زندگی نامه شهدای انقلاب اسلامی شهرستان ایلام+تصاویر
در سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یاد و خاطره شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی گرامی باد.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ایلام پویا، به مناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر، زندگی نامه شهدای انقلاب شهرستان ایلام منتشر شد.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
ایلام پویا,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
شهید امین پور صفر
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.

شهیده ربابه کمالی
زندگی نامه
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.

شهید عبدالحمید ملایی
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
شهید قیصر مؤمنی
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید اسدالله شیرخانی:
,
در سال 1329 و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از طی نمودن دوران سربازی خواندن اعلامیه های امام خمینی(رض) از اوچهره ای مبارز می سازد، تا آنجا که منجر به اخراج او از شرکت نفت می شود. پس از مدتی در اداره برق مشغول به کار گردید؛ اما ادامه مبارزات علیه طاغوت این کار را نیز از او می گیرد و در نهایت به یکی از استان های همجوار تبعید می گردد اما هیچ چیز او را از ادامه اعتقاد و جستن هدف پاکش نا امید نمی کند.
,
سرنوشت این شهید بیار مظلومانه است چرا که تنها پیکر پاکش به راحتی تحویل خانواده نمی دهند بلکه بهای گلوله و شیرینی از آنان طلب می کنند.
,
,
,
شهید امین پور صفر
,
در سال 1335 در ایلام متولد شده و به دوران جوانی که می رسد علاقه خاصی به نوارهای سخنرانی امام (ره) و پیام های ایشان پیدا می کند و این علاقه را تا آنجا پیش می برد که توزیع کننده پیام ها و نوارهای حضرت امام (ره) می شود؛ تا اینکه روز عید فطر سال 57 هنگام درگیری با مزدوران طاغوت خون پاکش را به درخت انقلاب هدیه می کند.
,
,

,

,
,
شهیده ربابه کمالی
,
زندگی نامه
,
اولین شهیده زن در استان ایلام بانو ربابه کمالی فرزند حاج رحیم او در سال 1305 هجری شمسی در خانواده ای کاملا سرشناس که معتقد به احکام وشروع اسلام دیده به جهان گشود.
,
دورا ن کودکی را در کنار خانواده ای معتقد مردم دار و مادری بسیار مودب و محجوب و در این دوران و مدت کوتاه به یادگیری فنون قالی بافی و خیاطی و گلدوزی پرداخت.
,
در سن پانزده سالگی با یکی از بستگان خود به نام سبز خدا کمالی ازدواج کرد.
,
او همسری وفادار و با گذشت بود و مانند برادری هم پشت به همسرش در مخارج کمک می کرد.
,
شهیده ربابه کمالی دارای 5 دختر و 1 پسر می باشد که هر کدام به سهم خویش چه در پیروزی انقلاب وجه در تداوم آن نقش بسزایی داشته اند.
,
,
خصوصیات اخلاقی شهیده ربابه کمالی
,
,
این شهیده بزرگوار به راستی سوار کشتی ولایت و امامت شده بود و تا آنجا که ما آشنایی با فضایل اهل بیت داریم در حد بسیار بالایی این شهیده شجاع و بزرگوار بود.
,
در امر شوهر داری همسری بسیار مهربان و خوش اخلاق که نگهبان اموال شوهر قانع وصبور وبا گذشت بود در کمال سادگی از تعلقات دنیا با همسر خویش زنگی می کرد.
,
در اهمیت دادن به اصول و اعتقادات مقید به نماز و روزه و در جلسات مذهبی شرکت می کرد.
,
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی (ره) که به ایلام تبعید شده بود شرکت می کرد و دیگران را هم تشویق به این جلسات می کرد خیلی آرزو داشت به خانه خدا مشرف شود که موفق نشد.
,
از هفت سالگی بچه هایش را مقید به نماز خواندن و روزه گرفتن و سایر دستورات اسلام و کتاب مبین آشنا کرد.
,
در باب معاشرت بسیار مردم دار بود به خانواده اقوام سر کشی می کرد نسبت به همسایگان بسیار رفتار خوب و خدا پسندانه ای داشت خیلی مهمان نواز بود به عیادت بیماران و دلجویی از آنها بسیار اهمیت می داد از همه مهمتر در تمام عمرش هیچکس کدورتی از او نداشت.
,
همواره لبانش با ذکر خدا بود و می گفت: زبان نباید بیکار باشد تسبیحی از هزار دانه درست کرده بود و صلوات می فرستاد.
,
تا اینکه در یکی از روزهای تقریبا در ایلام حکومت نظامی بود و تانکها در خیابانها مستقر شده بودند و تظاهرات از خیابان شهداء شروع شد تا اینکه تیر اندازی شروع شد با گذاشتن شیلنگ آب و دود کردن کارتونها برای خنثی سازی گاز اشک آور در خانه را بازگذاشته و تعدا قابل توجهی از جوانان را به خانه راهنمایی کرد؛ وقتی آنها در زیر زمین پناه گرفتند سریع در خانه را بست تا بعد یکی یکی آنها را دور از دید مامورین فرار دهد تا این که از افراد پلیس به نام فرهادی با توهین به معتقدات به خانه این شهیده وارد شد با گلوله وسنگ در ب خانه را در هم می کوبید عزیزان ما را دستگیر کرد؛ مادر شهیده جواب توهین های آن نامرد را داد و گفت مگر اجازه غارت کردن خانه ها برایتان صادر شده، مزدوران خود فروخته شما نجس هستید.
,
پلیس مزدور عصبانی شد و با لگد در را می کوبید و شهیده خود را شجاعانه جلوی در انداخت آن نامرد لوله تفنگ را پشت در گرفت وگلوله هایش را خالی کرد و مادر با پشت به زمین افتاد.
,
,
این افتخار در روز یکشنبه 56/8/20 مصادف با عید قربان بود یک هفته به حالت مجروح و در مورخه 56/8/28 مصادف با عید غدیر به آرزوی قلبی خود نائل گردید و شرف و افتخار را برای میهن خود خرید و نام اولین شهیده ایلام را برای خود خرید.
,
مزار این بانوی نمونه وفداکار در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد.
,

,

,
,
شهید عبدالحمید ملایی
,
,
شهید در سال 1341 در روستای چالسرا دیده به جهان گشود.
,
وی دوران ابتدائی خود را در دبستان چالسرا به اتمام رسانید و به علت وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به ناچار ترک تحصیل نمود تا برای امرا معاش به خانواده کمک نماید.
,
شهید در جریان اوج گیری انقلاب در تظاهرات ضد طاغوت شرکتی فعال داشت.
,
سال 57 بود که به فرمان رهبر کبیر انقلاب در یک تظاهرات عمومی شرکت نمود که موقع برگشت به منزل مورد تعقیب نیروی ساواک قرار گرفته و به شهادت می رسد.
,
مزار شهید در علی صالح قرار دارد.
,
,

,
,
,
شهید قیصر مؤمنی
,
,
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
شهید محمد رضا اقبالی
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
انتهای پیام/ش
,
شهید قیصر مؤمنی در سال 1326 در روستای زرین آباد شهرستان دهلران واقع در استان اسلام چشم به جهان گشود.
,
شهید از نعمت خواندن و نوشتن به علت محرومیتهای شدید قبل از انقلاب محروم ماند و در کنار پدر و مادر به کار در روستا ادامه دادند تا اینکه در سالهای انقلاب به کمک امام و یارانش شتافت و در به ثمر رسیدن انقلاب زحمات فراوانی کشیدند و از انقلاب نیز یادگار برداشتند.
,
پس از انقلاب شهید در یگان مردمی و داوطلبانه عازم جبهه شدند تا در تاریخ 68/6/4 به فیض شهادت رسیدند.
,
پیکر ایشان در مزار شهدای صالح آباد ایلام تشیع شد.
,
,
,

,
,
شهید محمد رضا اقبالی
,
,

,
,
,

,
,
,
,
شهید مراد نوروزی
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
,
شهید مراد نوروزی
,
,
شهید در چهارمین روز از بهار سال 1328 در یکی از روستاهای بخش چوار به نام پا رده در خانواده ای مذهبی متولد شد.
,
به علت فقر مالی از تحصیل باز ماند و بعد از فوت شدن پدر، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و برای پیدا کردن کار راهی تهران شد.
,
شهید در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج یک پسر می باشد.
,
شهید نوروزی در تهران کارگر بود و در تظاهراتی که قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت شرکت می کرد تا اینکه در سال 1357 در یکی از همین تظاهرات مورد اصابت گلوله رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت و به خیل شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی نائل گشت.
,
پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران مدفون گردید.
,
,
,
,
,

,
,
,
انتهای پیام/ش
,
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه