وقتی دروغ عادی میشود
امروزه در جامعه ما رفتارهای مختلفی دیده می شوند که پدیده های که اخلاقی آنها را برنمی تابد، همچنین پرداختن و رعایت آنها در ادیان مختلف جهان نیز مورد سرزنش قرار گرفته است، یکی از این موارد که در جامعه امروز ما فراون دیده می شود، پدیده دروغ است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح قزوین؛ رفتارهای اجتماعی از مواردی است که در هر جامعه ای چه دینی و چه غیر دینی مورد توجه قرار می گیرد و از اهمیت بسیاری برخوردار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین؛,هر جامعه ای برای رفتارهای اجتماعیِ مناسب آن جامعه تعریف هایی را ارائه می دهد که البته در آن ها موارد و بایدها و نبایدهایی کلی نیز دیده می شود که در هر جامعه ای بر رعایت آن ها تاکید شده است و مختص جامعه ای خاص نیست.
,اما گاهی افرادِ جوامع در سطحی وسیع از بایدهای تعریف شده در هنجارها و رفتارهای اجتماعی مناسب فاصله می گیرند و در جهت خلاف آن پیش می روند در برخی موارد علت این تخطی نامناسب بودن آن ویژگی و رفتار خاص در شرایط و زمان و وضعیت حاضر است، موردی است که دیگر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای افراد آن جامعه باشد، اما گاهی نیز افراد از رفتارهایی دوری می کنند که رعایت آن ها در هر جامعه ای و هر زمان و مکانی در شرایط عادی لازم است.
,دروغ نگفتن به عاملی برای سرزنش دیگران تبدیل شده است
,امروزه در جامعه ما رفتارها و پدیده های مختلفی دیده می شوند که مصداقی هستند برای چنین مواردی. پدیده هایی که اخلاق آن ها را برنمی تابد، همچنین پرداختن و رعایت آنها در ادیان مختلف جهان نیز مورد سرزنش قرار گرفته است، یکی از این موارد که در جامعه امروز ما فراون دیده می شود، پدیده دروغ است.
, ,
,
, تقریبا می توان گفت، امروزه در جامعه ما دروغ تبدیل به یک عادت و امری طبیعی شده است؛ افراد به سادگی در موارد بسیاری به هم دروغ می گویند بدون اینکه به دروغ گفتن خود توجه داشته باشند.
,درواقع این افراد یک ارزش را نادیده می گیرند رواج یافتن دروغ تا جایی پیش رفته است که نه تنها بدی آن مورد توجه قرار نمی گیرد، بلکه حتی در مواردی افرادی که در روابط اجتماعی و حتی روابط دوستانه خود دروغ نمی گویند مورد سرزنش غیر مستقیم و مستقیم سایر افراد قرار می گیرند.
,اما براستی چه چیزی می تواند دلیل چنین مواردی باشد؟
,چرا به راحتی چیزی که در نگاه نخست رعایت آن تقریبا بدیهی به نظر می رسد و هر فرد در شرایط معمولی در مواجهه با آن به نادرست بودن آن رای می دهد اینگونه نادیده گرفته می شود؟
,مجاز دانستن دروغگویی، راستگویی را به امری غیر عادی تبدیل می کند
,وقتی قبح امور از بین برود و حتی بالاتر از آن قبح تبدیل به حسن شود دیده شدن چنین پدیده هایی دور از ذهن نیست، در این مورد نیز درغ گفتن قبح خود را از دست داده است و تبدیل به حسن شده، با این اوصاف می توان گفت در جاهایی که دروغ مجاز دانسته شده است راستگویی در آن مورد خاص به امری غیر عادی تبدیل می شود.
,در بیان علت های بروز این پدیده می توان گفت:
,فرار کردن افراد ازعمل به وظایف یکی از دلایلی است که باعث این تغییر شده است، گاهی افراد برای اینکه از وظایفی که به عهده آنان گذاشته شده است فرار کنند متوسل به دروغ هایی می شوند که عدم انجام وظیفهآنان را موجه سازند؛ البته خود این فرار از وظایف و مسئولیت ها نیز خود می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که در این گفتار کوتاه فرصت پرداختن به آن ها وجود ندارد و خود مطلبی است نیازمند پژوهشی عمیق در زمینه های مختلف جامعه شناختی، روان شناختی، اخلاقی.
,وجود قوانین سخت نیز می تواند یکی دیگر از دلایل روی آوردن به دروغ باشد البته توجه به این نکته لازم است که صرف وجود یک قانونِ سخت نمی تواند دلیلی موجه برای تخطی از آن و دروغ گفتن به خاطر آن باشد، اما یکی از مواردی که افراد به خاطر آن دروغ می گویند وجود چنین قوانینی است.
, ,
,
, آموزش و پرورش ضعیف نیز می تواند در شمار عواملی قرارگیرد که در شکل گیری چنین پدیده ای نقش دارند.
,آموزش و پرورشی که تنها به آموزش و آن هم با وجود ضعف های بسیار توجه می کند و از پرورش افراد بازمی ماند، می تواند یکی از عوامل موثر در بروز چنین پدیده هایی باشد.
,اگر قبح امور و روش زندگی صحیح و اخلاقی زیستن به افراد آموزش داده شود احتمالا می تواند در صحیح زندگی کردن موثر واقع شود؛ البته وجود این مورد نیز به تنهایی کافی نیست و وجود عوامل دیگر در کنار آموزش و پرورش برای صحیح زندگی کردن لازم است.
,ـ در اینجا دقیقا منظور از صحیح زندگی کردن اخلاقی زندگی کردن است که در آن نه تنها خود فرد، بلکه سایر افراد، جامعه و سایر موجودات نیز مورد توجه قرار می گیرند ـ
,نداشتن جنبه نقد پذیری در افراد زمینه دروغگویی را فراهم خواهد کرد
,یکی دیگر از علت هایی که می تواند در روی آوردن افراد به دروغ نقش داشته باشد، نداشتن جنبه نقد پذیری در افراد است.
,وقتی افراد تحمل شنیدن حقیقت و نقص ها را نداشته باشند و در مواردی پرداختن به حقیقت منجر به دلخوری های بی جا و حتی قطع رابطه شود، افراد ترجیح می دهند به جای گفتن حقیقت و راستگویی، دروغ و نگفتن حقیقت را انتخاب کنند.
,ـ باز هم توجه به این نکته ضروری است که در تما م موارد یاد شده، صرف وجود این علت ها برای دروغ گفتن مجوز صادر نمی کند و تنها در مقام بیان علت، می توان به آن ها اشاره کرد ـ
,علل دیگری نیز وجود دارند که در عادی سازی دروغ در جامعه موثر هستند، یکی از آن ها عمل نکردن رسانه ها به وظیفهخود است.
,در این رابطه می توان گفت، به نظر می رسد متولیان فرهنگی جامعه، صدا و سیما و رسانه ها که نقش عظیم و تاثیر گذاری بسیاری در شکل گیری و رواج پدیده هایی این چنینی دارند نقش کافی و لازم خود را ایفا نمی کنند و حتی در مواردی ناخواسته به رواج چنین پدیده هایی دامن می زنند.
,برای مثال می توان به گفته های یک مدرس دانشگاه اشاره کرد؛ وی ضمن اشاره به نقش سریال ها و فیلم ها در رفتارهای اجتماعی می گفت:” سریال ها و فیلم ها به عنوان یکی از عوامل مهم تاثیر گذار رسانه ای در مواردی بدون اینکه قبح امور را نشان دهند به ترویج مسائلی مانند دروغ گفتن می پردازند؛ وقتی شخصیت های مثبت و موجه یک فیلم دروغ می گویند بدون اینکه بدی آن نشان داده شود، کم کم این فکر در مخاطب شکل می گیرد که دروغ گفتن امری عادی و طبیعی است.”
,تبیین قبح امور با استفاده از رسانه ها می تواند راه کار بسیار مفیدی باشد
,درواقع در این موارد رسانه ها ـ هرچند ناخواسته ـ به از بین رفتن قبح امور پرداخته اند و گرایش های افرادِ جامعه را به این سمت سوق داده اند که به راحتی دروغ گفتن و به عواقب آن توجه نکردن و توجه صرف به نفع شخصی امری عادی و مطلوب در زندگی اجتماعی و ارتباطات بین فردی است.
,اما چاره کار در این زمینه چیست؟
, ,
,
, به احتمال زیاد چاره کار صرف سخنرانی کردن و بیان بدی ها و عواقب اموری همچون دورغ به صورت نظری نیست، البته شاید سخنرانی و بیان نظری درصدی از مفید بودن و تاثیر گذاری را داشته باشد اما اگر به تنهایی به کار برده شود تاثیر لازم را نخواهند داشت.
,برای حل این مسئله رسانه ها می توانند به یاری ما بیایند و در این زمینه تاثیر گذاری لازم و کافی را داشته باشند.
,ـ البته در حد کافی در محدوده وظایف خود، نه کافی به این معنا که کار رسانه ای به تنهایی چاره کار را در دست د ارد و در کنار آن نیازی به سایر ابزار نیست ـ تبیین قبح امور با استفاده از رسانه ها می تواند راه کار بسیار مفیدی باشد، چرا که مخاطب رسانه ها را افراد و گروه های مختلف جامعه در سطح گسترده تشکیل می دهند.
,تاثیر رسانه ها و ابزار فرهنگی آنقدر مهم است که امروزه افراد، جوامع و گروه های مختلف برای در دست داشتن این ابزار با یکدیگر رقابت می کنند این رقابت ها تا جایی پیش رفته است که به گفتهحجت الاسلام علی معبودی، یکی از نمایندگان ولی فقیه در استان قزوین، پدیده ای به نام “استبداد رسانه ای” شکل گرفته است.
,رسانه ها میتوانند لزوم صداقت و راستگویی را در قالب هایی زیبا در جامعه عرضه نمایند
,تاثیر گذاری رسانه در زمینه های مختلف آنقدر واضح است که حتی بدون دقت نیز قابل مشاهده است پس اگر رسانه ها در کنار سایر عوامل وظیفه خود را به درستی ایفا نمایند پدیده هایی همچون دروغ در جامعه کاهش می یابد.
,رسانه ها می توانند از نظریه هایی که قبح امور را با دلایل عقلی و منطقی و قابل قبول اثبات می کنند و لزوم صداقت و راستگویی و زندگی طبق قواعدو قوانین اخلاقی را موجه می سازند به عنوان ماده کار بهره برند و آنها را در قالب هایی زیبا در جامعه عرضه نمایند و از این رو باعث ترویج چنین رفتارهایی شوند.
,هنرمندانِ در عرصه های مختلف و آموزش و پرورش نیزمی توانند از این ماده مفید بهره برند و آن ها را در قالب های خاص و مورد نظر خود در زمینه های مختلفِ مورد نیاز به کار گیرند و از نتایج مطلوب آن در جامعه و در شکل گیری و نهادینه ساختن رفتارهای مناسب اجتماعی بهره برند.
,در جامعه ما به عنوان یک جامعه دینی، استفاده از نظریه پردازی های مختلف اخلاقی که با دلیل و منطق، لزوم پرداختن به زندگی اخلاقی و رفتار طبق هنجارهای اجتماعی موجود را بیان می کنند؛ می تواند در کنار دلایل دینی و نقلی به کار آید و آن را تکمیل کند.
,با عمل استفاده از دلایل موجه عقلی حتی کسانی که زیر بار دلایل دینی نمی روند و آن ها را برای عمل کافی نمی دانند موظف به عمل طبق قواعد تعریف شده خواهند بود و دیگر نمی توانند از دلیل ـ و در مواردی بهانه ـ ناکافی بودن دلایل دینی برای عمل نکردن به هنجارها بهره برند.
,استفاده از نظریه های اخلاقی در برنامه های آموزشی و در برنامه های مختلف رسانه ای موردی است که اگر مورد توجه قرار گیرد می تواند تاثیر گذاری بسیاری در زمینه های مختلف رفتارهای اجتماعی داشته باشد و این امری است که مسئولین، اصحاب رسانه و هنرمندان باید در تدوین برنامه ها و قوانین و تولید آثار خود به عنوان راه گشا به آن توجه نمایند.
,نویسنده: طاهره سادات موسوی
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه