اسرائیل و فاز جدید اسلام هراسی
در حوادث اخیر دو نکته قابل توجه است: اولین نکته مطرح شدن دستگاه امنیتی اسرائیل(موساد) به عنوان طراح و مجری حادثه شارلی و دومین نکته واکنش مسلمانان به اهانت به پیامبر و تحلیل این واکنش است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ایلام رصد اگر نگاهی گذرا به تحولات جهان در چند سال اخیر داشته باشیم به سادگی می توان به یک پروژه مدیریت شده توسط غرب و صهیونیزم علیه اسلام و مسلمانان پی یرد.پروژه اسلام هراسی که از ۱۱ سپتامیر در اشکال گوناگون بروز و ظهور نموده است در حادثه روزنامه زرد شارلی بخش دیگری از آن کلید خورد.وقتی ساموئل هانتینگتون در نظریه جنجالی برخورد تمدن ها به نبرد غرب و اسلام به عنوان آخرین و سرنوشت سازترین نبرد برای غرب اشاره نمود برخی آن را از دریچه علمی و تاریخی به بحث گذاشتند و دانشگاه ها و محافل آکادمیک پیرامون آن قلم فرسایی بسیار نمودند اما جبهه سیاسی غرب به رهبری آمریکا این نظریه را به عنوان نقشه راه خود در عرصه سیاست خارجی قلمداد کردند و سیاست هایی اتخاذ نمودند که نتیجه آن فرسایش و نهایتاً اضمحلال اسلام و جامعه مسلمانان به عنوان رقیب ایدئولوژیک و تمدنی خود باشد.در این راستا رسانه های غربی و صهیونیستی در یک تلاش هماهنگ و برنامه ریزی شده جهان اسلام را به عنوان اردوگاه آموزش و قلب تروریسم مطرح کردند.اوج این استراتژی کمک به شکل گیری ،ظهور و گسترش گروهک تروریستی داعش در منطقه خاورمیانه با تجهیزات و ابزار های نوین و فوق مدرن بود.این گروهک فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را در اختیار گرفت و آن را به مانیتوری اختصاصی برای نشان دادن فجایع خود تبدیل نمود و با نمادها ،پرچم و شعائر اسلامی خود را به جهان نمایاند به طوری که این گروهک به عنوان نماد اسلام به کاربران بی شمار اینترنتی معرفی شد.همراهی قدرت های بزرگ غربی با گروهک تروریستی داعش در عراق و النصره در سوریه و معرفی آن ها در جهان به عنوان پیکار جویان و یا معترضانی که از بی عدالتی و فقدان آزادی های مدنی در عراق و سوریه به تنگ آمده اند و توجیه جنایت های آنان شاهد این مدعاست که غرب و صهیونیزم حامیان اصلی این گروهک های تروریستی بوده و هستند.وقتی افکار عمومی جهان از طریق رسانه های نوین اجتماعی به پشت صحنه این جنایت ها و بازی گردانی قدرت های بزرگ پی بردند آن گاه برای فریب افکار عمومی در یک ائتلاف مضحک علیه تروریست های خود ساخته وارد عمل شدند.این ائتلاف به قدری مضحک و عجولانه بود که حتی خود تشکیل دهندگانش نیز به تمسخر آن پرداختند.
شکل گیری گروهک تروریستی القاعده،داعش،النصره و گسترش آن ها در خاورمیانه علاوه بر این که مسلمانان را وارد یک جنگ قومی –مذهبی نموده است از سوی دیگر جعل قواعد و قوانین خاصی به نام شرع توسط این گروه از جمله جهاد نکاح،ازدواج با محارم،تکفیر سایر مسلمانان و …چهره نا معقول وغیر انسانی از اسلام در جهان به نمایش گذاشته است؛به طوری که اعلام این قواعد شیطانی و ضد دینی در صفحات اجتماعی باعث شد تا از سراسر جهان طالبان سکس،خشونت،قتل و آدم کشی دریک حلقه شیطانی جمع شوند و به نام دین ،دین را ذبح کنند.
ورود تروریست های اروپایی به خاورمیانه و بازگشت آن ها به غرب فاز بعدی پروژه اسلام هراسی را کلید زد و برای آن که اسلام را در مقابل سایر ادیان و مسلمانان را در برابر پیروان سایر ادیان قرار دهند با انجام عملیات تروریستی در دفتر روزنامه شارلی و نسبت دادن آن به مسلمانان موج جدیدی از اسلام ستیزی را آغاز نمودند و سپس مبادرت به تشکیل چیزی شبیه ائتلاف علیه داعش برای همدردی با قربانیان نمودند که طنز این اجتماع به ظاهر جهانی حضور نتانیاهو به عنوان سردمدار تروریسم دولتی در پیشانی این اجتماع ضد تروریسم بود.! غیبت مقامات ارشد آمریکا از جمله اوباما در این اجتماع،نشانگر هیچ چیزی نمی تواند باشد جز این که آمریکا به عنوان آگاه و طراح این عملیات تروریستی که به زعم بسیاری از صاحب نظران اسرائیل مجری آن بود می داند که راز های سیاسی حتماً روزی آشکار خواهند شد بنابراین تلخی فقدان حضورش را به تمسخر آیندگان ترجیح داد.اما در حوادث اخیر دو نکته قابل توجه است: اولین نکته مطرح شدن دستگاه امنیتی اسرائیل(موساد) به عنوان طراح و مجری حادثه شارلی و دومین نکته واکنش مسلمانان به اهانت به پیامبر و تحلیل این واکنش است.
اسرائیل بعد از انزجار جهانی که در قبال قتل عام کودکان و زنان غزه اتفاق افتاد در یک انزوای جهانی قرار گرفت.این انزجار را می توان در شبکه های اجتماعی و انبوه کامنت هایی که کاربران فضای مجازی علیه این رژیم جعلی قرار دادند فهمید اسرائیل برای آن که خود را از تیررس احساسات منفی جهانی رها سازد با هماهنگی متحدان غربیش اقدام به تربیت،آموزش و تجهیز گروهک های تروریستی که به عنوان تروریست های مذهبی در جهان مطرح هستند نمود و با سوء استفاده از زمینه ها و پتانسیل های اختلافات مذهبی و فرقه ای در خاورمیانه مسلمانان را وارد یک جنگ تمام عیار قومی – مذهبی نمود.همراهی برخی دول عربی مانند عربستان و قطر با اسرائیل و متحدان غربیش جبهه اسلام را بیش از بیش تضعیف نمود.التهاب و تنش بین مسلمانان و درگیری و کشمکش های درونی و فرقه ای در کشورهای تأثیر گذار اسلامی که عمدتاً ضد صهیونیزم هستند مانند عراق،سوریه و مصر فضای جدیدی برای اسرائیل گشوده است تا در سایه نا امنی مسلمانان امنیت خود را تأمین کند.از سوی دیگر کشاندن دامنه حملات تروریستی به اروپا توسط اسرائیل هم واجد توجیه های منطقی است که این عملیات تروریستی را بتوان به اسرائیل نسبت داد. در کنار تلاش اسرائیل برای ایجاد تقابل بین مسلمانان و پیروان سایر ادیان می توان رأی مثبت پارلمان فرانسه در به رسمیت شناختن کشور فلسطین و رأی به حمایت از این کشور در شورای امنیت سازمان ملل علی رغم هشدارهای اسرائیل را انگیزه انتقام جویی اسرائیل از فرانسه دانست.از سوی دیگر با توجه به این که اسرائیل از بافت جمعیتی سرزمین های اشغالی به وحشت افتاده است چون طبق آمار این بافت در حال چرخش به سمت سنگین شدن کفه ترازوی جمعیت اعراب است بنابراین اسرائیل به دنبال نا امن کردن اروپاست تا یهودیان اروپا از جمله فرانسه را وادار به مهاجرت به سرزمین های اشغالی نماید.امروز در حالی انگشت اتهام در عملیات تروریستی علیه روزنامه فرانسوی به سمت مسلمانان است که بسیاری بر این باور هستند که این عملیات چیزی شبیه عملیات سوزاناه در جولای ۱۹۵۴است.در حالی که عبدالناصر در حال مذاکره با انگلیسی ها بود تا آن ها را وادار کند پایگاه های عظیم نظامی در کانال سوئز را تخلیه کنند انفجار چندین بمب در دفاتر برخی از ساختمان های مربوط به آمریکا و انگلیس در قاهره باعث شد که همه این انفجارها را به اخوان المسلمین نسبت دهند که سخت به مذاکره و مماشات با بیگانگان مخالف بودند.اما چند ماه بعد و با فروپاشی شبکه جاسوسی اسرائیل در مصر مشخص شد که موساد عامل این انفجارها بوده است.
نکته دوم در رابطه با اهانت روزنامه فرانسوی به پیامبر مکرم اسلام و واکنش مسلمانان به این اهانت شنیع است.غرب با یک هجمه نرم افزاری و مرحله به مرحله به دنبال حساسیت زدایی از مسلمانان نسبت به مقدساتشان است . کتاب آیات شیطانی،بازی های رایانه ای ضد اسلامی ،فیلم های اسلام هراسانه،قرآن سوزی،کاریکاتور و هتک حرمت مقدسات اسلامی به اشکال گوناگون نمونه هایی از جنگ نرم افزاری غرب علیه اسلام است .نگاهی به چگونگی برخورد مسلمانان با نویسنده کتاب آیات شیطانی و صدور فتوای قتل این نویسنده به طوری که تا امروز فرصت یک زندگی آرام و بدون ترس را نیافته است نسبت به برخورد مسلمانان با کاریکاتور روزنامه شارلی نمی تواند نشانه خوبی برای جامعه مسلمانان باشد.هر چند در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی کاربران مسلمان به اشکال مختلف واکنش نشان داده اند اما افکار عمومی جهان اسلام تا زمانی که با همگامی دولت های اسلامی همراه نباشد و تا زمانی که دولت های اسلامی به واکنش های عملی علیه غرب و اروپا به عنوان بستر اصلی این هتاکی ها مبادرت نکنند این داستان غم انگیز همچنان پابرجاست.کشورهای اسلامی باید یک ائتلاف جهانی و تأثیر گذار علیه این هتاکان شکل دهند .این کشورها حداقل می توانند از سلاح انرژی به جای استفاده علیه سایر کشورهای اسلامی علیه غرب و صهیونیزم استفاده نمایند.تا زمانی که برخی از کشورهای اسلامی با صهیونیزم و غرب بر سر یک سفره می نشینند و با آن ها علیه سایر مسلمانان ائتلاف می کنندنمی توان امیدی به پایان این هتاکی ها داشت. بنابراین وحدت رویه در جهان اسلام در قبال مقدسات اسلامی که مظاهر هویتی مسلمانان هستند بیش از بیش احساس می شود.
,
,
,
,
انتهای پیلام/ش
]
ارسال دیدگاه