خاطرات زنان مبارز و انقلابی ارومیه از بهمن 57؛
سهم زنان و دختران در پیروزی این انقلاب، کمتر از سهم مردان نبوده است/ در زمان پهلوی هویت زنان و دختران مسلمان ایرانی لگدکوب شده بود
امروز ایران و ایرانیان یک بار دیگر خاطره پیروزی انقلاب اسلامی ایران را گرامی می دارند و از خاطرات شیرین آن دوران می گویند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از اروم نیوز؛ زنان ارومیه ای از زمانی که اولین جرقه انقلاب در دوم بهمن ماه سال 57 با به گلوله بستن مسجد اعظم ارومیه رقم خورد و حتی قبل از آن همیشه در صحنه بوده و تا آخرین نفس دلاورانه جان بر کف در صف اول مبارزه حق علیه باطل بودند و همانطور که امام (ره) فرمودند: مردم ما مرهون شجاعت زنان شیردل هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز, ؛,امام خمینی(ره) که همواره نقش زنان را در انقلاب مورد توجه قرار داده و در عصر استفادة ابزاری از زن در تبلیغات و تجارت، سخن از کرامات آنان به میان می آورد، می فرمود: از دامن زن، مرد به معراج می رود و این سخن شیوا در اوج مبارزات و کوران انقلاب معنا می یابد. آنجا که زنان، مردها را برای شرکت در تظاهرات، شکستن حکومت نظامی، پخش اعلامیه و حتی مبارزات مسلحانه تشویق می کردند.
,یاد شهیدانی که از شهر و دیار، مادران، همسران و فرزندان خود گذشتند و برای نجات وطن و ناموس ایرانی به میادین جنگ رفته و دیدار حضرت دوست ماندن در خاطره تاریخ را بر سایر ارزش های انسانی ترجیح دادند هرگز از یاد و ذهن هر ایرانی پاک نخواهد شد و این رسالت هر فرد را برای حفظ این میراث ارزشمند که بهایی گران برای آن پرداخت شده است را صد چندان خواهد کرد.
,شاید نوشتن در چنین فضای تکراری و کلیشه ای کمی سخت باشد اما هر سال با فرا رسیدن بهمن ماه، انقلاب بهاری دوباره آغازمی کند و شوق نوشتن را در قلم بارور می کند.
,
آری نوشتن از حال و هوای آن روزها، گفت وگو با کسانی را می طلبد که آن حال و هوا را درک کرده باشند، واقعیت آن روزها را لمس کرده باشند و اکنون در مواجهه با این روزها خاطرات آن روزدر ذهنشان تداعی شود.
به همین منظور و برای اینکه به خاطرات زنان فعال دوران انقلاب که همچنان باز هم در صحنه فعال هستند سری بزنیم با تنی چند از این مادران گفت و گویی ترتیب دادیم و از آنان خواستیم تا از خاطراتی که از زمان مبارزات انقلابی مردم علیه رژیم شاه و پیروزی انقلاب دارند برایمان بگویند.
,

,
شمامه لنبرانی مادری پیر و سالخورده که همه او را می شناسند این مادر بزرگوار مادر شهید فلاح است که خانه اش سالهای سال است وقف کارهای خیر است مادری خوش لهجه که به اقتضای سنش، تصویری واضح و روشن از انقلاب و حال و هوای آن روزها دارد، وی دربارة حضور زنان و دختران در تظاهرات و مخالفت آنان با رژیم غاصب پهلوی می گوید: فقر و بی عدالتی، استبداد رژیم پهلوی و سیاه بختی مردم تنها عامل حضور آنها در فعالیت های انقلابی، تظاهرات و غیره نبود، بلکه انگیزه و هدف والاتری آنها را به چنین حضوری واداشته بود.
,
وی در رابطه با خاطراتی که از دوران انقلاب و پیروزی آن به یاد دارد می گوید: در ماههای دی و بهمن 1357 معمولا روزها مردم به راهپیمائی علیه نظام شاهنشاهی می پرداختند.
,وی با بیان این که آن روزهای خون و حماسه هیچ گاه فراموش نمی شوند،می گوید: سهم زنان و دختران در پیروزی این انقلاب، کمتر از سهم مردان نبوده است، اگرچه زنان و دختران هم پای شوهران، پدران و برادران خویش در فعالیت های انقلابی هم چون نوشتن شعار علیه نظام ستمشاهی طاغوت یا پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) و... حضور نداشتند، اما آنان در خانه های کوچک و محقر خود نوارهای سخنرانی را مخفی و تکثیر می کردند، زندانیان فراری را پناه می دادند و حتی در شرایط حساس و بحرانی آن زمان، جراحات مجروحان حوادث انقلاب را مداوا می نمودند.
,وی می افزاید: در کنار این امور که بانوان، انجام آنها را نوعی وظیفه تلقی می کردند، در پاره ای اوقات شاهد مرگ عزیزان و مردانشان نیز بودند که در آن زمان حتی اجازة سوگواری به آنها داده نمی شد و در نهایت شهیدانشان مخفیانه و بدون مراسمی به خاک سپرده می شدند.
,این مادر سالخورده آهی کشید و گفت: همه باید بدانند این انقلاب با شوخی به دست نیامده که به سادگی از دستش بدهیم تمام دلمشغولیمان نابودی استکبار و پیروزی انقلاب بود و الان هم باید مواظب باشیم تا این آسایش و راحتی و امنیت را که در کشور حاکم است مورد تهدید قرار نگیرد و جوانان ادامه دهنده راه شهدا باشند.
,

,
زهرا محمدخانی نیز در این رابطه می گوید:آن دوران روزهای خوبی بود همه مردم یک صدا و یک دل و صمیمی فقط سقوط رژیم پهلوی را می خواستند و آمدن امام خمینی و برقراری حکومت اسلامی هدفشان بود همه به هم کمک می کردند خبری از مسخره کردن و توهین به چادری ها نبود در ایران قبل از انقلاب سیاسی، انقلاب فرهنگی اتفاق افتاده بود و چادر یک ارزش و اعتبار برای خانم ها شده بود.
,
بالاخره انقلاب پیروز شد و رژیم پهلوی سقوط کرد و امام خمینی (ه)به عنوان اولین ولیّ فقیه اعلام حکومت اسلامی کرد و از روزهای اول انقلاب یعنی اوائل سال ۵۸ امام به خانم ها دستور دادند چادر را فراموش نکنند.
,وقتی دستور امام را شنیدم از شدت خوشحالی می خواستم پرواز کنم آخه آنقدر توهین و تمسخر و... تحمل کرده و سکوت کرده بودیم که این دستور مثل آزادی از زندان و شکنجه چندین ساله بود و در یک کلمه پیروزی انقلاب اسلامی برای زنان عزت و اقتدار بخشید.
,

,
زهرا نجفی یکی دیگر از آن شیر زنان است که خاطرات بسیاری از آن روزها دارد. وی برای ترسیم و یادآوری آن روزها به توصیف خاطره ای که در ذهنش نقش بسته می پردازد و می گوید:
,
در یکی از آن شب هایی که صدای گلوله، سکوت کوچه ها را می شکست، طبق قرار قبلی با زنان همسایه تصمیم گرفتیم در خانه هایمان را نیمه باز بگذاریم تا اگر جان یکی از جوانان محله به خاطر تعقیب نظامیان طاغوت و عوامل ساواک به خطر افتاد به راحتی به یکی از خانه های ما پناه آورد که اتفاقاً همین هم شد و یکی از جوانان که حین نوشتن شعارهای انقلابی بر روی دیوار با نیروهای ساواک مواجه شده بود پس از تعقیب و گریزی نسبتاً طولانی به منزل یکی از همسایگان که پیرزنی شیردل بود، پناه آورد. لحظاتی بعد زمانی که ساواکی ها برای یافتن او به در منازل ما آمدند پس از جست وجوی بسیار از نبود او در خانه های ما سراغ منزل پیرزن رفتند، اما آن پیرزن به حدی جسورانه مقابل ساواکیان ظاهر شد که آنان جرأت ورود به خانة او را نیافتند و در نهایت دست خالی بازگشتند.
,دیدن چنین صحنه هایی ما را تشویق می کرد که بیش از پیش علیه نظام ستمشاهی طاغوت گام برداریم لذا از فردای آن روز بیش تر زنان و دختران هم پای مردان فعالیت می کردند.
,هر چند نقش آنان در پیروزی انقلاب بسیار قابل تقدیر است اما حضور زنان و مادرانی که فرزندانشان را بر دوش گرفته بودند و هم پای مردان با سردادن شعارهای انقلابی در تظاهرات شرکت می کردند، حقیقتی است انکارناپذیر که نباید فراموش شود.
,

,
ثریا معصوم زاده که همسرش جانباز است می گوید فضای مسموم، فساد و بی بندوباری های رایج در آن زمان و القاء الگوهای غربی و نامتعارف باعث شده بود اصالت و هویت زنان و دختران مسلمان ایرانی تحت الشعاع این عوامل قرار گیرد، مخصوصاً که چنین مسأله ای هر روز رواج و شدت بیش تری به خود می گرفت و نظام فاسد طاغوت برای به ابتذال کشیدن زنان و دختران ایرانی هر روز تدابیر و ترفندهای نوینی را به کار می بست که نمونة عینی آن تکرار مسأله کشف حجاب به شکل جدیدی بود که اکثر بانوان و مخصوصاً زنان و دختران مسلمان و مذهبی زیر بار آن نمی رفتند و سرسختانه بر مسأله حجاب خود پافشاری می کردند.
,
وی خاطرنشان می کند: حفظ ارزش های اسلامی و باورهای دینی مهم ترین عامل حضور بانوان در عرصه هایی هم چون انقلاب، دفاع مقدس، انتخابات و... بوده که تحت هر شرایطی و حتی در خفقان رژیم پهلوی و فشارهای روانی موجود، فراموش نشده است اما متأسفانه این مهم در شرایط فعلی تحت تأثیر برخی عوامل و تهاجم فرهنگی برخی کشورهای غربی و به اصطلاح متمدن، دستخوش تغییر و تحول گردیده است، چنانچه می بینیم برخی بانوان و دختران، خواسته یا ناخواسته به ارزش های وجودی خویش پانهاده اند و حتی به حجاب ظاهری خود که خون هزاران شهید به پای آن ریخته است، اهتمامی ندارند.
,

,
فاطمه حسن خانی با لهجه شیرین آذری در مورد خاطراتی که از زمان پیروزی انقلاب و مبارزات رژیم شاهنشاهی به یاد دارد می گوید: یادم هست آن روزهای آخر جمعیت زیادی اعم از زن و مرد به صورت یکپارچه علیه رژیم شاه شعار می دادند و مبارزات علیه رژیم شاه بسیار شدیدتر شده بود بطوریکه مردم لحظه ای دست از فعالیتهای خود بر نمی داشتند و آنقدر سرسختانه پای آرمانهای خود ایستادند و مبارزه کردند تا اینکه پیروز شدند.
,
وی با تأکید بر نقش فراموش ناشدنی زنان، اتحاد، همدلی و همبستگی مردم اعم از زن و مرد و پیر و جوان را رمز موفقیت و پیروزی انقلاب می داند انقلابی که مادران برای به ثمر نشستن آن از فرزندانشان و زنان از شوهرانشان گذشتند.
,امروز نیز زنان و دختران جامعه باید با الگوگیری از مقاومت و ایثارگری زنان آن دوران به مقابله با جنگ فرهنگی به پاخیزند و اجازه ندهند غرب فرهنگ منحط خود را به ما القا کند.
,

,
معصومه قیاس بیگی نیز بنا به اقتضای ذهنی که از خاطرات آن دوران دارد می گوید یادم هست روزهای آخر جمعیت زیادی اعم از زن و مرد به صورت یکپارچه علیه شاه در خیابانها شعار می دادند و به پیش می رفتند که ناگهان تیراندازی مأموران شاهنشاهی به سمت مردم بی پناه آغاز شد جمعی از مردم با بدن های خونین بر زمین افتاده و برخی دیگر عقب نشینی می کردند.
,
اما مردان و زنان باغیرت آن زمان بیدی نبودند که با این بادها بلرزند و در اولین فرصت که پیدا می کردند دوباره به مبارزات انقلابی خود ادامه می دادند و نوارهای صوتی و اعلامیه های امام را پخش می کردند.
,این فعالیتها ادامه داشت تا اینکه خداوند بزرگ و متعال دعایمان را مستجاب کرد و امام آمد و با امدن امام عزت و اقتدار به زنان این سرزمین بازگردانده شد.
,

,
کلثوم نوری یکی دیگر از زنانی است که هنوز هم با گذشت چندین سال از آن دوران دست از فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی خود برنداشته است وی در مورد خاطراتی که از دوران پیروزی انقلاب اسلامی به یاد دارد می گوید آن زمان که رژیم منحوس شاه روزهای آخر خود را می گذراند و پیروزی مردم نزدیک بود اهل خانه بیرون رفتند و من را به علت اینکه بچه در بغل داشتم با خود نبردند بعد از ساعتی صدای تیراندازی به گوشم رسید با ترس به کوچه دویدم و ازهمسایه مان جلیل آقا که کوچه بود پرسیدم چه خبر است این چه سروصدایی است گفت نترسید انقلاب پیروز شده و این سر و صداها، صدای شادی مردم و نشانه شکست رژیم شاهنشاهی است.
,
این بانوی فعال می گوید آن زمان برادرم که از دانشجویان مبارز خط امام بود روزی رفت مسجد اعظم و برای من که عکسی از امام آورد و گفت این عکس امام است که زیاد حسرت دیدنش را داشتی.
آن زمان آشنایی داشتیم که در اداره شهربانی آن زمان شاغل بود و هر روزی که قرار بود ساواک خانه ها را بگردد به ما اطلاع می داد تا مدارک و اسنادی که در خانه داشتیم را قایم کنیم و ما هم بیل و کنگ و ... را پشت در منزل برای دفاع از خودمان می گذاشتیم.
دوستانی که می دانستند عکس امام نزد من است می آمدند و از من می خواستند که عکس امام را نشانشان دهم و همگی می نشستیم و دعا می کردیم تا خود امام را از نزدیک ببینیم در حیاط کنار حوض زیر دو عدد آجر را خالی کرده بودم و عکس امام را به همراه اعلامیه هایی که داشتم با یک روزنامه و کیسه که دورش پیچیده بودم در آنجا قایم می کردم.
,
,
,
,
انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه