداخت. علی رغم اینکه هاشمی رفسنجانی سعی در معرفی خود به عنوان لیدر جریان راست داشت اما ماه عسل وی با آنان چندان دوام نیاورد. دلیل آن هم سیاست های اقتصادی دولت وی بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریزبیدار,

هاشمی بدون روتوش

آیت الله هاشمی بهرمانی با تباری راست و انقلابی به تعبیر یار همیشه مدافعش صادق زیباکلام زودتر از سایر انقلابیون متوجه شد که با شعارهای انقلابی و تند نمی توان کشور را به توسعه و پیشرفت رساند. همین امر باعث شد که به مرور، تقابل تفکرات اقتصادی او از اواسط دهه 60 با دولت نهادگرای موسوی آغاز شود و نقش به سزایی در تشکیل گام به گام حلقه های فکری-مدیریتی "لیبرالیسم اقتصادی" او بازی کند.

دولت اول هاشمی رفسنجانی میراث دار اداره کشوری بود که بر اساس 8 سال مقاومت جانانه در برابر دشمن ضربه هایی در عرصه اقتصادی و صنعتی دیده بود. اما خلاف آنچه همه انقلابیون انتظار آن را داشتند با خطبه های هاشمی در نماز جمعه سال 69 لیبرالیسم در دولت وی زاده شد. لیبرالیسمی که در عرصه اقتصاد با تکیه بر تعدادی تکنوکرات و فن سالار که به گفته خود او «سیاسی» نبوده و تنها مدیرانی اجرایی هستند آغاز شد. آزاد سازی قیمت ها،جذب سرمایه های خارجی، خصوصی سازی شرکت ها بخشی از سیاست های تعدیل اقتصادی دیکته شده از طرف نئولیبرال های بانک جهانی برای دولت سازندگی بود که عدم درک صحیح دولت از شرایط اجتماعی-اقتصادی ایران در نهایت اوضاع را به شدت بحرانی کرد. وضع بدان جا رسید که تورم 49 درصدی(2) باعث بروز مسائل حاد اجتماعی و بحران ها امنیتی همچون بحران اسلامشهر و مشهد شد. البته به زعم تحلیل گران، عدم توجه به عدالت اجتماعی و اقتصادی، اصلی ترین نقد وارد بر سیاست های اقتصادی لیبرال هاشمی بود.

با انتقادات صریح رهبر معظم انقلاب از سیاست های دولت وقت که با عناوینی همچون "تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی" شکل گرفت و در سال 71 و پس از آن با نقد مادی گرایی و تجمل گرایی موجود در دولت ادامه یافت،جناح راست به تدریج از هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و این موضع خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی دولت برای تصدی وزارت اقتصاد  نشان داد. خزان هاشمی و جناح راست آغاز شده بود و هاشمی در غیاب جناح چپ رقیبی تازه و قدرتمند برای گفتمان توسعه محور خود می دید. در زمستان سال 74  و در آستانه انتخابات مجلس چهارم تعارضات هاشمی با جریان راست به نهایت خود رسید و وی کارت های دیگر بازی اش را رو کرد.

 

فرزند خواندگان آیت الله

او خوب متوجه شد که دوران ماه عسلش با جناحین تمام شده و چپ ها که عملا به اغمای سیاسی رفته اند(حال آنکه در خفا مشق قدرت می کردند) و راست ها پس از آن همه سیاست های ویرانگر اقتصادی و... دیگر مجالی برای خودنمایی سیاسی به او نمی دهند سعی در حفظ قدرت و برساخت مردانی از خود و وفادار به خود نمود. کارگزاران سازندگی مولود این شرایط بود.

در آن زمان هاشمی به عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز  برای تلطیف فضا با جناح راست و یا یافتن بهانه ای برای جدا کردن راه خود از راست ها،پیشنهاد کرد جامعه روحانیت مبارز، سید محمود دعایی،مجید انصاری،مصطفی معین،عبدالله نوری و فائزه هاشمی از چهره های معروف جناح چپ را در لیست  انتخابات مجلس چهارم قرار دهد اما با دست رد جامعه روحانیت مبارز بر سینه هاشمی، وی پروژه جدیدش را آغاز کرد. در 27 دی ماه 1374، 16 تن از وزرا و معاونان دولت وقت با صدور بیانیه ای با عنوان "خدمتگزاران سازندگی" اعلام داشتند که حضور فعالی در انتخابات پیش رو خواهند داشت و پیامی صریح به جناح چپ و راست فرستادند که ما جریانی فراتر از راست و چپ و صدالبته مرید و پیرو هاشمی رفسنجانی هستیم.

واکنش ها به تاسیس این حزب دولتی نیز بسیار جالب بود؛ تکنوکرات ها پیش بینی نمی کردند که با صدور بیانیه ی تشکیل و حضور همه جانبه در انتخابات آتی مجلس آنچنان جناح چپ را خوشحال کنند که علی رغم انتقاد ظاهری اما خوشحال از شکاف راست ها، برای اتحاد آتی با آنان برنامه بریزند و جناح راست را به حدی عصبانی کنند که برای تهدید،طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور را مطرح سازند. در نهایت با فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور وزرا در لیست و تقلیل آن  به 6 تن از معاونان و رییس بانک مرکزی و شهردار تهران از التهابات کاسته شد.

پس از آن بود که کارگزاران ساختار حزبی بیرونی اش را به نمایش گذاشت و با موفقیتی قابل توجه در نخستین آزمون خود پس از تشکیل، در مجلس چهارم در ائتلاف با چپ سنتی و  تشکیل فراکسیونی در اقلیت اما قدرتمند تحت عنوان"حزب الله" با حضور افرادی همچون عبدالله نوری،عطاالله مهاجرانی برای راست سنتی خط و نشان کشید. در واقع تاسیس کارگزاران سازندگی عنصری زمینه ساز برای بازگشت جناح چپ به عرصه مدیریتی کشور بود.

سال 75 به نیمه خود نزدیک شده بود و با رفتن پدر معنوی از ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده سرنوشت کارگزاران خصوصا در مسائل اقتصادی برایشان مبهم بود. برای غلبه بر این مشکل این گروه کم کم زمزمه هایی را در گوش برخی سیاسیون و مردم نجوا کرد که قانون اساسی باید تغییر کرده و راه برای تداوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هموار شود. حسین مرعشی،عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی از مروجان این ایده بودند. جالب است یکی دیگر از آن افراد،دکتر حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز  بود که با کنایه در جمع همشهریان خود در سرخه سمنان گفت:"قانون اساسی نوکر مردم است و ارزش قانون اساسی مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند"(هفته نامه ارزش ها،مهر75،ش1،ص3) .اما با مخالفت های راس نظام و بدنه اجتماعی مردم با تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست جمهوری هاشمی،در سال 76 نهایتا کارگزاران به عنوان آخرین حامی حزبی خاتمی وارد صحنه شد و ائتلاف راست نو با چپ سنتی شکل گرفت.

 

ائتلاف شکننده

 خستگی عمیق مردم از بی تدبیری های اقتصادی-اجتماعی دولت سازندگی،با این ذهنیت که ناطق نوری ادامه دهنده راه هاشمی است خاتمی را به پیروزی رساند. کارگزاران نماد توسعه اقتصادی و دوم خردادی ها نماد توسعه سیاسی در دهه 70 بودند. بسیاری می گویند آن زمان این دو طیف در ائتلافی نوشته یا نانوشته به هم نزدیک شدند و خاتمی به دلیل نداشتن تئوری های اقتصادی(آنگونه که خود گفت وی مردی فرهنگی بود نه اقتصادی) در این عرصه به دامان تکنوکرات های هاشمی پناه برد. بنابراین روی کار آمدن دولت اصلاحات، کارگزاران را در ارگانها و نهادهای اقتصادی تقریبا تکان نداد و حتی وزیری از جنس"تساهل و تسامح"را به مرکز فرهنگ دولت اصلاحات فرستاد.

اما این ائتلاف شکننده با شرکت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم در سال 78 و هجمه بی سابقه و البته جالب دوم خردادی ها به وی تقریبا تمام شد و نیروهای کارگزارانی دولت خاتمی عملا به حاشیه رانده شدند.  یاران هاشمی در حزب کارگزاران هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتند مثلا کرباسچی به دلیل تخلفات گسترده در شهرداری تهران راهی زندان شد. مهاجرانی استعفای بلندبالایی برای خاتمی نوشت که «رئیس جمهور می خواهد به دریا بزند اما خیس نشود» و در نهایت راهی مرکز گفتگوی تمدن ها شد. با تاسیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی محمدعلی نجفی از دولت کنار گذاشته شد و با فوت محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی لیبرالیستی دولت سازندگی، بزرگترین ضربه به این حزب وارد شد.

 

آغازی بر یک پایان

انتخابات مجلس ششم در واقع آغازی بر پایان این حزب دولت ساخته بود. هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی این حزب که وعده داده بود پس از ریاست جمهوری دیگر تلاشی برای تصدی سمت اجرایی و سیاسی نداشته باشد و تنها به مشاوره رهبری و تدوین تفسیر قرآن خود مشغول باشد برای کسب ریاست مجلس شورای اسلامی در سال 78 کاندیدای مردم تهران شد. وی که با هجمه شدید تندروهای اصلاح طلب مواجه شده بود در نهایت و پس از کش و قوس های فراوان و کسب رتبه 20 از میان 30 نماینده شهر تهران، ترجیح داد که برای جلوگیری از گسترش هجمه اصلاح طلبان در مجلس آینده از حضور در مجلس ششم استعفا دهد (3).

پس از این جریانات بود که در خرداد سال 79 محمد عطریان فر از چهره های شاخص کارگزاران از «پایان ماموریت تاریخی کارگزاران» سخن گفت و بدین ترتیب بود که که این حزب در مواجهه با رقیب قدرتمند خود یعنی دوم خردادی ها و محافظه کاران توانی برای عرضه اندام نداشت. تلاش های آنان حتی در ارائه لیستی مستقل در انتخابات شوراهای دوم با اقبال مواجه نشد و فی الواقع تاریخ مصرف این حزب گذشته بود. در این برهه و پس از ناکامی در مجلس ششم و شوراها بود که فرمت به روز شده کارگزاران در قالب راست آن یعنی حزب"اعتدال و توسعه" برای جذب اعضای راست و محافظه کار طیف هاشمی رفسنجانی ارائه شد. مهم ترین اعضای آن که به زعم نگارنده اعضای اصلی دولت اعتدال را تشکیل داده اند حسن روحانی، محمدباقر نوبخت،اکبر ترکان،محمود واعظی،محمدرضا نعمت زاده و محمدعلی نجفی بودند. آنچه که در خصوص راه اندازی حزب جدید التاسیس می توان گفت این است که کارگزاران طیف چپ و اعتدال و توسعه طیف راست وامداران به هاشمی رفسنجانی هستند.

گویا پس از سال 80 سیاست دیگر رخ پیروز خود را برای اصلاح طلبان و کارگزاران نشان نمی داد. شکست آنان در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم پیش درآمدی برای سوم تیر 84 بود. پس از 8 سال حکمرانی اصلاحات بر قوه مجریه و تشتت آرا در بین آنان، بار دیگر پدر معنوی تکنوکرات ها خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نهم آماده می کرد. اصلاح طلبان با حضور چند کاندیدا به سمت هاشمی رفسنجانی نرفتند اما کارگزاران علمدار تبلیغ برای وی شدند. قصه خرداد و تیر 84 را همه شنیده ایم اما مقاله 4 تیرماه 84 محمد قوچانی ژورنالیست اصلاح طلب آن زمان و اعتدالی این زمان در روزنامه شرق مبین و گویای همه چیز بود: « دیروز اصلاح طلبی از دموکراسی شکست خورد. در یکی از رقابتی ترین مبارزات انتخابات تاریخ دموکراسی ایران نامزد جناحی که به عدالت بیشتر از آزادی اهمیت می داد بر نامزد یا نامزدهایی که به مفاهیم اصلاح طلبانه توسعه،آزادی و دموکراسی را ترویج می کردند پیروز شد»

 

دوران پسا احمدی نژاد و اتحاد لیبرالیم سیاسی و اقتصادی

گفتمان "عدالت" بر گفتمان "توسعه" پیروز شد و بدین ترتیب علاوه بر اصلاح طلبان، دست کارگزاران نیز از اندک مناصب اجرایی کشور قطع گردید و نیروهای انقلابی و اصولگرا جایگزین آنان شدند. در 4 سال باقی مانده تا سال 88 این دو طیف با تجدید نظر در بنیان های فکری خود سعی در برنامه ریزی برای شکست دولت و در دست گرفتن قوه مجریه و به زعم خود برگرداندن قطار کشور به ریل واقعی کردند. البته نقش اقدامات سلبی محمود احمدی نژاد که به نزدیکی این دو جناح کمک کرد غیرقابل انکار است. نزدیکی که باعث التقاط فکری آنان نیز شد. اصلاح طلبان نماد توسعه سیاسی و کارگزاران نماد توسعه اقتصادی بودند. آن چه این دو را از هم جدا می کرد غفلت آنان از وجه مکمل در نظر هر دو بود. اصلاح طلبان بیش از آن که به اقتصاد آزاد وقعی نهند به نهادگرایان علقه داشته و دارند در مقابل کارگزاران با برکشیدن علم مخالفت با توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی را پیش زمینه و محرک اولیه  جامعه می دانستند.

در انتخابات 88 این حزب رفتاری قابل تامل انجام داد یعنی بدنه و کلیت حزب در اطلاعیه ای رسمی از موسوی و دبیرکل آن کرباسچی با گفتن"افتخار میکنم کفش های کروبی را واکس بزنم" از مهدی کروبی حمایت کرد. شاید آقای دبیرکل با این عملکرد  می خواست دلگیری خود از خاتمی و یارانش را به خاطر سکوتشان در زمان زندان وی به رخ آنان بکشد. با شکست فاجعه بار آنان در انتخابات، حزبی که روزی در روزنامه ها فرم عضو گیری منتشر می کرد عملا به کمای سیاسی رفت و با اقدامات ساختار شکنانه و دستگیری عمده اعضای این حزب در فتنه سال 88  هیچ راهی برای آنان جز گفتار درمانی نماند. تا انتخابات 92 در هر مقطع حساس که خبری از این حزب منتشر می شد در واقع چیزی جز "بررسی"،"برنامه ریزی" و "تشکیل جلسات" را برای آن را شاهد نبوده ایم.

 

سازندگی با ورژن اعتدالی

در انتخابات سال 92 کارگزاران باز مثل همیشه در زیر علم پدر معنوی خود سینه زد اما با عدم احراز صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری و جایگزینی دکتر روحانی از حزب همسایه "اعتدال و توسعه" به حمایت از وی پرداخت. البته برخلاف اصلاح طلبان  که از این حمایت آب چندانی برای آنان گرم نشد،برخی از اعضای کارگزاران همچون زنگنه، نعمت زاده،جهانگیری به سمت های بالایی در دولت رسیدند.

بیش از یک سال به انتخابات مجلس دهم زمان مانده و بدون شک احزاب مختلفی از جمله کارگزاران و اعتدال و توسعه برای تسخیر آن نقشه کشیده اند.  نشریه مهرنامه در شماره نوروزی امسال خود با اختصاص پرونده ای با عنوان "تکنوکراسی جاده صاف کن دموکراسی"با معرفی کارگزاران به عنوان و در کنار لیبرالیسم، خبر از جاده بازسازی و احیای دوباره این حزب دولت ساخته داد. غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب در این مصاحبه با گفتن این نکته که "شورای مرکزی این حزب 14 نفر به 31 نفر افزایش خواهد یافت" گفت: «در استان ها نیروهای همسو با کارگزاران را منسجم کنیم و احتمالا شوراها و دبیران استانی حزب در ترمیم کنیم.

 

                                                                     ***

 

 27 دی ماه امسال نوزدهمین سالروز صدور بیانیه تاسیس حزبی است که برای اولین بار پس از انقلاب عملا خود را با پیشوند لیبرال دموکرات و سپس مسلمان معرفی کردند. کارگزاران در قطب بندی های سیاسی ایران بدین جهت مهم است که زمانی سعید حجاریان،مغز متفکر اردوگاه اصلاح طلبان برای تبیین معادلات سیاسی و نشان دادن نقشه راه برای دوم خردادی ها ، به سه "استارت" پس از رحلت امام راحل در جمهوری اسلامی اشاره کرده بود. به زعم وی "استارت" اول را عبدالکریم سروش و یاران حلقه وی در حلقه کیان با دیدگاه های روشنفکری دینی آغاز کردند. ظهور کارگزاران سازندگی و در نهایت دوم خرداد 76 دو "استارت" دیگر برای حیات جمهوری اسلامی در دهه دوم خود بود.

مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد. کارگزاران،فن سالاران طبقه متوسط مدرن که پیاده نظام اجرای طرح های دولت سازندگی بودند.عمدتا برخاسته از استان های کرمان،یزد و اصفهان.له شدن مستضعفین زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی برایشان اهمیتی نداشته و ندارد. در سیاست خارجی حامی برقراری رابطه با غرب بوده و لیبرالیسم یوتوپیای آنان است. با آنکه از صراحت موضع گیری سیاسی پرهیز می کنند اما بشدت ایدئولوژیک و سیاسی رفتار می کنند.

 

پی نوشت:

1. در خاطرات سال 68  هاشمی رفسنجانی آمده که موسوی خوئینی ها انتظار داشت مقام معظم رهبری وی را به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه انتخاب کند و به زعم نگارنده این سطور کینه وی نسبت به رهبر انقلاب از آن زمان آغاز شد.

  1. 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  2. 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند

                                                                                                                                                                                                                    نویسنده: میثم عبداللهی

انتهای پیام/گ

,

هاشمی بدون روتوش

آیت الله هاشمی بهرمانی با تباری راست و انقلابی به تعبیر یار همیشه مدافعش صادق زیباکلام زودتر از سایر انقلابیون متوجه شد که با شعارهای انقلابی و تند نمی توان کشور را به توسعه و پیشرفت رساند. همین امر باعث شد که به مرور، تقابل تفکرات اقتصادی او از اواسط دهه 60 با دولت نهادگرای موسوی آغاز شود و نقش به سزایی در تشکیل گام به گام حلقه های فکری-مدیریتی "لیبرالیسم اقتصادی" او بازی کند.

دولت اول هاشمی رفسنجانی میراث دار اداره کشوری بود که بر اساس 8 سال مقاومت جانانه در برابر دشمن ضربه هایی در عرصه اقتصادی و صنعتی دیده بود. اما خلاف آنچه همه انقلابیون انتظار آن را داشتند با خطبه های هاشمی در نماز جمعه سال 69 لیبرالیسم در دولت وی زاده شد. لیبرالیسمی که در عرصه اقتصاد با تکیه بر تعدادی تکنوکرات و فن سالار که به گفته خود او «سیاسی» نبوده و تنها مدیرانی اجرایی هستند آغاز شد. آزاد سازی قیمت ها،جذب سرمایه های خارجی، خصوصی سازی شرکت ها بخشی از سیاست های تعدیل اقتصادی دیکته شده از طرف نئولیبرال های بانک جهانی برای دولت سازندگی بود که عدم درک صحیح دولت از شرایط اجتماعی-اقتصادی ایران در نهایت اوضاع را به شدت بحرانی کرد. وضع بدان جا رسید که تورم 49 درصدی(2) باعث بروز مسائل حاد اجتماعی و بحران ها امنیتی همچون بحران اسلامشهر و مشهد شد. البته به زعم تحلیل گران، عدم توجه به عدالت اجتماعی و اقتصادی، اصلی ترین نقد وارد بر سیاست های اقتصادی لیبرال هاشمی بود.

با انتقادات صریح رهبر معظم انقلاب از سیاست های دولت وقت که با عناوینی همچون "تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی" شکل گرفت و در سال 71 و پس از آن با نقد مادی گرایی و تجمل گرایی موجود در دولت ادامه یافت،جناح راست به تدریج از هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و این موضع خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی دولت برای تصدی وزارت اقتصاد  نشان داد. خزان هاشمی و جناح راست آغاز شده بود و هاشمی در غیاب جناح چپ رقیبی تازه و قدرتمند برای گفتمان توسعه محور خود می دید. در زمستان سال 74  و در آستانه انتخابات مجلس چهارم تعارضات هاشمی با جریان راست به نهایت خود رسید و وی کارت های دیگر بازی اش را رو کرد.

 

فرزند خواندگان آیت الله

او خوب متوجه شد که دوران ماه عسلش با جناحین تمام شده و چپ ها که عملا به اغمای سیاسی رفته اند(حال آنکه در خفا مشق قدرت می کردند) و راست ها پس از آن همه سیاست های ویرانگر اقتصادی و... دیگر مجالی برای خودنمایی سیاسی به او نمی دهند سعی در حفظ قدرت و برساخت مردانی از خود و وفادار به خود نمود. کارگزاران سازندگی مولود این شرایط بود.

در آن زمان هاشمی به عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز  برای تلطیف فضا با جناح راست و یا یافتن بهانه ای برای جدا کردن راه خود از راست ها،پیشنهاد کرد جامعه روحانیت مبارز، سید محمود دعایی،مجید انصاری،مصطفی معین،عبدالله نوری و فائزه هاشمی از چهره های معروف جناح چپ را در لیست  انتخابات مجلس چهارم قرار دهد اما با دست رد جامعه روحانیت مبارز بر سینه هاشمی، وی پروژه جدیدش را آغاز کرد. در 27 دی ماه 1374، 16 تن از وزرا و معاونان دولت وقت با صدور بیانیه ای با عنوان "خدمتگزاران سازندگی" اعلام داشتند که حضور فعالی در انتخابات پیش رو خواهند داشت و پیامی صریح به جناح چپ و راست فرستادند که ما جریانی فراتر از راست و چپ و صدالبته مرید و پیرو هاشمی رفسنجانی هستیم.

واکنش ها به تاسیس این حزب دولتی نیز بسیار جالب بود؛ تکنوکرات ها پیش بینی نمی کردند که با صدور بیانیه ی تشکیل و حضور همه جانبه در انتخابات آتی مجلس آنچنان جناح چپ را خوشحال کنند که علی رغم انتقاد ظاهری اما خوشحال از شکاف راست ها، برای اتحاد آتی با آنان برنامه بریزند و جناح راست را به حدی عصبانی کنند که برای تهدید،طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور را مطرح سازند. در نهایت با فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور وزرا در لیست و تقلیل آن  به 6 تن از معاونان و رییس بانک مرکزی و شهردار تهران از التهابات کاسته شد.

پس از آن بود که کارگزاران ساختار حزبی بیرونی اش را به نمایش گذاشت و با موفقیتی قابل توجه در نخستین آزمون خود پس از تشکیل، در مجلس چهارم در ائتلاف با چپ سنتی و  تشکیل فراکسیونی در اقلیت اما قدرتمند تحت عنوان"حزب الله" با حضور افرادی همچون عبدالله نوری،عطاالله مهاجرانی برای راست سنتی خط و نشان کشید. در واقع تاسیس کارگزاران سازندگی عنصری زمینه ساز برای بازگشت جناح چپ به عرصه مدیریتی کشور بود.

سال 75 به نیمه خود نزدیک شده بود و با رفتن پدر معنوی از ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده سرنوشت کارگزاران خصوصا در مسائل اقتصادی برایشان مبهم بود. برای غلبه بر این مشکل این گروه کم کم زمزمه هایی را در گوش برخی سیاسیون و مردم نجوا کرد که قانون اساسی باید تغییر کرده و راه برای تداوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هموار شود. حسین مرعشی،عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی از مروجان این ایده بودند. جالب است یکی دیگر از آن افراد،دکتر حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز  بود که با کنایه در جمع همشهریان خود در سرخه سمنان گفت:"قانون اساسی نوکر مردم است و ارزش قانون اساسی مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند"(هفته نامه ارزش ها،مهر75،ش1،ص3) .اما با مخالفت های راس نظام و بدنه اجتماعی مردم با تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست جمهوری هاشمی،در سال 76 نهایتا کارگزاران به عنوان آخرین حامی حزبی خاتمی وارد صحنه شد و ائتلاف راست نو با چپ سنتی شکل گرفت.

 

ائتلاف شکننده

 خستگی عمیق مردم از بی تدبیری های اقتصادی-اجتماعی دولت سازندگی،با این ذهنیت که ناطق نوری ادامه دهنده راه هاشمی است خاتمی را به پیروزی رساند. کارگزاران نماد توسعه اقتصادی و دوم خردادی ها نماد توسعه سیاسی در دهه 70 بودند. بسیاری می گویند آن زمان این دو طیف در ائتلافی نوشته یا نانوشته به هم نزدیک شدند و خاتمی به دلیل نداشتن تئوری های اقتصادی(آنگونه که خود گفت وی مردی فرهنگی بود نه اقتصادی) در این عرصه به دامان تکنوکرات های هاشمی پناه برد. بنابراین روی کار آمدن دولت اصلاحات، کارگزاران را در ارگانها و نهادهای اقتصادی تقریبا تکان نداد و حتی وزیری از جنس"تساهل و تسامح"را به مرکز فرهنگ دولت اصلاحات فرستاد.

اما این ائتلاف شکننده با شرکت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم در سال 78 و هجمه بی سابقه و البته جالب دوم خردادی ها به وی تقریبا تمام شد و نیروهای کارگزارانی دولت خاتمی عملا به حاشیه رانده شدند.  یاران هاشمی در حزب کارگزاران هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتند مثلا کرباسچی به دلیل تخلفات گسترده در شهرداری تهران راهی زندان شد. مهاجرانی استعفای بلندبالایی برای خاتمی نوشت که «رئیس جمهور می خواهد به دریا بزند اما خیس نشود» و در نهایت راهی مرکز گفتگوی تمدن ها شد. با تاسیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی محمدعلی نجفی از دولت کنار گذاشته شد و با فوت محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی لیبرالیستی دولت سازندگی، بزرگترین ضربه به این حزب وارد شد.

 

آغازی بر یک پایان

انتخابات مجلس ششم در واقع آغازی بر پایان این حزب دولت ساخته بود. هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی این حزب که وعده داده بود پس از ریاست جمهوری دیگر تلاشی برای تصدی سمت اجرایی و سیاسی نداشته باشد و تنها به مشاوره رهبری و تدوین تفسیر قرآن خود مشغول باشد برای کسب ریاست مجلس شورای اسلامی در سال 78 کاندیدای مردم تهران شد. وی که با هجمه شدید تندروهای اصلاح طلب مواجه شده بود در نهایت و پس از کش و قوس های فراوان و کسب رتبه 20 از میان 30 نماینده شهر تهران، ترجیح داد که برای جلوگیری از گسترش هجمه اصلاح طلبان در مجلس آینده از حضور در مجلس ششم استعفا دهد (3).

پس از این جریانات بود که در خرداد سال 79 محمد عطریان فر از چهره های شاخص کارگزاران از «پایان ماموریت تاریخی کارگزاران» سخن گفت و بدین ترتیب بود که که این حزب در مواجهه با رقیب قدرتمند خود یعنی دوم خردادی ها و محافظه کاران توانی برای عرضه اندام نداشت. تلاش های آنان حتی در ارائه لیستی مستقل در انتخابات شوراهای دوم با اقبال مواجه نشد و فی الواقع تاریخ مصرف این حزب گذشته بود. در این برهه و پس از ناکامی در مجلس ششم و شوراها بود که فرمت به روز شده کارگزاران در قالب راست آن یعنی حزب"اعتدال و توسعه" برای جذب اعضای راست و محافظه کار طیف هاشمی رفسنجانی ارائه شد. مهم ترین اعضای آن که به زعم نگارنده اعضای اصلی دولت اعتدال را تشکیل داده اند حسن روحانی، محمدباقر نوبخت،اکبر ترکان،محمود واعظی،محمدرضا نعمت زاده و محمدعلی نجفی بودند. آنچه که در خصوص راه اندازی حزب جدید التاسیس می توان گفت این است که کارگزاران طیف چپ و اعتدال و توسعه طیف راست وامداران به هاشمی رفسنجانی هستند.

گویا پس از سال 80 سیاست دیگر رخ پیروز خود را برای اصلاح طلبان و کارگزاران نشان نمی داد. شکست آنان در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم پیش درآمدی برای سوم تیر 84 بود. پس از 8 سال حکمرانی اصلاحات بر قوه مجریه و تشتت آرا در بین آنان، بار دیگر پدر معنوی تکنوکرات ها خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نهم آماده می کرد. اصلاح طلبان با حضور چند کاندیدا به سمت هاشمی رفسنجانی نرفتند اما کارگزاران علمدار تبلیغ برای وی شدند. قصه خرداد و تیر 84 را همه شنیده ایم اما مقاله 4 تیرماه 84 محمد قوچانی ژورنالیست اصلاح طلب آن زمان و اعتدالی این زمان در روزنامه شرق مبین و گویای همه چیز بود: « دیروز اصلاح طلبی از دموکراسی شکست خورد. در یکی از رقابتی ترین مبارزات انتخابات تاریخ دموکراسی ایران نامزد جناحی که به عدالت بیشتر از آزادی اهمیت می داد بر نامزد یا نامزدهایی که به مفاهیم اصلاح طلبانه توسعه،آزادی و دموکراسی را ترویج می کردند پیروز شد»

 

دوران پسا احمدی نژاد و اتحاد لیبرالیم سیاسی و اقتصادی

گفتمان "عدالت" بر گفتمان "توسعه" پیروز شد و بدین ترتیب علاوه بر اصلاح طلبان، دست کارگزاران نیز از اندک مناصب اجرایی کشور قطع گردید و نیروهای انقلابی و اصولگرا جایگزین آنان شدند. در 4 سال باقی مانده تا سال 88 این دو طیف با تجدید نظر در بنیان های فکری خود سعی در برنامه ریزی برای شکست دولت و در دست گرفتن قوه مجریه و به زعم خود برگرداندن قطار کشور به ریل واقعی کردند. البته نقش اقدامات سلبی محمود احمدی نژاد که به نزدیکی این دو جناح کمک کرد غیرقابل انکار است. نزدیکی که باعث التقاط فکری آنان نیز شد. اصلاح طلبان نماد توسعه سیاسی و کارگزاران نماد توسعه اقتصادی بودند. آن چه این دو را از هم جدا می کرد غفلت آنان از وجه مکمل در نظر هر دو بود. اصلاح طلبان بیش از آن که به اقتصاد آزاد وقعی نهند به نهادگرایان علقه داشته و دارند در مقابل کارگزاران با برکشیدن علم مخالفت با توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی را پیش زمینه و محرک اولیه  جامعه می دانستند.

در انتخابات 88 این حزب رفتاری قابل تامل انجام داد یعنی بدنه و کلیت حزب در اطلاعیه ای رسمی از موسوی و دبیرکل آن کرباسچی با گفتن"افتخار میکنم کفش های کروبی را واکس بزنم" از مهدی کروبی حمایت کرد. شاید آقای دبیرکل با این عملکرد  می خواست دلگیری خود از خاتمی و یارانش را به خاطر سکوتشان در زمان زندان وی به رخ آنان بکشد. با شکست فاجعه بار آنان در انتخابات، حزبی که روزی در روزنامه ها فرم عضو گیری منتشر می کرد عملا به کمای سیاسی رفت و با اقدامات ساختار شکنانه و دستگیری عمده اعضای این حزب در فتنه سال 88  هیچ راهی برای آنان جز گفتار درمانی نماند. تا انتخابات 92 در هر مقطع حساس که خبری از این حزب منتشر می شد در واقع چیزی جز "بررسی"،"برنامه ریزی" و "تشکیل جلسات" را برای آن را شاهد نبوده ایم.

 

سازندگی با ورژن اعتدالی

در انتخابات سال 92 کارگزاران باز مثل همیشه در زیر علم پدر معنوی خود سینه زد اما با عدم احراز صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری و جایگزینی دکتر روحانی از حزب همسایه "اعتدال و توسعه" به حمایت از وی پرداخت. البته برخلاف اصلاح طلبان  که از این حمایت آب چندانی برای آنان گرم نشد،برخی از اعضای کارگزاران همچون زنگنه، نعمت زاده،جهانگیری به سمت های بالایی در دولت رسیدند.

بیش از یک سال به انتخابات مجلس دهم زمان مانده و بدون شک احزاب مختلفی از جمله کارگزاران و اعتدال و توسعه برای تسخیر آن نقشه کشیده اند.  نشریه مهرنامه در شماره نوروزی امسال خود با اختصاص پرونده ای با عنوان "تکنوکراسی جاده صاف کن دموکراسی"با معرفی کارگزاران به عنوان و در کنار لیبرالیسم، خبر از جاده بازسازی و احیای دوباره این حزب دولت ساخته داد. غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب در این مصاحبه با گفتن این نکته که "شورای مرکزی این حزب 14 نفر به 31 نفر افزایش خواهد یافت" گفت: «در استان ها نیروهای همسو با کارگزاران را منسجم کنیم و احتمالا شوراها و دبیران استانی حزب در ترمیم کنیم.

 

                                                                     ***

 

 27 دی ماه امسال نوزدهمین سالروز صدور بیانیه تاسیس حزبی است که برای اولین بار پس از انقلاب عملا خود را با پیشوند لیبرال دموکرات و سپس مسلمان معرفی کردند. کارگزاران در قطب بندی های سیاسی ایران بدین جهت مهم است که زمانی سعید حجاریان،مغز متفکر اردوگاه اصلاح طلبان برای تبیین معادلات سیاسی و نشان دادن نقشه راه برای دوم خردادی ها ، به سه "استارت" پس از رحلت امام راحل در جمهوری اسلامی اشاره کرده بود. به زعم وی "استارت" اول را عبدالکریم سروش و یاران حلقه وی در حلقه کیان با دیدگاه های روشنفکری دینی آغاز کردند. ظهور کارگزاران سازندگی و در نهایت دوم خرداد 76 دو "استارت" دیگر برای حیات جمهوری اسلامی در دهه دوم خود بود.

مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد. کارگزاران،فن سالاران طبقه متوسط مدرن که پیاده نظام اجرای طرح های دولت سازندگی بودند.عمدتا برخاسته از استان های کرمان،یزد و اصفهان.له شدن مستضعفین زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی برایشان اهمیتی نداشته و ندارد. در سیاست خارجی حامی برقراری رابطه با غرب بوده و لیبرالیسم یوتوپیای آنان است. با آنکه از صراحت موضع گیری سیاسی پرهیز می کنند اما بشدت ایدئولوژیک و سیاسی رفتار می کنند.

 

پی نوشت:

1. در خاطرات سال 68  هاشمی رفسنجانی آمده که موسوی خوئینی ها انتظار داشت مقام معظم رهبری وی را به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه انتخاب کند و به زعم نگارنده این سطور کینه وی نسبت به رهبر انقلاب از آن زمان آغاز شد.

  1. 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  2. 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند

                                                                                                                                                                                                                    نویسنده: میثم عبداللهی

انتهای پیام/گ

,

هاشمی بدون روتوش

آیت الله هاشمی بهرمانی با تباری راست و انقلابی به تعبیر یار همیشه مدافعش صادق زیباکلام زودتر از سایر انقلابیون متوجه شد که با شعارهای انقلابی و تند نمی توان کشور را به توسعه و پیشرفت رساند. همین امر باعث شد که به مرور، تقابل تفکرات اقتصادی او از اواسط دهه 60 با دولت نهادگرای موسوی آغاز شود و نقش به سزایی در تشکیل گام به گام حلقه های فکری-مدیریتی "لیبرالیسم اقتصادی" او بازی کند.

دولت اول هاشمی رفسنجانی میراث دار اداره کشوری بود که بر اساس 8 سال مقاومت جانانه در برابر دشمن ضربه هایی در عرصه اقتصادی و صنعتی دیده بود. اما خلاف آنچه همه انقلابیون انتظار آن را داشتند با خطبه های هاشمی در نماز جمعه سال 69 لیبرالیسم در دولت وی زاده شد. لیبرالیسمی که در عرصه اقتصاد با تکیه بر تعدادی تکنوکرات و فن سالار که به گفته خود او «سیاسی» نبوده و تنها مدیرانی اجرایی هستند آغاز شد. آزاد سازی قیمت ها،جذب سرمایه های خارجی، خصوصی سازی شرکت ها بخشی از سیاست های تعدیل اقتصادی دیکته شده از طرف نئولیبرال های بانک جهانی برای دولت سازندگی بود که عدم درک صحیح دولت از شرایط اجتماعی-اقتصادی ایران در نهایت اوضاع را به شدت بحرانی کرد. وضع بدان جا رسید که تورم 49 درصدی(2) باعث بروز مسائل حاد اجتماعی و بحران ها امنیتی همچون بحران اسلامشهر و مشهد شد. البته به زعم تحلیل گران، عدم توجه به عدالت اجتماعی و اقتصادی، اصلی ترین نقد وارد بر سیاست های اقتصادی لیبرال هاشمی بود.

با انتقادات صریح رهبر معظم انقلاب از سیاست های دولت وقت که با عناوینی همچون "تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی" شکل گرفت و در سال 71 و پس از آن با نقد مادی گرایی و تجمل گرایی موجود در دولت ادامه یافت،جناح راست به تدریج از هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و این موضع خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی دولت برای تصدی وزارت اقتصاد  نشان داد. خزان هاشمی و جناح راست آغاز شده بود و هاشمی در غیاب جناح چپ رقیبی تازه و قدرتمند برای گفتمان توسعه محور خود می دید. در زمستان سال 74  و در آستانه انتخابات مجلس چهارم تعارضات هاشمی با جریان راست به نهایت خود رسید و وی کارت های دیگر بازی اش را رو کرد.

 

فرزند خواندگان آیت الله

او خوب متوجه شد که دوران ماه عسلش با جناحین تمام شده و چپ ها که عملا به اغمای سیاسی رفته اند(حال آنکه در خفا مشق قدرت می کردند) و راست ها پس از آن همه سیاست های ویرانگر اقتصادی و... دیگر مجالی برای خودنمایی سیاسی به او نمی دهند سعی در حفظ قدرت و برساخت مردانی از خود و وفادار به خود نمود. کارگزاران سازندگی مولود این شرایط بود.

در آن زمان هاشمی به عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز  برای تلطیف فضا با جناح راست و یا یافتن بهانه ای برای جدا کردن راه خود از راست ها،پیشنهاد کرد جامعه روحانیت مبارز، سید محمود دعایی،مجید انصاری،مصطفی معین،عبدالله نوری و فائزه هاشمی از چهره های معروف جناح چپ را در لیست  انتخابات مجلس چهارم قرار دهد اما با دست رد جامعه روحانیت مبارز بر سینه هاشمی، وی پروژه جدیدش را آغاز کرد. در 27 دی ماه 1374، 16 تن از وزرا و معاونان دولت وقت با صدور بیانیه ای با عنوان "خدمتگزاران سازندگی" اعلام داشتند که حضور فعالی در انتخابات پیش رو خواهند داشت و پیامی صریح به جناح چپ و راست فرستادند که ما جریانی فراتر از راست و چپ و صدالبته مرید و پیرو هاشمی رفسنجانی هستیم.

واکنش ها به تاسیس این حزب دولتی نیز بسیار جالب بود؛ تکنوکرات ها پیش بینی نمی کردند که با صدور بیانیه ی تشکیل و حضور همه جانبه در انتخابات آتی مجلس آنچنان جناح چپ را خوشحال کنند که علی رغم انتقاد ظاهری اما خوشحال از شکاف راست ها، برای اتحاد آتی با آنان برنامه بریزند و جناح راست را به حدی عصبانی کنند که برای تهدید،طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور را مطرح سازند. در نهایت با فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور وزرا در لیست و تقلیل آن  به 6 تن از معاونان و رییس بانک مرکزی و شهردار تهران از التهابات کاسته شد.

پس از آن بود که کارگزاران ساختار حزبی بیرونی اش را به نمایش گذاشت و با موفقیتی قابل توجه در نخستین آزمون خود پس از تشکیل، در مجلس چهارم در ائتلاف با چپ سنتی و  تشکیل فراکسیونی در اقلیت اما قدرتمند تحت عنوان"حزب الله" با حضور افرادی همچون عبدالله نوری،عطاالله مهاجرانی برای راست سنتی خط و نشان کشید. در واقع تاسیس کارگزاران سازندگی عنصری زمینه ساز برای بازگشت جناح چپ به عرصه مدیریتی کشور بود.

سال 75 به نیمه خود نزدیک شده بود و با رفتن پدر معنوی از ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده سرنوشت کارگزاران خصوصا در مسائل اقتصادی برایشان مبهم بود. برای غلبه بر این مشکل این گروه کم کم زمزمه هایی را در گوش برخی سیاسیون و مردم نجوا کرد که قانون اساسی باید تغییر کرده و راه برای تداوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هموار شود. حسین مرعشی،عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی از مروجان این ایده بودند. جالب است یکی دیگر از آن افراد،دکتر حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز  بود که با کنایه در جمع همشهریان خود در سرخه سمنان گفت:"قانون اساسی نوکر مردم است و ارزش قانون اساسی مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند"(هفته نامه ارزش ها،مهر75،ش1،ص3) .اما با مخالفت های راس نظام و بدنه اجتماعی مردم با تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست جمهوری هاشمی،در سال 76 نهایتا کارگزاران به عنوان آخرین حامی حزبی خاتمی وارد صحنه شد و ائتلاف راست نو با چپ سنتی شکل گرفت.

 

ائتلاف شکننده

 خستگی عمیق مردم از بی تدبیری های اقتصادی-اجتماعی دولت سازندگی،با این ذهنیت که ناطق نوری ادامه دهنده راه هاشمی است خاتمی را به پیروزی رساند. کارگزاران نماد توسعه اقتصادی و دوم خردادی ها نماد توسعه سیاسی در دهه 70 بودند. بسیاری می گویند آن زمان این دو طیف در ائتلافی نوشته یا نانوشته به هم نزدیک شدند و خاتمی به دلیل نداشتن تئوری های اقتصادی(آنگونه که خود گفت وی مردی فرهنگی بود نه اقتصادی) در این عرصه به دامان تکنوکرات های هاشمی پناه برد. بنابراین روی کار آمدن دولت اصلاحات، کارگزاران را در ارگانها و نهادهای اقتصادی تقریبا تکان نداد و حتی وزیری از جنس"تساهل و تسامح"را به مرکز فرهنگ دولت اصلاحات فرستاد.

اما این ائتلاف شکننده با شرکت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم در سال 78 و هجمه بی سابقه و البته جالب دوم خردادی ها به وی تقریبا تمام شد و نیروهای کارگزارانی دولت خاتمی عملا به حاشیه رانده شدند.  یاران هاشمی در حزب کارگزاران هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتند مثلا کرباسچی به دلیل تخلفات گسترده در شهرداری تهران راهی زندان شد. مهاجرانی استعفای بلندبالایی برای خاتمی نوشت که «رئیس جمهور می خواهد به دریا بزند اما خیس نشود» و در نهایت راهی مرکز گفتگوی تمدن ها شد. با تاسیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی محمدعلی نجفی از دولت کنار گذاشته شد و با فوت محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی لیبرالیستی دولت سازندگی، بزرگترین ضربه به این حزب وارد شد.

 

آغازی بر یک پایان

انتخابات مجلس ششم در واقع آغازی بر پایان این حزب دولت ساخته بود. هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی این حزب که وعده داده بود پس از ریاست جمهوری دیگر تلاشی برای تصدی سمت اجرایی و سیاسی نداشته باشد و تنها به مشاوره رهبری و تدوین تفسیر قرآن خود مشغول باشد برای کسب ریاست مجلس شورای اسلامی در سال 78 کاندیدای مردم تهران شد. وی که با هجمه شدید تندروهای اصلاح طلب مواجه شده بود در نهایت و پس از کش و قوس های فراوان و کسب رتبه 20 از میان 30 نماینده شهر تهران، ترجیح داد که برای جلوگیری از گسترش هجمه اصلاح طلبان در مجلس آینده از حضور در مجلس ششم استعفا دهد (3).

پس از این جریانات بود که در خرداد سال 79 محمد عطریان فر از چهره های شاخص کارگزاران از «پایان ماموریت تاریخی کارگزاران» سخن گفت و بدین ترتیب بود که که این حزب در مواجهه با رقیب قدرتمند خود یعنی دوم خردادی ها و محافظه کاران توانی برای عرضه اندام نداشت. تلاش های آنان حتی در ارائه لیستی مستقل در انتخابات شوراهای دوم با اقبال مواجه نشد و فی الواقع تاریخ مصرف این حزب گذشته بود. در این برهه و پس از ناکامی در مجلس ششم و شوراها بود که فرمت به روز شده کارگزاران در قالب راست آن یعنی حزب"اعتدال و توسعه" برای جذب اعضای راست و محافظه کار طیف هاشمی رفسنجانی ارائه شد. مهم ترین اعضای آن که به زعم نگارنده اعضای اصلی دولت اعتدال را تشکیل داده اند حسن روحانی، محمدباقر نوبخت،اکبر ترکان،محمود واعظی،محمدرضا نعمت زاده و محمدعلی نجفی بودند. آنچه که در خصوص راه اندازی حزب جدید التاسیس می توان گفت این است که کارگزاران طیف چپ و اعتدال و توسعه طیف راست وامداران به هاشمی رفسنجانی هستند.

گویا پس از سال 80 سیاست دیگر رخ پیروز خود را برای اصلاح طلبان و کارگزاران نشان نمی داد. شکست آنان در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم پیش درآمدی برای سوم تیر 84 بود. پس از 8 سال حکمرانی اصلاحات بر قوه مجریه و تشتت آرا در بین آنان، بار دیگر پدر معنوی تکنوکرات ها خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نهم آماده می کرد. اصلاح طلبان با حضور چند کاندیدا به سمت هاشمی رفسنجانی نرفتند اما کارگزاران علمدار تبلیغ برای وی شدند. قصه خرداد و تیر 84 را همه شنیده ایم اما مقاله 4 تیرماه 84 محمد قوچانی ژورنالیست اصلاح طلب آن زمان و اعتدالی این زمان در روزنامه شرق مبین و گویای همه چیز بود: « دیروز اصلاح طلبی از دموکراسی شکست خورد. در یکی از رقابتی ترین مبارزات انتخابات تاریخ دموکراسی ایران نامزد جناحی که به عدالت بیشتر از آزادی اهمیت می داد بر نامزد یا نامزدهایی که به مفاهیم اصلاح طلبانه توسعه،آزادی و دموکراسی را ترویج می کردند پیروز شد»

 

دوران پسا احمدی نژاد و اتحاد لیبرالیم سیاسی و اقتصادی

گفتمان "عدالت" بر گفتمان "توسعه" پیروز شد و بدین ترتیب علاوه بر اصلاح طلبان، دست کارگزاران نیز از اندک مناصب اجرایی کشور قطع گردید و نیروهای انقلابی و اصولگرا جایگزین آنان شدند. در 4 سال باقی مانده تا سال 88 این دو طیف با تجدید نظر در بنیان های فکری خود سعی در برنامه ریزی برای شکست دولت و در دست گرفتن قوه مجریه و به زعم خود برگرداندن قطار کشور به ریل واقعی کردند. البته نقش اقدامات سلبی محمود احمدی نژاد که به نزدیکی این دو جناح کمک کرد غیرقابل انکار است. نزدیکی که باعث التقاط فکری آنان نیز شد. اصلاح طلبان نماد توسعه سیاسی و کارگزاران نماد توسعه اقتصادی بودند. آن چه این دو را از هم جدا می کرد غفلت آنان از وجه مکمل در نظر هر دو بود. اصلاح طلبان بیش از آن که به اقتصاد آزاد وقعی نهند به نهادگرایان علقه داشته و دارند در مقابل کارگزاران با برکشیدن علم مخالفت با توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی را پیش زمینه و محرک اولیه  جامعه می دانستند.

در انتخابات 88 این حزب رفتاری قابل تامل انجام داد یعنی بدنه و کلیت حزب در اطلاعیه ای رسمی از موسوی و دبیرکل آن کرباسچی با گفتن"افتخار میکنم کفش های کروبی را واکس بزنم" از مهدی کروبی حمایت کرد. شاید آقای دبیرکل با این عملکرد  می خواست دلگیری خود از خاتمی و یارانش را به خاطر سکوتشان در زمان زندان وی به رخ آنان بکشد. با شکست فاجعه بار آنان در انتخابات، حزبی که روزی در روزنامه ها فرم عضو گیری منتشر می کرد عملا به کمای سیاسی رفت و با اقدامات ساختار شکنانه و دستگیری عمده اعضای این حزب در فتنه سال 88  هیچ راهی برای آنان جز گفتار درمانی نماند. تا انتخابات 92 در هر مقطع حساس که خبری از این حزب منتشر می شد در واقع چیزی جز "بررسی"،"برنامه ریزی" و "تشکیل جلسات" را برای آن را شاهد نبوده ایم.

 

سازندگی با ورژن اعتدالی

در انتخابات سال 92 کارگزاران باز مثل همیشه در زیر علم پدر معنوی خود سینه زد اما با عدم احراز صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری و جایگزینی دکتر روحانی از حزب همسایه "اعتدال و توسعه" به حمایت از وی پرداخت. البته برخلاف اصلاح طلبان  که از این حمایت آب چندانی برای آنان گرم نشد،برخی از اعضای کارگزاران همچون زنگنه، نعمت زاده،جهانگیری به سمت های بالایی در دولت رسیدند.

بیش از یک سال به انتخابات مجلس دهم زمان مانده و بدون شک احزاب مختلفی از جمله کارگزاران و اعتدال و توسعه برای تسخیر آن نقشه کشیده اند.  نشریه مهرنامه در شماره نوروزی امسال خود با اختصاص پرونده ای با عنوان "تکنوکراسی جاده صاف کن دموکراسی"با معرفی کارگزاران به عنوان و در کنار لیبرالیسم، خبر از جاده بازسازی و احیای دوباره این حزب دولت ساخته داد. غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب در این مصاحبه با گفتن این نکته که "شورای مرکزی این حزب 14 نفر به 31 نفر افزایش خواهد یافت" گفت: «در استان ها نیروهای همسو با کارگزاران را منسجم کنیم و احتمالا شوراها و دبیران استانی حزب در ترمیم کنیم.

 

                                                                     ***

 

 27 دی ماه امسال نوزدهمین سالروز صدور بیانیه تاسیس حزبی است که برای اولین بار پس از انقلاب عملا خود را با پیشوند لیبرال دموکرات و سپس مسلمان معرفی کردند. کارگزاران در قطب بندی های سیاسی ایران بدین جهت مهم است که زمانی سعید حجاریان،مغز متفکر اردوگاه اصلاح طلبان برای تبیین معادلات سیاسی و نشان دادن نقشه راه برای دوم خردادی ها ، به سه "استارت" پس از رحلت امام راحل در جمهوری اسلامی اشاره کرده بود. به زعم وی "استارت" اول را عبدالکریم سروش و یاران حلقه وی در حلقه کیان با دیدگاه های روشنفکری دینی آغاز کردند. ظهور کارگزاران سازندگی و در نهایت دوم خرداد 76 دو "استارت" دیگر برای حیات جمهوری اسلامی در دهه دوم خود بود.

مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد. کارگزاران،فن سالاران طبقه متوسط مدرن که پیاده نظام اجرای طرح های دولت سازندگی بودند.عمدتا برخاسته از استان های کرمان،یزد و اصفهان.له شدن مستضعفین زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی برایشان اهمیتی نداشته و ندارد. در سیاست خارجی حامی برقراری رابطه با غرب بوده و لیبرالیسم یوتوپیای آنان است. با آنکه از صراحت موضع گیری سیاسی پرهیز می کنند اما بشدت ایدئولوژیک و سیاسی رفتار می کنند.

 

پی نوشت:

1. در خاطرات سال 68  هاشمی رفسنجانی آمده که موسوی خوئینی ها انتظار داشت مقام معظم رهبری وی را به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه انتخاب کند و به زعم نگارنده این سطور کینه وی نسبت به رهبر انقلاب از آن زمان آغاز شد.

  1. 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  2. 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند

                                                                                                                                                                                                                    نویسنده: میثم عبداللهی

انتهای پیام/گ

,

هاشمی بدون روتوش

آیت الله هاشمی بهرمانی با تباری راست و انقلابی به تعبیر یار همیشه مدافعش صادق زیباکلام زودتر از سایر انقلابیون متوجه شد که با شعارهای انقلابی و تند نمی توان کشور را به توسعه و پیشرفت رساند. همین امر باعث شد که به مرور، تقابل تفکرات اقتصادی او از اواسط دهه 60 با دولت نهادگرای موسوی آغاز شود و نقش به سزایی در تشکیل گام به گام حلقه های فکری-مدیریتی "لیبرالیسم اقتصادی" او بازی کند.

دولت اول هاشمی رفسنجانی میراث دار اداره کشوری بود که بر اساس 8 سال مقاومت جانانه در برابر دشمن ضربه هایی در عرصه اقتصادی و صنعتی دیده بود. اما خلاف آنچه همه انقلابیون انتظار آن را داشتند با خطبه های هاشمی در نماز جمعه سال 69 لیبرالیسم در دولت وی زاده شد. لیبرالیسمی که در عرصه اقتصاد با تکیه بر تعدادی تکنوکرات و فن سالار که به گفته خود او «سیاسی» نبوده و تنها مدیرانی اجرایی هستند آغاز شد. آزاد سازی قیمت ها،جذب سرمایه های خارجی، خصوصی سازی شرکت ها بخشی از سیاست های تعدیل اقتصادی دیکته شده از طرف نئولیبرال های بانک جهانی برای دولت سازندگی بود که عدم درک صحیح دولت از شرایط اجتماعی-اقتصادی ایران در نهایت اوضاع را به شدت بحرانی کرد. وضع بدان جا رسید که تورم 49 درصدی(2) باعث بروز مسائل حاد اجتماعی و بحران ها امنیتی همچون بحران اسلامشهر و مشهد شد. البته به زعم تحلیل گران، عدم توجه به عدالت اجتماعی و اقتصادی، اصلی ترین نقد وارد بر سیاست های اقتصادی لیبرال هاشمی بود.

با انتقادات صریح رهبر معظم انقلاب از سیاست های دولت وقت که با عناوینی همچون "تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی" شکل گرفت و در سال 71 و پس از آن با نقد مادی گرایی و تجمل گرایی موجود در دولت ادامه یافت،جناح راست به تدریج از هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و این موضع خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی دولت برای تصدی وزارت اقتصاد  نشان داد. خزان هاشمی و جناح راست آغاز شده بود و هاشمی در غیاب جناح چپ رقیبی تازه و قدرتمند برای گفتمان توسعه محور خود می دید. در زمستان سال 74  و در آستانه انتخابات مجلس چهارم تعارضات هاشمی با جریان راست به نهایت خود رسید و وی کارت های دیگر بازی اش را رو کرد.

 

فرزند خواندگان آیت الله

او خوب متوجه شد که دوران ماه عسلش با جناحین تمام شده و چپ ها که عملا به اغمای سیاسی رفته اند(حال آنکه در خفا مشق قدرت می کردند) و راست ها پس از آن همه سیاست های ویرانگر اقتصادی و... دیگر مجالی برای خودنمایی سیاسی به او نمی دهند سعی در حفظ قدرت و برساخت مردانی از خود و وفادار به خود نمود. کارگزاران سازندگی مولود این شرایط بود.

در آن زمان هاشمی به عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز  برای تلطیف فضا با جناح راست و یا یافتن بهانه ای برای جدا کردن راه خود از راست ها،پیشنهاد کرد جامعه روحانیت مبارز، سید محمود دعایی،مجید انصاری،مصطفی معین،عبدالله نوری و فائزه هاشمی از چهره های معروف جناح چپ را در لیست  انتخابات مجلس چهارم قرار دهد اما با دست رد جامعه روحانیت مبارز بر سینه هاشمی، وی پروژه جدیدش را آغاز کرد. در 27 دی ماه 1374، 16 تن از وزرا و معاونان دولت وقت با صدور بیانیه ای با عنوان "خدمتگزاران سازندگی" اعلام داشتند که حضور فعالی در انتخابات پیش رو خواهند داشت و پیامی صریح به جناح چپ و راست فرستادند که ما جریانی فراتر از راست و چپ و صدالبته مرید و پیرو هاشمی رفسنجانی هستیم.

واکنش ها به تاسیس این حزب دولتی نیز بسیار جالب بود؛ تکنوکرات ها پیش بینی نمی کردند که با صدور بیانیه ی تشکیل و حضور همه جانبه در انتخابات آتی مجلس آنچنان جناح چپ را خوشحال کنند که علی رغم انتقاد ظاهری اما خوشحال از شکاف راست ها، برای اتحاد آتی با آنان برنامه بریزند و جناح راست را به حدی عصبانی کنند که برای تهدید،طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور را مطرح سازند. در نهایت با فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور وزرا در لیست و تقلیل آن  به 6 تن از معاونان و رییس بانک مرکزی و شهردار تهران از التهابات کاسته شد.

پس از آن بود که کارگزاران ساختار حزبی بیرونی اش را به نمایش گذاشت و با موفقیتی قابل توجه در نخستین آزمون خود پس از تشکیل، در مجلس چهارم در ائتلاف با چپ سنتی و  تشکیل فراکسیونی در اقلیت اما قدرتمند تحت عنوان"حزب الله" با حضور افرادی همچون عبدالله نوری،عطاالله مهاجرانی برای راست سنتی خط و نشان کشید. در واقع تاسیس کارگزاران سازندگی عنصری زمینه ساز برای بازگشت جناح چپ به عرصه مدیریتی کشور بود.

سال 75 به نیمه خود نزدیک شده بود و با رفتن پدر معنوی از ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده سرنوشت کارگزاران خصوصا در مسائل اقتصادی برایشان مبهم بود. برای غلبه بر این مشکل این گروه کم کم زمزمه هایی را در گوش برخی سیاسیون و مردم نجوا کرد که قانون اساسی باید تغییر کرده و راه برای تداوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هموار شود. حسین مرعشی،عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی از مروجان این ایده بودند. جالب است یکی دیگر از آن افراد،دکتر حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز  بود که با کنایه در جمع همشهریان خود در سرخه سمنان گفت:"قانون اساسی نوکر مردم است و ارزش قانون اساسی مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند"(هفته نامه ارزش ها،مهر75،ش1،ص3) .اما با مخالفت های راس نظام و بدنه اجتماعی مردم با تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست جمهوری هاشمی،در سال 76 نهایتا کارگزاران به عنوان آخرین حامی حزبی خاتمی وارد صحنه شد و ائتلاف راست نو با چپ سنتی شکل گرفت.

 

ائتلاف شکننده

 خستگی عمیق مردم از بی تدبیری های اقتصادی-اجتماعی دولت سازندگی،با این ذهنیت که ناطق نوری ادامه دهنده راه هاشمی است خاتمی را به پیروزی رساند. کارگزاران نماد توسعه اقتصادی و دوم خردادی ها نماد توسعه سیاسی در دهه 70 بودند. بسیاری می گویند آن زمان این دو طیف در ائتلافی نوشته یا نانوشته به هم نزدیک شدند و خاتمی به دلیل نداشتن تئوری های اقتصادی(آنگونه که خود گفت وی مردی فرهنگی بود نه اقتصادی) در این عرصه به دامان تکنوکرات های هاشمی پناه برد. بنابراین روی کار آمدن دولت اصلاحات، کارگزاران را در ارگانها و نهادهای اقتصادی تقریبا تکان نداد و حتی وزیری از جنس"تساهل و تسامح"را به مرکز فرهنگ دولت اصلاحات فرستاد.

اما این ائتلاف شکننده با شرکت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم در سال 78 و هجمه بی سابقه و البته جالب دوم خردادی ها به وی تقریبا تمام شد و نیروهای کارگزارانی دولت خاتمی عملا به حاشیه رانده شدند.  یاران هاشمی در حزب کارگزاران هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتند مثلا کرباسچی به دلیل تخلفات گسترده در شهرداری تهران راهی زندان شد. مهاجرانی استعفای بلندبالایی برای خاتمی نوشت که «رئیس جمهور می خواهد به دریا بزند اما خیس نشود» و در نهایت راهی مرکز گفتگوی تمدن ها شد. با تاسیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی محمدعلی نجفی از دولت کنار گذاشته شد و با فوت محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی لیبرالیستی دولت سازندگی، بزرگترین ضربه به این حزب وارد شد.

 

آغازی بر یک پایان

انتخابات مجلس ششم در واقع آغازی بر پایان این حزب دولت ساخته بود. هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی این حزب که وعده داده بود پس از ریاست جمهوری دیگر تلاشی برای تصدی سمت اجرایی و سیاسی نداشته باشد و تنها به مشاوره رهبری و تدوین تفسیر قرآن خود مشغول باشد برای کسب ریاست مجلس شورای اسلامی در سال 78 کاندیدای مردم تهران شد. وی که با هجمه شدید تندروهای اصلاح طلب مواجه شده بود در نهایت و پس از کش و قوس های فراوان و کسب رتبه 20 از میان 30 نماینده شهر تهران، ترجیح داد که برای جلوگیری از گسترش هجمه اصلاح طلبان در مجلس آینده از حضور در مجلس ششم استعفا دهد (3).

پس از این جریانات بود که در خرداد سال 79 محمد عطریان فر از چهره های شاخص کارگزاران از «پایان ماموریت تاریخی کارگزاران» سخن گفت و بدین ترتیب بود که که این حزب در مواجهه با رقیب قدرتمند خود یعنی دوم خردادی ها و محافظه کاران توانی برای عرضه اندام نداشت. تلاش های آنان حتی در ارائه لیستی مستقل در انتخابات شوراهای دوم با اقبال مواجه نشد و فی الواقع تاریخ مصرف این حزب گذشته بود. در این برهه و پس از ناکامی در مجلس ششم و شوراها بود که فرمت به روز شده کارگزاران در قالب راست آن یعنی حزب"اعتدال و توسعه" برای جذب اعضای راست و محافظه کار طیف هاشمی رفسنجانی ارائه شد. مهم ترین اعضای آن که به زعم نگارنده اعضای اصلی دولت اعتدال را تشکیل داده اند حسن روحانی، محمدباقر نوبخت،اکبر ترکان،محمود واعظی،محمدرضا نعمت زاده و محمدعلی نجفی بودند. آنچه که در خصوص راه اندازی حزب جدید التاسیس می توان گفت این است که کارگزاران طیف چپ و اعتدال و توسعه طیف راست وامداران به هاشمی رفسنجانی هستند.

گویا پس از سال 80 سیاست دیگر رخ پیروز خود را برای اصلاح طلبان و کارگزاران نشان نمی داد. شکست آنان در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم پیش درآمدی برای سوم تیر 84 بود. پس از 8 سال حکمرانی اصلاحات بر قوه مجریه و تشتت آرا در بین آنان، بار دیگر پدر معنوی تکنوکرات ها خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نهم آماده می کرد. اصلاح طلبان با حضور چند کاندیدا به سمت هاشمی رفسنجانی نرفتند اما کارگزاران علمدار تبلیغ برای وی شدند. قصه خرداد و تیر 84 را همه شنیده ایم اما مقاله 4 تیرماه 84 محمد قوچانی ژورنالیست اصلاح طلب آن زمان و اعتدالی این زمان در روزنامه شرق مبین و گویای همه چیز بود: « دیروز اصلاح طلبی از دموکراسی شکست خورد. در یکی از رقابتی ترین مبارزات انتخابات تاریخ دموکراسی ایران نامزد جناحی که به عدالت بیشتر از آزادی اهمیت می داد بر نامزد یا نامزدهایی که به مفاهیم اصلاح طلبانه توسعه،آزادی و دموکراسی را ترویج می کردند پیروز شد»

 

دوران پسا احمدی نژاد و اتحاد لیبرالیم سیاسی و اقتصادی

گفتمان "عدالت" بر گفتمان "توسعه" پیروز شد و بدین ترتیب علاوه بر اصلاح طلبان، دست کارگزاران نیز از اندک مناصب اجرایی کشور قطع گردید و نیروهای انقلابی و اصولگرا جایگزین آنان شدند. در 4 سال باقی مانده تا سال 88 این دو طیف با تجدید نظر در بنیان های فکری خود سعی در برنامه ریزی برای شکست دولت و در دست گرفتن قوه مجریه و به زعم خود برگرداندن قطار کشور به ریل واقعی کردند. البته نقش اقدامات سلبی محمود احمدی نژاد که به نزدیکی این دو جناح کمک کرد غیرقابل انکار است. نزدیکی که باعث التقاط فکری آنان نیز شد. اصلاح طلبان نماد توسعه سیاسی و کارگزاران نماد توسعه اقتصادی بودند. آن چه این دو را از هم جدا می کرد غفلت آنان از وجه مکمل در نظر هر دو بود. اصلاح طلبان بیش از آن که به اقتصاد آزاد وقعی نهند به نهادگرایان علقه داشته و دارند در مقابل کارگزاران با برکشیدن علم مخالفت با توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی را پیش زمینه و محرک اولیه  جامعه می دانستند.

در انتخابات 88 این حزب رفتاری قابل تامل انجام داد یعنی بدنه و کلیت حزب در اطلاعیه ای رسمی از موسوی و دبیرکل آن کرباسچی با گفتن"افتخار میکنم کفش های کروبی را واکس بزنم" از مهدی کروبی حمایت کرد. شاید آقای دبیرکل با این عملکرد  می خواست دلگیری خود از خاتمی و یارانش را به خاطر سکوتشان در زمان زندان وی به رخ آنان بکشد. با شکست فاجعه بار آنان در انتخابات، حزبی که روزی در روزنامه ها فرم عضو گیری منتشر می کرد عملا به کمای سیاسی رفت و با اقدامات ساختار شکنانه و دستگیری عمده اعضای این حزب در فتنه سال 88  هیچ راهی برای آنان جز گفتار درمانی نماند. تا انتخابات 92 در هر مقطع حساس که خبری از این حزب منتشر می شد در واقع چیزی جز "بررسی"،"برنامه ریزی" و "تشکیل جلسات" را برای آن را شاهد نبوده ایم.

 

سازندگی با ورژن اعتدالی

در انتخابات سال 92 کارگزاران باز مثل همیشه در زیر علم پدر معنوی خود سینه زد اما با عدم احراز صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری و جایگزینی دکتر روحانی از حزب همسایه "اعتدال و توسعه" به حمایت از وی پرداخت. البته برخلاف اصلاح طلبان  که از این حمایت آب چندانی برای آنان گرم نشد،برخی از اعضای کارگزاران همچون زنگنه، نعمت زاده،جهانگیری به سمت های بالایی در دولت رسیدند.

بیش از یک سال به انتخابات مجلس دهم زمان مانده و بدون شک احزاب مختلفی از جمله کارگزاران و اعتدال و توسعه برای تسخیر آن نقشه کشیده اند.  نشریه مهرنامه در شماره نوروزی امسال خود با اختصاص پرونده ای با عنوان "تکنوکراسی جاده صاف کن دموکراسی"با معرفی کارگزاران به عنوان و در کنار لیبرالیسم، خبر از جاده بازسازی و احیای دوباره این حزب دولت ساخته داد. غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب در این مصاحبه با گفتن این نکته که "شورای مرکزی این حزب 14 نفر به 31 نفر افزایش خواهد یافت" گفت: «در استان ها نیروهای همسو با کارگزاران را منسجم کنیم و احتمالا شوراها و دبیران استانی حزب در ترمیم کنیم.

 

                                                                     ***

 

 27 دی ماه امسال نوزدهمین سالروز صدور بیانیه تاسیس حزبی است که برای اولین بار پس از انقلاب عملا خود را با پیشوند لیبرال دموکرات و سپس مسلمان معرفی کردند. کارگزاران در قطب بندی های سیاسی ایران بدین جهت مهم است که زمانی سعید حجاریان،مغز متفکر اردوگاه اصلاح طلبان برای تبیین معادلات سیاسی و نشان دادن نقشه راه برای دوم خردادی ها ، به سه "استارت" پس از رحلت امام راحل در جمهوری اسلامی اشاره کرده بود. به زعم وی "استارت" اول را عبدالکریم سروش و یاران حلقه وی در حلقه کیان با دیدگاه های روشنفکری دینی آغاز کردند. ظهور کارگزاران سازندگی و در نهایت دوم خرداد 76 دو "استارت" دیگر برای حیات جمهوری اسلامی در دهه دوم خود بود.

مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد. کارگزاران،فن سالاران طبقه متوسط مدرن که پیاده نظام اجرای طرح های دولت سازندگی بودند.عمدتا برخاسته از استان های کرمان،یزد و اصفهان.له شدن مستضعفین زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی برایشان اهمیتی نداشته و ندارد. در سیاست خارجی حامی برقراری رابطه با غرب بوده و لیبرالیسم یوتوپیای آنان است. با آنکه از صراحت موضع گیری سیاسی پرهیز می کنند اما بشدت ایدئولوژیک و سیاسی رفتار می کنند.

 

پی نوشت:

1. در خاطرات سال 68  هاشمی رفسنجانی آمده که موسوی خوئینی ها انتظار داشت مقام معظم رهبری وی را به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه انتخاب کند و به زعم نگارنده این سطور کینه وی نسبت به رهبر انقلاب از آن زمان آغاز شد.

  1. 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  2. 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند

                                                                                                                                                                                                                    نویسنده: میثم عبداللهی

انتهای پیام/گ

,

هاشمی بدون روتوش

,

آیت الله هاشمی بهرمانی با تباری راست و انقلابی به تعبیر یار همیشه مدافعش صادق زیباکلام زودتر از سایر انقلابیون متوجه شد که با شعارهای انقلابی و تند نمی توان کشور را به توسعه و پیشرفت رساند. همین امر باعث شد که به مرور، تقابل تفکرات اقتصادی او از اواسط دهه 60 با دولت نهادگرای موسوی آغاز شود و نقش به سزایی در تشکیل گام به گام حلقه های فکری-مدیریتی "لیبرالیسم اقتصادی" او بازی کند.

,

دولت اول هاشمی رفسنجانی میراث دار اداره کشوری بود که بر اساس 8 سال مقاومت جانانه در برابر دشمن ضربه هایی در عرصه اقتصادی و صنعتی دیده بود. اما خلاف آنچه همه انقلابیون انتظار آن را داشتند با خطبه های هاشمی در نماز جمعه سال 69 لیبرالیسم در دولت وی زاده شد. لیبرالیسمی که در عرصه اقتصاد با تکیه بر تعدادی تکنوکرات و فن سالار که به گفته خود او «سیاسی» نبوده و تنها مدیرانی اجرایی هستند آغاز شد. آزاد سازی قیمت ها،جذب سرمایه های خارجی، خصوصی سازی شرکت ها بخشی از سیاست های تعدیل اقتصادی دیکته شده از طرف نئولیبرال های بانک جهانی برای دولت سازندگی بود که عدم درک صحیح دولت از شرایط اجتماعی-اقتصادی ایران در نهایت اوضاع را به شدت بحرانی کرد. وضع بدان جا رسید که تورم 49 درصدی(2) باعث بروز مسائل حاد اجتماعی و بحران ها امنیتی همچون بحران اسلامشهر و مشهد شد. البته به زعم تحلیل گران، عدم توجه به عدالت اجتماعی و اقتصادی، اصلی ترین نقد وارد بر سیاست های اقتصادی لیبرال هاشمی بود.

,

با انتقادات صریح رهبر معظم انقلاب از سیاست های دولت وقت که با عناوینی همچون "تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی" شکل گرفت و در سال 71 و پس از آن با نقد مادی گرایی و تجمل گرایی موجود در دولت ادامه یافت،جناح راست به تدریج از هاشمی رفسنجانی فاصله گرفت و این موضع خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی دولت برای تصدی وزارت اقتصاد  نشان داد. خزان هاشمی و جناح راست آغاز شده بود و هاشمی در غیاب جناح چپ رقیبی تازه و قدرتمند برای گفتمان توسعه محور خود می دید. در زمستان سال 74  و در آستانه انتخابات مجلس چهارم تعارضات هاشمی با جریان راست به نهایت خود رسید و وی کارت های دیگر بازی اش را رو کرد.

,

 

,

فرزند خواندگان آیت الله

,

او خوب متوجه شد که دوران ماه عسلش با جناحین تمام شده و چپ ها که عملا به اغمای سیاسی رفته اند(حال آنکه در خفا مشق قدرت می کردند) و راست ها پس از آن همه سیاست های ویرانگر اقتصادی و... دیگر مجالی برای خودنمایی سیاسی به او نمی دهند سعی در حفظ قدرت و برساخت مردانی از خود و وفادار به خود نمود. کارگزاران سازندگی مولود این شرایط بود.

,

در آن زمان هاشمی به عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز  برای تلطیف فضا با جناح راست و یا یافتن بهانه ای برای جدا کردن راه خود از راست ها،پیشنهاد کرد جامعه روحانیت مبارز، سید محمود دعایی،مجید انصاری،مصطفی معین،عبدالله نوری و فائزه هاشمی از چهره های معروف جناح چپ را در لیست  انتخابات مجلس چهارم قرار دهد اما با دست رد جامعه روحانیت مبارز بر سینه هاشمی، وی پروژه جدیدش را آغاز کرد. در 27 دی ماه 1374، 16 تن از وزرا و معاونان دولت وقت با صدور بیانیه ای با عنوان "خدمتگزاران سازندگی" اعلام داشتند که حضور فعالی در انتخابات پیش رو خواهند داشت و پیامی صریح به جناح چپ و راست فرستادند که ما جریانی فراتر از راست و چپ و صدالبته مرید و پیرو هاشمی رفسنجانی هستیم.

,

واکنش ها به تاسیس این حزب دولتی نیز بسیار جالب بود؛ تکنوکرات ها پیش بینی نمی کردند که با صدور بیانیه ی تشکیل و حضور همه جانبه در انتخابات آتی مجلس آنچنان جناح چپ را خوشحال کنند که علی رغم انتقاد ظاهری اما خوشحال از شکاف راست ها، برای اتحاد آتی با آنان برنامه بریزند و جناح راست را به حدی عصبانی کنند که برای تهدید،طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور را مطرح سازند. در نهایت با فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم حضور وزرا در لیست و تقلیل آن  به 6 تن از معاونان و رییس بانک مرکزی و شهردار تهران از التهابات کاسته شد.

,

پس از آن بود که کارگزاران ساختار حزبی بیرونی اش را به نمایش گذاشت و با موفقیتی قابل توجه در نخستین آزمون خود پس از تشکیل، در مجلس چهارم در ائتلاف با چپ سنتی و  تشکیل فراکسیونی در اقلیت اما قدرتمند تحت عنوان"حزب الله" با حضور افرادی همچون عبدالله نوری،عطاالله مهاجرانی برای راست سنتی خط و نشان کشید. در واقع تاسیس کارگزاران سازندگی عنصری زمینه ساز برای بازگشت جناح چپ به عرصه مدیریتی کشور بود.

,

سال 75 به نیمه خود نزدیک شده بود و با رفتن پدر معنوی از ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده سرنوشت کارگزاران خصوصا در مسائل اقتصادی برایشان مبهم بود. برای غلبه بر این مشکل این گروه کم کم زمزمه هایی را در گوش برخی سیاسیون و مردم نجوا کرد که قانون اساسی باید تغییر کرده و راه برای تداوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هموار شود. حسین مرعشی،عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی از مروجان این ایده بودند. جالب است یکی دیگر از آن افراد،دکتر حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز  بود که با کنایه در جمع همشهریان خود در سرخه سمنان گفت:"قانون اساسی نوکر مردم است و ارزش قانون اساسی مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند"(هفته نامه ارزش ها،مهر75،ش1،ص3) .اما با مخالفت های راس نظام و بدنه اجتماعی مردم با تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست جمهوری هاشمی،در سال 76 نهایتا کارگزاران به عنوان آخرین حامی حزبی خاتمی وارد صحنه شد و ائتلاف راست نو با چپ سنتی شکل گرفت.

,

 

,

ائتلاف شکننده

,

 خستگی عمیق مردم از بی تدبیری های اقتصادی-اجتماعی دولت سازندگی،با این ذهنیت که ناطق نوری ادامه دهنده راه هاشمی است خاتمی را به پیروزی رساند. کارگزاران نماد توسعه اقتصادی و دوم خردادی ها نماد توسعه سیاسی در دهه 70 بودند. بسیاری می گویند آن زمان این دو طیف در ائتلافی نوشته یا نانوشته به هم نزدیک شدند و خاتمی به دلیل نداشتن تئوری های اقتصادی(آنگونه که خود گفت وی مردی فرهنگی بود نه اقتصادی) در این عرصه به دامان تکنوکرات های هاشمی پناه برد. بنابراین روی کار آمدن دولت اصلاحات، کارگزاران را در ارگانها و نهادهای اقتصادی تقریبا تکان نداد و حتی وزیری از جنس"تساهل و تسامح"را به مرکز فرهنگ دولت اصلاحات فرستاد.

,

اما این ائتلاف شکننده با شرکت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم در سال 78 و هجمه بی سابقه و البته جالب دوم خردادی ها به وی تقریبا تمام شد و نیروهای کارگزارانی دولت خاتمی عملا به حاشیه رانده شدند.  یاران هاشمی در حزب کارگزاران هر کدام سرنوشتی متفاوت یافتند مثلا کرباسچی به دلیل تخلفات گسترده در شهرداری تهران راهی زندان شد. مهاجرانی استعفای بلندبالایی برای خاتمی نوشت که «رئیس جمهور می خواهد به دریا بزند اما خیس نشود» و در نهایت راهی مرکز گفتگوی تمدن ها شد. با تاسیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی محمدعلی نجفی از دولت کنار گذاشته شد و با فوت محسن نوربخش تئوریستین اقتصادی لیبرالیستی دولت سازندگی، بزرگترین ضربه به این حزب وارد شد.

,

 

,

آغازی بر یک پایان

,

انتخابات مجلس ششم در واقع آغازی بر پایان این حزب دولت ساخته بود. هاشمی رفسنجانی به عنوان پدر معنوی این حزب که وعده داده بود پس از ریاست جمهوری دیگر تلاشی برای تصدی سمت اجرایی و سیاسی نداشته باشد و تنها به مشاوره رهبری و تدوین تفسیر قرآن خود مشغول باشد برای کسب ریاست مجلس شورای اسلامی در سال 78 کاندیدای مردم تهران شد. وی که با هجمه شدید تندروهای اصلاح طلب مواجه شده بود در نهایت و پس از کش و قوس های فراوان و کسب رتبه 20 از میان 30 نماینده شهر تهران، ترجیح داد که برای جلوگیری از گسترش هجمه اصلاح طلبان در مجلس آینده از حضور در مجلس ششم استعفا دهد (3).

,

پس از این جریانات بود که در خرداد سال 79 محمد عطریان فر از چهره های شاخص کارگزاران از «پایان ماموریت تاریخی کارگزاران» سخن گفت و بدین ترتیب بود که که این حزب در مواجهه با رقیب قدرتمند خود یعنی دوم خردادی ها و محافظه کاران توانی برای عرضه اندام نداشت. تلاش های آنان حتی در ارائه لیستی مستقل در انتخابات شوراهای دوم با اقبال مواجه نشد و فی الواقع تاریخ مصرف این حزب گذشته بود. در این برهه و پس از ناکامی در مجلس ششم و شوراها بود که فرمت به روز شده کارگزاران در قالب راست آن یعنی حزب"اعتدال و توسعه" برای جذب اعضای راست و محافظه کار طیف هاشمی رفسنجانی ارائه شد. مهم ترین اعضای آن که به زعم نگارنده اعضای اصلی دولت اعتدال را تشکیل داده اند حسن روحانی، محمدباقر نوبخت،اکبر ترکان،محمود واعظی،محمدرضا نعمت زاده و محمدعلی نجفی بودند. آنچه که در خصوص راه اندازی حزب جدید التاسیس می توان گفت این است که کارگزاران طیف چپ و اعتدال و توسعه طیف راست وامداران به هاشمی رفسنجانی هستند.

,

گویا پس از سال 80 سیاست دیگر رخ پیروز خود را برای اصلاح طلبان و کارگزاران نشان نمی داد. شکست آنان در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم پیش درآمدی برای سوم تیر 84 بود. پس از 8 سال حکمرانی اصلاحات بر قوه مجریه و تشتت آرا در بین آنان، بار دیگر پدر معنوی تکنوکرات ها خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نهم آماده می کرد. اصلاح طلبان با حضور چند کاندیدا به سمت هاشمی رفسنجانی نرفتند اما کارگزاران علمدار تبلیغ برای وی شدند. قصه خرداد و تیر 84 را همه شنیده ایم اما مقاله 4 تیرماه 84 محمد قوچانی ژورنالیست اصلاح طلب آن زمان و اعتدالی این زمان در روزنامه شرق مبین و گویای همه چیز بود: « دیروز اصلاح طلبی از دموکراسی شکست خورد. در یکی از رقابتی ترین مبارزات انتخابات تاریخ دموکراسی ایران نامزد جناحی که به عدالت بیشتر از آزادی اهمیت می داد بر نامزد یا نامزدهایی که به مفاهیم اصلاح طلبانه توسعه،آزادی و دموکراسی را ترویج می کردند پیروز شد»

,

 

,

دوران پسا احمدی نژاد و اتحاد لیبرالیم سیاسی و اقتصادی

,

گفتمان "عدالت" بر گفتمان "توسعه" پیروز شد و بدین ترتیب علاوه بر اصلاح طلبان، دست کارگزاران نیز از اندک مناصب اجرایی کشور قطع گردید و نیروهای انقلابی و اصولگرا جایگزین آنان شدند. در 4 سال باقی مانده تا سال 88 این دو طیف با تجدید نظر در بنیان های فکری خود سعی در برنامه ریزی برای شکست دولت و در دست گرفتن قوه مجریه و به زعم خود برگرداندن قطار کشور به ریل واقعی کردند. البته نقش اقدامات سلبی محمود احمدی نژاد که به نزدیکی این دو جناح کمک کرد غیرقابل انکار است. نزدیکی که باعث التقاط فکری آنان نیز شد. اصلاح طلبان نماد توسعه سیاسی و کارگزاران نماد توسعه اقتصادی بودند. آن چه این دو را از هم جدا می کرد غفلت آنان از وجه مکمل در نظر هر دو بود. اصلاح طلبان بیش از آن که به اقتصاد آزاد وقعی نهند به نهادگرایان علقه داشته و دارند در مقابل کارگزاران با برکشیدن علم مخالفت با توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی را پیش زمینه و محرک اولیه  جامعه می دانستند.

,

در انتخابات 88 این حزب رفتاری قابل تامل انجام داد یعنی بدنه و کلیت حزب در اطلاعیه ای رسمی از موسوی و دبیرکل آن کرباسچی با گفتن"افتخار میکنم کفش های کروبی را واکس بزنم" از مهدی کروبی حمایت کرد. شاید آقای دبیرکل با این عملکرد  می خواست دلگیری خود از خاتمی و یارانش را به خاطر سکوتشان در زمان زندان وی به رخ آنان بکشد. با شکست فاجعه بار آنان در انتخابات، حزبی که روزی در روزنامه ها فرم عضو گیری منتشر می کرد عملا به کمای سیاسی رفت و با اقدامات ساختار شکنانه و دستگیری عمده اعضای این حزب در فتنه سال 88  هیچ راهی برای آنان جز گفتار درمانی نماند. تا انتخابات 92 در هر مقطع حساس که خبری از این حزب منتشر می شد در واقع چیزی جز "بررسی"،"برنامه ریزی" و "تشکیل جلسات" را برای آن را شاهد نبوده ایم.

,

 

,

سازندگی با ورژن اعتدالی

,

در انتخابات سال 92 کارگزاران باز مثل همیشه در زیر علم پدر معنوی خود سینه زد اما با عدم احراز صلاحیت وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری و جایگزینی دکتر روحانی از حزب همسایه "اعتدال و توسعه" به حمایت از وی پرداخت. البته برخلاف اصلاح طلبان  که از این حمایت آب چندانی برای آنان گرم نشد،برخی از اعضای کارگزاران همچون زنگنه، نعمت زاده،جهانگیری به سمت های بالایی در دولت رسیدند.

,

بیش از یک سال به انتخابات مجلس دهم زمان مانده و بدون شک احزاب مختلفی از جمله کارگزاران و اعتدال و توسعه برای تسخیر آن نقشه کشیده اند.  نشریه مهرنامه در شماره نوروزی امسال خود با اختصاص پرونده ای با عنوان "تکنوکراسی جاده صاف کن دموکراسی"با معرفی کارگزاران به عنوان و در کنار لیبرالیسم، خبر از جاده بازسازی و احیای دوباره این حزب دولت ساخته داد. غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب در این مصاحبه با گفتن این نکته که "شورای مرکزی این حزب 14 نفر به 31 نفر افزایش خواهد یافت" گفت: «در استان ها نیروهای همسو با کارگزاران را منسجم کنیم و احتمالا شوراها و دبیران استانی حزب در ترمیم کنیم.

,

 

,

                                                                     ***

,

 

,

 27 دی ماه امسال نوزدهمین سالروز صدور بیانیه تاسیس حزبی است که برای اولین بار پس از انقلاب عملا خود را با پیشوند لیبرال دموکرات و سپس مسلمان معرفی کردند. کارگزاران در قطب بندی های سیاسی ایران بدین جهت مهم است که زمانی سعید حجاریان،مغز متفکر اردوگاه اصلاح طلبان برای تبیین معادلات سیاسی و نشان دادن نقشه راه برای دوم خردادی ها ، به سه "استارت" پس از رحلت امام راحل در جمهوری اسلامی اشاره کرده بود. به زعم وی "استارت" اول را عبدالکریم سروش و یاران حلقه وی در حلقه کیان با دیدگاه های روشنفکری دینی آغاز کردند. ظهور کارگزاران سازندگی و در نهایت دوم خرداد 76 دو "استارت" دیگر برای حیات جمهوری اسلامی در دهه دوم خود بود.

,

مشهور است که هاشمی رفسنجانی پدرخوانده دو حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه است که گاهی از گوشه عبای سمت چپ به کارگزاران و گاهی از سمت راست به اعتدال و توسعه می نگرد. کارگزاران،فن سالاران طبقه متوسط مدرن که پیاده نظام اجرای طرح های دولت سازندگی بودند.عمدتا برخاسته از استان های کرمان،یزد و اصفهان.له شدن مستضعفین زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی برایشان اهمیتی نداشته و ندارد. در سیاست خارجی حامی برقراری رابطه با غرب بوده و لیبرالیسم یوتوپیای آنان است. با آنکه از صراحت موضع گیری سیاسی پرهیز می کنند اما بشدت ایدئولوژیک و سیاسی رفتار می کنند.

,

 

,

پی نوشت:

,

1. در خاطرات سال 68  هاشمی رفسنجانی آمده که موسوی خوئینی ها انتظار داشت مقام معظم رهبری وی را به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه انتخاب کند و به زعم نگارنده این سطور کینه وی نسبت به رهبر انقلاب از آن زمان آغاز شد.

,
  1. 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  2. 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند
,
  • 2. که به تعبیر عباس عبدی مخالف آن روزها و مدافع این روزهای حاج آقا از زمان مادها بی سابقه بود.
  • ,
  • 3. وی در ابتدا نفر سی ام بود که پس از بازشماری آرا به عنوان نفر بیستم معرفی شد. نقل است دلیل استعفای وی این بود که اصلاح طلبان به رهبری حجاریان قصد داشتند با نشستاندن رئیس سابق جمهوری در کرسی یک نماینده عادی وی را تحقیر کنند
  • ,

                                                                                                                                                                                                                        نویسنده: میثم عبداللهی

    ,

    انتهای پیام/گ

    ,

     

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه