فمینیسم علیه خانواده
خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که از نظر عاطفی «گروه نخستین» شمرده می شود. محیط خانه، پناهگاه مطمئن نیازهای زیستی، روانی و معنوی انسان ها و محل مناسب انتقال ارزش ها، باورها و فرهنگ جامعه است. آدمی اولین زمزمه های هستی را در خانواده می شنود[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به تقل از صبح شفت ، خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که از نظر عاطفی «گروه نخستین» شمرده می شود. محیط خانه، پناهگاه مطمئن نیازهای زیستی، روانی و معنوی انسان ها و محل مناسب انتقال ارزش ها، باورها و فرهنگ جامعه است. آدمی اولین زمزمه های هستی را در خانواده می شنود و شناخت آغازین جهان و پدیده های آن را از طریق خانواده فرا می گیرد. خانواده، نخستین مرکز آموزشی است و دیدگاه های فرد نسبت به خدا، هستی و انسان از آنجا پدید می آید. عادات، آداب و رسوم، آرمان ها، عقاید، برداشت های ذهنی، از خانواده سرچشمه می گیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح شفت,با وجود این که خانواده در زندگی انسان ضرورتی شناخته شده دارد، اما امروزه «بحران فروپاشی خانواده»، زمزمه ای آشناست که پیامدهای آن گریبان گیر همه جوامع شده است و بسیاری از اندیشمندان و مصلحان اجتماعی را به واکاوی علل این پدیده و تلاش برای یافتن راه کارهایی برای مقابله با آن واداشته است.
,خانواده و فمینیسم
,فمینیسم در ابتدا به شکل یک اعتراض محدود مطرح شد، در ادامه به اعتراض اجتماعی و در نهایت به یک جنبش در حوزه زنان مبدل شد. این جنبش، چون فاقد یک نظام فکری مستقل بود، دست به دامان سایر نظام های فکری شد. بن مایه هویتی فمینیسم عبارت از اصول اومانیسم، سکولاریسم، اصالت فرد، اصالت تجربه، نسبیت گرایی، آزادی، برابری و عمل گرایی است. این اصول در حقیقت، مبانی پیدایش سرمایه داری و غرب جدید بوده است.
,خانواده در رویکردهای فمینیستی، با ساختاری ظالمانه معرفی می گردد. مثلا سیمون دوبوار، ازدواج را عامل بدبختی زنان می دانست (مؤسسه فرهنگی طه، نگاهی به فمینیسم،۱۷). جسی برنارد، نظریه پرداز فمینیسم لیبرال، با تقسیم ازدواج به ازدواج فرهنگی (جنبه آرمانی ازدواج زنان) و ازدواج نهادی (ازدواج رایج)، ازدواج نوع دوم را به ضرر زنان می دانست (جورج ریتزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر،۴۷۵ ـ ۴۷۶).
,سوسیالیسم و فمینیسم
,از نگاه فمینیست های سوسیالیست، نهاد ازدواج، سبب خودخواهی و بی کفایتی فرد می گردد (ریک ویلفورد، فمینیسم: مقدمه ای بر ایدئولوژی های سیاسی،۳۶۱) و اصولاً برای نجات زنان باید خانواده و نهاد ازدواج را منحل کرد.
,
در نگاه فمینیست های رادیکال نیز ازدواج، نهادی است که انقیاد مستمر زنان را به لحاظ اقتصادی، مالی، حقوقی، سیاسی و عاطفی تضمین می کند. خانواده هسته ای، قالبی فرهنگی است که مردان از طریق آن می خواهند نقش خود را تعیین کنند زیرا خانواده را مِلک خود می دانند. خانواده هم علت و هم معلول کم ارج کردن زنان است. (حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم،۲۸۳).
آنها تبلیغ می کردند: ازدواج، زن را به موجودی «خانه دار»، «فرزند زا» و مرد را به «نان آور»، «پدر» و «من اصلی» تبدیل می کند و به این دلیل که مردان حتی در نزدیک ترین نوع روابط، زنان را زیر سلطه خود در می آورند، زنان باید جدای از مردان زندگی کنند؛ لذا نظریه «زوج آزاد» را آسان ترین راه برای رهایی از ازدواج می دانستند.
,
زوج آزاد، نوعی هم زیستی مشترک بین زن و مرد است که طی آن نه تنها هیچ مسئولیت حقوقی برعهده طرفین نمی باشد، بلکه فقط پاسخی به نیازهای جنسی، بدون در نظر گرفتن وجوه عاطفی آن است(مؤسسه فرهنگی طه).
,فمینیست های مارکسیست نیز در ارزش گذاری خود درباره خانواده به تقسیم جنسی کار می پردازند. کریستین دلفی، ازدواج را قراردادی کاری می داند که در آن شوهر، صاحبِ کارِ بدون مزد زن است و این امر به شیوه تولید خانگی و یک شیوه استثمار مردسالارانه شکل می بخشد(مگی هام، فرهنگ نظریه های فمینیستی،۲۶۲) از نظر میشل بارت، رمز ستمدیدگی زنان، خانواده است. (پاملا آبوت، والاس کلر، درآمدی بر جامعه شناسی نگرش های فمینیستی؛۲۵۰)
,سکولاریسم بن مایه فمینیسم
,حاکمیت نگرش سکولار بر اندیشه فمینیستی از دیگر عوامل مخالفت آنان با نهاد خانواده است؛ ازاین رو فمینیسم به دنبال حذف دین و آموزه های آن از نهاد خانواده است. فمینیست های افراطی نمی توانند به ارزش های دینی معتقد باشند، زیرا مسائل حقوقی و سیاسی ـ اجتماعی مربوط به زنان را خارج از قلمرو هر دینی می دانند؛ بنابراین احکام مربوط به خانواده و ارزش های دینی را مصداق ستم به زنان، معرفی و در راستای محو آن ها تلاش می کنند. این امر، پیامد حاکمیت روح سکولاریستی فرهنگ سرمایه داری غرب است که پیش از این، دین را از ساحت های زندگی اجتماعی بیرون راند و افراد را به بهره بردن از لذت های مادی تشویق کرد(پل ویتز، پاسخ دین و دولت در قبال بحران خانواده، ماهنامه سیاحت غرب، ش۹،۸۳).
,مذهب، بر تأسیس و استمرار خانواده تأکید میکند. زمانی که کلیسا در غرب دچار فرایند سکولاریزاسیون شد، خانواده نیز پشتوانه اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود را از دست داد و به همین دلیل، فرایند فروپاشی خانواده از سکولاریسم شروع شد و تا زمانی که سکولاریسم بر تمدن غرب حاکم است، ادامه خواهد یافت.
,نسبیت گرائی
,نسبیت گرایی معرفتی و اخلاق را نیز می توان از ریشه های مخالفت فمینیسم با خانواده دانست. تأکید بر نسبیت اخلاقی پیامدهای مهمی را در پی دارد، ازجمله این که: انسان را از همه قیود اخلاقی و ارزش های انسانی آزاد می کند و سرکشی در مقابل فرمان های اخلاقی و دینی را مجاز می شمرد.
,فمینیسم از این اصل سود می جوید و هیچ ارزش اخلاقی و دینی را ثابت و مطلق نمی داند و عقیده دارد: هرکس حق دارد هرگونه که بخواهد زندگی کند. تربیت جنسی آرمانی برای فمینیست ها آن است که هر فردی مناسب ترین سبک زندگی را برای خود برگزیند (جورج ریتزر، پیشین،۴۷۷).
,از دیگر سرچشمه های مخالفت فمینیسم با خانواده، نگرش لیبرالیستی آنان است. اندیشمندانی چون «جان استوارت میل» در کتاب «انقیاد زنان» در دفاع از آزادی تا آن جا پیش می روند که ازدواج و تشکیل خانواده را به بردگی تشبیه کرده و آن را تنها برده داری قانونی بر می شمرند.
,
استفاده از رسانههای مختلف
آموزش و تربیت زنان از طریق رسانه ها، از جمله روشهای تربیتی است که جریانهای فمینیستی، بیشترین بهرهها را از آن میبرند. آنان برنامههای صوتی و تصویری آموزشی وکمکآموزشی برای مردم در مقاطع مختلف تهیه نموده و آنها را به پیمانه وسیع میان فراگیران توزیع میکنند. به دلیل اینکه رسانهها منبع علمی، فرهنگی، تربیتی و سرگرمی یک جامعه محسوب میشوند، آنان تلاش میکنند از طریق سلطه بر رسانهها و تولید برنامههای متنوع، کل جامعه را به مدرسه تبدیل نموده و اندیشههای تربیتی خود را به کل جامعه، آموزش دهند. آنان در سیاستگذاریهای رسانهای، نسبت به زنان در ابعاد مختلف توجه جدی دارند.
,
برای زنان به عنوان فاعلان کنشگر، که در برنامههای رسانهای نقش ایفا میکنند، در ابعاد گوناگون همچون، میزان حضور زنان در رسانه، چگونگی حضور آنان در رسانه، پوشش و گویش آنان در برنامههای تصویری، و غیره، برنامهریزی و فرهنگسازی میکنند. همچنین برای زنان به عنوان مخاطبان و موضوع برنامههای رسانهای، دقتها و برنامهریزیهای حساب شده دارند و سعی میکنند از اینطریق، اندیشههای فمینیستی را به زنان آموزش دهند.( محمدآصف حکمت، جریانشناسی فمینیسم در جمهوری اسلامی افغانستان، ص۱۵۱-۱۵۰).
,
استفاده از شعر، رمان، داستان و غیره
زبان، پدیده اجتماعی است که نقش مهمی در تربیت افراد و ایجاد دگرگونیهای اجتماعی ایفا میکند. زبان، بازتاب و جهت دهنده افکار و باورهای یک جامعه است. فمینیستها، که زبان عامیانه و ادبیات فولکلوریک را، بهشدت ناقض حقوق زنان و نافی شخصیت آنان میدانند، از یک سوی، خواستار تغییر زبان و ادبیات رایج مردانه در مدرسه و جامعه هستند و از سوی دیگر، در راستای ترویج اندیشههای خویش، از ابزارهای گفتاری و نوشتاری همچون شعر، قصه، رمان و غیره بیشترین بهرهها را میبرند.
,
در دهههای اخیر داستانها، رمانها، قطعات ادبی و شعرهای فراوان سروده شده است که با فاجعهآمیز نشان دادن وضعیت زنان، راه رهایی از این وضعیت را در پیروی از اندیشههای فمینیستی معرفی میکنند. در خلق این آثار، از قلمهای بسیار روان و هنرمندان حرفهای بهره گرفته میشود. بهگونهایکه خواننده را ناخودآگاه با خود همراه و همداستان میکند و آنها را وادار میسازد که نمونه یا نمونههایی از این وضع را در زندگی خود یا خانواده خود جستوجو کنند. این داستانها، به قدری بر خوانندگان تأثیر میگذارد که هرگاه پدر به قصد خیرخواهی و نصیحت، دختر خود را از کاری منع کند، یا شوهر از زن خود کاری را بخواهد، بلافاصله پدر یا شوهر را بهجای مرد مستبد و ظالم در جریان داستان قرار میدهد و احساس مظلومیت و دشمنی نسبت به مرد و پدر در او به وجود میآید . . . !
,نتیجه
,همان طورکه قبلاً گفته شد جنبش فمینیسم به مجموعه حرکت ها یا نظریاتی اطلاق می شود که معتقد است زنان به واسطه ی جنسیتشان تحت ظلم و ستم قرارگرفته اند و باید برای برون رفت از این وضیت یعنی فرودستی زنان، اقدامات جدی به عمل آید.
,در صورتی که زن مظهر ناز و مطلوبیت و مرد مظهر نیاز و طالب بودن است که اگر این دو جا به جا شوند یا به طورکامل بیان نشوند جامعه و به خصوص زنان دچار پوچی و بیهودگی می شوند .
,لذا اصلی ترین برنامه ها برای مقابله با آثار فمینیسم بر خانواده عبارت است از : آموزش سیره عملی پیامبر(ص) و رفتار ایشان با زنان ، ترویج اخلاق اسلامی و معنویات، آموزش های قبل از ازدواج به زوجین، تبیین تفاوت های زن و مرد، شناساندن حقوق زن و مرد به طرف مقابل شان، تبیین عواقب بد روحی و جسمی ناشی از عمل به فرامین فمینیستی که نشأت گرفته از هواهای نفسانی و ضد اخلاقی است، آموزش حلم و گذشت و ایثار از همان سنین کودکی به فرزندان، ریشه یابی درگیری های خانوادگی. احترام به حقوق متقابل، جایگزین کردن گزینه های مناسب اسلام در عوض نقض گزینه های فمینیستی، به کارگیری سیره حضرت زهرا (س) به خصوص در رفتار با همسر، قضاوت با عدالت بین زوجین و . . . .
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه