به بهانه سالگرد فداکاری حامد فریدی دانش آموز کُردستانی

حدیث یک فداکاری بزرگ از جنس کُردستان

حدیث یک فداکاری بزرگ از جنس کُردستان
"حامد فریدی" بزرگ مرد کوچک کردستانی زمانی که تنها فقط 13 سال سن داشت، حدیث یک فداکاری بزرگ را برای تمامی مردم کُردستان و ایران زمین رقم زد و برای همیشه در اذهان ثبت شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوای آبیدر، بارها و بارها داستان فداکاری های بزرگ در کُردستان را شنیده ایم. از تراشیدن موی سر توسط معلم فداکار مریوانی تا پیگیری مریضی دانش آموز بیجاری توسط معلم. همه و همه از دیاری کُردستان، دیار فرهنگ و نوع دوستی؛ چه زیبا رهبر انقلاب توصیف کردند: "کُردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است."

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نوای آبیدر, نوای آبیدر, "کُردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است.",

این بار حدیث فداکاری توسط یک کودک 13 ساله کامیارانی رقم خورد. امروز 13 سال از فداکاری آن نوجوان 13 ساله می گذرد اما یاد و خاطره وی در اذهان مردم کُردستان به عنوان بزرگ مردی کوچک باقی مانده است.

,

 

,

عابدین حمیدی دایی این نوجوان دلیر کامیارانی واقعه را اینگونه بیان می کند:

, عابدین حمیدی دایی این نوجوان دلیر کامیارانی واقعه را اینگونه بیان می کند:,

"حامد فریدی" این بزرگ مرد کامیارانی در سال بهمن سال 1379 در راه بازگشت از مدرسه وقتی متوجه می شود که سه نفر از همسن و سالهای خودش در میان آب و یخهای شکسته شده روی گودالی ایجاد شده بر روی رودخانه پایین تر از مدرسه گرفتار شده و با مرگ حتمی دست و پنجه نرم می کردند، بلافاصله برخلاف درخواست اکثر حاضران در صحنه که به علت ترس از شکستن مجدد مابقی یخها قادربه کمک نبودند با شهامت هرچه تمامتر برای کمک به آنها اقدام و در حالی که ابتدا توسط شال گردنش بهنام صادقی را لب گودال کشیده و کاملا بیرون می آورد و برای بیرون کشیدن دو نفر دیگر (هادی فضلی و آرش کمانگر) مجبور می شود ریسک بیشتری نماید و کاملا به لبه یخ برود و در حالی که کاپشن خود را درمی آورد و از آنها می خواهد یک آستین آن را بگیرند و با تلاش زیاد در حالی که وزن آن دو نفر به علت خیس شدن لباسهایشان در آب خیلی سنگینتر شده بود آنها را به لبه یخ می کشد و از مرگ حتمی نجات می دهد.

,

آن مرحوم در حالی که سعی می کند کاملاً آن دو نفر را به بیرون از آب بیاورد ناگهان یخ زیر پای خودش نیز می شکند و بعد از لیز خوردن با حالت شیرجه وار به داخل آب می افتد. آن کودک غیور، شناگر خوبی بود ولی متاسفانه از نقطه ای دیگر که لایه ضخیمی از یخ داشته سربیرون می آورد و تلاش معصومانه اش برای شکستن یخ و نجات خود بی نتیجه می ماند (شخصاً زخمهای روی پیشانی و زیرناخنهایش را در غسالخانه مشاهده کردم که ناشی از سعی اش برای ضربه زدن و چنگ کشیدن زیر یخها بود) بعد از دقایقی و رسیدن معلمها و ابتدا دور کردن هادی و آرش از منطقه خطر و حتی تلاش دو نفر از آن بزرگواران که شناگر هم بودند برای بیرون آوردن حامد قهرمان، به علت سردی آب بی نتیجه می ماند تا اینکه بعد از یک ساعت و تخریب گودال توسط لودر و تخلیه آب جمع شده، جسد بی جان و یخ زده اش را جلوی چشمان و زجه های خواهر و مادرش بیرون کشیدند...

,

 

,

دوستان نجات یافته توسط حامد فریدی

, دوستان نجات یافته توسط حامد فریدی, دوستان نجات یافته توسط حامد فریدی,

 

,

دوستان نجات یافته توسط مرحوم حامد فریدی
حال، اگر من حقیر بعد از سالها و در سیزدهمین سالگرد درگذشت و یا می توان گفت شهادت یکی از فرزندان صلاح الدین ایوبی این مطلب را در دنیای مجازی منتشر کردم نه به عنوان دایی حامد بلکه با الهام گرفتن از مردانگی کسانی چون معلم فداکار مریوانی آقای محمد علی محمدیان و اینکه خیلی حیفم آمد که ایرانیان ندانند که چنین موارد و فداکاری هایی همیشه در این خطه از ایران عزیز وجود داشته است. خواستم یادآوری کنم که کردها جلوه ایثار، فداکاری و مردانگی بوده و هستند و سن و سال تاثیری در این طرز فکر ندارد. چون حامد مدتی قبل داستان فداکاری معلم مرحوم ادهم مظفری را که برای نجات دخترشاگردش از چنگ رودخانه کام (روستای الک کامیاران) جان خود را تقدیم کرده بود شنیده بود.
حامد خوانده بود که شهید حسین فهمیده، دهقان فداکار و ... را که با فداکاری، نام خود را در در تاریخ ایران زمین ثبت کرده بودند.

, دوستان نجات یافته توسط مرحوم حامد فریدی, دوستان نجات یافته توسط مرحوم حامد فریدی,
, کردها جلوه ایثار، فداکاری و مردانگی بوده و هستند و سن و سال تاثیری در این طرز فکر ندارد.,
, حامد خوانده بود که شهید حسین فهمیده، دهقان فداکار و ... را که با فداکاری، نام خود را در در تاریخ ایران زمین ثبت کرده بودند., حامد خوانده بود که شهید حسین فهمیده، دهقان فداکار و ... را که با فداکاری، نام خود را در در تاریخ ایران زمین ثبت کرده بودند.,

 

,

 

,

دایی حامد گلایه هایی را نیز بازگو می کند.

, دایی حامد گلایه هایی را نیز بازگو می کند. ,

وی می گوید: "اما شاید برخی ها ندانند و یا نخواهند که این حدیث فداکاری منتشر شود و مثل دهقان فداکار و امثالهم در کتابهای درسی فرزندانمان نامی از آنها درج گردد! و جالب اینکه نهایت اهتمام مسئولین محلی هم نام گذاری دبستانی کوچک در داخل شهر و بعد از مدتی هم برچیدن تابلوی همان دبستان بود!"

, جالب اینکه نهایت اهتمام مسئولین محلی هم نام گذاری دبستانی کوچک در داخل شهر و بعد از مدتی هم برچیدن تابلوی همان دبستان بود!",

البته لطف بزرگ اهدای لوح تقدیری هم در این رابطه به پدر آن مرحوم نباید فراموش شود.

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه