در آستانه نخسیتن سالگرد شهادت محمودرضا بیضایی
به کوثر خواهم گفت پدرت در زمانی که دیندار کم بود با تمام وجود از دینش پاسداری کرد/ محمودرضا ثمره ی انقلاب بود
برادر شهید بیضایی گفت: من به کوثر خواهم گفت که پدرش با اعتقاد راسخ به اسلام و آرمان ها تا پای جان ایستاد. من به او خواهم گفت که پدرش در زمانی که دیندار کم بود با تمام وجود از دینش پاسداری کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از آناج، یک سال می گذرد از روزی که خبر شهادت جوان تبریزی در جوار حرم حضرت زینب (س) در شهر پیچید و عطر شهادت را در فضای دلمرده ی روزمرگی ها طنین انداز کرد. در آستانه ی نخستین سالگرد شهادت مدافع حریم آل الله "محمود رضا بیضایی" گفتگویی خاص با برادر گرانقدرشان دکتر احمدرضا بیضایی داشته ایم که در ادامه تقدیم مخاطبان می گردد:
چه آرمانی محمودرضا و مدافعین حرم را به جنگ در خارج از خاک کشور کشانده است؟
مقاومت نسل امروز در امتداد مقاومت شهدایی است که در هشت سال دفاع مقدس جهت پاسداری از انقلاب و کیان اسلامی وارد جنگ شدند. هرچند آن ها می خواستند دشمن را از خاک ایران برانند اما آرمانشان خیلی فراتر از خاک کشور بود. شهدای هشت سال دفاع مقدس و رزمندگان به فرمان امام خمینی(ره) لبیک گفته و بر دشمنان اسلام تاختند. حدود 500 هزار وصیت نامه از شهیدان در دست داریم که در این وصیت نامه ها هیچ کدامشان، تنها از حفظ خاک کشور به عنوان آرمان خود یاد نکرده اند، بلکه پاسداری از اسلام و انقلاب را آرمان خود برشمرده اند.
ندای "هل من ناصر ینصرنی" در تاریخ طنین انداز شده است و هرکس در زمان لازم این ندا را درک خواهد کرد!
آن زمان در داخل مرزهای کشور از آرمان اسلامی صیانت می شد و امروز نیز در خارج از مرزهای کشور رزمندگان همچون محمودرضا به ولی فقیه لبیک گفته و در میدان جهاد حاضر شدند. در واقع آرمان و راه یکی است. همان طور که امام خمینی(ره) می فرمایند: «خون شهیدان ما امتداد خون شهیدان کربلاست.» اتفاق تازه ای نیافتاده است و جدال حق و باطل همیشه وجود داشته و ما از صدر اسلام تا به حال در دفاع از آرمان هایمان شهید داده ایم و تا قیامت نیز به همین روال ادامه خواهد یافت. به عبارت دیگر ندای "هل من ناصر ینصرنی" امام حسین(ع) در تاریخ طنین انداز شده است و هر کس که زمان شناس باشد در زمان لازم این ندا را درک کرده و به تکلیف عمل می کند حتی اگر هزاران توجیه عقلانی هم وجود داشته باشد، باز میدان را خالی نمی کند.
,
, چه آرمانی محمودرضا و مدافعین حرم را به جنگ در خارج از خاک کشور کشانده است؟,
,
,
,
, ندای "هل من ناصر ینصرنی" در تاریخ طنین انداز شده است و هرکس در زمان لازم این ندا را درک خواهد کرد!,
,
,
, ,
,
,
امام صادق(ع) می فرمایند: " کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا "؛ دیروز ایران برای ما کربلا بود و امروز سوریه و شاید روزی برسد که قلب اروپا برای ما کربلا باشد؛ هیچ فرقی نمی کند کجا باشد آنچه مهم است این است که ما زمان شناس باشیم و به ندای اباعبدالله(ع) لبیک بگوییم و عمل به تکلیف نماییم. شهید محمود رضا بیضایی نیز در نامه ای که خطاب به همسرش نوشته است: جبهه ای که ما به آن وارد شده ایم متشکل از کفار، صهیونیسم، وهابیون و مسلمانان ناآگاه افراطی است که یک هدف را دنبال می کنند و آن به شکست کشاندن نهضت زمینه سازان ظهور و نهضت اسلام عاشورایی است و بس. بنابراین نهضت، یک نهضت عاشورایی است و تا روز قیامت امتداد می یابد.
نقطه اتکای محمود رضا فرهنگ دفاع مقدس بود
اصل قضیه آرمان اسلام است و هرکس به اندازه ای که ملتزم به اسلام باشد و به اندازه شناخت و درک خود ایمان را از عقل وارد قلب خود کند، به راحتی به فرمان ولی زمان خود لبیک می گوید. در زمان امام حسین(ع) نیز مسلمان زیاد بود و کسانی هم که رو در روی امام(ع) ایستادند، مسلمان بودند و به قصد اجر معنوی بر امام معصوم شمشیر کشیدند.
سیدالشهدا(ع) در کربلا فرمودند: «دین در دهان دینداران مثل آب دهان می چرخد تا زمانی که بلا پیش نیامده است؛ اما زمان ابتلا دینداران بسیار کم هستند». و ما می بینیم که از میان آن همه مسلمان فقط 72 نفر امام معصوم(ع) را یاوری می کنند. ما باید ایمان به اسلام را وارد قلب کنیم و در این راه بزرگترین الگوی ما امام حسین(ع) و شهدای کربلا هستند. محمودرضا جزو پرورشیافتگان فرهنگ دفاع مقدس است و هرگز جو گیر نشده و چشم و گوش بسته وارد میدان نشد بلکه بافت دفاع مقدس و مبانی آن را شناخته بود و بدون تردید و با شناخت وارد معرکه شد. من از کودکی با او و شاهد رشد او بودم و با قاطعیت می گویم که نقطه ی اتکایش دفاع مقدس و فرهنگ مقاومت بود.
از خصوصیات فردی محمودرضا بفرمایید؛ چه عواملی را دخیل در رشد فکری شهید می دانید؟
محمودرضا اهل مطالعه و کاملا فردی به روز بود. او روزنامه های هر روز را تهیه می کرد و می خواند و حتی در انتخابات سال 84، از چند ماه قبل از روز انتخابات روزنامه ها را می آورد و می خواند و تیتر های انتخاباتی آن را می برید و به ترتیب زمانی آرشیو می کرد. او کتاب خانه غنی در زمینه مجموعه آثار دفاع مقدس داشت و اخیرا نیز هر کتابی که در این مورد چاپ می شد می خرید و می خواند و به من هم توصیه می کرد که بخوانم. پس از انتخابات سال 88 و فتنه 88 وبلاگی راه اندازی کرده بودم که راجع به مسائل روز می نوشتم. محمودرضا جزو مخاطبان ثابت وبلاگ من بود و همه مطالب را هر روز می خواند، نقد می کرد و گاه نیز سوژه هایی را برایم معرفی می کرد تا در مورد آن بنویسم.
او هیچگاه به مسائل و موضوعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی روز بی تفاوت نبود و همیشه همه ی اتفاقات را رصد می کرد. او رصد گری واقعی بود. یکی از همکارانش می گوید: محمود رضا در کنار روزنامه هایی که هر روز برای خودش می خرید، یک یا چند روزنامه به زنبان عربی و انگلیسی برای رزمندگان تهیه می کرد تا نسبت به مسائل روز آگاه باشند.
,
,
, نقطه اتکای محمود رضا فرهنگ دفاع مقدس بود,
,
,
,
,
,
, از خصوصیات فردی محمودرضا بفرمایید؛ چه عواملی را دخیل در رشد فکری شهید می دانید؟,
,
,
,
, ,
,
,
یعنی محمود رضا در کار خود صرفا به آموزش فنون نظامی به رزمندگان اکتفا نمی کرد. من نیز وقتی به پایگاه می رفتم با بچه های پایگاه صحبت هایی در مورد اتفاقات روز می کردم که همه ی حرف های من حاصل مباحثی بود که محمودرضا رصد و تحلیل می کرد و به من نیز می گفت و من هم آن ها را به بچه های پایگاه انتقال می دادم. حال وظیفه ی ما نیز این است که بی تفاوت و سهل انگار نباشیم و اگر تحلیل گر و نویسنده و صاحب نظر نیستیم حداقل رصدگر باشیم.
از جمله ویژگی هایی که در کنار سایر ویژگی هایش، محمودرضا را مستعد شهادت کرد، زهد بود. او از دنیا نبردیده بود و به صورت عادی زندگی می کرد و از امکانات زندگی برخوردار بود اما در نهایت زهد قرار داشت و هیچ تعلقی به دنیا نداشت و این ویژگی استعداد شهادت را در او به وجود آورد.
از اول انقلاب نیز کسانی که در کنار امام ایستادند، اغلب جوانان بودند. امام حتی گفته بودند که امید من به شما دبستانی هاست. محمودرضا و امثال او نیز جزء همان دبستانی هایی به شمار می آمد که امام به آنها امید بسته بود و ما نیز باید همچون محمودرضا امید امام را به ثمر برسانیم. امروز نیز امید رهبر به جوانان است چرا که همواره شورجوانی، تهذیب نفس و صفای باطن جوان موجب ممتاز بودن او می شود و همیشه جوانان هستند که در میدان جهاد عرصه را بر دشمنان تنگ و پیروز می شوند. درواقع خصلت های مذکور موجب موفقیت است. همان طور که می بینیم اغلب شهیدان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که حماسه هایی تاریخ ساز آفریدند، جوانانی حول و حوش 20 ساله بودند. آنها با اینکه کم سن و سال بودند اما از لحاظ کمالات به قدری رشد یافته بودند که امام می فرماید کسانی که 50 سال عبادت کرده اند، وصیت نامه ی شهیدان را بخوانند و در آن تفکر کنند. معمولا جوانان نسبت به اقشار دیگر جامعه مخلص تر و بادغدغه تر هستند و وابستگی شان به دنیا و مافیها نیز کمتر است.
چه مسائلی را دخیل در کمرنگ تر شدن فرهنگ اسلامی در جامعه می دانید؟
دلیل نابسامانی وضعیت فرهنگی موجود از یک طرف کم کاری جبهه حزب الله است و نباید خارج از این جبهه دنبال مقصر بگردیم. درواقع ما توان و ظرفیتی بیشتر از این را داریم اما آن را به کار نمی گیریم و کم کاری می کنیم. بخشی از مشکل نیز ناشی از گیر و پیچ اداری مسائل فرهنگی است که گاه مانع حرکت می شود. برای مثال شهید آوینی به عنوان انسان فداکاری بود که در فضای بعد از جنگ، مجاهده کرد تا به جریان فرهنگی جهت بدهد اما نه تنها از ایشان حمایتی نشد بلکه گاه سنگ اندازی هایی نیز صورت می گرفت و ما می بینیم که در نوشته هایش زبان به گلایه گشوده و می نویسند: نظام جمهوری اسلامی دوستان خود را فراموش کرده است و نیز خطاب به صدا و سیما می گوید: تلویزیون را به بوق مفلوک تبدیل کرده اید. درواقع فرهنگ در بروکراسی اداری ذبح می شود و نباید به آن جهت سیاسی داده شود. اصلاح وضعیت موجود مستلزم شبهه زدایی است چرا که وقتی شبهه ای ایجاد می شود اگر زدوده نشود بزرگ می شود تا حدی که گاه به خط نیز تبدیل می شود.
ما دیدیم که در مناظرات قبل از انتخاب ریاست جمهوری از برخی اشخاص که صاحب تفکرات سکولاریستی هستند به عنوان پرچم دار انقلاب یاد می کنند تا آن ها را به عنوان پرچم دار فرهنگی انقلاب وارد بدنه ی اجرایی کشور بکنند! این خیلی جای تاسف دارد چون این افراد چهره ی فرهنگی انقلاب اسلامی نیستند. وقتی چنین شبهه ای مطرح می شود، به یک خط تبدیل می شود و در اثر آن فضایی به وجود می آید که موجب به انزوا رفتن فعالان پایه کار و واقعی جبهه فرهنگی انقلاب می شود. به عقیده ی من واقعیت قضیه این است که سبقه ی فرهنگی افرادی مثل شهید بیضایی، سبقه ی فرهنگ اسلامی است. شهید آوینی در مورد فرهنگ جمله ای دارند که می گوید: نزد ما فرهنگ، فرهنگ اسلام است و لاغیر. ما وقتی سخن از فرهنگ می گوییم، مقصودمان فرهنگ اسلامی است و در مورد فرهنگ دیگری صحبت نمی کنیم. ما این مباحث را مطرح می کنیم و ابایی هم از جبهه مقابل نداریم.
البته من زیاد ناامید نیستم و مقصودم از مطالبی که عرض کردم سیاه نمایی نبود بلکه اگر ما انتقادی می کنیم به این دلیل است که سطح توقع و انتظاراتمان بالاست.
جمهوری اسلامی ایران اکنون در جایگاهی قرار دارد که دنیا (با الگوی نظم نوین جهانی که مطرح کرده است) ما را در مقابل خود تصور می کند. اگر امروز دنیا ما را به عنوان یک قدرت می بیند، نه به خاطر قدرت نظامی و اقتصادی است بلکه فقط از جبهه فرهنگی ما می ترسد و از این جهت در مقابل ما کم آورده است. درواقع اساس حرکت و نقطه ی قوت ما اعتقادات فرهنگی ماست و به همین دلیل است که دنیا ما را به عنوان جبهه قابل توجه در مقابل خود می بیند. از نسل ما شهید غلامعلی پیچک در وصیت نامه اش می نویسد: مسئولیت ما تاریخ است؛ بگذارید بعدها بنویسند بعد از علی بن ابی طالب(ع) حکومتی به اسم حکومت خمینی(ره) روی کار آمد که با هیچ ناحقی سازش نکرد تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی ترسیم بلکه تکلیف ما وارد میدان شدن بود که وارد شدیم.
,
,
,
,
,
,
, چه مسائلی را دخیل در کمرنگ تر شدن فرهنگ اسلامی در جامعه می دانید؟,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
,
مسئولیت ما تاریخ سازی است. این جبهه است که امروز به معنای واقعی در مقابل دنیا قد علم کرده است. ما ضعیف نیستیم و نباید خودمان را دست کم بگیریم اما انتظاراتمان نیز زیاد است که هنوز براورد نشده است و ما باید بیش از این و قوی تر از این به پیش برویم.
حرف ناگفته ای دارید که فرصتی برای بیانش پیدا نشده است؟
چند سال پیش شبهه ای مطرح شد که من از ریشه ی آن بی خبر هستم و نمی دانم از کجا و توسط چه کسی مطرح شده است. شبهه عبارت از این بود که جوانانی که در دفاع مقدس جان بر کف به میدان جنگ رفتند و ایستادند، همان هایی بودند که در زمان شاه پرورش یافته بودند و جوانانی که در نظام جمهوری اسلامی پرورش یافته اند اغلب بیکار و معتاد شده اند! جهاد محمودرضا و شهیدان و رزمندگان امثال او این شبهه را ابطال کردند. آن ها در زمانی که مرگ آگاهی و شهادت در غربت قرار دارد، و در سن و سالی که تازه می خواستند به شکوفایی برسند و لذت زندگی را درک کنند و از مواهب آن بهره مند شوند، به دنیا پشت پا زدند و چنین حرکتی را انجام دادند. این حرکت در این موقعیت و در این فضا خیلی جای تامل و توجه دارد. امروز زمان، زمان تکاثر و هجوم به چرب و شیرین دنیاست و واقعیت این است که جامعه ی ما در امنیت برقرار شده ی حاصل از خون شهیدان، به سمت رفاه طلبی حرکت می کند و در این فضا افراد فداکاری که خونشان را در راه ارمانشان می دهند قابل توجه است. درواقع رزمندگان و شهدایی چون شهید بیضایی خلاف جهت حرکت آب حرکت کردند. محمودرضا درس بزرگی به من داد و من او را استاد خود می دانم.
محمود رضا را چگونه به کوثرش معرفی خواهید کرد؟
ما در 5، 6 سال آینده نمی توانیم همه چیز را به کوثر تفهیم کنیم. این زمان خیلی کم است و ما باید فرصت بیشتری به کوثر بدهیم زیرا کار محمودرضا و این اتفاقات به قدری پیچیده و عمیق هستند که ما خود هنوز نتوانسته ایم به طور کامل آن را درک کنیم. ما باید فرصت بیشتری به کوثر بدهیم و خودمان نیز در این فرصت تلاش کنیم که به درک کاملتری از این جهاد و آرمان ها برسیم. قطعا به برکت خون شهید، کوثر راه را پیدا خواهد کرد. با این حال من به کوثر خواهم گفت که پدرش با اعتقاد راسخ به اسلام و آرمان ها تا پای جان ایستاد. من به او خواهم گفت که پدرش در زمانی که دیندار کم بود با تمام وجود از دینش پاسداری کرد. محمودرضا قطعا جزو اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداست که اگر در کربلا هم بود می ایستاد و من به این یقین دارم.
آیا برای گردآوری خاطرات شهید و نگارش آنها اقدامی خواهید نمود؟
من در این مورد احساس وظیفه می کنم و به حول و قوه ی الهی قطعا به نوشتن خاطرات و زندگینامه ی محمودرضا خواهم پرداخت اما باید بگویم که اولا من تجربه ی این کار را ندارم و در این زمینه لازم است که از اصحاب ادبیات و نویسندگان دفاع مقدس کمک بگیرم تا کتاب فوق تدوین شود. دوما همه ی خاطرات محمودرضا در اختیار من نیست و من فقط بخش کوچکی از خاطرات او را دارم. همسر شهید، دوستان او و حتی رزمندگان نهضت جهانی که ملیت مختلفی دارند خیلی از خاطرات را از محمودرضا در سینه ی خود دارند که برای تدوین کتاب باید آن ها را جمع اوری کرد. در این میان شالوده ی مهم شخصیت محمودرضا در نزد همسر معزز اوست واگر بخواهیم بدانیم که محمودرضا چگونه همسری و چگونه پدری بود و در زندگی اش چه خصلت های بارزی داشتف باید از همسرش سوال کنیم. به هر حال کار کار بزرگی است و من می خواهم به مخاطب بگویم که در زمانی که امنیت کامل در کشورمان برقرار است و سایه جنگ هم بر روی کشور ما وجود ندارد، پس چرا ما شهید داده ایم و چرا محمودرضا شهید شده است. نباید در حق مطلب جفا شود و در این کتاب باید همه چیز را به صورت کامل به رشته ی تحریر درآوریم.
,
,
, حرف ناگفته ای دارید که فرصتی برای بیانش پیدا نشده است؟,
,
,
,
, محمود رضا را چگونه به کوثرش معرفی خواهید کرد؟,
,
,
,
, آیا برای گردآوری خاطرات شهید و نگارش آنها اقدامی خواهید نمود؟,
,
,
ارسال دیدگاه