صفت گرگ درنده خویی و توحش است

صفت گرگ درنده خویی و توحش است
محمدرضا شاه در طول دوران ۳۷ ساله سلطنت خویش ، همت اصلی خود را بر رضایت غرب و آمریکا و دوستی با آنان قرار داده و تمام سیاست های داخلی و خارجی کشور را منطبق بر درخواست آنان تنظیم می کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس، در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ ، محمد رضا پهلوی و همسرش ، مجبور به فرار از ایران شدند.شاه در طول دوران ۳۷ ساله سلطنت خویش ، همت اصلی خود را بر رضایت غرب و آمریکا و دوستی با آنان قرار داده و تمام سیاست های داخلی و خارجی کشور را منطبق بر درخواست آنان تنظیم می کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس,

با این وجود دخالت و زیاده خواهی غربی ها در ایران پایانی نداشت و علیرغم خدمات فراوان شاه به اربابانش ، آنان وقتی منافع خود را در خطر دیدند ، به یکباره حتی از پذیرش شاه و پناه دادن وی در کشور های خودشان هم خودداری کردند!

فرح دیبا در بخشی از خاطرات خود می نگارد :
((…عزیمت اشک آلود محمد رضا و من در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند. مثلا ژنرال رابرت هایزر مدت ها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد ، در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم .وقتی محمد رضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است ، بیشتر مشکوک شد و به من گفت : به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد…محمد رضا بیم آنرا داشت که ما به سرنوشت ژنرال داود خان ، رئیس دولت افغانستان – که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد- دچار شویم.خوشبختانه محمد رضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج از کشور فرستاده بود ، فرزندانم در آمریکا بودند…اما من و محمدرضا ماه ها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیافتیم خواب راحت نداشتیم…(بعد از حضور در مصر) ما پنج روز در مصر بودیم اما آمریکایی ها به ما دستور دادند که خاک مصر را ترک کنیم. در روز پنجم سفیر آمریکا به دیدار محمد رضا در اسوان آمد و بدون مقدمه ، به صراحت گفت: شما باید فردا خاک مصر را ترک کنید…))

شاه و همسرش بعد از مصر در کشور های مراکش ، باهاما و مکزیک آواره شدند و با وخامت شدید حال شاه ، بعد از پیگیری های فراوان ، بلاخره آمریکائیها قبول کردند که شاه فقط برای چند روز و برای درمان ، آن هم بصورت ناشناس وارد آمریکا شود.

فریده دیبا مادر فرح در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد :
((… موقعی که در یک فرود گاه ناشناس در فورت لادردیل (نزدیک نیویورک) فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرودگاه فقط یک کارشناس آمریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا منتظرمان بودکه همه وسایل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک ، گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم .
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند . شاه در یک بیمارستان درجه دوم نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد.فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند…))
بلاخره بعد از یک درمان سرپایی و بی نتیجه ، شاه از بیمارستان نیویورک مرخص و به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستان مخصوص بیماران روانی ارتش بستری شد. در این پایگاه رفتار بسیار زننده ای با آنان شده و در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه (ژنرال آکر) مرتب از فرح دیبا می خواهد تا شاه را رها کرده و هم بازی تنیس او باشد.بعد از چند روز شاه به وسیله یک هواپیمای باری و در اوج بیماری به مصر برگردانده می شود و بعد از چند ماه ، شاه در اوج بی توجهی اربابان غربی و آمریکائیش از دنیا می رود.
او چند روز قبل از مرگش گفته بود : کاش بعد از کودتای ۲۸ مرداد به ایران بازنگشته بودم و در آمریکا به کاسبی و بازرگانی می پرداختم.
اساس دوستی غرب و آمریکا با دیگران تنها بر مبنای منافع و زیاده خواهی و استفاده ابزاری از افراد برای چپاول ملت ها و غارت عزت و شرف دیگران استوار است.
قبل از شاه نیز ، پدرش این نوکری سست بنیاد را با انگلیسی ها تجربه کرد و بعد از شاه نیز امثال صدام و دیگر ایادی غرب نیز همچنان بر این مسیر خطا رفتند.
تجربه نشان داده است حتی نوکری بی چون چرای شیطانِ بزرگ هم منجر به رضایت و پشتیبانی آنان از ملت ما نمی شود.
صفت گرگ ، درّنده خوئی و توحش است و گرگ به چیزی کمتر از دریدن و پاره کردن طعمه خود رضایت نمی دهد ، چه آنکه گرگ بخواهد سر یک میز با ما به مذاکره بنشیند و برای اعتلا و پیشرفت ما نیز تصمیم بسازد!!
خوب است دلدادگان به هیمنه پوشالی غرب ، که در داخل ، سرگشته کدخدا بودن آمریکا شده اند ، در این روزها که یادآور در هم شکسته شدن مجسمه زَر و زور امپریالیسم جهانی است ، قدری به سرنوشت دیکتاتور های گماشته غرب در کشور های منطقه( از سال های گذشته تا کنون ) نظر کنند تا بیش از پیش به این کلام حضرت امام خمینی (ره) پی ببرند که فرمودند : (( اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند ما قبول نداریم…))

و الیه المصیر سید مصطفی هاشمی

  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین صبح زاگرس  است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

,

با این وجود دخالت و زیاده خواهی غربی ها در ایران پایانی نداشت و علیرغم خدمات فراوان شاه به اربابانش ، آنان وقتی منافع خود را در خطر دیدند ، به یکباره حتی از پذیرش شاه و پناه دادن وی در کشور های خودشان هم خودداری کردند!

فرح دیبا در بخشی از خاطرات خود می نگارد :
((…عزیمت اشک آلود محمد رضا و من در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند. مثلا ژنرال رابرت هایزر مدت ها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد ، در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم .وقتی محمد رضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است ، بیشتر مشکوک شد و به من گفت : به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد…محمد رضا بیم آنرا داشت که ما به سرنوشت ژنرال داود خان ، رئیس دولت افغانستان – که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد- دچار شویم.خوشبختانه محمد رضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج از کشور فرستاده بود ، فرزندانم در آمریکا بودند…اما من و محمدرضا ماه ها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیافتیم خواب راحت نداشتیم…(بعد از حضور در مصر) ما پنج روز در مصر بودیم اما آمریکایی ها به ما دستور دادند که خاک مصر را ترک کنیم. در روز پنجم سفیر آمریکا به دیدار محمد رضا در اسوان آمد و بدون مقدمه ، به صراحت گفت: شما باید فردا خاک مصر را ترک کنید…))

شاه و همسرش بعد از مصر در کشور های مراکش ، باهاما و مکزیک آواره شدند و با وخامت شدید حال شاه ، بعد از پیگیری های فراوان ، بلاخره آمریکائیها قبول کردند که شاه فقط برای چند روز و برای درمان ، آن هم بصورت ناشناس وارد آمریکا شود.

فریده دیبا مادر فرح در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد :
((… موقعی که در یک فرود گاه ناشناس در فورت لادردیل (نزدیک نیویورک) فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرودگاه فقط یک کارشناس آمریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا منتظرمان بودکه همه وسایل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک ، گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم .
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند . شاه در یک بیمارستان درجه دوم نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد.فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند…))
بلاخره بعد از یک درمان سرپایی و بی نتیجه ، شاه از بیمارستان نیویورک مرخص و به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستان مخصوص بیماران روانی ارتش بستری شد. در این پایگاه رفتار بسیار زننده ای با آنان شده و در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه (ژنرال آکر) مرتب از فرح دیبا می خواهد تا شاه را رها کرده و هم بازی تنیس او باشد.بعد از چند روز شاه به وسیله یک هواپیمای باری و در اوج بیماری به مصر برگردانده می شود و بعد از چند ماه ، شاه در اوج بی توجهی اربابان غربی و آمریکائیش از دنیا می رود.
او چند روز قبل از مرگش گفته بود : کاش بعد از کودتای ۲۸ مرداد به ایران بازنگشته بودم و در آمریکا به کاسبی و بازرگانی می پرداختم.
اساس دوستی غرب و آمریکا با دیگران تنها بر مبنای منافع و زیاده خواهی و استفاده ابزاری از افراد برای چپاول ملت ها و غارت عزت و شرف دیگران استوار است.
قبل از شاه نیز ، پدرش این نوکری سست بنیاد را با انگلیسی ها تجربه کرد و بعد از شاه نیز امثال صدام و دیگر ایادی غرب نیز همچنان بر این مسیر خطا رفتند.
تجربه نشان داده است حتی نوکری بی چون چرای شیطانِ بزرگ هم منجر به رضایت و پشتیبانی آنان از ملت ما نمی شود.
صفت گرگ ، درّنده خوئی و توحش است و گرگ به چیزی کمتر از دریدن و پاره کردن طعمه خود رضایت نمی دهد ، چه آنکه گرگ بخواهد سر یک میز با ما به مذاکره بنشیند و برای اعتلا و پیشرفت ما نیز تصمیم بسازد!!
خوب است دلدادگان به هیمنه پوشالی غرب ، که در داخل ، سرگشته کدخدا بودن آمریکا شده اند ، در این روزها که یادآور در هم شکسته شدن مجسمه زَر و زور امپریالیسم جهانی است ، قدری به سرنوشت دیکتاتور های گماشته غرب در کشور های منطقه( از سال های گذشته تا کنون ) نظر کنند تا بیش از پیش به این کلام حضرت امام خمینی (ره) پی ببرند که فرمودند : (( اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند ما قبول نداریم…))

و الیه المصیر سید مصطفی هاشمی

  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین صبح زاگرس  است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

,

با این وجود دخالت و زیاده خواهی غربی ها در ایران پایانی نداشت و علیرغم خدمات فراوان شاه به اربابانش ، آنان وقتی منافع خود را در خطر دیدند ، به یکباره حتی از پذیرش شاه و پناه دادن وی در کشور های خودشان هم خودداری کردند!

فرح دیبا در بخشی از خاطرات خود می نگارد :
((…عزیمت اشک آلود محمد رضا و من در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند. مثلا ژنرال رابرت هایزر مدت ها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد ، در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم .وقتی محمد رضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است ، بیشتر مشکوک شد و به من گفت : به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد…محمد رضا بیم آنرا داشت که ما به سرنوشت ژنرال داود خان ، رئیس دولت افغانستان – که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد- دچار شویم.خوشبختانه محمد رضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج از کشور فرستاده بود ، فرزندانم در آمریکا بودند…اما من و محمدرضا ماه ها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیافتیم خواب راحت نداشتیم…(بعد از حضور در مصر) ما پنج روز در مصر بودیم اما آمریکایی ها به ما دستور دادند که خاک مصر را ترک کنیم. در روز پنجم سفیر آمریکا به دیدار محمد رضا در اسوان آمد و بدون مقدمه ، به صراحت گفت: شما باید فردا خاک مصر را ترک کنید…))

شاه و همسرش بعد از مصر در کشور های مراکش ، باهاما و مکزیک آواره شدند و با وخامت شدید حال شاه ، بعد از پیگیری های فراوان ، بلاخره آمریکائیها قبول کردند که شاه فقط برای چند روز و برای درمان ، آن هم بصورت ناشناس وارد آمریکا شود.

فریده دیبا مادر فرح در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد :
((… موقعی که در یک فرود گاه ناشناس در فورت لادردیل (نزدیک نیویورک) فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرودگاه فقط یک کارشناس آمریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا منتظرمان بودکه همه وسایل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک ، گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم .
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند . شاه در یک بیمارستان درجه دوم نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد.فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند…))
بلاخره بعد از یک درمان سرپایی و بی نتیجه ، شاه از بیمارستان نیویورک مرخص و به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستان مخصوص بیماران روانی ارتش بستری شد. در این پایگاه رفتار بسیار زننده ای با آنان شده و در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه (ژنرال آکر) مرتب از فرح دیبا می خواهد تا شاه را رها کرده و هم بازی تنیس او باشد.بعد از چند روز شاه به وسیله یک هواپیمای باری و در اوج بیماری به مصر برگردانده می شود و بعد از چند ماه ، شاه در اوج بی توجهی اربابان غربی و آمریکائیش از دنیا می رود.
او چند روز قبل از مرگش گفته بود : کاش بعد از کودتای ۲۸ مرداد به ایران بازنگشته بودم و در آمریکا به کاسبی و بازرگانی می پرداختم.
اساس دوستی غرب و آمریکا با دیگران تنها بر مبنای منافع و زیاده خواهی و استفاده ابزاری از افراد برای چپاول ملت ها و غارت عزت و شرف دیگران استوار است.
قبل از شاه نیز ، پدرش این نوکری سست بنیاد را با انگلیسی ها تجربه کرد و بعد از شاه نیز امثال صدام و دیگر ایادی غرب نیز همچنان بر این مسیر خطا رفتند.
تجربه نشان داده است حتی نوکری بی چون چرای شیطانِ بزرگ هم منجر به رضایت و پشتیبانی آنان از ملت ما نمی شود.
صفت گرگ ، درّنده خوئی و توحش است و گرگ به چیزی کمتر از دریدن و پاره کردن طعمه خود رضایت نمی دهد ، چه آنکه گرگ بخواهد سر یک میز با ما به مذاکره بنشیند و برای اعتلا و پیشرفت ما نیز تصمیم بسازد!!
خوب است دلدادگان به هیمنه پوشالی غرب ، که در داخل ، سرگشته کدخدا بودن آمریکا شده اند ، در این روزها که یادآور در هم شکسته شدن مجسمه زَر و زور امپریالیسم جهانی است ، قدری به سرنوشت دیکتاتور های گماشته غرب در کشور های منطقه( از سال های گذشته تا کنون ) نظر کنند تا بیش از پیش به این کلام حضرت امام خمینی (ره) پی ببرند که فرمودند : (( اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند ما قبول نداریم…))

و الیه المصیر سید مصطفی هاشمی

  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین صبح زاگرس  است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

,

با این وجود دخالت و زیاده خواهی غربی ها در ایران پایانی نداشت و علیرغم خدمات فراوان شاه به اربابانش ، آنان وقتی منافع خود را در خطر دیدند ، به یکباره حتی از پذیرش شاه و پناه دادن وی در کشور های خودشان هم خودداری کردند!

فرح دیبا در بخشی از خاطرات خود می نگارد :
((…عزیمت اشک آلود محمد رضا و من در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند. مثلا ژنرال رابرت هایزر مدت ها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد ، در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم .وقتی محمد رضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است ، بیشتر مشکوک شد و به من گفت : به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد…محمد رضا بیم آنرا داشت که ما به سرنوشت ژنرال داود خان ، رئیس دولت افغانستان – که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد- دچار شویم.خوشبختانه محمد رضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج از کشور فرستاده بود ، فرزندانم در آمریکا بودند…اما من و محمدرضا ماه ها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیافتیم خواب راحت نداشتیم…(بعد از حضور در مصر) ما پنج روز در مصر بودیم اما آمریکایی ها به ما دستور دادند که خاک مصر را ترک کنیم. در روز پنجم سفیر آمریکا به دیدار محمد رضا در اسوان آمد و بدون مقدمه ، به صراحت گفت: شما باید فردا خاک مصر را ترک کنید…))

شاه و همسرش بعد از مصر در کشور های مراکش ، باهاما و مکزیک آواره شدند و با وخامت شدید حال شاه ، بعد از پیگیری های فراوان ، بلاخره آمریکائیها قبول کردند که شاه فقط برای چند روز و برای درمان ، آن هم بصورت ناشناس وارد آمریکا شود.

فریده دیبا مادر فرح در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد :
((… موقعی که در یک فرود گاه ناشناس در فورت لادردیل (نزدیک نیویورک) فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرودگاه فقط یک کارشناس آمریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا منتظرمان بودکه همه وسایل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک ، گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم .
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند . شاه در یک بیمارستان درجه دوم نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد.فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند…))
بلاخره بعد از یک درمان سرپایی و بی نتیجه ، شاه از بیمارستان نیویورک مرخص و به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستان مخصوص بیماران روانی ارتش بستری شد. در این پایگاه رفتار بسیار زننده ای با آنان شده و در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه (ژنرال آکر) مرتب از فرح دیبا می خواهد تا شاه را رها کرده و هم بازی تنیس او باشد.بعد از چند روز شاه به وسیله یک هواپیمای باری و در اوج بیماری به مصر برگردانده می شود و بعد از چند ماه ، شاه در اوج بی توجهی اربابان غربی و آمریکائیش از دنیا می رود.
او چند روز قبل از مرگش گفته بود : کاش بعد از کودتای ۲۸ مرداد به ایران بازنگشته بودم و در آمریکا به کاسبی و بازرگانی می پرداختم.
اساس دوستی غرب و آمریکا با دیگران تنها بر مبنای منافع و زیاده خواهی و استفاده ابزاری از افراد برای چپاول ملت ها و غارت عزت و شرف دیگران استوار است.
قبل از شاه نیز ، پدرش این نوکری سست بنیاد را با انگلیسی ها تجربه کرد و بعد از شاه نیز امثال صدام و دیگر ایادی غرب نیز همچنان بر این مسیر خطا رفتند.
تجربه نشان داده است حتی نوکری بی چون چرای شیطانِ بزرگ هم منجر به رضایت و پشتیبانی آنان از ملت ما نمی شود.
صفت گرگ ، درّنده خوئی و توحش است و گرگ به چیزی کمتر از دریدن و پاره کردن طعمه خود رضایت نمی دهد ، چه آنکه گرگ بخواهد سر یک میز با ما به مذاکره بنشیند و برای اعتلا و پیشرفت ما نیز تصمیم بسازد!!
خوب است دلدادگان به هیمنه پوشالی غرب ، که در داخل ، سرگشته کدخدا بودن آمریکا شده اند ، در این روزها که یادآور در هم شکسته شدن مجسمه زَر و زور امپریالیسم جهانی است ، قدری به سرنوشت دیکتاتور های گماشته غرب در کشور های منطقه( از سال های گذشته تا کنون ) نظر کنند تا بیش از پیش به این کلام حضرت امام خمینی (ره) پی ببرند که فرمودند : (( اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند ما قبول نداریم…))

و الیه المصیر سید مصطفی هاشمی

  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین صبح زاگرس  است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

,

با این وجود دخالت و زیاده خواهی غربی ها در ایران پایانی نداشت و علیرغم خدمات فراوان شاه به اربابانش ، آنان وقتی منافع خود را در خطر دیدند ، به یکباره حتی از پذیرش شاه و پناه دادن وی در کشور های خودشان هم خودداری کردند!

,

فرح دیبا در بخشی از خاطرات خود می نگارد :
((…عزیمت اشک آلود محمد رضا و من در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند. مثلا ژنرال رابرت هایزر مدت ها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد ، در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم .وقتی محمد رضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است ، بیشتر مشکوک شد و به من گفت : به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد…محمد رضا بیم آنرا داشت که ما به سرنوشت ژنرال داود خان ، رئیس دولت افغانستان – که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد- دچار شویم.خوشبختانه محمد رضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج از کشور فرستاده بود ، فرزندانم در آمریکا بودند…اما من و محمدرضا ماه ها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیافتیم خواب راحت نداشتیم…(بعد از حضور در مصر) ما پنج روز در مصر بودیم اما آمریکایی ها به ما دستور دادند که خاک مصر را ترک کنیم. در روز پنجم سفیر آمریکا به دیدار محمد رضا در اسوان آمد و بدون مقدمه ، به صراحت گفت: شما باید فردا خاک مصر را ترک کنید…))

,
,

شاه و همسرش بعد از مصر در کشور های مراکش ، باهاما و مکزیک آواره شدند و با وخامت شدید حال شاه ، بعد از پیگیری های فراوان ، بلاخره آمریکائیها قبول کردند که شاه فقط برای چند روز و برای درمان ، آن هم بصورت ناشناس وارد آمریکا شود.

,

فریده دیبا مادر فرح در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد :
((… موقعی که در یک فرود گاه ناشناس در فورت لادردیل (نزدیک نیویورک) فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرودگاه فقط یک کارشناس آمریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا منتظرمان بودکه همه وسایل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک ، گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم .
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند . شاه در یک بیمارستان درجه دوم نیویورک وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد.فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق اسکان یافت که با یک در به هم وصل می شدند…))
بلاخره بعد از یک درمان سرپایی و بی نتیجه ، شاه از بیمارستان نیویورک مرخص و به طور موقت به پایگاه لک لند (تگزاس) منتقل شد و در بیمارستان مخصوص بیماران روانی ارتش بستری شد. در این پایگاه رفتار بسیار زننده ای با آنان شده و در یک اتاق با وسایل مندرس اسکان داده می شوند و حتی فرمانده این پایگاه (ژنرال آکر) مرتب از فرح دیبا می خواهد تا شاه را رها کرده و هم بازی تنیس او باشد.بعد از چند روز شاه به وسیله یک هواپیمای باری و در اوج بیماری به مصر برگردانده می شود و بعد از چند ماه ، شاه در اوج بی توجهی اربابان غربی و آمریکائیش از دنیا می رود.
او چند روز قبل از مرگش گفته بود : کاش بعد از کودتای ۲۸ مرداد به ایران بازنگشته بودم و در آمریکا به کاسبی و بازرگانی می پرداختم.
اساس دوستی غرب و آمریکا با دیگران تنها بر مبنای منافع و زیاده خواهی و استفاده ابزاری از افراد برای چپاول ملت ها و غارت عزت و شرف دیگران استوار است.
قبل از شاه نیز ، پدرش این نوکری سست بنیاد را با انگلیسی ها تجربه کرد و بعد از شاه نیز امثال صدام و دیگر ایادی غرب نیز همچنان بر این مسیر خطا رفتند.
تجربه نشان داده است حتی نوکری بی چون چرای شیطانِ بزرگ هم منجر به رضایت و پشتیبانی آنان از ملت ما نمی شود.
صفت گرگ ، درّنده خوئی و توحش است و گرگ به چیزی کمتر از دریدن و پاره کردن طعمه خود رضایت نمی دهد ، چه آنکه گرگ بخواهد سر یک میز با ما به مذاکره بنشیند و برای اعتلا و پیشرفت ما نیز تصمیم بسازد!!
خوب است دلدادگان به هیمنه پوشالی غرب ، که در داخل ، سرگشته کدخدا بودن آمریکا شده اند ، در این روزها که یادآور در هم شکسته شدن مجسمه زَر و زور امپریالیسم جهانی است ، قدری به سرنوشت دیکتاتور های گماشته غرب در کشور های منطقه( از سال های گذشته تا کنون ) نظر کنند تا بیش از پیش به این کلام حضرت امام خمینی (ره) پی ببرند که فرمودند : (( اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند ما قبول نداریم…))

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

و الیه المصیر سید مصطفی هاشمی

,
  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی
,
  • پی نوشت ها :…………………………………………………………………………….
    صحیفه نور،جلد ۱۵،سخنان بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران (ره)درجمع اعضای جنبش اَمَل آبان ماه ۱۳۶۰
    کتاب خاطرات فرح دیبا همسر محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران
    خاطرات فریده دیبا مادر ملکه دربار پهلوی
  • ,
    ,
    ,
    ,

    مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین صبح زاگرس  است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید

    ,

    انتهای پیام/ش

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه