داشتن سبک زندگی اسلامی لازمه هر انقلاب است

داشتن سبک زندگی اسلامی لازمه هر انقلاب است
مبلغ بین المللی گفت:پیام اصلی انقلاب از طریق سبک زندگی اسلامی به کل دنیا منتقل می شودوداشتن سبک زندی اسلامی لازمه هر انقلاب است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سمت وسو،در دنیای امروز، متفکران ضدمدرن در قالب جدیدی دنیا را به طور کل بی‌اهمیت می‌دانند. این گروه‌ها نئواخباری و نئواغراق‌گران دین هستند که دنیا را ذبح کردند. این خطر بسیار مهمی است که سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سمت وسو,

 در نگاه اول و با یک دید عُقلایی، به نظر می‌رسد که در مواجهه با هر مفهومی، پس از بررسی چیستی یا ماهیت آن، بایستی چرایی و ضرورت آن را مورد بررسی قرار دهیم.

,

1 بررسی چرایی سبک زندگی، در حقیقت بررسی این مسئله است که اساساً به چه دلیل یا دلایلی، سبک زندگی برای ما اهمیت دارد. صرف ‌نظر از رویکردهایی که در قبال سبک زندگی، چیستی آن و نیز مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن در سبک زندگی غربی یا اسلامی وجود دارد، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین «یحیی جهانگیری سهروردی» رفتیم تا از منظر ایشان به بررسی ضرورت‌های بررسی مقوله‌ی سبک زندگی بپردازیم.

, 1, 1,

وی از نخبگان فعال علمی کشور به شمار می‌آیند که با تسلط به زبان انگلیسی و عربی، به طور گسترده‌ای در پاسخ به شبهات دینی در فضای مجازی فعالیت دارند و با انجام مصاحبه‌های مختلف و چاپ مقالات گوناگون به زبان‌های عربی و انگلیسی و سخنرانی‌های مختلف علمی در دانشگاه‌های بزرگ کشور، گام بزرگی در تبلیغ و اشاعه‌ی فرهنگ ناب اسلام برداشته‌اند.

,

 از نظر این کارشناس، دلیل عدم موفقیت ما در بسط فرهنگ اسلامی، ‌صدور پیام‌های دینی به صورت تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. پیام‌های چند‌عاملی از همه‌ی زوایا مخاطب را احاطه می‌کنند و به همین دلیل، مخاطب تسلیم آن (پیام) می‌شود. در مقابل، پیامی که ما صادر می‌کنیم، چون تک‌عاملی است، ‌در برابر عامل‌های دیگر شکست می‌خورد.

,

 موضوع سبک زندگی در کشور ما از مباحث جدید به شمار می‌آید که پس از فرمایشات راهبردی رهبری، اخیراً بیشتر مورد توجه نخبگان علمی فرهنگی کشور قرار گرفته است. در ابتدا می‌خواهیم بدانیم که چرا در فضای فکری و فرهنگی جامعه‌ی ایران امروز، سبک زندگی به یک مسئله تبدیل شده است؟

,

 درباره‌ی این سوال، باید بگویم که به نظر من، رسالت رهبری اصلاً این نیست که درباره‌ی بعضی از مسائل بحث کند. رسالت رهبری این است که آنچه نادیدنی است، او ببیند. ممکن است عده‌ی زیادی راجع به مسئله‌ی خاصی بحث کنند، اما رهبری باید آنچه را مغفول مانده و از چشم بقیه پنهان است ببیند و بر آن تأکید کند. همه دیدیم که رهبری یک‌باره درباره‌ی تولید علم سخن می‌گوید یا گاهی بر موضوع سبک زندگی تأکید می‌کند. اساساً این کار، رسالت رهبری است و اندیشکده‌ی برهان به خوبی در صدد پاسخ گفتن به خواسته‌ی رهبری برآمده است.

,

 ما در بعضی از مواقع، به خوبی به حرف مقام معظم رهبری گوش می‌کنیم و کار را انجام می‌دهیم، ولی اقدام ما به‌ موقع، در فرصت مناسب و بزنگاه نیست. لذا کار ما شبیه به کار توابین می‌شود. توابین شهدای فراوانی در کربلا دادند، ولی این حرکت آن‌ها فایده‌ای نداشت، زیرا دیر اقدام کردند. اگر مطالبه‌ی رهبری سبک زندگی است، باید به موقع، فرصت را مغتنم بشماریم. از این منظر، کار اندیشکده‌ی برهان به نظر مفید و مناسب است.

,

 حال به سؤال شما برگردیم که چرا سبک زندگی در این برهه از حیات اجتماعی ایران، به یک ضرورت تبدیل شده است. بنده این سؤال را از چند زاویه بررسی می‌کنم. پس از پیروزی انقلاب، همواره تلاش کردیم که جامعه را دینی کنیم. در این راه، انواع نهادهای دینی، از جمله نهاد رهبری در دانشگاه و سازمان تبلیغات اسلامی را ساختیم. به جز این‌ها، همه‌ی نهادهای غیردینی مانند وزارت اقتصاد (که وظیفه‌ی اقتصادی صرف دارد) نیز این رسالت را بر دوش گرفتند که جامعه را دینی کنند.

,

 حال سؤال اینجاست که چرا علی‌رغم اینکه تمام این پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد یا حداقل قوس صعودی ندارد؟ اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم. اگر آغاز انقلاب را سال ۴۲ بدانیم، در سال ۴۱ در دیدار عده‌ای از انقلابیان و حضرت امام، آن‌ها از امام پرسیدند: هدف شما از انقلاب چیست؟ امام فرمود: ما می‌خواهیم انقلابمان را به دنیا صادر کنیم. پرسیدند: منظورتان چیست؟ امام فرمود: من می‌خواهم این انقلاب ابتدا در ایران اتفاق بیفتد، سپس این مفهوم ناب، کل دنیا را در بر بگیرد.

,

 باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که چرا علی‌رغم اینکه تمام پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم.

,

عده‌ی فراوانی در اوایل انقلاب از سخن امام این‌ طور برداشت کردند که صدور انقلاب یعنی حمله‌ی نظامی به کشورهای دیگر. امام به خوبی توضیح دادند که نباید از حرف ما این معنای غلط را برداشت کنند که می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ایشان در ادامه فرمودند که حرف ما بر سر بسط فرهنگی است.

,

 پس ما در اوایل انقلاب، به دنبال بسط فرهنگی در کل دنیا بودیم. همچنین در چشم‌انداز بیست‌ساله، این مسئله را مورد تأکید قرار دادیم که این انقلاب باید الهام‌بخش تمام منطقه باشد. به عبارت دیگر، پیام‌های فرهنگی انقلاب محدود به درون مرزهای ما نیست، بلکه فرامرزی است. به این دو پارامتر دقت کنید: تئوری صدور انقلاب (که امام پیش از انقلاب آن را مطرح کرد) و چشم‌انداز بیست‌ساله (که مقام معظم رهبری آن را طرح کرد). با این دو ابزار، ما در پی این بودیم که پیام‌های انقلاب را فرامرزی کنیم.

,

 فرمودید هدف اصلی انقلاب ما بسط فرهنگ به کل دنیا بود. چرا علی‌رغم اینکه قصد صدور پیام‌های انقلاب را داشتیم، نتوانستیم فضای درون جامعه را دینی کنیم؟

,

 زیرا در مقابل، جریان مخالفی به نام بی‌دینی، سکولاریسم و لیبرالیسم وجود دارد که هر گاه فرهنگی را صادر می‌کند، پیام او دقیقاً به هدف می‌خورد. چرا این اتفاق می‌افتد، اما پیام‌هایی که ما صادر می‌کنیم به خطا می‌رود؟ جالب است که ما مدعی هستیم پیام‌هایی که صادر می‌کنیم، مطابق با خواست فطری انسان‌ها نیز هست و به همین دلیل، باید بیشتر از آن‌ها استقبال شود، ولی این اتفاق نمی‌افتد. دلیل این رخداد در سبک زندگی نهفته است.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه